آمریکا چگونه در جنگ با ایران روابطش را با متحدان عربی خراب کرد؟:

سقوط رویای خلیج‌فارس

گروه بین الملل
کدخبر: 626477
ماه مه سال گذشته دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا سفری پیروزمندانه به‌عربستان سعودی، قطر و امارات‌متحده‌عربی انجام داد.
سقوط رویای خلیج‌فارس

جهان‌ صنعت – ماه مه سال گذشته دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا سفری پیروزمندانه به‌عربستان سعودی، قطر و امارات‌متحده‌عربی انجام داد. او در جریان این‌سفر چهارروزه از «شگفتی‌های درخشان» پایتخت‌های خلیج‌فارس تمجید کرد، برنامه‌های جاه‌طلبانه نوسازی این‌کشورها را ستود و از بیش از ۳تریلیون‌دلار سرمایه‌گذاری تعهدشده کشورهای خلیج‌فارس و «ابر‌توافق‌ها» میان شرکت‌های آمریکایی و عربی رونمایی کرد.

طبق گزارشی که در این‌خصوص مجله فارن افرز منتشر کرده اما تنها یک‌سال کافی بود تا همه‌چیز تغییر کند. چندهفته پس از آغاز حمله آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران در ۲۸‌فوریه بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان‌سعودی و امارات‌متحده‌عربی همگی با موجی از موشک‌ها و پهپادهای ایرانی مواجه شدند که پایگاه‌های نظامی، فرودگاه‌ها، پالایشگاه‌های نفت و مراکز داده را هدف قرار می‌دادند. در ۸آوریل آتش‌بس بخش عمده درگیری‌ها را متوقف کرد اما ایران عملا تنگه‌هرمز را مسدود کرده و صادرات نفت، گاز و سایر کالاهای کشورهای خلیج‌فارس را متوقف کرده است.

مشکل رهبران خلیج‌فارس تنها به‌وضعیت تنگه‌هرمز محدود نمی‌شود. آنها نمی‌خواهند در نظمی منطقه‌ای زندگی کنند که در آن یک‌همسایه بتواند نحوه اتصال اقتصادهایشان به‌جهان را تعیین کند. بسیاری از آنها از نحوه مدیریت جنگ توسط واشنگتن و چگونگی پیشبرد مذاکرات صلح احتمالی نگران و سردرگم شدند. اکنون در همه کشورهای خلیج‌فارس استراتژیست‌هایی حضور دارند که خواهان کاهش یا حتی قطع روابط با آمریکا هستند و استدلال می‌کنند که تعهدات امنیتی واشنگتن نتوانست حملات ایران را بازدارد و منطقه را وارد جنگی چندماهه کرد.

کشورهای خلیج‌فارس هرگز به‌صلح کامل در همسایگی خود نیاز نداشتند اما تلاش‌های دهه گذشته آنها برای تنوع‌بخشی به‌اقتصاد و کاهش وابستگی به‌سوخت‌های فسیلی و نیز کاستن از محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی به‌مهار بی‌ثباتی منطقه وابسته است. در آینده قابل پیش‌بینی این‌امر به‌معنای ادامه اتکا به‌آمریکا به‌عنوان شریک اصلی راهبردی و امنیتی آنهاست زیرا روابط دو طرف عمیق است و کشورهای خلیج‌فارس جایگزین مناسبی ندارند.

در تئوری برخی کشورهای خلیج‌فارس می‌توانند به‌صورت جداگانه با ایران به‌توافق برسند، درون خود متحد شوند یا شرکای خارجی جدیدی برای جایگزینی بخشی از نقش آمریکا بیابند اما هیچ‌یک از این‌گزینه‌ها ثباتی را که برای تحقق اهداف داخلی خود نیاز دارند فراهم نخواهد کرد.

باوجود نقش واشنگتن در آغاز جنگ بی‌ثباتی سیاست‌هایش و خساراتی که اقداماتش به‌اقتصاد منطقه‌ای و جهانی وارد کرده پس از پایان درگیری فرصتی برای تعمیق شراکت آمریکا و کشورهای خلیج‌فارس وجود خواهد داشت. البته اگر واشنگتن عملا کنترل تنگه‌هرمز را به‌ایران واگذار کند ممکن است این‌فرصت از دست برود اما اگر آمریکا بتواند جنگ را پایان دهد و آزادی کشتیرانی در این‌آبراه حیاتی را تضمین کند شانس آن را خواهد داشت که روابط راهبردی خود را با منطقه تقویت کرده و از منافع اقتصادی بازسازی پساجنگ بهره ببرد.

درچنین‌شرایطی اختلال گسترده اقتصادی ناشی از این‌جنگ نشان داد که ادعای «خلیج‌فارس به‌آمریکا نیاز دارد اما آمریکا دیگر به‌خلیج‌فارس نیازی ندارد» تا چه اندازه توخالی است. درواقع هر دو طرف به‌شراکت اقتصادی و راهبردی با یکدیگر نیاز دارند تا بتوانند در جهانی رقابتی و غیرقابل پیش‌بینی حرکت کنند.

اهرم فشار کجاست؟

این‌جنگ باعث نوعی بازاندیشی در کشورهای خلیج‌فارس شده است. قرار بود تضمین امنیتی آمریکا و حضور نظامی آن پشتوانه راهبردهای توسعه این‌کشورها باشد و بی‌ثباتی منطقه را مهار کند تا آنها بتوانند بر تحول داخلی تمرکز کنند اما در عمل همین حضور باعث شد ایران خاک کشورهای خلیج‌فارس را هدف تلافی‌جویانه قرار دهد.

تلاش کشورهای خلیج‌فارس برای تنش‌زدایی با ایران در سال‌های اخیر نیز نتوانست مانع حملات تهران شود. شرکت‌های چندملیتی هنوز منطقه را ترک نکردند اما تاسیسات تجاری آسیب دیده، درآمدها کاهش یافته و فعالیت‌های اقتصادی متوقف شده؛ مسائلی که پرسش‌هایی جدی درباره آینده خلیج‌فارس به‌عنوان مقصدی رقابتی برای سرمایه و نیروی انسانی بین‌المللی ایجاد کرده است. کارخانه‌ها را می‌توان بازسازی کرد و درآمدها می‌توانند بازگردند اما بازگرداندن اعتماد بسیار دشوارتر است.بدترین سناریو برای کشورهای خلیج‌فارس این‌است که ایران همچنان تنگه‌هرمز را عملا مسدود نگه دارد. برخی رهبران خلیج‌فارس شاید بخواهند آمریکا ایران را به‌طور کامل خلع سلاح کنند اما اکثر آنها می‌دانند که سناریوهای دیگر محتمل‌تر است. حتی یک آتش‌بس طولانی‌مدت که گهگاه با حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران همراه باشد به‌معنای سال‌ها نااطمینانی اقتصادی خواهد بود.با این‌حال گزینه‌های کشورهای خلیج‌فارس برای بازگرداندن امنیت نیز چندان امیدوارکننده نیست. برخی ممکن است بخواهند ارتش‌های خود را در خدمت جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران قرار دهند اما دیگران نگران واکنش ایران یا بی‌اعتماد به‌اسرائیل هستند که اکنون آن را عامل بی‌ثباتی منطقه می‌دانند.

درمجموع کشورهای خلیج‌فارس از کشیده‌شدن به‌جنگی که آمریکا برخلاف توصیه آنها آغاز کرد خشنود نیستند. لحن و اقدامات متغیر دولت ترامپ از آغاز جنگ تاکنون پرسش‌هایی درباره قابلیت اتکای آمریکا ایجاد کرده است.

در این‌میان انور قرقاش، مشاور رییس امارات در این‌باره گفته است: موشک‌ها ایرانی بودند اما سامانه‌های دفاعی آمریکایی. اگرچه بازدارندگی شکست خورد اما سامانه‌های دفاعی تا حدی توانستند موشک‌های ایرانی را رهگیری کرده و مانع تلفات گسترده شوند. کشورهای خلیج‌فارس نیز به‌عملکرد ارتش‌ها و تاب‌آوری جوامع خود افتخار می‌کنند. با این‌حال اتخاذ رویکردی تهاجمی‌تر علیه ایران می‌تواند پروژه‌های اقتصادی داخلی آنها را بیش‌ازپیش به‌تاخیر اندازد و خاکشان را درمعرض خطر بیشتری قرار دهد آن‌هم بدون تضمین اینکه آمریکا در مدیریت پیامدها به‌آنها کمک کند.

شکاف در شورای همکاری

کشورهای خلیج‌فارس می‌توانند برای تقویت امنیت جمعی، ادغام اقتصادی و استفاده از نفوذ خود بر تهران و واشنگتن متحد شوند تا منافعشان در مذاکرات پایان جنگ لحاظ شود اما اختلافات سیاسی ازجمله تنش میان عربستان و امارات که از اواخر سال گذشته تشدید شد مانع چنین اقدامی شده است.

اگرچه همه آنها از جنگ آسیب دیدند اما تجربه هر کشور متفاوت بوده و اکنون نیز درباره آینده اختلاف‌نظر دارند. برای مثال امارات بیش از اسرائیل و تقریبا به‌اندازه سایر کشورهای خلیج‌فارس درمجموع هدف موشک‌ها و پهپادهای ایرانی قرار گرفته و اکنون نسبت به‌دیپلماسی بسیار بدبین است.

درمقابل عمان به‌اقیانوس هند دسترسی مستقیم دارد و از مسدودشدن تنگه‌هرمز منافع اقتصادی برده است. این‌کشور در نقش سنتی میانجی منطقه‌ای همچنان به‌دنبال راه‌حل دیپلماتیک با ایران است. سایر کشورها نیز میان این ‌دوموضع قرار دارند و نشانه‌های قانع‌کننده‌ای از وحدت میان آنها دیده نمی‌شود.

درواقع کشورهای خلیج‌فارس بیشتر تمایل دارند به‌صورت جداگانه عمل کنند همانگونه که خروج امارات از اوپک و تمایلش برای رهایی از تصمیمات عربستان نشان داد.

گزینه‌های جایگزین آمریکا

کشورهای خلیج‌فارس می‌توانند برای کاهش وابستگی اقتصادی و راهبردی خود به‌واشنگتن روابطشان را با روسیه و چین گسترش دهند اما مشکل اینجاست که هیچ‌قدرت دیگری نمی‌تواند آنچه آمریکا ارائه می‌دهد فراهم کند.

روسیه درگیر جنگ اوکراین است و حتی برای حفظ جایگاه خود در سوریه نیز مشکل دارد. چین نیز اگرچه به‌دلیل خرید نفت ایران با تهران روابط نزدیکی دارد اما تمایلی برای برعهده‌گرفتن مسوولیت امنیت منطقه نشان نداده است. پکن تنها زمانی وارد تلاش‌های دیپلماتیک شد که جنگ بر نفتکش‌های عازم چین اثر گذاشت.

کشورهایی مانند کانادا، هند و برخی کشورهای اروپایی و آسیای شرقی می‌توانند همکاری اقتصادی، فناوری، نظامی و سیاسی ارزشمندی ارائه دهند. نگرانی مشترک از غیرقابل‌اتکابودن آمریکا آنها را به‌همکاری بیشتر با خلیج‌فارس سوق داده است.

حدود دوجین کشور نیز آمادگی خود را برای حفاظت از کشتیرانی در تنگه‌هرمز اعلام کردند. فرانسه، رژیم اسرائیل، کره‌‌جنوبی، ترکیه، اوکراین و بریتانیا ازجمله بازیگرانی هستند که حمایت سیاسی و دفاعی ارائه می‌دهند. بااین‌حال هیچ‌یک نمی‌توانند جایگزین کامل حمایت دفاعی، اطلاعاتی، دیپلماتیک و فناورانه آمریکا شوند.

آینده چه خواهد شد؟

ازآنجاکه هیچ‌یک از اقدامات کشورهای خلیج‌فارس به‌تنهایی امنیت پیش از جنگ را بازنمی‌گرداند آمریکا فرصت خواهد داشت روابط خود را با کشورهای خلیج‌فارس تقویت کند.

ادامه حضور آمریکا درمنطقه به‌نفع واشنگتن است. همانگونه که جنگ نشان داد اقتصاد جهانی و درنتیجه اقتصاد آمریکا به‌آزادی کشتیرانی و صنایع خلیج‌فارس نه‌فقط نفت و گاز بلکه کود شیمیایی، پتروشیمی و سایر محصولات وابسته است. بنابراین بی‌توجهی آمریکا به‌توصیه متحدان و تمایلش به‌ورود به‌جنگ‌های نسنجیده نارضایتی گسترده‌ای ایجاد کرده است.

آخرین اخبار