سرچشمه قدرت افراطیون
یکم- در نظام سیاسی داخلی جمهوری اسلامی از سالهای پس از جنگ گروههایی به نام «افراطیون» یا «خودسرها» پیدا شدند. این گروهها در شروع فعالیت سازمانیافته خود بیشتر به گردهماییهای دانشجویی و سیاسی که بهشکلی وابسته به مداراجویان و اصلاحطلبها بودند به مرور کار خود را گسترش داده و گروهی سازمانیافته شدند که با شادروان هاشمیرفسنجانی رییسجمهور سالهای۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ مخالفت کرده و به بهانه اینکه به میزان کافی نسبت به آزادیهای اجتماعی متعصب نیست او را زیر فشار قرار دادند.
دوم- حالا در این ستون و در کلمههایی محدود میخواهید چه پرسشی را مطرح کنید؟ نخست از شما بپرسم اجازه هست درباره افراطیون بیشتر بنویسم؟ بله بنویسید.
سوم- افراطیون یا نیروهای سرخود در هشتسال ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی و حتی در دوران مبارزه سیاسی وی در جریان انتخابات به طور مداوم کارشکنی کرده و جنجال درست میکردند بهطوریکه رییسجمهور وقت یعنی سیدمحمد خاتمی با صراحت گفت که هر ۹روز یکبار بلوا درست میکردند. این گروههای سازمانیافته در دولت احمدینژاد اندکی آرام شده و در برابر شماری از آنها به طور رسمی خود را سردمدار این طیف معرفی کرده و همسازهای این گروه حتی به دولت و مجلس قانونگذاری و به ویژه بهصداوسیما رفتند و حالا در مجلس فعلی و نیز در نهادهای دیگر حضور دارند و در برابر مسالهای در سطح کلان مثل جنگ یا صلح دخالت و فضای صلحطلبی را تسلیمطلبی معرفی میکنند.
چهارم- بهنظرم حالا باید بنویسید که چه پرسشی درباره افراطیون دارید؟ پرسش این است: قدرت این افراطیون از کجا سرچشمه میگیرد؟ آنها به چه نهادی امید دارند که هیچ نهادی هم کاری به کار آنها ندارد؟ آنها چگونه صداوسیما و بخش قابلاعتنایی از مجلس را به دست آوردهاند؟ کسی میتواند به این پرسش جواب دهد؟
