سال تحصیلی گمشده
پویا اصل باغ- سال تحصیلی۱۴۰۵–۱۴۰۴ در ذهنمیلیونها دانشآموز و دانشجوی ایرانی بهعنوان سالی پر از تعطیلی و سردرگمی ثبت شد. کمتر از ۱۴روز تا پایان این سال پرچالش باقی مانده؛ سالی که در آن مراکز آموزشی کشور بهدلایل گوناگونی چون دوجنگ، بحران انرژی، اعتراضات و آلودگی هوا تعطیل شدند و عملا چراغ مدارس و دانشگاهها یکییکی در این مسیر پرتنش خاموش شد. درچنینشرایطی آموزشمجازی از طریق پلتفرمهایی مانند شاد، وادانا و سایر برنامههای مشابه آغاز شد اما نتایج آن پرونده آموزش را در وضعیت قرمز قرار داد. افت یادگیری، اختلال در سامانهها، قطعی اینترنت و جدینگرفتن آموزش غیرحضوری تنها گوشهای از تبعات این شیوه بود. بر اساس تماسهای «جهانصنعت» با برخی خانوادههای دانشآموزان و دانشجویان مشخص شده که بخشی از محصلان پساز حضور در کلاس و اعلام حضور و غیاب میخوابند و والدین بهجای آنها در کلاس حاضر میشوند! رخدادی که نه تقصیر دانشآموز و دانشجوست و نه والدین و معلمان بلکه این وضعیت نتیجه سالها سیاست «تعطیلیمحور» در نظام آموزشی بوده که ابتکار را از این ساختار مهم ربوده است.
باوجود شرایط جنگی کشور امنیت محصلان بیتردید باید در اولویت باشد اما حجم سنگین کتب درسی، کیفیت پایین تدریس در فضای مجازی، قطعی اینترنت و دهها عامل دیگر خلأ بزرگی در آموزش کشور ایجاد کرده است. نگرانیها از تاثیر بلندمدت این ضعفها نیز از هماکنون آغاز شده است. سال تحصیلی کنونی بهتدریج بهایستگاه پایانی رسیده و انتظار میرفت با تکیه بر تجربیات گذشته سیاستگذاری و کیفیت آموزش غیرحضوری ارتقا یابد اما نهتنها این اتفاق رخ نداد بلکه شرایط از پیش نیز آشفتهتر شد.
چالههای پنهان نظام آموزشی
ابراهیم سحرخیز، معاون اسبق وزارت آموزش و پرورش با انتقاد از روند کنونی و سیاست تعطیلیمحور به«جهانصنعت» گفت: بهقبل از این قضایا یعنی قبل از جنگ و کرونا اشاره میکنم. ما از قبل هم وضعیت مطلوبی در آموزشوپرورش نداشتیم! چنانکه در آزمونهای بینالمللی تیمز و پرلز، ایران همواره جزو پنجکشور آخر با ۴۴درصد فقر یادگیری در دوره ابتدایی بوده است. این بدان معناست که حدود ۴۰تا۴۴درصد دانشآموزان ما در مهارت پایه خواندن و نوشتن نیز بهاهداف تعیینشده دست نمییابند. در امتحانات نهایی نیز شاهد افت مداوم نمرات بودیم بهطوریکه میانگین معدل کشوری سالبهسال کاهش یافته و اخیرا برخی استانها میانگین۸۸/۷ را تجربه کردند. این درحالی بود که هنوز خبری از جنگ، کرونا و بحرانهای انرژی نبود. سیستم آموزشی کشور در آن دوران نیز با چالشهای کیفی جدی مواجه بود؛ ازجمله توانمندسازی ناکافی معلمان، نبود فضای آموزشی مناسب، دسترسی محدود بهوسایل کمک آموزشی و استفاده نامناسب از فناوریهای هوشمند و هوشمصنوعی.
وی افزود: افزودن بحرانهای اخیر بهمشکلات پیشین وضعیت آموزش و پرورش را بهمرحلهای بغرنج رسانده که جبران آن اگر نگوییم محال بسیار دشوار و ممتنع است. مطالعات اخیر مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که مشکل ما در ارزشیابی توصیفی دوره ابتدایی نیز ریشهدار است زیرا نه والدین و نه معلمان درک درستی از آموزش و کیفیت آن ندارند. این امر بهدلیل نظام آموزشی عمدتا نمرهمحور، کمیمحور و کنکورمحور بوده که ناگهان بهارزشیابی کیفی در دوره ابتدایی روی آورده است.
معیشت معلمان در سراشیبی سقوط
سحرخیز در ادامه بهاهمیت دوره ابتدایی پرداخت و اضافه کرد: دوره ابتدایی بهدلیل اهمیت پایهای خود نیازمند توجه ویژهای است. تحقیقات نشان داده که ضعف در سواد پایه خواندنونوشتن حتی در مقاطع بالاتر تحصیلی، ریاضیات، علوم و ادبیات، مشکلات عدیدهای ایجاد میکند. در ایران بیشترین کمتوجهی بهآموزش صورت گرفته است. درکنار آشفتگی در حکمرانی آموزشوپرورش از طیفهای مختلفی از معلمان برای پرکردن کلاسها استفاده شده است: معلمان خرید خدماتی، شرکتی، حقالتدریسی، رسمی، فارغالتحصیلان دانشگاه فرهنگیان و غیرفارغالتحصیلان. این وضعیت با مشکلات معیشتی معلمان تشدید میشود. برخی از معلمان با دریافت حقوق ۱۲تا۱۳میلیونتومانی حتی هزینه ایاب و ذهاب خود را نیز تامین نمیکنند و این مساله همراه با بیانگیزگی بهکیفیت آموزش لطمه میزند. با اضافهشدن جنگ عملا یک سال تحصیلی ازدسترفته تلقی میشود زیرا آموزش مجازی در کشور باوجود تلاشهایی برای بهبود همچنان نواقص جدی دارد.
اجحاف در حق آموزش
این مسوول سابق آموزشی با طرح پرسشهایی بهنقد مقوله ارفاق نیز پرداخت و گفت: آیا تمام استانها از ضریب نفوذ یکسانی برخوردارند، آیا مناطق روستایی بهآموزش مجازی با کیفیت دسترسی دارند، آیا معلمان قادرند فضای مجازی را بهمحیطی بانشاط، پویا و جذاب برای دانشآموزان تبدیل کنند و آیا محتوای آموزشی تولیدشده جذابتر از کتاب درسی است و میتواند دانشآموزان را جذب کند؟ درکنار اینها ما یک اجحاف در حق آموزش کردیم. در چنین شرایطی برخی کمکها بهدانشآموزان در سطوح بالاتر که با نیت خیر صورت میگیرد درواقع نوعی اجحاف و خیانت بهآموزش و پرورش محسوب میشود. این رویکردها درنهایت منجربه نتایجی چون کاهش انگیزه دانشآموزان و حتی همانطورکه در گفتگو با معلمان شنیده میشود بیتوجهی آنها بهچتر آموزش میشود.
مشکل در نوشتن و خواندن
سحرخیز اظهار کرد: ضعف در سیستم آموزشی ما فراتر از مشکلات فعلی است بهطوری که دانشآموزان با پایه ضعیف وارد پایههای بالاتر میشوند. بهعنوان مثال دانشآموز در پایه هفتم هنوز جدول ضرب را بلد نیست یا آقای قالیباف میگوید که بچهها نام و نامخانوادگیشان را نمیتوانند بنویسند چون دیکتهشان ضعیف است. همه اینها بهدوران ابتدایی برمیگردد. حتی برخی مدرسان ما نیز مشکل دارند. معلمان فعلی محصول همین سیستم آموزشی ناکارآمد هستند.
اگر بخواهیم صادقانه بهاین موضوع بپردازیم ممکن است بهمذاق برخی خوش نیاید. در شرایطی که مدارس حضوری بودند و خبری از تعطیلیها و بحرانهای اخیر نبود حجم کتابهای درسی و زمان اختصاصیافته برای تدریس چنان غیرواقعبینانه و آرمانگرایانه انتخاب شده بود که تکمیل آن برای معلمان و دانشآموزان دشوار بود. در چنین شرایطی معلمان مجبور به ماستمالیکردن مطالب ارائه جزوه یا حذف بخشهایی از کتاب بودند. این رویکرد که ظاهرا بر اساس اهدافی چیدمانشده و بهصورت سلیقهای و گلخانهای اجرا میشود.
حبس محصلان در خانه
این معاون اسبق آموزش و پرورش در ادامه بیان کرد: جنگ و مشکلات اقتصادی آسیبهای روحی و روانی شدیدی بهکودکان وارد کرده است. در گذشته حتی ۱۳روز تعطیلی نیز باعث دلتنگی و افسردگی دانشآموزان میشد. حال تصور کنید سهتاچهارماه حبس در خانه درکنار مشکلات اقتصادی و خانوادگی چه تاثیری بر روحیه و انگیزه مشارکت در آموزش مجازی خواهد داشت؟
حال که این فضا نیز از دست رفته جبران آن بسیار دشوار است. پیشنهاد میشود که بهجای ارتقای بیرویه دانشآموزان یک آزمون ورودی جدی برای ورود بهمقاطع بالاتر برگزار شود تا مشخص شود دانشآموزان در طول این مدت چه میزان آموختند. اعطای «لطف» در این زمینه نه تنها مفید نبوده بلکه ضربهای بهآینده آموزش و پرورش است.
چرت سنگین آموزش
سحرخیز میافزاید که گزارشهایی مبنی بر خوابیدن دانشآموزان در کلاسهای مجازی و شرکت اولیای آنها در کلاسها بسیار تاسفبار است. این مساله نشاندهنده عمق مشکل در «شاد» و سایر پلتفرمهای آموزشی است. ما در حوزه ارزشیابی صادقانه برخورد نکردیم و حساسیت والدین را برانگیختیم. تصور بر این است که اگر دانشآموز نمره واقعی خود را بگیرد والدین احساس تحقیر میکنند.
یکی از دلایل اصلی عدم جلب اعتماد والدین نسبتبه سیستم ارزشیابی است. تصور بر این است که اگر نمرات دانشآموزان بالا باشد کارنامه مطلوب تلقی میشود. این نگاه بهرقابت ناسالم بین معلمان و مدارس دامن زده و منجر بهارفاقهای بیجا در نمرات شده است. در فضای مجازی نظارت کافی بر روند آموزش و امتحانات وجود ندارد.
تقلب، معرفی افراد بهجای دانشآموز برای امتحان یا حتی شرکت خواهر و برادر بهجای یکدیگر امری رایج است. این عدم شفافیت ارزیابی واقعی دانشآموزان را غیرممکن میکند. درصورت بازگشایی مدارس ضروری است آزمون ورودی جدی برگزار شده تا سطح معلومات واقعی دانشآموزان مشخص شود.
اگر دانشآموزی دانش لازم را برای ورود بهپایه بالاتر ندارد باید این موضوع بهوالدین اطلاع داده و از ارفاق بیجا پرهیز شود. درشرایط فعلی تکرار یکسال تحصیلی برای برخی دانشآموزان بهویژه آنهایی که بهآموزش کافی دسترسی نداشتند میتواند راهکار مناسبی باشد. درمقابل برگزاری کلاسهای جبرانی با هزینههای بالا تنها بهنفع مدارس غیردولتی و افرادی است که توانایی مالی آن را دارند.
بسیاری از دانشآموزان بهویژه در مناطق محروم و روستاها بهدلیل مشکلات اقتصادی بهسمت کار کودکان سوق داده شدند و آموزش برایشان اولویت ندارد. این مساله علاوه بر افت تحصیلی، آسیبهای جدی عاطفی، اخلاقی و اجتماعی بههمراه دارد که جبران آن دشوار و هزینههایش بر دوش جامعه خواهد بود.
آموزش مجازی مکمل است و نه جایگزین
سحرخیز افزود: یکی از مهمترین مسائل نظارت بر محتوای تولیدشده برای آموزش مجازی است.
محتواهایی که ممکن است مضر و آسیبزا باشند نیازمند بررسی و نظارت دقیق هستند. علاوه بر این مشکلات زیرساختی در سیستم آموزش و پرورش مشهود است.
دسترسی نابرابر بهاینترنت چه در مناطق شهری و چه روستایی یک مانع جدی محسوب میشود. سالهاست که آموزش معلمان در حوزه مجازی بهصورت مجازی برگزار میشود و نظارت کافی بر آن وجود ندارد.
حتی در مواردی معلمان برای دریافت گواهینامه دورههایی را خریداری میکنند که این روند با گذشته که دورههای حضوری برگزار میشد و معلمان مهارتهای خود را بهروز میکردند تفاوت اساسی دارد.
سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزش، که مسوولیت تولید محتوا را بر عهده دارد باید با استفاده از تجربیات جهانی مشکلات شبکههای آموزشی مانند «شاد» را آسیبشناسی کرده و با درنظرگرفتن نظرات معلمان و دانشآموزان آنها را برطرف کند. آموزش مجازی باید بهعنوان مکملی درکنار معلم و آموزش حضوری دیده شود و نه جایگزین آن. معلم نقش راهبر آموزشی را دارد و بدون راهبری او استفاده موثر از اطلاعات و اندیشیدن ممکن نخواهد بود.
تبعیض و شوخیهای تلخ رییسجمهور
این معاون اسبق آموزش و پرورش در ادامه با نقد فراوان بیان کرد: ما ۱۲یا۱۳میلیونتومان ماهانه بهمعلمان حقوق میدهیم و ازسویدیگر حقوق هیاتعلمی دانشگاهها را افزایش میدهیم چون آقای عارف و مجلسیها و نمایندگان خودشان ذینفع هستند. من در گفتوگو با یکی از نمایندگان که مخالف این مساله بود گفتم دستشان درد نکند زیرا استاد هستند نوش جانشان اما چرا شما دربرابر آنها ایستادگی نکردید؟
گفت وقتی بیش از ۱۰۰نماینده در این بین منفعت دارند من چگونه دربرابر آنها ایستادگی کنم؟ ازسویدیگر آقای رییسجمهور مدام از عدالت آموزشی سخن میگوید. آقای پزشکیان کجا عدالت را اجرا کردید؟ این کارها باعث شده که دیگر کلمه عدالت برای معلم مفهومی نداشته باشد.
معلم دیگر انگیزه تدریس ندارد و مدرسه را بهعنوان شغل چندمش محسوب میکند. مشکلات مملکت یکیدوتا نیست.
ابرویش را درست میکنی چشمش کور میشود. من بهآقای پزشکیان میگویم که دیگر سخنان شما در زمینه عدالت و مسائل اقتصادی را جدی نمیگیرم. ایشان درمورد آموزش و پرورش نیز سخن میگوید اما بیشتر بهیک شوخی و طنز تلخ شباهت دارد.
وضعیت کنونی نیز نشان میدهد که وزیر آموزش و پرورش اختیارات و توان لازم را برای ایجاد تغییرات بنیادین در مجموعه را ندارد. تصمیمگیریها در سطوح بالاتر صورت میگیرد و وزیر صرفا مجری طرحهاست. باید بگویم که آموزش و پرورش درگیر مجموعهای از بحرانها شده و تلاش برای حل یک مشکل منجربه ایجاد مشکلات دیگر میشود. این چرخه معیوب اصلاح وضعیت را بسیار دشوار کرده است.
