ساختار معیوب ارز چندنرخی

محمدامین یاسینی
کدخبر: 595981

محمد‌امین-یاسینی

محمدامین یاسینی، پژوهشگر اقتصادی

بازار ارز ایران در وضعیت کنونی را دیگر نمی‌توان با ابزارهای کلاسیک و تفسیرهای خطی توضیح داد. نوسان‌های پی‌درپی، واکنش‌های شدید به اخبار محدود و شکاف‌های عمیق میان نرخ‌های رسمی و غیررسمی نشانه آن است که مساله اصلی نه ضعف نظارت و نه حتی شوک‌های بیرونی بلکه ساختار سیاست ارزی کشور است؛ ساختاری که بر چندنرخی بودن بنا و خود به منبع تولید بی‌ثباتی تبدیل شده است.

از منظر نظریه آشوب، بازار ارز ایران امروز نمونه‌ای روشن از یک سیستم غیرخطی است؛ سیستمی که در آن تغییرات کوچک می‌توانند پیامدهایی بزرگ، نامتقارن و غیرقابل پیش‌بینی ایجاد کنند. چندنرخی بودن ارز، بازار را به مجموعه‌ای از مسیرهای موازی تقسیم کرده است؛ نرخ رسمی، نیمایی، توافقی و آزاد، هر یک به‌مثابه یک «جاذب» مستقل عمل می‌کنند. فعالان اقتصادی ناگزیرند میان این جاذبه‌ها حرکت کنند و همین امر منطق تصمیم‌گیری را از تولید و تجارت مولد به سمت رفتارهای رانتی و سفته‌بازانه سوق می‌دهد. اختلاف‌های ۳۰تا۴۰‌درصدی میان نرخ‌ها صرفا یک فاصله عددی نیست؛ این شکاف‌ها به موتور تولید چرخه‌های بازخورد مثبت تبدیل شده‌اند. هر اختلاف قیمتی، انگیزه سود غیرمولد را تقویت می‌کند و همین انگیزه، فشار تقاضا و نوسان را افزایش داده و شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌سازد. این دقیقا همان الگوی رفتاری است که نظریه آشوب آن را نشانه یک سیستم بی‌ثبات و مستعد انفجار می‌داند. در چنین سیستمی نوسان‌ها تصادفی نیستند. هر تلاش سیاستگذار برای کنترل مقطعی نرخ‌ها، صرفا نوسان را از یک مسیر به مسیر دیگر منتقل کرده است. بازار با سیگنال‌های متناقض مواجه  و انتظارات به‌شدت بی‌ثبات می‌شود. در این فضا هر خبر سیاسی، هر تغییر جزئی در مقررات یا تخصیص ارز می‌تواند مانند جرقه‌ای عمل کند که جهش‌های ناگهانی و شدید قیمتی را رقم بزند. این رفتار محصول واکنش‌های لحظه‌ای نیست بلکه نتیجه منطقی یک طراحی سیاستی نادرست است. در این چارچوب، تک‌نرخی شدن ارز یک توصیه نظری یا انتخاب اختیاری نیست بلکه ضرورتی فوری و ساختاری است. تک‌نرخی شدن به معنای حذف مسیرهای موازی و ایجاد یک مرجع قیمتی واحد است که همه بازیگران اقتصادی حول آن تصمیم می‌گیرند. نرخ واحد رانت ناشی از شکاف‌های قیمتی را از میان می‌برد، فعالیت‌های سوداگرانه را پرهزینه  و نوسان‌ها را حول یک سیگنال شفاف و قابل فهم متمرکز می‌کند. این دقیقا همان راهکاری است که نظریه آشوب پیشنهاد می‌کند: کاهش درجه آزادی سیستم برای مهار بی‌ثباتی. بدون تک‌نرخی شدن هیچ سیاست پولی، مالی یا حمایتی در اقتصاد ایران کارایی لازم را نخواهد داشت.

نرخ‌های متعدد به‌طور ذاتی ابزارهای کنترلی را خنثی می‌کنند و حتی سیاست‌های هدفمند در تلاقی با مسیرهای دیگر نرخ، به رانت و ناکارآمدی تبدیل می‌شوند. حجم بالای نقدینگی، انتظارات تورمی و فساد ساختاری در کنار چندنرخی بودن ارز، سیستمی می‌سازند که ذاتا ناپایدار و غیرقابل پیش‌بینی است.

واقعیت روشن است: نوسانات مزمن بازار ارز ایران، بیش از آنکه حاصل شوک‌های خارجی باشد، نتیجه طبیعی ساختار چندنرخی است. تا زمانی که این عامل ناپایدارساز حذف نشود، همه تلاش‌های کنترلی دیگر محکوم به شکست‌ هستند. تک‌نرخی شدن ارز نه یک گزینه بلکه تنها نسخه اصلاح بازار ارز است؛ سیاستی که همزمان شفافیت انتظارات را افزایش می‌دهد، رانت‌های غیرمولد را حذف می‌کند و امکان تصمیم‌گیری عقلایی را به اقتصاد بازمی‌گرداند. تجربه اقتصادهای دیگر نیز نشان داده است که در سیستم‌های پیچیده، حذف یک منبع بی‌ثباتی بسیار موثرتر از افزودن ابزارهای کنترلی متعدد است. امروز، آن منبع بی‌ثباتی در اقتصاد ایران، چندنرخی بودن ارز است و تاخیر در اصلاح آن، تنها به تداوم آشوب و افزایش هزینه‌های اقتصادی منجر خواهد شد.

وب گردی