جهان صنعت کاهش نرخ فرزندآوری در کشور را بررسی کرد:

زمستان جمعیتی

پویا اصل باغ
کدخبر: 635734
کاهش مستمر موالید در ایران نگرانی‌ها درباره سالمندی جمعیت و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن را افزایش داده است.
زمستان جمعیتی

پویا اصل باغ– این روزها صدای گریه نوزادان در بخش‌های زایمان بیمارستان‌ها و زایشگاه‌های کشور کمتر از سال‌های گذشته به‌گوش می‌رسد. کاهش مستمر موالید در سال‌های اخیر زنگ خطر سالمندی جمعیت را بیش از هر زمان دیگری به صدا درآورده و نگرانی‌ها درباره آینده جمعیتی ایران را افزایش داده است. بسیاری از کارشناسان مشکلات اقتصادی، نااطمینانی نسبت‌به آینده، بحران مسکن، تغییر سبک زندگی، افزایش سن ازدواج و کاهش تمایل به فرزندآوری را از مهم‌ترین عوامل این روند می‌دانند. در کنار این عوامل موضوع دیگری نیز در سال‌های اخیر مورد توجه برخی تحلیلگران قرار گرفته و آن، سهم اتباع خارجی در آمار موالید کشور است. در حالی که تمایل خانوارهای ایرانی به فرزندآوری کاهش یافته بخشی از موالید ثبت‌شده به خانواده‌های مهاجر اختصاص دارد. همین موضوع این پرسش را مطرح کرده که سهم واقعی موالید ایرانیان از آمار کل تولدهای کشور چقدر است و تداوم روند کنونی چه پیامدهایی برای ساختار جمعیتی، فرهنگی و اجتماعی ایران در دهه‌های آینده خواهد داشت؟

موالید به روایت آمار

آخرین آمارهای سازمان ثبت‌احوال کشور نشان می‌دهد شمار موالید در ایران در سال گذشته با کاهش ۸۷‌هزار و ۶۴۹‌نفری مواجه شده است؛ روندی که به گفته کارشناسان می‌تواند زنگ خطری جدی برای آینده جمعیتی کشور باشد. براساس این آمار، تعداد ولادت‌های ثبت‌شده در سال۱۴۰۳ برابر با ۹۷۹‌هزار و ۹۲۹‌نفر بوده که شامل ۵۰۵ هزار و ۴۰۳نوزاد پسر و ۴۷۴‌هزار و ۵۲۶‌نوزاد دختر است. این رقم در سال۱۴۰۴ به ۸۹۲ هزار و ۲۸۰ تولد کاهش یافته که از این میان ۴۶۲‌هزار و ۱۱۸‌نفر پسر و ۴۳۰هزار و ۱۶۲‌نفر دختر بوده‌اند. در این میان نسبت جنسیتی در بدو تولد همچنان به‌نفع پسران باقی مانده اما آنچه بیش از همه مورد توجه قرار می‌گیرد، کاهش کلی موالید و پیامدهای آن بر ساختار جمعیتی کشور است. از مجموع ولادت‌های سال گذشته، ۶۹۳‌هزار و ۴۹۳ مورد (۷/۷۷‌درصد) در مناطق شهری و ۱۹۸‌هزار و ۷۸۷‌مورد (۳/۲۲درصد) در مناطق روستایی به ثبت رسیده است. همچنین آمارها نشان می‌دهد از کل تولدها، ۸۵۶‌هزار و ۶۸۴مورد تک‌قلو، ۱۶‌هزار و ۹۵۱‌مورد دوقلو، ۵۴۶مورد سه‌قلو و ۱۴‌مورد چهارقلو بوده است.

براساس برآوردهای جمعیتی، جمعیت کشور در سال‌۱۴۰۴ به حدود ۵/۸۶‌میلیون نفر رسیده و نرخ باروری نیز به حدود ۳۵/۱‌فرزند به ازای هر زن کاهش یافته است؛ رقمی که به‌طور محسوس پایین‌تر از سطح جایگزینی جمعیت قرار دارد و نشان می‌دهد ایران در مسیر یک گذار جمعیتی شتاب‌گرفته قرار دارد. در همین حال برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که حدود ۱۰‌درصد از کل موالید کشور در سال گذشته، معادل کمتر از ۱۰۰‌هزار نوزاد، مربوط به اتباع خارجی بوده است. این موضوع در سال‌های اخیر به یکی از چالش‌های اصلی مناقشه جمعیتی تبدیل شده است. برخی کارشناسان نیز با اشاره به جمعیت مهاجران حاضر در کشور، برآوردهایی بالاتر از آمارهای رسمی ارائه می‌کنند و معتقدند سهم فرزندآوری این گروه در برخی مناطق بیشتر و قابل توجه است. مجموع این روندها نشان می‌دهد کاهش موالید در ایران صرفا یک تغییر آماری ساده نیست بلکه می‌تواند در بلندمدت پیامدهایی همچون سالمندی جمعیت، کاهش نیروی کار و فشار بر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد.

معمای موالید ایران

شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس، با اشاره به روند کاهش موالید در کشور به «جهان‌صنعت» می‌گوید: در گذشته تعداد موالید در ایران حدود ۲‌میلیون نفر بود اما امروز این رقم به حدود ۸۰۰‌هزار نفر رسیده است. این تغییر در کنار کاهش تعداد فرزندان در خانواده‌ها نشان‌دهنده تحول عمیق در الگوی فرزندآوری است. در سال‌های گذشته میانگین تعداد فرزندان در هر خانواده بیش از شش فرزند بود اما امروز این عدد به حدود ۶/۱‌فرزند رسیده است. همچنین بُعد خانوار که در گذشته بیش از پنج نفر بود، اکنون به حدود سه تا ۲/۳ نفر کاهش یافته است. این روند نشان می‌دهد ساختار خانواده در ایران به‌طور جدی دستخوش تغییر شده است. در گذشته به‌دلیل سنتی بودن جامعه و اشتغال گسترده در بخش کشاورزی، نیروی کار درون خانواده اهمیت بالایی داشت و کمیت فرزند اولویت محسوب می‌شد اما با افزایش شهرنشینی، ارتقای سطح سواد، توسعه امکانات رفاهی و تغییر سبک زندگی، نگاه خانواده‌ها به سمت کیفیت فرزند تغییر کرده و در نتیجه تعداد فرزندان کاهش یافته است.

او درباره وضعیت ازدواج نیز تاکید می‌کند: ما با کاهش ازدواج مواجه نیستیم بلکه با تاخیر در ازدواج روبه‌رو هستیم. افزایش سن ازدواج و در نتیجه تاخیر در فرزندآوری از پیامدهای تغییرات اجتماعی و اقتصادی است. افزایش سطح تحصیلات به‌ویژه در میان زنان، رشد اشتغال، گسترش ارتباطات و افزایش آگاهی‌های اجتماعی از عوامل مهم این روند هستند. به همین دلیل بسیاری از زوج‌ها یا فرزندآوری را به‌تعویق می‌اندازند یا به یک یا دو فرزند بسنده می‌کنند.

نوزادان اتباع در مقابل نوزادان ایرانی

این جمعیت‌شناس درباره نقش اتباع خارجی در آمار موالید نیز می‌گوید: آمارهای موجود عمدتا مربوط به تولدهای ثبت‌شده ایرانیان است و مسیر ثبت تولد برای اتباع متفاوت است. اگرچه در برخی گروه‌های مهاجر میانگین فرزندآوری بالاتر است اما آمار دقیق و تفکیک‌شده رسمی در این زمینه وجود ندارد. برآوردهایی درباره جمعیت چند‌میلیونی اتباع مطرح می‌شود اما این اعداد قطعی نیست و در آمارهای رسمی ثبت احوال منعکس نمی‌شود.

ایران در مسیر سالمندی

کاظمی‌پور می‌افزاید که براساس محاسبات جمعیتی، از حدود سال‌۱۴۲۰ به بعد در صورت ادامه روند فعلی، رشد مطلق جمعیت کاهش خواهد یافت. البته در حال حاضر با وجود کاهش موالید، به‌دلیل اختلاف میان تولد و مرگ‌ومیر(حدود ۸۰۰‌هزار تولد در مقابل حدود ۴۲۰‌هزار فوت)، رشد جمعیت همچنان مثبت است. ایران از حدود سال۱۴۰۰ وارد مرحله نخست سالمندی شده است یعنی بیش از ۷‌درصد جمعیت کشور ۶۵‌سال و بالاتر هستند. سالمندی جمعیت سه مرحله دارد؛ مرحله اول بین ۷ تا ۱۴‌درصد، مرحله دوم بین ۱۴ تا ۲۱‌درصد و مرحله سوم بالای ۲۱‌درصد جمعیت. برآوردها نشان می‌دهد ایران تا حدود سال۱۴۱۵ در مرحله اول باقی می‌ماند، از ۱۴۱۵ تا ۱۴۲۵ وارد مرحله دوم می‌شود و پس از آن به مرحله سوم سالمندی خواهد رسید؛ مرحله‌ای که در آن حدود یک‌چهارم جمعیت کشور سالمند خواهند بود.

کاظمی‌پور در پایان درباره سیاست‌های تشویقی فرزندآوری توضیح داد: قانون جوانی جمعیت از سال۱۴۰۰ اجرا و ستاد جمعیت نیز تشکیل شده است اما روند کلی موالید همچنان کاهشی بوده است. البته نمی‌توان با قطعیت گفت در صورت نبود این سیاست‌ها وضعیت چگونه می‌شد اما شواهد نشان می‌دهد اثرگذاری این سیاست‌ها تاکنون محدود بوده است.

یک چالش و ده‌ها بحران

علیرضا شریفی‌یزدی، جامعه‌شناس در تحلیل وضعیت کاهش موالید در کشور با اشاره به تغییرات چند دهه اخیر در سبک زندگی به «جهان‌صنعت» گفت: این مساله همزمان یک تغییر اجتماعی است و می‌تواند در عین حال به یک بحران نیز تبدیل شود. ما طی حدود دو دهه اخیر یعنی از سال ۱۳۸۵ به بعد، شاهد تغییرات جدی در سبک زندگی مردم بوده‌ایم؛ تغییراتی که ریشه در عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد و در نهایت به‌کاهش نرخ رشد جمعیت و موالید منجر شده است. در گذشته این تصور غالب بود که زن و مرد ازدواج می‌کنند، چند فرزند به دنیا می‌آورند، آنها را بزرگ می‌کنند و زندگی در همین چارچوب خلاصه می‌شود اما امروز برای بسیاری از افراد، زندگی صرفا در این چارچوب تعریف نمی‌شود. افراد به‌دنبال علایق شخصی خود مانند سفر، هنر، ورزش و سایر فعالیت‌ها هستند و فرزندآوری را گاهی مانعی برای این سبک زندگی می‌دانند.

شرایط نامناسب برای فرزندآوری

شریفی‌یزدی افزود: بسیاری از خانواده‌ها بر این باورند که توان تامین هزینه‌های فرزندآوری و تربیت فرزند را ندارند و همین موضوع باعث شده به‌سمت کاهش فرزندآوری یا حتی بی‌فرزندی حرکت کنند. نتیجه این وضعیت، کاهش بعد خانوار و افزایش تک‌فرزندی است. در دهه۶۰ بُعد خانوار در ایران حدود ۲/۴ تا ۹/۴‌نفر بود اما امروز این رقم به حدود ۶/۱ و حتی در برخی آمارها کمتر از یک رسیده است. این تغییر نشان‌دهنده یک تحول جدی در ساختار جمعیتی کشور است. طی سال‌های اخیر رخدادهایی مانند وقایع سال‌های ۹۸، ۱۴۰۱، ۱۴۰۴ و همچنین جنگ اخیر، این پیام را به بخشی از جامعه منتقل کرده که شرایط برای فرزندآوری مناسب نیست. برخی خانواده‌ها معتقدند در چنین شرایطی نباید فرزند به‌دنیا آورد. چه به‌دلیل نگرانی از آینده اجتماعی و امنیتی و چه به‌دلیل آسیب‌های اجتماعی موجود. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها، آینده فرزندان است، ازجمله امکان تامین مسکن، شغل و شرایط مناسب زندگی. این نگرانی‌ها باعث شده بسیاری از خانواده‌ها در تصمیم به فرزندآوری تجدیدنظر کنند. این روند یک تغییر اجتماعی قطعی است. تغییری که هم جنبه‌های مثبت دارد، مانند توجه بیشتر به نیازها و خواسته‌های فردی و هم جنبه‌های منفی جدی اما در مجموع در آینده برای جامعه ایران به یک بحران تبدیل خواهد شد؛ بحرانی که نخستین نمود آن سالمندی جمعیت است.

ابر بحران جمعیتی

این جامعه‌شناس در توضیح پیامدهای جمعیتی می‌گوید: با کاهش موالید، نیروی کار کشور کاهش می‌یابد و جایگزینی نسل فعال با نسل بازنشسته با مشکل مواجه می‌شود. این وضعیت در نهایت به پیری جمعیت و اختلال در تعادل جمعیتی منجر خواهد شد.

براساس برخی برآوردها، در صورت ادامه روند فعلی، جمعیت ایران تا سال ۱۴۷۵ ممکن است به زیر ۳۲‌میلیون نفر برسد. این موضوع نشان‌دهنده شدت تغییرات ساختاری در جمعیت کشور است. این وضعیت را می‌توان یک ابربحران دانست؛ بحرانی که حتی کیان تمدنی ایران را تهدید می‌کند. در هیچ دوره تاریخی چنین عدم تعادلی میان زاد و ولد و مرگ وجود نداشته است.

شریفی‌یزدی درباره نقش اتباع خارجی در این روند نیز می‌گوید: این نگرانی از چند زاویه مطرح می‌شود؛ نخست اینکه اساسا این حجم از حضور اتباع خارجی در کشور محل پرسش است و باید بررسی شود چرا چنین سیاستی در زمینه مرزها و ورود اتباع اتخاذ شده است. بخشی از این حضور قانونی و بخشی غیرقانونی است و این مساله پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد. طبیعی است که وقتی تعادل جمعیتی میان جامعه میزبان و جامعه مهاجر به‌هم بخورد، تبعات آن نیز ظاهر می‌شود. این وضعیت نتیجه سیاست‌های دولت گذشته است و اگر برای آن چاره‌اندیشی نشود، در آینده می‌تواند مشکلات جدی‌تری برای کشور ایجاد کند.

آخرین اخبار