جهان‌ صنعت احوال کنونی جامعه کشور را بررسی کرد:

روزگار تلخ مردم

پویا اصل باغ
کدخبر: 599494
امروز در ایران صدای خسته جامعه‌ای به گوش می رسد، که بیش‌ازپیش فرسوده شده و نمی‌داند که سرانجام این همه تلخی به کجا ختم خواهد شد.
روزگار تلخ مردم

پویا اصل‌ باغ- شرایط زیست در کشور به‌قدری دشوار شده که کام زندگی را بر جامعه تلخ کرده است؛ گویی که مردم کشورمان بر مدار تلخی‌ها قرار گرفتند و نشانه‌ای از بهبود احوال آنها مشاهده نمی‌شود. سفره‌ها کوچک‌تر از دیروز، چهره‌ها غمگین، امیدها ناامید و مردم خسته‌تر از گذشته درحال ادامه دادن هستند. طی هفته‌های جاری با تشدید گرانی‌های افسارگسیخته و عدم توجه مسوولان و دولتمردان به بحث معیشت، اعتراضات گسترده‌ای در کشور ایجاد شد که متاسفانه تعدادی به‌دلایل متعددی جان خود را از دست دادند. از سوی دیگر، بسیاری از جوانان که از ناامیدی به ستوه آمده بودند و در اعتراضات شرکت کردند، بازداشت یا خانه‌نشین شده‌اند. اگر از خیابان‌ها گذر کنید، کسی دیگر نمی‌خندد، چهره شهر آشفته است و برخی سیاه‌پوش از دست دادن عزیزان خود هستند.

مسبب این اوضاع آشفته و ناکارآمدی که از زمین و آسمان نمایان شده، مسوولانی هستند که دغدغه جامعه را نداشته و روزگار را بر مردم تلخ کرده‌اند، است. در چنین شرایطی امید می‌رفت که دولتی‌ها به خودشان بیایند و گامی در جهت بهبود اوضاع بردارند اما با اتخاذ تصمیماتی مانند تعطیلی گسترده، قطعی اینترنت و… روزبه‌روز شکاف میان خود و مردم را گسترده‌تر کردند. بارها نوشتیم و هشدار دادیم که جامعه از این همه گرانی، عدم نظارت، کمبودها و بی‌توجهی به ستوه آمده‌اند و تا دیر نشده به خودتان بیایید اما آنها توجهی به این مسائل نکردند. آنچه امروز به گوش می‌رسد، صدای خسته جامعه‌ای است که بیش‌ازپیش فرسوده شده و نمی‌داند که سرانجام این همه تلخی به کجا ختم خواهد شد.

مردم در آرزوی زندگی

چندی پیش مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس با تحلیل اعتراضات معیشتی و خطاب قرار دادن مسعود پزشکیان به «جهان‌صنعت» گفته بود: آقای پزشکیان، دستور شما به وزیر کشور برای گفت‌وگو با نمایندگان معترضان در ظاهر نشانه‌ای از شنیدن صداهاست اما پرسش بنیادین اینجاست: آیا واقعا هنوز نیاز به «شنیدن» وجود دارد؟ آیا وضعیت جامعه ایران، این سطح از نارضایتی این حجم از خشم فروخورده و این گستره از ناامیدی، برای شما و دولت نامکشوف مانده است؟ سال‌هاست جامعه‌شناسان و اقتصاددانان

نسبت به شکاف عمیق دولت و ملت هشدار داده‌اند. مساله امروز کمبود اطلاعات نیست بلکه مساله، فقدان شجاعت در پذیرش ریشه‌های بحران است. مشکل جامعه ایران صرفا اعتراض نیست که با گفت‌وگو با چند نماینده خیابانی حل شود. اعتراض، معلول است، نه علت. ریشه بحران در تورم مزمن، فقر فزاینده، بی‌ثباتی اقتصادی، انسداد سیاست خارجی و احساس بی‌تاثیری رای و خواست مردم نهفته است. تا زمانی که با معلول مبارزه می‌شود و نه با علت، هر سیاست آرام‌سازی موقتی تنها تعویق بحران است، نه حل آن.

آب‌روشن بیان کرده بود: آقای پزشکیان، بودجه کشور آینه اولویت‌های حاکمیت است. وقتی میلیاردها دلار صرف پروژه‌هایی می‌شود که هیچ تاثیر مستقیمی بر معیشت مردم ندارند، پیام روشنی به جامعه مخابره می‌شود، زندگی مردم در اولویت نیست. جامعه‌ای که زیر فشار تورم خرد می‌شود، جامعه‌ای که طبقه متوسط آن در حال فروپاشی است، جامعه‌ای که جوانانش آینده‌ای برای خود متصور نیستند، با شعار قانع نمی‌شود. مردم از شما انتظار دارند شجاعت بازتعریف اولویت‌ها را داشته باشید. کاهش تنش با غرب، خروج از سیاست آمریکا‌ستیزی، بازنگری در سیاست‌های منطقه‌ای و تلاش واقعی برای رفع تحریم‌ها، نه نشانه ضعف بلکه نشانه عقلانیت و مسوولیت‌پذیری است. تاریخ نشان داده هیچ کشوری با انزوا پیشرفت نکرده است. توسعه، محصول تعامل است، نه تقابل دائمی.

تمرکز سیاستمداران بر مسائل فرعی

محمدتقی فاضل‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم نیز در گفت‌وگو پیشین خود با «جهان‌صنعت» بیان کرده بود که مسوولان به‌جای پرداختن به مسائل اقتصادی و معیشتی مردم، تمام مرکز خود را به موضوعات فرعی مانند حجاب دوخته‌اند. اعتراضات اخیر را نمی‌توان صرفا واکنشی به مشکلات اقتصادی دانست. این مسائل ریشه‌ای مشترک دارند و باید در کنار یکدیگر دیده شوند. مشکلات اقتصادی جدا از مسائل سیاسی نیستند و مسائل سیاسی نیز از مشکلات اجتماعی و فرهنگی تفکیک‌پذیر نیستند. این حوزه‌ها به‌طور کامل به‌هم پیوسته‌اند. تا زمانی که مشکلات سیاسی حل نشود و مساله کشور با جهان تعیین‌تکلیف نشود، مشکلات اقتصادی نیز حل نخواهد شد. از سوی دیگر تا زمانی که بحران‌های اقتصادی ادامه داشته باشد، وضعیت اجتماعی و فرهنگی نیز بهبود پیدا نمی‌کند. به‌جای پرداختن به ریشه‌های اصلی بحران‌ها، تمرکز سیاستگذاری‌ها بر موضوعات سطحی و فرعی قرار گرفته است. در حالی که مساله اصلی یافتن ریشه‌های مشکلات کشور و حرکت به ‌سمت درمان بنیادین آنهاست، برخوردها اغلب معطوف به معلول‌ها بوده است. فاضل‌میبدی هشدار داده بود: مردمی که برای تامین ابتدایی‌ترین نیازهای خود از جمله نان، گوشت، میوه و سایر اقلام ضروری با مشکل مواجه‌ شده‌اند احساس می‌کنند دیده نمی‌شوند و صدایشان شنیده نمی‌شود. این احساس به‌ مرور زمان به خشم اجتماعی تبدیل می‌شود و در بزنگاه‌هایی به شکل اعتراض بروز پیدا می‌کند. از سوی دیگر ناکارآمدی دولت و نبود برنامه مشخص برای ساماندهی اوضاع اقتصادی بر شدت بحران افزوده است. اداره کشور نیازمند استفاده از مدیران متخصص، دانا و کارشناس است. صرف شعارهایی مانند وفاق، بدون تکیه بر شایسته‌سالاری نمی‌تواند مشکلات را حل کند. تیم اقتصادی دولت ازجمله در نهادهایی مانند بانک مرکزی از نگاه بسیاری از کارشناسان، توان لازم برای مواجهه با بحران‌های موجود را ندارد. حل مشکلات کشور نیازمند همراهی همه ارکان حاکمیت است. تا زمانی که جناح‌بندی‌ها ادامه داشته باشد و مجلس، دولت و سایر نهادها در برابر یکدیگر قرار گیرند، امکان حل ریشه‌ای مسائل فراهم نخواهد شد. بدون اصلاح سیاست خارجی، جذب سرمایه‌گذاری، تقویت تولید و به ‌حرکت ‌درآوردن چرخه اقتصاد، کشور با بحران‌های بزرگ‌تری مواجه خواهد شد؛ بحران‌هایی که اگر به‌موقع برای آنها چاره‌اندیشی نشود، پیامدهای سنگین‌تری در پی خواهد داشت.

جامعه در دام فقر

عالیه شکربیگی، جامعه‌شناس نیز در هفته‌های گذشته در مصاحبه‌ای با «جهان‌صنعت» از صدای خسته جامعه سخن گفته بود. او گوشزد کرده بود: نوسانات شدید ارزی و تورم بالا تاثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی و اقتصادی خانواده‌ها و کسب‌وکارهای کوچک داشته است. در دسامبر ۲۰۲۵ نرخ ارز به حدود ۱۳۸ تا ۱۴۲‌میلیون ریال به ازای هر دلار رسید و تورم سالانه نیز بین ۴۲ تا ۴۸‌درصد بود با افزایش قیمت مواد غذایی تا ۷۲درصد، طبق گزارش‌های مرکز آمار ایران و سازمان بین‌المللی آمار IMF، این وضعیت باعث کاهش قدرت خرید مردم، افزایش هزینه‌های زندگی، رکود تقاضا و مشکلات تامین مواد اولیه شده است. از منظر اجتماعی این شرایط منجر به تنش‌های اجتماعی گسترده شده است. اعتراضات اخیر در تهران، همدان و دیگر شهرها علیه تورم و سقوط ریال نشان‌دهنده نارضایتی شدید اقتصادی مردم است و این اعتراضات صرفا اقتصادی و بدون پایگاه سیاسی هستند. پیامدهای دیگر شامل افزایش مهاجرت، طلاق و مشکلات روانی ناشی از فشار اقتصادی است که ساختار خانواده‌ها را تضعیف می‌کند. کسب‌وکارهای کوچک نیز تحت فشار شدید هستند. او افزود: افزایش هزینه‌های ورودی و قیمت مواداولیه، به‌ویژه برای صنایعی که به واردات وابسته‌ هستند، مانند تولیدکنندگان کوچک و فروشندگان موبایل باعث افزایش ورشکستگی و تعطیلی شده است. محدودیت دسترسی به ارز و اعتبار به‌ویژه تخصیص‌های ارزی دولتی، این کسب‌وکارها را با مشکلات بیشتری مواجه کرده و موجب افزایش تورم کالایی شده است. گزارش‌های میدانی از بازار تهران و پاساژ علاءالدین نشان می‌دهد که بسیاری از کسبه مجبور به تعطیلی مغازه‌ها و کارخانه‌های کوچک شده‌اند زیرا نه قادر به خرید هستند و نه فروش و آینده شغلی نامشخصی دارند. افزایش اختلالات روانی عمدتا ناشی از کاهش قدرت خرید، بیکاری، مدیریت ضعیف اقتصادی و فشار مالی بر سرپرستان خانوار است. مطالعات نشان می‌دهد که بار اختلالات روانی از ۶/‌۴‌درصد کل سال‌های از دست‌رفته به دلیل ناتوانی در سال۱۹۹۰به ۳/‌۱۰‌درصد در سال۲۰۱۹ افزایش یافته است. این روند با تحریم‌ها، رکود اقتصادی و همه‌گیری کرونا تشدید شده و محدودیت در دسترسی به داروهای روانی، سلامت روان جامعه را بیش از پیش تهدید کرده است. خودکشی و اعتیاد نیز به شدت افزایش یافته‌اند. گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که خودکشی به دلیل مشکلات خانوادگی ۳۲درصد، مسائل زناشویی ۲۶‌درصد و مشکلات اقتصادی ۱۲‌درصد افزایش یافته است.

ویرایش سند فقر مردم

این روزها بیش از هر زمان دیگری معیشت مردم زیر فشار هزینه‌ها در حال «له‌شدن» است. افزایش سرسام‌آور قیمت مواد خوراکی، پوشاک، مسکن، درمان و سایر نیازها، فقر را به یک امر عادی و روزمره در جامعه تبدیل کرده است. در این آشفته‌بازار که سفره مردم به‌طور قابل‌توجهی آب‌رفته و کوچک‌تر شده، دولت مسعود پزشکیان در لایحه بودجه سال آینده افزایش ۲۰درصدی حقوق‌ها را پیش‌بینی کرده است. این در حالی است که به‌باور کارشناسان، نرخ تورم کشور حدودا بین ۴۰تا ۸۰‌درصد برآورد می‌شود و چنین افزایشی در میزان دستمزدها، توهین به شعور مردم است. با این‌حال طی روزهای گذشته، مجلس خبر داد که قرار است دستمزدها به مقدار ۴۰ تا ۵۰ افزایش پیدا کند اما پرسش اصلی اینجاست که آیا تورم نیز به همین میزان کنترل می‌شود؟ یا قرار است که با جهش اینچنینی، مجدد بحران اقتصادی تشدید شود؟

وضعیت قرمز امنیت غذایی

در شرایطی که تامین حداقلی‌ترین کالاها برای سیر کردن شکم به امری دشوار برای خانوار تبدیل شده است، برخی اقلام اساسی مانند روغن و برنج خارجی کمیاب شده و به‌دلیل نوسانات شدید قیمتی، توسط برخی افراد احتکار می‌شود. شرایط به‌قدری پیچیده و آشفته است که نه توانایی نظارت بر بازار وجود دارد و نه قدرت برخورد با محتکران و ایجاد تعادل قیمتی و تامین کالاها. در چنین وضعیتی تیم اقتصادی دولت مسعود پزشکیان برای مهار این وضعیت، اعتبار یک‌میلیون تومانی را به‌عنوان راهکار موثر برای بهبود معیشت مردم اختصاص داده است. اعتباری که بیش از آنکه کمک حال جامعه باشد، به نمک پاشیدن بر زخم مردم شباهت دارد. از سوی دیگر کارشناسان اقتصادی و پزشکان تغذیه معتقدند که اعتبار یک‌میلیون تومانی دولت نه‌تنها پاسخگوی هزینه‌های معیشت نیست بلکه بیش از هر چیز توهین به شعور جامعه و شوخی تلخ پاستورنشینان با سفره مردم و امنیت غذایی آنها تعبیر می‌شود.

ترکش سیاست‌های دولت بر پیکر زخمی جامعه

سیاست‌های اتخاذ شده از سوی دولت و مقامات عالی‌رتبه، به‌قدری دردناک بود که همچنان ترکش این سیاست‌ها بر پیکر زخمی جامعه باقی مانده است. شکاف مردم و دولت بیش‌از گذشته گسترده‌تر شده و خبری از بهبود اوضاع نیز به گوش نمی‌رسد. در شرایطی که معیشت و درمان قسطی شده، قیمت روغن و تخم‌مرغ سر به ‌فلک گذاشته و خانواده‌ها را شرمنده کرده است. نمی‌توان کتمان کرد که احوال جامعه در فروپاشی قرار گرفته؛ برای کنترل و بهبود اوضاع دیر شده و در صورت تداوم، کشور با بحران‌های پرهزینه‌تری روبه‌رو خواهد شد.

آخرین اخبار