دوراهه مردم و حکومت

محمدصادق جنان صفت
کدخبر: 607325

پرسش مهمی که اکنون در ذهن ایرانیان پر‌رنگ‌تر از پیش شده این است که آیا نهاد حکومت در ایران دنبال این است که منافع مادی و آرامش روحی- روانی برای آنها را در پلکان اول فعالیت خود قرار دهد یا اینکه دنبال هدف‌ها و خواسته‌های راهبردی دیگری است. اگر این پرسش را با مدیران نهادهای حاکمیتی در میان بگذاریم بدون تردید از پاسخ دادن مستقیم به آن شانه خالی خواهند کرد. البته آنها در ضمن پاسخ‌های خود اگر پاسخ دهند، می‌گویند این هدف نیز برای آنها در صدر هدف‌ها قرار دارد. تنگنای ساختاری در جمهوری اسلامی اما این است که نمی‌توان این پرسش را به‌طور مستقیم با شهروندان در میان گذاشت و مطمئن بود پاسخ مردم هرچه باشد بدون دستکاری منتشر می‌شود برای اینکه بتوان به این پاسخ رسید نیاز به نهادهای نظر‌سنجی مستقل از قدرت وجود دارد که جمهوری اسلامی راه تاسیس آنها را مسدود کرده است. به این ترتیب راهی نیست که بشود به پرسش بالا پاسخ داد.

بیاید فرض کنیم تامین منافع مادی و رفاه ایرانیان و نیز آماده‌سازی آرامش روانی و ذهنی ایرانیان در دستور کار نهادهای حاکمیتی  قرار دارد و حتی فرض کنیم دیگر هدف‌های استراتژیک مثل صدور انقلاب اسلامی‌، مبارزه با استکبار برای نابودی تبلور استکبار یعنی آمریکا و نیز ادامه حکومت به شکل فعلی در ذیل این راهبرد قرار دارند. حالا پرسش این است که در ۴۷‌سال تازه سپری‌شده  و تحت حاکمیت نهادهای حاکمیتی این هدف راهبردی یعنی افزایش رفاه مادی و نیز آماده کردن الزام‌های آسایش روح- روانی مردم موفقیت‌آمیز بوده یا ناکامی و شکست را هدیه کرده است. پرسش تازه مطرح شده برای این است که بررسی شود آیا حکمرانی اقتصادی و نیز سیاسی و اجتماعی در ۴۷‌سال پس از سپری شدن کارآمدی داشته یا نه. معیار سنجش برای پاسخ به این پرسش تازه چیست؟ یک معیار این است که سطح رفاه مادی در دوره رژیم پیشین را با امروز مقایسه کنیم‌. این مقایسه به دلیل اینکه محل مناقشه است و نیز به این ‌دلیل است که شرایط گوناگون را در حال حاضر کنار می‌گذاریم. یک معیار دیگر این است که سطح رفاه مادی و درآمد سرانه ایرانیان را با کشورهای دیگر مثل کشورهای حاشیه خلیج‌فارس یا ترکیه و کره‌جنوبی یا حتی مالزی و اندونزی مقایسه کنیم. واقعیت این است که کشورهای یادشده و حتی میانگین سطح رفاه در جهان نشان نمی‌دهد حکمرانی اقتصادی در جمهوری اسلامی کامیاب باشد. یادمان باشد که میزان آرامش روانی و ذهنی ایرانیان به دلیل اینکه در این سال‌ها با دو جنگ و سال‌ها مبارزه با استکبار را دیده‌اند نیز نسبت به کشورهای یاد شده پایین‌تر است. یک معیار دیگر این است که سطح  رفاه مادی امروز ایرانیان را با سال‌های تازه سپری شده پس از جنگ در ترازو قرار داده  وزن‌کشی کنیم. اعتراف بسیار‌ی از مدیران نهادهای حاکمیتی و نیز آمارهای رسمی از شاخص‌های کلان و نیز سبد مصرفی خانواده‌ها نشان می‌دهد ایرانیان در دهه۷۰ در وضعیت بهتری قرار داشتند. آمارهای رسمی بانک مرکزی و نیز مرکز آمار نشان می‌دهد میزان مصرف سرانه گوشت قرمز، برنج، لبنیات و دیگر کالاهای اساسی کاهش جدی داشته است. از سوی دیگر امروز ایرانیان با دلهره احتمال  شروع جنگی تازه روبه‌رو هستند و آرامش از ایرانیان سلب شده است. چرا چنین وضعیتی داریم؟ دلیل اصلی این است که نهادهای حاکمیتی به جای اینکه به فکر نان و آب و آسایش مردم باشند دنبال راهبردهای دیگر بوده‌اند. این در حالی اتفاق افتاده که اکثریت قابل اعتنای مردم ایران همانند همه شهروندان جهانی از دولت انتظار داشتند حکمرانی را به سوی برآورده کردن نیازهای مادی سوق دهد.

آخرین اخبار