دست خارجنشینان به خون کشتهشدگان ۱۸ و ۱۹ دیماه آلوده است
نادر کریمی جونی
دونالدترامپ با هر بهانه و توسل به هر دستاویز درصدد است که از شروع جنگ و حمله به ایران پرهیز کند. تردیدی نیست که بسیاری از تظاهراتکنندگانی که پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹دیماه به خیابانهای تهران آمدند امید به دخالت ایالاتمتحده داشتند و تصور میکردند بلافاصله پس از به خیابان آمدن گروهی از مردم در ایران، سربازان ایالاتمتحده که مترصد آمدن به داخل خاک و براندازی حکومت ایران هستند، به کمک تظاهراتکنندگان خواهند شتافت و پس از براندازی حکومت، کشور را به معترضان و آشوبگران خواهند سپرد.
همان هنگام برخی تحلیلگران با توجه به سابقه دروغگویی و گزافهگویی رییسجمهور ایالاتمتحده، به اعتراضکنندگان و آشوبگران هشدار دادند که با طناب آمریکا به چاه نروند و ریسک نکنند.
رسانههای فارسیزبان خارج از کشور اما به مخاطبان خود اطمینان میدادند که برخلاف رییسجمهورهای پیشین ایالاتمتحده، دونالد ترامپ مرد عمل است و حتما به آنچه گفته عمل خواهد کرد. گویندگان، مجریان، تحلیلگران و برنامهسازان این رسانهها در تغذیه فکری مخاطبان خود بهگونهای رفتار میکردند که انگار هزاران سرباز و کماندوی آمریکا در همین نزدیکی به انتظار نشستهاند تا هرچه زودتر به داخل خاک کشور نفوذ و حکومت جمهوری اسلامی ایران را براندازی کنند. درست از شامگاه پنجشنبه اما که تعدادی انسان در این آشوبها کشته شدند، ترامپ که وعده داده بود در صورت کشتهشدن اعتراضکنندگان، علیه جمهوری اسلامی و بهنفع مردم ایران وارد خواهد شد تغییر موضع داد و نه فقط درباره کشته شدن یا علت کشته شدن ایرانیان ابراز تردید کرد بلکه اهلیت فرزند شاه مخلوع ایران را برای برعهده گرفتن سرپرستی کشور زیر سوال برد و صریحا اعلام کرد که پهلوی را برای تصدی امور ایران دارای صلاحیت نمیداند.
با آن موضعگیری و عقبنشینی ترامپ از مداخله بهنفع معترضان، حتی خوشبینترین تحلیلگران اطمینان یافتند که دونالدترامپ به وعده خویش عمل نکرده و بهنفع معترضان و آشوبگران مداخله نخواهد کرد یا دستکم عمل به این وعده در آیندهای نزدیک و قابل پیشبینی رخ نخواهد داد. با این حال رسانههای فارسیزبان خارج کشور که این عقبنشینی و تشکیک ترامپ را سانسور کردند و انتشار ندادند همچنان بر طبل جنگ میکوبیدند و چنان رفتار و تبلیغ میکردند که این گمان پدید میآمد که ایالاتمتحده همچنان در ساعتهای آینده به میدان خواهد آمد و بهنفع آشوبگران و معترضان مداخله و حکومت مرکزی ایران را براندازی میکند. از این بابت دست همین رسانهها که معترضان و آشوبگران را به فعالیتهای رادیکالتر تشویق و مردم را دچار هیجان کاذب کردند، به خون کشتهشدگان آلوده است و دستکم پیش وجدان خود باید به این اتهام پاسخ دهند. جالب است که این رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، حالا و در مورد موضوع تعداد کشتهشدگان، روزنامهنگاران داخل ایران را به مزدوری حکومت متهم میکنند و میگویند روزنامهنگاران داخل کشور چه حقی دارند که درباره تعداد کشتهشدگان اعلامشده از سوی مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران ابراز تردید میکنند و تعداد اظهار شده را موثق و قابلاستناد نمیدانند. البته رسانهها و روزنامهنگاران خارج از کشور که تعداد کشتهشدگان حوادث اخیر کشورمان را از ۱۲هزار تا ۳۰هزار نفر اعلام کردهاند برای این آمار خود هیچ مدرکی نمیآورند و فقط به منابع خود استناد میکنند. این رفتار دقیقا خبررسانی و نشر اطلاع براساس منابع سیاه است که هیچ اعتمادی را موجب نمیشود و وقتی نمیتوان به منابع سیاه اعتماد کرد معلوم نیست چرا رسانهها و روزنامهنگاران ایرانی خارج از کشور را زیر سوال بردند آمار بیپایهشان را برنمیتابند.
با این همه رسانههای فارسیزبان خارج از کشور با ارائه تفسیرها و تحلیلها و نیز انعکاس جهت دادهشده اخبار، همچنان بهنفع مداخله دونالدترامپ و نزدیک بودن براندازی حکومت ایران از سوی ایالاتمتحده تبلیغ میکنند. توجه و مصادره شدن بهنفع اظهارات بیانشده در این رسانهها، باعث میشود این تصور در ذهن مخاطب پدید آید که در آیندهای قابل پیشبینی که حداکثر یکماه خواهد بود، آمریکا علیه جمهوری اسلامی در ایران دست به عملیات نظامی خواهد زد و حکومت مرکزی این کشور را بر خواهد انداخت. با این تبلیغات، آن ۵/۳ تا ۵میلیون نفری که برآورد میشود در پنجشنبه و جمعه یادشده به خیابان آمده و هنوز به کنار رفتن حکومت فعلی کشورمان امیدوارند. روزشماری میکنند و چشم به آسمان دوختهاند تا هواپیماهای آمریکایی را مشاهده کنند. حتی اگر آن ۵میلیون نفر را به عنوان شمار مخالفان جمهوری اسلامی در نظر بگیریم، گمان میرود که حدود ۷درصد جمعیت کشور در گروه مخالفان قرار گیرند این در حالی است که برابر انتخاباتهای انجامشده و برآوردهایی که در رسانههای غربی ارائه شده دستکم ۱۵ تا ۲۵درصد ایرانیان از حکومت خود پیروی و حمایت میکنند. در این صورت چرا حکومت در حالی که دو برابر مخالفانش هوادار دارد، باید مغلوب شود؟
دستکم در مورد مخالفان، معترضان و آشوبگرانی که در ایران زندگی میکنند، اکنون همه امیدها برای آنکه دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو یا هر خارجی دیگر به میدان بیاید و حکومت ایران را براندازی کند، پایان یافته و قطع شده است. بر این پایه همه اظهارات و تفسیرهایی که از سوی خارجنشینان ایرانی بیان و در آن ادعا میشود که ایالاتمتحده آمریکا مشغول لشکرکشی به خاورمیانه و خلیجفارس است و آرایش جنگی گرفته، تاثیر اندکی حتی در میان مخالفان جمهوری اسلامی در ایران داشته و به همین دلیل فراخوانهایی که در هفتههای گذشته اظهار شده، کمتر مورد توجه قرار گرفته و بازتاب داشته است. اکنون دیگر مخالفان جمهوری اسلامی که در خارج از ایران زندگی میکنند، دخالات ایالاتمتحده آمریکا را نه قریبالوقوع میدانند و نه حتی در مورد احتمال آن سخن میگویند. اظهارات اخیر ترامپ مبنیبر اینکه ایران خواهان مذاکره با ایالاتمتحده است آنقدر تکراری شده که هیچ امیدی را برانگیخته نکرده ادعای او در اینباره که تهدیدهای ایالاتمتحده باعث عدم اعدام بیش از ۸۰۰نفر از دستگیرشدگان شده است، با بیتوجهی مواجه شده نه هیچکس از ترامپ به این خاطر تشکر کرده و نه حتی مخالفان به این ادعا استناد کردهاند. بر این اساس گمان نمیرود که در روزهای آینده مذاکرهای میان تهران- واشنگتن صورت گیرد. آنچه محتمل است و در روزهای آینده مشاهده خواهد شد، ادامه تبلیغات پرحجم، آمیخته به دروغ و اغواگرانه رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و دلداری دادن آنان به معترضان و آشوبگران است. تبلیغاتی که حتی گویندگان آن به تحقق حرفهایشان امیدوار نیستند و میدانند که همه وزن به میدان آمده، برای تغییر حکومت ایران کافی نبوده و نیست و نزدیکترین دوستانشان در ایالاتمتحده و اسرائیل، ریسک حمایت از مخالفان و براندازان حکومت ایران را نه پذیرفتهاند و نه خواهند پذیرفت.

