درسهایی از جنگ رمضان؛ مردم به مثابه رزمندگان درونشهری
نادر کریمی جونی
برخلاف بسیاری از کشورهای بحرانزده که شهروندان و مردم در آنها تبدیل به نقطه ضعف حکومت میشوند و با کنار کشیدن عملا روند فروپاشی دولت و حکومت را تسریع میکنند، در ایران مردم به نقطه قوت حاکمیت جمهوری اسلامی تبدیل شدند.
در واقع راهبردنویسان و استراتژیستهای آمریکایی و اسرائیلی پیشبینی کرده بودند که مردم و بهعبارت بهتر طرفداران سقوط حکومت بهعنوان بازوی داخلی ارتشهای حملهکننده عمل خواهند کرد و قدم آخر نابودی حکومت توسط همین بازوی داخلی برداشته خواهد شد. نمونه این راهبرد در سقوط شهرهای سنینشین عراق در زمان حمله داعش و در افغانستان به هنگام حمله طالبان مشاهده شده بود. از این بابت بود که در روزهای ابتدایی جنگ، ترامپ در پاسخ به یکی از خبرنگاران با تکبر گفت که فعلا مردم به خیابانها نیایند تا آمریکا و اسرائیل به حد کافی حکومت جمهوری اسلامی را تضعیف کند و در موقع مقتضی به ایرانیان اطلاع داده خواهد شد که چه زمانی به میدان بیایند و حکومت جمهوری اسلامی را ساقط کنند.در همین راستا اسرائیل نیز مراکز تجمع و فرماندهی نیروی انتظامی از جمله کلانتریها، مقرها و ساختمانهای فرماندهی و بسیج را مورد حمله قرار داد. در اینباره اسرائیل ادعا میکرد که با حمله به نیروی انتظامی و بسیج، راه حضور مردم در خیابانها و براندازی جمهوری اسلامی را هموار میکند. در این استراتژی، مخالفان درون شهری حکومت جمهوری اسلامی پس از انهدام مراکز پلیس و بسیج و با پشتیبانی نیروهای خارجی حملهکننده و وارد شده به خاک ایران، حکومت مرکزی را نابود کردند. تحلیلگران خارجی که عدم پشتیبانی با شهروندان اوکراینی از دولتشان در جنگ با روسیه را مشاهده کرده بودند، تصور میکردند که در بدترین حالت، شهروندان ایرانی سکوت خواهند کرد و بیطرفی پیشه میکنند که در این صورت هم باز محیط شهرها و خیابانها برای ورود و نقشآفرینی نیروهای خارجی حملهکننده از جمله نیروهای کومله، داعش خراسان و خبات مهیا میشود و در سکوت شهروندان، حکومت مرکزی در تهران فرو خواهد پاشید.جمهوری اسلامی اما از همان روزهای نخست ابتدا در قالب سوگواری برای رهبر شهید و سایر شهدا و سپس برای قدرتنمایی در مقابل مخالفان، هواداران خود را به خیابانها کشاند و تمامی خیابانها، میادین و نقاط حساس شهرها و مراکز استان را از هواداران خود پر کرد. در همین رابطه به مساجد نیز گفته شد که پس از نماز مغرب و عشا و افطار مردم، به جای برگزاری سخنرانی و مراسم مذهبی در خیابانهای اطراف مسجد و در همان محله راهپیمایی پیاده یا خودرویی کنند. جالب است که علاوه بر مذهبیون و مسجدیها، برخی افراد غیرمذهبی با ظاهرهای متفاوت و حتی بیحجاب در این مراسم شرکت کرده و میکنند و شعار خیابان با مردم و مرزها با نظامیان از دل همین راهپیماییها و تجمعها متولد شد.در واقع حضور مردم در همه نقاط شهرهای بزرگ و کوچک و حتی روستاها آنقدر پرحجم و قابلتوجه بود که بسیاری از راهبردنویسان اصلا جایی برای حضور مخالفان جنوب مشاهده نمیکردند و حتی اگر هیچ مسلحی هم در این تجمعها حضور نداشت، باز هم مخالفان جمهوری اسلامی در ازدحام و پرشماری طرفداران جمهوری اسلامی در خیابانها گم میشدند. این بود که استراتژی فروپاشی از درون که تلآویو و واشنگتن آن را تدبیر کرده و مترصد اجرای آن بودند، در نطفه شکست خورد و کنار گذاشته شد. نظیر همین تجمعها در خارج از کشور و به نفع حکومت ایران نیز برپا شد و به تبلیغات پر دامنه و تقریبا موثر سالهای اخیر گروههای ضدجمهوری اسلامی از جمله طرفداران سلطنت را نابود و بیاثر کرد؛ امری که باعث شگفتی بسیاری از ناظران امور ایران شد. نکته جالب در اینباره آن است که در تجمعهای اخیر از همه قشرها و گروههای عقیدتی و مذهبی و حتی غیرمسلمانان به نفع جمهوری اسلامی و فقط براساس عرق ملی و تعهد به خاک وطن مشارکت میکردند و مجریان، مداحان و برگزارکنندگان این تجمعها بهطور مکرر و به صراحت اعلام میکردند که ظاهر یا نوع عقیده شرکتکنندگان در تجمعها به نفع وطن به هیچکس مربوط نیست و هیچ فردی حق انجام تذکرهای امر به معروف، نهی از منکر و موارد مشابه را ندارد. این بدان معنی است که مقامها، دستاندرکاران و مجریان امور جمهوری اسلامی در ایران به دقت و با عمق وجود به اهمیت و کارکرد انسجام ملی در بقای حکومت واقف شده و اعتراف کردهاند. از اینرو است که اکنون کسی علیه اینکه افراد بیحجاب در معابر حرکت میکنند یا در تجمعات حضور مییابند نهفقط سخن نمیگوید بلکه از حضور این افراد حتی بهنفع تمامیت ارضی کشور استقبال میکند.در واقع اکنون و از این پس ملاحظات جدید و اثربخشی درباره تعامل با مردم، رواداری و مردممداری در ایران شکل گرفته است. ملاحظاتی که هدف کانونی آن حفظ و تعمیق میزان انسجام ملی و همبستگی اجتماعی ایرانیان است.

