دانش نظامی و بینش سیاسی

محمدصادق جهان صنعت
کدخبر: 619437

رایزنی همسایه‌های ایران برای آتش‌بس و رفتن به سوی آن یا صلح میان جمهوری اسلامی و آمریکا به جایی نرسید و به این ترتیب جنگ بی‌امان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل وارد مرحله دیگری شده است. در این روزها اندازه جنگ گسترده و ژرف شده و طرفین جنگ نابود کردن زیرساخت‌ها و نیز صنایع مادر دشمن را در دستور کار قرار داده‌اند. چیزی که تا امروز در جمهوری اسلامی از نظر اداره جنگ می‌بینیم این است که نهاد دولت و نهاد ریاست‌جمهوری همه پهنه سیاستگذاری و تصمیم‌گیری را از دست داده و اداره کلیت جنگ به نظامی‌ها واگذار شده است. این در حالی اتفاق افتاده که می‌دانیم صاحب‌‌منصبان سیاسی در کنار مقام‌های لشکری در تاریخ معاصر ایران دو رکن اساسی برای اداره کشور و دور نگه‌داشتن شهروندان از خطرهای خارجی و نابسامانی داخلی بوده‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد این تفکیک در تاریخ ایران مدرن نزد مردم و نیز نخبگان و دارندگان قدرت جا افتاده و پذیرفته شده بود. دلیل دوشاخه بودن نظام تصمیمگیری درباره مسائل مهم تخصصی شدن نهاد جنگ از نهاد سیاست بوده و هست. نیروهای نظامی به‌ویژه در بالاترین درجه‌های نظامی آموزش‌های خاص خود را دارند که در اختیار دیگر افراد قرار نمی‌گیرند و همه آن آموزش‌ها به چگونگی استفاده از ابزار و تجهیزات نظامی در دفاع و هجوم است. به همین ترتیب است که آموزش سیاسی برای مقام‌های کشوری و تجربه آنها از جنس دیگری است و سیاست‌ورزان در تشخیص موقعیت‌های سیاسی ورزیده می‌شوند.

واقعیت این است که دانش و مهارت نظامی برای صاحب‌منصبان، رهبران و فرماندهان نظامی هرگز به این معنا نیست که آنها لزوما دارای بینش سیاسی به اندازه لازم و کافی نیز هستند، همانطور که داشتن بینش سیاسی به معنای داشتن مهارت‌های نظامی نیست.

در دنیای امروز خط‌کشی مرزهای اختیارات، وظایف و فعالیت‌های سیاست‌ورزان و مقام‌های نظامی در کشورهای جهان امری پذیرفته‌شده است تا در اداره کشور به ویژه در مناسبات خارجی ناکارآمدی پدیدار نشود. این اتفاق مهم در مواقعی که مناسبات تیره می‌شود و به سوی برخورد پیش می‌رود الزام بیشتری پیدا می‌کند.

در این روزها که جنگ تمام‌عیار میان جمهوری اسلامی و اسرائیل و آمریکا به اوج رسیده است فرماندهان نظامی نیاز به بینش سیاسی بیشتری دارند که لزوما در اختیار آنها نیست و نباید نیروی خود را در دو جبهه سیاست و نبرد تقسیم کنند. شاید اگر این الزام با قدرت و دقت بیشتری اجرا شود و شخص رییس‌جمهور و نیز برخی وزیران و نیز متخصصان سیاست خارجی در داستان جنگ حضور فعال‌تری داشته باشند و از همه سو به پیامدهای ادامه جنگ بپردازند تصمیم‌های کارآمدتری گرفته شود. بدیهی است دارندگان بینش سیاسی چیزهایی را می‌بینند که فرماندهان نظامی به دلیل نداشتن تجربه و آموزش آنها را نمی‌بینند. حضور کسانی که بینش سیاسی دارند در امور اداره جنگ البته به معنای دخالت آنها در فرآیند عملیات نظامی نیست.

آخرین اخبار