خانههای متراژپایین، محبوب اجباری اجارهنشینان
جهان صنعت – اجبار واژهای است که این روزها بخش بزرگی از انتخابهای مردم را شکل میدهد؛ حالا این اجبار به خانه و محیط زندگی شهروندان نیز رسیده است. در سالهای اخیر، فقر، رکود اقتصادی و تورم به سهضلع اصلی زندگی مردم تبدیل شدهاند. تداوم تورم، آثار مستقیم و غیرمستقیمی بر تمامی ابعاد زندگی، بهویژه تامین نیازهای اولیه، برجای گذاشته است. بازار مسکن نیز از این قاعده مستثنی نبوده، با این تفاوت که سالهاست درگیر رکود تورمی است؛ وضعیتی که بسیاری از خانوارها را به حاشیه شهرها رانده و روند گسترش حاشیهنشینی را تشدید کرده است؛ پدیدهای که پیامدهای گسترده اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی بههمراه دارد.
ریزمتراژها؛ مقصد تازه مستاجران در بازار اجاره تهران
بررسی تازهترین فایلهای منتشرشده در بازار اجاره مسکن تهران نشان میدهد آپارتمانهای ریزمتراژ بیش از گذشته در کانون توجه متقاضیان قرار گرفتهاند. افت قدرت خرید خانوارها، افزایش تعداد افراد مجرد و محدودیت مالی زوجهای جوان، تقاضا برای واحدهای ۲۰ تا ۳۵مترمربعی را بهشکل محسوسی افزایش داده است؛ هرچند رشد تقاضا بهمعنای ارزانبودن این واحدها نیست.
بررسی آگهیهای بازار نشان میدهد در محلههای جنوبی و نیمهجنوبی پایتخت هنوز میتوان واحدهای کوچک را با ودیعه حدود ۱۰۰میلیون تومان اجاره کرد اما اجارهبهای ماهانه همچنان قابلتوجه است. برای نمونه، یکسوئیت ۳۴متری بدون اتاق خواب در محدوده جیحون با ۱۰۰میلیونتومان ودیعه و ۱۸میلیونتومان اجارهماهانه به بازار عرضه شده است. در برخی محلهها نیز الگوی قراردادها متفاوت است؛ بهطوریکه در مناطقی مانند زرکش و نارمکجنوبی، واحدهای ریزمتراژ بهصورت رهن کامل و با مبالغی بین ۵۵۰ تا ۶۰۰میلیونتومان فایل شدهاند. درمقابل، برخی مالکان امکان تبدیل مبلغ ودیعه و اجاره را برای مستاجران فراهم کردهاند تا متناسب با توان مالی خود، شیوه پرداخت را انتخاب کنند.
ازسویدیگر، امکانات این واحدها نیز تفاوت قابلتوجهی با یکدیگر دارد. بخش عمدهای از آپارتمانهای زیر ۳۵متر فاقد آسانسور و پارکینگ هستند و در طبقات همکف یا زیرزمین قرار دارند. بااینحال، در برخی محلهها واحدهای نوساز با امکاناتی مانند آسانسور، انباری و دسترسی مناسب به شبکه حملونقل عمومی نیز عرضه میشوند که طبیعتا با نرخهای بالاتری اجاره داده میشوند.
تحولات بازار اجاره در ماههای اخیر نشان میدهد همزمان با کاهش توان اقتصادی خانوارها و تداوم رکود در بازار خریدوفروش مسکن، بخشی از تقاضا از آپارتمانهای میانمتراژ بهسمت واحدهای کوچکتر منتقل شده است. افزایش تعداد خانوارهای تکنفره، رشد جمعیت شاغلان مجرد و محدودیت منابع مالی زوجهای جوان از مهمترین عوامل تقویت این روند بهشمار میرود. با این حال، کارشناسان تاکید میکنند رشد تقاضا در این بخش، خود به افزایش قیمتها دامن زده و ریزمتراژها دیگر گزینهای ارزان برای سکونت محسوب نمیشوند.
در مجموع، بررسی فایلهای عرضهشده نشان میدهد متقاضیان اجاره واحدهای ۲۰ تا ۳۵ مترمربعی در تهران، بسته به موقعیت جغرافیایی، امکانات و نوع قرارداد، باید بین ۱۰۰ تا ۹۰۰میلیونتومان ودیعه و حدود ۲ تا ۳۰میلیونتومان اجاره ماهانه پرداخت کنند؛ ارقامی که نشان میدهد افزایش هزینههای مسکن حتی یک اتاق کوچک غیرقابلسکونت در پایتخت را نیز دربرگرفته است.
عواقب رشد حاشیهنشینی برای جامعه
حاشیهنشینی که اغلب درنتیجه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به افراد تحمیل میشود، امروز به یکی از مهمترین معضلات شهری تبدیل شده است. در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان مانند توکیو، سئول یا هنگکنگ، واحدهای کوچک بخشی از الگوی رایج سکونت هستند اما انتخاب آنها عمدتا ناشی از سبکزندگی شهری و محدودیت زمین است؛ درحالیکه در ایران، افزایش تقاضا برای ریزمتراژها بیش از هر چیز محصول کاهش قدرت خرید و فشار اقتصادی بر خانوارهاست. این مناطق معمولا از زیرساختهای مناسب مانند آب، برق، گاز، آموزش و خدماتبهداشتی محروم هستند و کیفیت زندگی ساکنان آنها در سطح پایینی قرار دارد.
افزایش قیمت مسکن و کاهش توان خرید خانوارها موجب شده بسیاری از افراد، بهدلیل ناتوانی در تامین مسکن در مناطق مرکزی و برخوردار، به حاشیه شهرها مهاجرت کنند. این روند علاوه بر افزایش تراکم جمعیت در مناطق پیرامونی، به گسترش سکونتگاههای غیررسمی نیز دامن زده است. طبق آخرین آمار اعلامشده از سوی معاون توسعه روستایی رییسجمهور، حدود ۲۰میلیوننفر از جمعیت ایران در مناطق حاشیهای زندگی میکنند و ۳درصد از این جمعیت با فقر حاد مواجه هستند. ازسویدیگر، مناطقی که بهدلیل رکود تورمی بازار مسکن به محل سکونت اقشار کمدرآمد تبدیل شدهاند، بهسرعت در معرض تبدیل شدن به محلههای محروم قرار میگیرند. البته این روند دیگر محدود به اقشار کمدرآمد نیست و در سالهای اخیر، مهاجرت بخشی از طبقه متوسط به حاشیه شهرها نیز شدت گرفته است. کمبود خدمات بهداشتی، آموزشی و زیرساختهای مناسب، ساکنان این مناطق را با مشکلات جدی اجتماعی، اقتصادی و سلامت روبهرو میکند. همچنین گسترش حاشیهنشینی میتواند پیامدهای زیستمحیطی و بهداشتی گستردهای از جمله آلودگی هوا، کمبود آب شرب، ضعف شبکه فاضلاب و افزایش مخاطرات بهداشتی را بهدنبال داشته باشد و سلامت عمومی را تهدید کند. این معضل نیازمند اقدامات فوری و موثر از سوی دولت و نهادهای ذیربط است، چراکه حاشیهنشینی و کمبود امکانات، آثار مستقیمی بر کیفیت زندگی خانوارها و بهویژه رشد و تربیت کودکان برجای میگذارد. تامین مسکن، بهبود زیرساختهای مناطق حاشیهای، تسهیل دسترسی به تسهیلات مسکن و اجرای برنامههای توسعه شهری پایدار، از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش حاشیهنشینی و بهبود وضعیت مسکن در ایران کمک کند.
