جوانان در صف بیکاری
احسان کشاورز– گاهی خطرناکترین تغییرات در اقتصاد آنهایی نیستند که با جهشهای بزرگ رخ میدهند بلکه آنهایی هستند که آرام، بیصدا و در دل اعداد کوچک اتفاق میافتند. پاییز۱۴۰۴ یکی از همان مقاطع است. نرخ بیکاری به۸/۷درصد رسیده؛ رقمی که در نگاه اول همچنان «تکرقمی» و قابل دفاع بهنظر میرسد اما وقتی اینعدد را کنار کاهش نرخ مشارکت اقتصادی که به۷/۴۰درصد رسیده، میگذاریم تصویر تغییر میکند. اینبار مساله فقط افزایش ۶/۰واحددرصدی بیکاری نسبتبه پاییز سال قبل نیست بلکه همزمانی آن با کاهش ۵/۰واحدی مشارکت است که از تغییر جهت بازار کار خبر میدهد. درهمینفصل جمعیت شاغل به۲۴میلیونو۸۵۷هزارنفر رسیده یعنی حدود ۱۲۷هزارنفر کمتر از پاییز۱۴۰۳. درمقابل جمعیت غیرفعال با جهشی قابلتوجه به۳۹میلیونو۳۰۰هزارنفر افزایش یافته یعنی افزایشی نزدیک به۸۰۰هزارنفر در یکسال. اینجابهجایی معنایی فراتر از یکنوسان فصلی دارد: بخشی از نیروی کار از جستوجوی شغل کنار کشیده است. بازار کار ایران از سال۱۳۹۵تا۱۴۰۳ مسیر نزولی قابلتوجهی در نرخ بیکاری را تجربه کرده بود یعنی از ۴/۱۲درصد بهکف ۲/۷درصد اما از زمستان سال گذشته نشانههای توقف اینروند آشکار شد. اکنون پاییز۱۴۰۴ نقطهای است که در آن کاهش بیکاری دیگر ادامه نیافته و همزمان مشارکت نیز عقب نشسته است. در چنین شرایطی پرسش اصلی دیگر ایننیست که «نرخ بیکاری چنددرصد بوده؟» بلکه ایناست که بازار کار بهکدام سمت حرکت میکند؟ آیا با یکاصلاح کوتاهمدت روبهرو هستیم یا نشانههای رکودی پنهان درحال شکلگیری است؟ گزارش پیشرو با مرور روندهای یکدهه گذشته تلاش میکند جهت حرکت تازه بازار کار ایران را در دل تحولات اقتصادی کشور بازخوانی کند.
بازگشت بیکاری پساز یکدوره نزول
بازار کار ایران طی نزدیک بهیکدهه گذشته مسیری کاهشی را در نرخ بیکاری تجربه کرده؛ مسیری که از ۴/۱۲درصد در سال۱۳۹۵ آغاز شد و بهتدریج به۱/۱۲درصد در۱۳۹۶و۱۳۹۷ سپس ۷/۱۰درصد در۱۳۹۸ و ۶/۹درصد در۱۳۹۹ رسید. اینروند نزولی در سالهای بعد نیز ادامه یافت: ۲/۹درصد در۱۴۰۰، ۹درصد در۱۴۰۱، ۱/۸درصد در۱۴۰۲ و درنهایت ۶/۷درصد در سال۱۴۰۳. حتی در پایی ۱۴۰۳ نرخ بیکاری به۲/۷درصد رسید یعنی پایینترین سطح ثبتشده در ایندوره اما اینمسیر نزولی از زمستان۱۴۰۳ متوقف شد. نرخ بیکاری در زمستان به۸/۷درصد افزایش یافت، در بهار ۱۴۰۴ به۳/۷درصد کاهش پیدا کرد، در تابستان به۴/۷درصد رسید و اکنون در پاییز۱۴۰۴ بار دیگر به۸/۷درصد صعود کرده یعنی ۶/۰واحددرصد بیشتر از پاییز سال قبل. اینبازگشت بهسطح ۸/۷درصدی بهمعنای افزایش دوباره فشار بر بازار کار است. نگاهی بهاعداد مطلق نیز همین چرخش را تایید میکند. جمعیت بیکار از یکمیلیونو۹۵۲هزارنفر در پاییز۱۴۰۳ بهحدود یکمیلیونو۹۸۰هزارنفر در تابستان۱۴۰۴ رسید و با نرخ ۸/۷درصدی پاییز۱۴۰۴ عملا در محدودهای بالاتر تثبیت شده است. در همین بازه جمعیت شاغل از ۲۴میلیونو۹۸۳هزارنفر در پاییز۱۴۰۳ به۲۴میلیونو۸۵۷هزارنفر در پاییز۱۴۰۴ کاهش یافته یعنی افتی حدود ۱۲۷هزارنفر. البته باید توجه داشت که کاهش بیکاری در سالهای گذشته همواره ناشی از رشد پرقدرت اشتغال نبوده است. برای مثال در سال۱۳۹۹ همزمان با افت نرخ بیکاری به۶/۹درصد جمعیت فعال از ۱/۲۷میلیوننفر در۱۳۹۸ به۷/۲۵میلیوننفر کاهش یافت یعنی خروج گسترده نیروی کار در دوران رکود کرونایی. همین الگو در سالهای بعد نیز تکرار شد و نرخ مشارکت از ۵/۴۴درصد در۱۳۹۷ به۳/۴۱درصد در۱۳۹۹ و ۹/۴۰درصد در۱۴۰۰ سقوط کرد. اکنون پاییز۱۴۰۴ در نقطهای ایستاده که هم نرخ بیکاری افزایش یافته و هم اشتغال کاهش یافته است. اینترکیب تفاوت مهمی با سالهای قبل دارد و میتواند نشانه آغاز فازی تازه در بازار کار باشد؛ فازی که دیگر کاهش تدریجی بیکاری تضمینشده نبوده و ظرفیت جذب نیروی جدید، با تردید مواجه شده است.
خروج آرام از بازار کار
اگر نرخ بیکاری را «سطح آب» بازار کار بدانیم نرخ مشارکت اقتصادی «عمق» آن است. پاییز۱۴۰۴ نشان میدهد عمق بازار کار درحال کمشدن است. نرخ مشارکت اقتصادی جمعیت ۱۵ساله و بیشتر به۷/۴۰درصد رسیده؛ رقمی که نسبتبه پاییز۱۴۰۳ حدود ۵/۰واحددرصد کاهش یافته است. اینافت شاید در ظاهر کوچک باشد اما درمقیاس جمعیتی ایران معنای بزرگی دارد. جمعیت فعال کشور در پاییز۱۴۰۳ معادل ۲۶میلیونو۹۳۵هزارنفر بود. اینعدد در تابستان۱۴۰۴ به۲۶میلیونو۹۳۸هزارنفر رسید اما همزمان جمعیت کل ۱۵ساله و بیشتر افزایش یافته است. درمقابل جمعیت غیرفعال شامل دانشآموزان، دانشجویان، خانهداران، بازنشستگان و افرادی که از جستوجوی کار منصرف شدند به۳۹میلیونو۳۰۰هزارنفر رسیده یعنی افزایشی حدود ۸۰۰هزارنفر نسبتبه پاییز سال قبل. اینروند زمانی معنادارتر میشود که بهعقب برگردیم. نرخ مشارکت اقتصادی از ۵/۴۴درصد در سال۱۳۹۷ به۳/۴۱درصد در۱۳۹۹ سقوط کرد یعنی افتی سهواحدی که عمدتا تحت تاثیر رکود کرونایی رخ داد. پس از آن ایننرخ در محدوده ۴۰تا۴۱درصد تثبیت شد: ۹/۴۰درصد در۱۴۰۰، ۹/۴۰درصد در۱۴۰۱، ۳/۴۱درصد در۱۴۰۲ و ۴۱درصد در۱۴۰۳. اکنون با ثبت ۷/۴۰درصد در پاییز۱۴۰۴ بازار کار باردیگر بهمرزهای پایین مشارکت نزدیک شده است. کاهش مشارکت زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم نرخ بیکاری همزمان درحال افزایش است. در بسیاری از سالهای گذشته کاهش بیکاری با افت مشارکت همراه بوده یعنی بخشی از بهبود ظاهری بازار کار ناشی از خروج افراد از جمعیت فعال بود اما اکنون ترکیب تازهای شکل گرفته: هم بیکاری بالا رفته و هم مشارکت پایین آمده است. اینوضعیت میتواند نشانهای از
«رکود پنهان» باشد؛ شرایطی که در آن فرصتهای شغلی بهاندازهای نیست که بتواند جمعیت جدید واردشونده بهبازار را جذب کند و بخشی از افراد بهجای ماندن در صف بیکاران از بازار کار کنار میروند. پاییز۱۴۰۴ بیش از آنکه تصویر یکبحران آشکار باشد نشانه یکعقبنشینی آرام اما معنادار در عمق بازار کار است.
فشار بر نسل جوان
بازار کار هر زمان دچار تلاطم میشود نخستینضربه را جوانان دریافت میکنند. پاییز۱۴۰۴ نیز از اینقاعده مستثنی نیست. نرخ بیکاری جمعیت ۱۵تا۲۴ساله به۵/۲۱درصد رسیده؛ رقمی که نسبتبه پاییز۱۴۰۳ معادل ۳/۱واحددرصد افزایش نشان میدهد. این درحالی است که همین نرخ در سال۱۳۹۵ معادل ۲/۲۹درصد بود و طی یکروند نزولی تدریجی به۱/۲۰درصد در سال۱۴۰۳ رسیده بود. اکنون پس از چند سال کاهش پیوسته دوباره شیب افزایشی آغاز شده است.
روند فصلی نیز همین چرخش را تایید میکند. نرخ بیکاری جوانان در تابستان۱۴۰۳ حدود ۴/۱۹درصد بود، در پاییز همان سال به۲/۲۰درصد رسید، در زمستان به۲۱درصد افزایش یافت، در بهار۱۴۰۴ به۷/۱۹درصد کاهش پیدا کرد و در تابستان۱۴۰۴ به۱۹درصد رسید اما اکنون در پاییز۱۴۰۴ به۵/۲۱درصد صعود کرده است. ایننوسان رو بهبالا نشان میدهد بازار کار برای ورودیهای جدید ظرفیت کافی ایجاد نکرده است. در گروه سنی ۱۸تا۳۵سال نیز وضعیت مشابهی دیده میشود. نرخ بیکاری اینگروه در پاییز۱۴۰۴ به۹/۱۵درصد رسیده یعنی افزایشی ۶/۱واحددرصدی نسبتبه پاییز۱۴۰۳ که نرخ ۳/۱۴درصد را ثبت کرده بود. اینشاخص در سالهای اخیر روندی کاهشی داشت: از ۷/۱۹درصد در۱۳۹۶ به۲/۱۵درصد در۱۴۰۲ و ۷/۱۴درصد در۱۴۰۳ اما اکنون اینمسیر نزولی متوقف شده است. شکاف جنسیتی در میان جوانان حتی عمیقتر است. در سالهای اخیر نرخ بیکاری زنان جوان همواره حدود دو برابر مردان بوده است. برای نمونه در سال۱۴۰۳ نرخ بیکاری زنان ۱۵تا۲۴ساله حدود ۴/۳۰درصد و مردان ۷/۱۷درصد بوده است. اینشکاف ساختاری آسیبپذیری نسل جوان را دوچندان میکند. افزایش بیکاری در گروههای سنی پایینتر تنها یکشاخص آماری نبوده بلکه نشانهای از کند شدن موتور جذب نیروی تازهنفس در اقتصاد است. اگر بازار کار نتواند برای جمعیت جوان فرصت شغلی پایدار ایجاد کند پیامد آن تنها افزایش بیکاری نخواهد بود بلکه کاهش انگیزه مشارکت، مهاجرت نیروی انسانی و تعمیق نااطمینانی اقتصادی را نیز درپی خواهد داشت. پاییز۱۴۰۴ از اینمنظر بیش از هر چیز زنگ هشداری برای نسل جوان است.
شکاف پایدار؛ زنان بیرون از مدار اشتغال
درمیان تمام اعداد بازار کار شاید هیچ شکافی بهاندازه فاصله مشارکت زنان و مردان پایدار و ساختاری نباشد. در پاییز۱۴۰۴ نرخ مشارکت اقتصادی کل کشور به۷/۴۰درصد رسیده اما اینعدد میان دو واقعیت کاملا متفاوت تقسیم شده است: مشارکت مردان در محدوده ۶۸درصد و مشارکت زنان در حوالی ۱۴درصد. بهبیان دیگر از هر ۱۰مرد در سن کار حدود هفتنفر در بازار کار حضور دارند اما از هر ۱۰زن تنها یکتادونفر فعال اقتصادی محسوب میشوند. نگاهی بهروند بلندمدت نشان میدهد اینشکاف نهتنها کوچک نشده بلکه در سالهای اخیر تثبیت شده است. نرخ مشارکت زنان از ۳/۱۶درصد در سال۱۳۹۵ به۶/۱۷درصد در۱۳۹۷ رسید اما پس از شوک سال۱۳۹۹ به۹/۱۳درصد سقوط کرد و در سال۱۴۰۰ حتی به۳/۱۳درصد کاهش یافت. در سالهای۱۴۰۱و۱۴۰۲ ایننرخ بهترتیب ۶/۱۳و۲/۱۴درصد ثبت شد و در سال۱۴۰۳ نیز ۱/۱۴درصد بود. اکنون در فصلهای اخیر۱۴۰۴ اینشاخص همچنان در همان کانال۱۳تا۱۴درصد نوسان میکند آنهم بدون نشانهای از جهش معنادار. درمقابل نرخ مشارکت مردان طی همین سالها عمدتا بین ۶۸تا۷۱درصد در حرکت بوده است: ۴/۷۰درصد در۱۳۹۵، ۶/۷۱درصد در۱۳۹۷، ۷/۶۸درصد در۱۳۹۹، ۴/۶۸درصد در۱۴۰۲ و ۱/۶۸درصد در۱۴۰۳. اینثبات نسبی نشان میدهد بار تعدیلهای بازار کار عمدتا بر دوش زنان قرار گرفته است. شکاف جنسیتی در نرخ بیکاری نیز قابلتوجه است. در سال۱۴۰۳ نرخ بیکاری مردان ۲/۶درصد و زنان ۳/۱۴درصد بوده است یعنی بیش از دوبرابر. ایننسبت در سالهای قبل نیز تکرار شده برای مثال در۱۴۰۲ بیکاری مردان ۶/۶درصد و زنان ۱۵درصد بوده است. مجموع اینارقام نشان میدهد مساله اشتغال زنان در ایران نه یکنوسان فصلی بلکه یکچالش ساختاری و ماندگار است. وقتی مشارکت زنان در محدوده ۱۴درصد تثبیت میشود بهمعنای آن است که بخش بزرگی از ظرفیت نیروی انسانی کشور اساسا وارد چرخه تولید و اشتغال نمیشود. بازار کار پاییز۱۴۰۴ درکنار افزایش بیکاری و افت مشارکت یکپیام روشن دیگر هم دارد: شکاف جنسیتی همچنان عمیق و حلنشده باقی مانده است.
اشتغال کمکیفیت؛ از کار ناقص تا کارِ فرسایشی
اگر نرخ بیکاری تصویر «ورود» و «خروج» از بازار کار را نشان میدهد کیفیت اشتغال وضعیت درون آن را آشکار میکند و پاییز۱۴۰۴ از اینمنظر تصویر چندان امیدوارکنندهای ارائه نمیدهد. در اینفصل ۹/۷درصد از جمعیت شاغل ۱۵ساله و بیشتر دچار اشتغال ناقص بودند یعنی بهدلایل اقتصادی کمتر از ۴۴ساعت در هفته کار کردند و آماده انجام کار بیشتر بودند. اینعدد بهآن معناست که نزدیک به۲میلیوننفر از شاغلان کشور باوجود داشتن شغل درآمد و ساعت کاری کافی ندارند. اینگروه نه در آمار بیکاران قرار میگیرند و نه در ردیف شاغلان پایدار بلکه در منطقه خاکستری بازار کار ایستادند. در سوی دیگر ۹/۳۷درصد شاغلان بیش از ۴۹ساعت در هفته کار کردند یعنی سهمی بسیار بالا که نشانهای از فشار کاری و فرسودگی شغلی است. ایندوعدد درکنار هم پارادوکس بازار کار ایران را شکل میدهند: بخشی از نیروی کار کمتر از ظرفیت خود کار میکند و بخشی دیگر بیش از حد معمول. تعادل در توزیع فرصت و زمان کار وجود ندارد. ترکیب بخشی اشتغال نیز اینتصویر را تکمیل میکند. در پاییز۱۴۰۴ بخش خدمات با سهم ۲/۵۳ درصدی همچنان بیشترین سهم اشتغال را در اختیار دارد؛ بخشی که بهشدت وابسته بهتقاضای داخلی و نوسانات درآمدی خانوارهاست. صنعت ۲/۳۳درصد و کشاورزی ۶/۱۳درصد از اشتغال را بهخود اختصاص دادند. غلبه خدمات اگرچه نشانه گذار ساختاری اقتصاد است اما در شرایط رشد اقتصادی پایین بهمعنای شکنندگی بیشتر فرصتهای شغلی نیز هست. وقتی کاهش اشتغال خالص ۱۲۷هزارنفری در یکسال افزایش ۸۰۰هزارنفری جمعیت غیرفعال، رشد بیکاری جوانان و تثبیت مشارکت پایین زنان را کنار اینشاخصهای کیفی قرار دهیم نتیجه روشنتر میشود: مساله بازار کار صرفا تعداد شغل نبوده بلکه کیفیت و پایداری آن است. پاییز۱۴۰۴ نشان میدهد بازار کار ایران با چالشی دوگانه روبهرو است: از یکسو توان جذب نیروی تازه کاهش یافته و از سوی دیگر بخش مهمی از مشاغل موجود نیز یا ناقصند یا فرسایشی. اینهمان نقطهای است که آمارهای تکرقمی بیکاری دیگر نمیتوانند واقعیت کامل بازار کار را پنهان کنند.



