کریدور ترانزیتی ایران-پاکستان در میان تنش‌های خاورمیانه شروع به کار کرد:

جهش ژئواکونومیک در سایه جنگ

آمنه هاشمی
کدخبر: 621665
کریدور ترانزیتی ایران-پاکستان با آغاز نخستین محموله از پاکستان به ازبکستان، فاز عملیاتی خود را آغاز کرده و می‌تواند ساختار تجارت منطقه را بازتعریف کند.
جهش ژئواکونومیک در سایه جنگ

آمنه هاشمی- با عبور نخستین محموله پاکستانی از مسیر ایران به ازبکستان در فروردین ‌۱۴۰۵ فاز عملیاتی یکی از مهم‌ترین کریدورهای نوظهور منطقه آغاز شد؛ مسیری که می‌تواند ساختار تجارت جنوب آسیا و آسیای مرکزی را بازتعریف کرده، جایگاه ترانزیتی ایران را ارتقا دهد و رقابت ژئوپلیتیکی بر سر شاهراه‌های منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کند. آغاز کریدور ترانزیتی ایران-پاکستان در فروردین ۱۴۰۵ تنها یک خبر اقتصادی نیست بلکه بخشی از بازآرایی بزرگ ژئواکونومیک منطقه است.

کریدور ترانزیتی ایران-پاکستان که نخستین محموله آن در فروردین ۱۴۰۵ از بندر گوادر پاکستان به مقصد ازبکستان حرکت کرد، نتیجه یک دهه گفتمان راهبردی میان تهران و اسلام‌آباد است؛ گفتمانی که در پاسخ به سه روند کلیدی شکل گرفت: نخست، افزایش فشار بر پاکستان برای متنوع‌سازی مسیرهای تجاری‌اش و کاهش اتکا به مسیرهای پرریسک افغانستان، دوم، نیاز فزاینده ازبکستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی به دسترسی به آب‌های آزاد و سوم، تلاش ایران برای بازسازی جایگاه تاریخی خود به‌عنوان گره‌گاه تبادلات میان جنوب، مرکز و غرب آسیا.

۲۵۰‌درصد رشد در حجم تجارت

در دهه گذشته حجم تجارت جنوب آسیا با آسیای مرکزی بیش از ‌۲۵۰درصد رشد کرده است اما نبود مسیرهای حمل‌ونقل پایدار باعث شده تنها بخش محدودی از این ظرفیت بالفعل شود. مسیر دریایی- زمینی پاکستان-ایران-آسیای مرکزی اکنون پاسخی عملی به این شکاف ساختاری ارائه می‌دهد.  بندر گوادر که در قالب برنامهCPEC  با سرمایه‌گذاری چندمیلیارددلاری چین توسعه یافته، از یک  محلی در بلوچستان به یک نقطه کانونی در راهبردهای ترانزیتی منطقه تبدیل می‌شود. ایران نیز با محوریت بندر چابهار، شبکه جاده‌ای شرق و کریدور شمال- جنوب، حلقه‌ای حیاتی در زنجیره جدید مبادلات منطقه‌ای است.

این کریدور در نخستین گام، هزینه حمل‌ونقل کالا میان پاکستان و ازبکستان را حدود ۲۰تا۳۰‌درصد کاهش می‌دهد و زمان سفر را از حدود ۲۰‌روز به ۱۰تا۱۲‌روز می‌رساند؛ عددی که در مبادلات حجیم تجاری تعیین‌کننده رقابت‌پذیری است.

ابتکار کمربند و راه چین

بندر گوادر در سواحل بلوچستان با فاصله‌ای کمتر از ۷۰‌کیلومتر از مرز ایران، در سال‌های اخیر به یک نقطه مرکزی در ابتکار کمربند و راه چین تبدیل شده است اما اهمیت این بندر تنها در ظرفیت‌های لجستیکی آن خلاصه نمی‌شود بلکه موقعیت ژئواستراتژیک گوادر به گونه‌ای است که کوتاه‌ترین مسیر زمینی به ایران و از آنجا به افغانستان و آسیای مرکزی را فراهم می‌کند. ایران در این طرح نقش دوگانه دارد: نخست، نقش گذرگاهی که زیرساخت‌های جاده‌ای و مرزی آن در میرجاوه و ریمدان امکان عبور محموله‌ها را با سرعت بالا فراهم می‌کند. دوم، نقش توازنی که می‌تواند همکاری‌های بندری گوادر و چابهار را از رقابت بالقوه به تکمیل‌گری بالفعل تبدیل کند.

در سال‌های اخیر حجم تردد تجاری ایران و پاکستان به‌ویژه در مرز ریمدان رشدی بی‌سابقه داشته و در سال۱۴۰۳ بیش از ۴۵‌درصد افزایش یافته است. این ظرفیت اکنون با پیوستن آسیای مرکزی به شبکه ترانزیتی مشترک، وارد مرحله‌ای راهبردی‌تر می‌شود.

مکمل کریدورهای بزرگ‌تر

از منظر ایران کریدور جدید مکمل کریدورهای بزرگ‌تری نظیر شمال-جنوب است. ایران با ترکیب ظرفیت‌های چابهار، شبکه ریلی شرق و مسیرهای جاده‌ای سیستان‌وبلوچستان می‌تواند جایگاه تثبیت‌شده‌ای به‌عنوان پل زمینی جنوب آسیا به اوراسیا کسب کند. چنین زیرساختی برای کشورهایی مانند قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان که به دنبال گسترش مسیرهای جایگزین هستند، جذابیتی افزوده دارد.در بعد اقتصادی شکل‌گیری این کریدور یک «برد سه‌جانبه» است. پاکستان از طریق این مسیر به بازارهای پرجمعیت و رو به رشد آسیای مرکزی متصل می‌شود. ارزش مبادلات بالقوه میان اسلام‌آباد و ازبکستان به تنهایی می‌تواند از حدود یک‌میلیارددلار کنونی به بیش از ۳‌میلیارد‌دلار در افق پنج‌ساله برسد.

برای ایران این کریدور افزون بر درآمدهای ترانزیتی، یک مزیت ژئوپلیتیکی مهم ایجاد می‌کند: تبدیل‌شدن به مسیر ترجیحی جنوب-مرکز آسیا. ایران با میانگین هزینه عبور کامیون کمتر از بسیاری از رقبای منطقه‌ای و زمان توقف مرزی کوتاه‌تر، گزینه‌ای رقابتی‌تر از مسیر افغانستان محسوب می‌شود. امنیت مسیر نیز نسبت به گذرگاه‌های شرقی افغانستان پایدارتر است.

سیاست گشایش منطقه‌ای

ازبکستان که یک اقتصاد محصور در خشکی است از این مسیر سودی حیاتی می‌برد. رهبری این کشور از سال۱۳۹۶ با سیاست «گشایش منطقه‌ای» به دنبال دسترسی‌های متنوع به بازارهای جهانی بوده و اکنون کریدور ایران-پاکستان یک شاهراه نوظهور برای صادرات پنبه، میوه، غلات و محصولات پتروشیمی این کشور به خلیج فارس و شرق آفریقاست. در سناریوی توسعه‌یافته، حجم کالاهای ازبکستانی که از مسیر ایران عبور می‌کند می‌تواند تا ۵‌میلیون تن در سال افزایش یابد.

مسیرهای سنتی جنوب آسیا به آسیای مرکزی عمدتا از افغانستان عبور می‌کردند اما ناامنی ساختاری، محدودیت زیرساخت و بی‌ثباتی سیاسی، مسیر افغانستان را به گزینه‌ای پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کرده است. پس از سال۱۴۰۰ کاهش ۴۰‌درصدی عبور کالا از افغانستان، شرکت‌های منطقه‌ای را وادار کرد گزینه‌های جایگزین را فعالانه جست‌وجو کنند. کریدور پاکستان-ایران مزایای مشخصی نسبت‌به مسیرهای سنتی دارد: زمان ترانزیت کوتاه‌تر و ثبات بیشتر، امکان حمل ترکیبی دریایی-زمینی با اتصال بندر گوادر به چابهار، شبکه جاده‌ای ایران که در سال‌های اخیر با ارتقای استانداردهای لجستیکی در محورهای شرق، سرعت عبور کامیون‌ها را افزایش داده و امنیت مسیر و قابلیت پیش‌بینی در هزینه‌ها بخشی از این مزایاست.

تغییر مسیر بازی

این مزایا باعث می‌شود کریدور جدید به رقیبی مستقیم برای مسیرهای شمال افغانستان و نیز مسیرهای دریایی طولانی از کراچی به بنادر روسیه یا قفقاز تبدیل شود. از منظر ژئوپلیتیکی نیز این مسیر بازی را تغییر می‌دهد. کشورهای آسیای مرکزی اکنون میان سه مسیر اصلی انتخاب دارند: ۱- مسیر چین از طریق قزاقستان، ۲- مسیر قفقاز و ترکیه و ۳- مسیر جنوب از طریق ایران. با تقویت مسیر ایران-پاکستان، گزینه سوم اکنون یکی از سریع‌ترین و مطمئن‌ترین مسیرهای موجود است.

کریدور ایران-پاکستان صرفا یک مسیر تجاری نیست بلکه بخشی از معماری تازه امنیتی- اقتصادی منطقه است. در دو سال اخیر تهران و اسلام‌آباد روابط امنیتی و اقتصادی خود را بازتنظیم کرده‌اند. سفر مقامات پاکستانی به تهران و آغاز همکاری‌های جدید مرزی، زمینه اعتمادسازی را افزایش داده است.

نقطه شروع عملیاتی‌شدن یک مسیر پایدار و چندوجهی

پاکستان برای نخستین‌بار با صراحت اعلام کرده که مرحله آزمایشی عبور محموله‌ها در فروردین‌۱۴۰۵ «نقطه شروع عملیاتی‌شدن یک مسیر پایدار و چندوجهی» است. این بیان نشان می‌دهد اسلام‌آباد قصد دارد مسیر تازه را به یک دالان دائمی تبدیل کند، نه یک پروژه محدود.

به گزارش بازار، از نگاه کشورهای بزرگ‌تر منطقه ازجمله چین و روسیه، این مسیر جذابیت‌های راهبردی ویژه‌ای دارد. چین از طریق گوادر می‌تواند اتصال مستقیم پروژه CPEC  به شبکه حمل‌ونقل غرب ایران را فعال و حتی در افق بلندمدت، اتصال ریلی گوادر به شبکه ریلی ایران و سپس به کریدور شمال-جنوب را بررسی کند. چنین سناریویی شرق و جنوب آسیا را به قفقاز و روسیه متصل می‌کند و ارزش ژئواکونومیک ایران را چند برابر افزایش می‌دهد.

برای روسیه نیز این مسیر در کنار کریدور شمال- جنوب، دسترسی به بازارهای جنوب آسیا را ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌کند به‌ویژه در شرایطی که رقابت مسکو با غرب شدت یافته، مسیرهای جایگزین با ایران و آسیای مرکزی اهمیتی مضاعف پیدا کرده‌اند.

پیوند با شبکه ریلی شرق ایران

اگر این مسیر با شبکه ریلی شرق ایران پیوند بخورد، می‌تواند به یکی از سریع‌ترین مسیرهای زمینی آسیا تبدیل شود. برآوردها نشان می‌دهد که در یک سناریوی خوشبینانه، این کریدور ظرف پنج سال می‌تواند سالانه بیش از ۱۰میلیون تن بار جابه‌جا کند و درآمد ترانزیتی ایران را تا ۱۵‌درصد افزایش دهد.

در نهایت آغاز رسمی کریدور ترانزیتی ایران-پاکستان در فروردین ۱۴۰۵ تنها یک خبر اقتصادی نیست بلکه بخشی از بازآرایی بزرگ ژئواکونومیک منطقه است. مسیری که اکنون با نخستین محموله فعال شده، می‌تواند نقشه تجارت جنوب و مرکز آسیا را دگرگون و جایگاه ایران را در شبکه ترانزیتی اوراسیا تثبیت کند. در دهه پیش‌رو احتمالا این کریدور به یکی از شاهراه‌های کلیدی منطقه تبدیل خواهد شد؛ شاهراهی که نه‌تنها مزایای اقتصادی بلکه عمق راهبردی تازه‌ای برای بازیگران منطقه‌ای به همراه دارد.

آخرین اخبار