فارن پالسی ابعاد اقتصادی جنگ ایران - آمریکا را تحلیل کرد:

جنگ مدرن

گروه بورس
کدخبر: 613226
در آغاز هفته حادثه‌ای در دوبی رخ داد که معنای جدیدی از جنگ مدرن را به‌نمایش گذاشت. آتش‌سوزی در یک‌مرکز داده متعلق به‌خدمات ابری یک‌شرکت بزرگ فناوری که گفته می‌شود بر اثر برخورد یک‌جسم احتمالا ترکش پهپاد ایرانی رهگیری‌شده توسط پدافند امارات رخ داده است.
جنگ مدرن

جهان‌ صنعت– در آغاز هفته حادثه‌ای در دوبی رخ داد که معنای جدیدی از جنگ مدرن را به‌نمایش گذاشت. آتش‌سوزی در یک‌مرکز داده متعلق به‌خدمات ابری یک‌شرکت بزرگ فناوری که گفته می‌شود بر اثر برخورد یک‌جسم احتمالا ترکش پهپاد ایرانی رهگیری‌شده توسط پدافند امارات رخ داده است. اگر این‌روایت درست باشد این‌می‌تواند نخستین مورد ثبت‌شده در تاریخ باشد که یک‌دیتاسنتر ابریِ یک‌شرکت بزرگ در اثر جنگ آسیب می‌بیند. اهمیت ماجرا فقط در خسارت یک‌تاسیسات نیست بلکه در این ‌است که جنگ این‌بار مستقیما به‌شهرها و دارایی‌هایی ضربه زده که به‌عنوان گره‌های اقتصاد جهانی‌شده کار می‌کنند.

تصویر رایج از جنگ‌های خلیج فارس، میدان‌هایی محدود به‌مناطق نظامی یا تاسیسات نفتی است اما این‌درگیری از ابتدا ویژگی متفاوتی داشت: حملات متقابل به‌نقاطی از خدمات ابری و بنادر کانتینری تا فرودگاه‌ها، بانک‌ها و بازارهای تجارت طلا رسیده که نقش هاب در شبکه‌های جهانی دارند. همین ویژگی جنگ را از یک‌بحران منطقه‌ای به‌تهدیدی برای اقتصاد جهانی تبدیل می‌کند.

پس از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران تهران به‌سرعت از پاسخ صرفا نظامی علیه طرف‌های اصلی فراتر رفت و تلاش کرد هزینه‌های جنگ را به‌بیرون منتقل کند. راهبرد انتخاب‌شده بر هدف‌گیری نقاط غیرنظامی در هر شش‌کشور شورای همکاری خلیج فارس  استوار بوده است. در چندروز اخیر پهپادها و موشک‌های بالستیک ایران به‌سکوهای نفتی، پالایشگاه‌ها، فرودگاه‌ها، بنادر، هتل‌ها و حتی کشتی‌های تجاری برخورد کردند.

احتمال ورود کشورهای خلیج‌فارس و فشار برای آتش‌بس

این‌حملات می‌تواند کشورهای خلیج‌فارس را به‌سمت ورود مستقیم‌تر به‌درگیری از بازکردن کامل حریم هوایی برای عملیات آمریکا تا مشارکت در حملات علیه اهدافی در ایران سوق دهد. بااین‌حال روایت مسلط آن است که رهبران خلیج فارس فعلا بیش از هر چیز نگران اختلال اقتصادی هستند و می‌کوشند دولت آمریکا را به‌سمت آتش‌بس سوق دهند زیرا تداوم جنگ می‌تواند مدل اقتصادی منطقه را که بر ثبات و امنیت بنا شده زیر سوال ببرد.

اقتصادهای خلیج فارس طی حدود یک‌ربع قرن گذشته به‌موتورهای اقتصادی خاورمیانه و بازیگران مهم جهانی تبدیل شدند. بخشی از این‌مسیر به‌اتکای امنیتی بوده که حاکمان منطقه وعده داده و آمریکا با استقرار پایگاه‌های نظامی تقریبا در همه کشورهای خلیج‌فارس به‌جز عمان آن را پشتیبانی کرده اما نفوذ پهپادهای ایرانی از پدافند منطقه این‌تصویر امنیتی را ترک انداخته و اکنون رهبران خلیج‌فارس باید نه‌فقط افکار عمومی داخلی بلکه شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران جهانی را نسبت‌به ‌دوام این‌مدل اقتصادی قانع کنند. حتی اقدامات نمادین برای آرام‌سازی فضای عمومی مانند حضور رییس‌جمهور امارات در یک‌مرکز خرید بزرگ در دوبی درنهایت جایگزین تضمین‌های عملی برای امنیت جریان‌های اقتصادی نمی‌شود.

برای درک ابعاد تهدید باید خلیج فارس را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از کشورهای نفتخیز بلکه به‌عنوان شبکه‌ای از جریان‌های جهانی شامل جریان انرژی و پتروشیمی، کالاهای کانتینری، حمل‌ونقل هوایی، خدمات مالی، حواله‌ها و حتی تجارت طلا دید. جنگی که این‌جریان‌ها را مختل کند آثارش جهانی خواهد بود.

اثر آشکار نخست اختلال در صادرات انرژی و پتروشیمی است. جنگ اوکراین به‌بازارها تجربه قیمتگذاری ریسک ژئوپلیتیک داده اما جنگی طولانی در خلیج‌فارس می‌تواند مدل‌های موجود را از کار بیندازد. براساس برآورد یک‌شرکت داده‌محور حدود ۳۳‌‌درصد عرضه جهانی نفت خام، متانول و کود شیمیایی و حدود ۲۰‌درصد گاز مایع و مشتقات گاز طبیعی مانند بوتان و پروپان از تنگه هرمز صادر می‌شود. تداوم اختلال در این‌مسیر شوک قیمتی معناداری ایجاد می‌کند هرچند افزایش فعلی قیمت انرژی هنوز ملایم توصیف شده و این‌می‌تواند بازتاب انتظار معامله‌گران از کوتاه بودن جنگ باشد. اگر قیمت‌ها برای مدت طولانی بالا بماند یک‌پیامد مهم دیگر نیز مطرح است. تقویت موقعیت روسیه که هم از قیمت‌های بالاتر منتفع می‌شود و هم می‌تواند در بازارهای کلیدی به‌ویژه چین سهم بیشتری از عرضه را به‌دست آورد اما تنگه هرمز فقط مسیر نفتکش‌ها نیست. بخش عمده تردد از آن کشتی‌های کانتینری است که اقتصادهای خلیج‌فارس را به‌زنجیره‌های تامین جهانی وصل می‌کند. نمونه روشن بندر جبل‌علی در دوبی است. در زمان جنگ عراق در۲۰۰۳ ظرفیت سالانه این‌بندر معادل حدود ۵‌میلیون‌کانتینر بوده و از آن زمان این‌رقم سه‌برابر شده است؛ بندری که در شمار ۱۰‌بندر پرتردد جهان قرار گرفته و به‌بیش‌از ۱۵۰‌بندر در سراسر جهان متصل است. جبل‌علی به‌ویژه در دوران گسترش صادرات چین به‌موتور جهانی‌سازی تبدیل شده و امروز بیش از ۵۰۰‌شرکت چینی در منطقه آزاد آن فعالیت می‌کنند؛ رقمی که در پنج سال اخیر دوبرابر شده است. حتی برای یک‌تولیدکننده آفریقایی که تجهیزات را از چین تامین می‌کند مسیر کالا به‌احتمال زیاد از جبل‌علی می‌گذرد. از این‌منظر اختلال در حمل‌ونقل کانتینری خلیج فارس اختلالی مستقیم در زنجیره‌های تامین جهانی است و نه یک‌اختلال حاشیه‌ای.

هاب هوایی، بانکداری و تجارت طلا زیر فشار جنگ

درکنار حمل‌ونقل دریایی کشورهای خلیج‌فارس به‌هاب هوایی جهانی هم تبدیل شدند. فرودگاه‌هایی مانند دوبی و دوحه در زمره پرترددترین و متصل‌ترین فرودگاه‌های جهان هستند و دوسوم جمعیت جهان در شعاع یک‌پرواز هشت‌ساعته از این‌هاب‌ها زندگی می‌کنند. این‌شبکه تنها برای جابه‌جایی مسافر نیست بلکه نقش مهمی در بارهوایی دارد.

برای پشتیبانی از این‌جریان‌های انرژی و کالا بخش خدمات منطقه توسعه یافته و اکنون با یک‌نظام بانکی رقابتی و از منظر جهانی مهم روبه‌رو هستیم. حجم کل سپرده‌های بانک‌های تجاری کشورهای شورای خلیج‌فارس در سال‌گذشته به‌۳/۲تریلیون‌دلار رسیده که هم‌تراز با کل سپرده‌های بانکی ایتالیا محسوب می‌شود. تفاوت مهم آن است که سهم قابل توجهی از این‌سپرده‌ها متعلق به‌غیرمقیم‌هاست. در قطر حدود ۲۰‌درصد و در امارات حدود ۱۰‌درصد سپرده‌ها از سوی افراد خارج از کشور نگهداری می‌شود. این‌ویژگی حساسیت سیستم مالی را به‌شوک‌های اعتماد و ریسک سیاسی افزایش می‌دهد.

دوبی علاوه بر بانکداری مرکز نهادهای مالی غیربانکی و صرافی‌هایی است که حواله‌ها را  نه فقط برای کارگران مهاجر در خلیج فارس بلکه برای پرداخت‌های فرامرزی میان کشورهای آفریقا و آسیا پردازش می‌کنند. افزون بر این دوبی حدود ‌درصد تجارت جهانی طلا را هم مدیریت می‌کند؛ جایگاهی که آن را برای طیفی از اقتصادهای با نظام بانکی ضعیف در جنوب آسیا و آفریقا سیستمی می‌کند. بنابراین جنگی که بازار طلای دوبی را کند و آهسته کند می‌تواند فراتر از منطقه بر اقتصادهای پیرامونی اثر بگذارد.

از سوی دیگر شهرهایی مانند دوبی، ابوظبی و دوحه مقصد مهم سرمایه‌گذاری ثروتمندان از مناطق مختلف هستند. نقش صندوق‌های ثروت ملی نیز برجسته است. هفت‌صندوق اصلی منطقه در سال‌۲۰۲۵ حدود ۴۳‌درصد کل سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران دولتی جهان را به‌خود اختصاص دادند و مجموع خروج سرمایه آنها ۱۲۶‌میلیارددلار بوده است. این‌شبکه سرمایه‌ای بخشی از معماری مالی جهانی است و جنگ می‌تواند جریان آن را مختل کند.

حتی در سطح نمادین نیز پیوند سیاست و اقتصاد در منطقه پررنگ است. پروژه‌های املاک مرتبط با رییس‌جمهور آمریکا در دوبی درحال ساخت است و سرمایه‌گذاری‌های بزرگی ازسوی صندوق‌های منطقه‌ای در ساختارهای سرمایه‌گذاری نزدیکان او انجام شده است. این‌نشانه‌ها نشان می‌دهد که جنگ فقط یک‌پرونده امنیتی نیست بلکه شبکه‌ای از منافع، سرمایه و اعتبار را درگیر می‌کند.

نبود نقشه روشن برای مدیریت شوک‌ها

جنگ همین حالا اثر خود را بر جریان‌ها گذاشته است. تولید در برخی تاسیسات انرژی مختل شده، تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز در یک‌روز به‌حدود ۲۰‌درصد سطح معمول سقوط کرده و بیش از ۷۰‌درصد پروازها به‌امارات، قطر و بحرین همچنان لغو بوده است. قیمت سهام در قطر و عربستان کاهش یافته و بورس‌های امارات و کویت معاملات را متوقف کردند. بازار طلای دوبی نیز دچار اختلال شده است. این‌مجموعه نشان می‌دهد جنگ به‌جای آنکه در حاشیه اقتصاد جهانی رخ دهد مستقیما گره‌های آن را هدف قرار داده است.

درکنار خود حملات مشکل دیگر نحوه مدیریت شوک‌هاست. نشانه‌های کمی از وجود یک‌برنامه جامع برای مواجهه با شوک‌های متعدد دیده می‌شود چه رسد به‌درکی روشن از اینکه اگر جنگ در هفته‌های آینده ادامه پیدا کند این‌شوک‌ها چگونه و با چه ترتیبی ظاهر خواهند شد. در واکنش دولت آمریکا از اقداماتی برای مهار اثرات افزایش قیمت انرژی سخن گفته و اعلام کرده برای فعالسازی تجارت دریایی سازوکارهایی مانند بیمه ریسک سیاسی برای فعالان کشتیرانی و بیمه‌گران دریایی ارائه خواهد داد. یادآوری مهم این‌است که آخرین بار دولت آمریکا درمقیاس جهانی از ابزارهای بیمه‌ای برای پشتیبانی از کشتیرانی در دوران جنگ جهانی دوم استفاده کرده بود.

جنگی که هزینه‌اش جهانی است

تجربه دهه‌های گذشته نشان می‌داد جنگ‌ها معمولا دور از هاب‌های اقتصاد جهانی رخ می‌دهند و همین فاصله اثرات اقتصادی را محدودتر می‌کرد اما این‌جنگ با هدف‌گیری زیرساخت‌ها و شهرهای هاب از بنادر و فرودگاه‌ها تا دیتاسنترها و مراکز مالی مرز میان میدان نبرد و شریان‌های اقتصاد جهانی را از بین برده است. در چنین وضعیتی اختلال در جریان انرژی، کالا، سرمایه و داده می‌تواند به‌سرعت جهانی شود. تصمیم برای ورود به‌چنین جنگی عملا شبکه‌هایی را که حیات اقتصاد جهانی به‌آنها وابسته است درمعرض ریسک مستقیم قرار داده و از همین روست که این‌درگیری نه فقط یک‌بحران منطقه‌ای بلکه یک‌تهدید بالقوه برای کل اقتصاد جهانی توصیف می‌شود.

آخرین اخبار