اکونومیست تحلیل کرد:

جنگ بدون استراتژی

گروه بین الملل
کدخبر: 613650
عملیات نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران از نظر نظامی ضربه‌هایی به‌توانایی‌های نظامی تهران وارد کرده اما نبود هدف سیاسی روشن برای این‌جنگ می‌تواند به‌یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های آن تبدیل شود.
جنگ بدون استراتژی

جهان‌ صنعت– عملیات نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران از نظر نظامی ضربه‌هایی به‌توانایی‌های نظامی تهران وارد کرده اما نبود هدف سیاسی روشن برای این‌جنگ می‌تواند به‌یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های آن تبدیل شود. پیامدهای سیاسی و اقتصادی جنگ از گسترش درگیری‌ها در منطقه تا افزایش قیمت انرژی می‌تواند هزینه‌های بلندمدت این‌جنگ را برای اقتصاد جهانی و نظم منطقه‌ای افزایش دهد.

جنگ بدون استراتژی

جنگ بدون تعریف روشن از هدف

درگیری نظامی میان آمریکا و اسرائیل با ایران با عملیات گسترده‌ای همراه بوده که ضرباتی به‌ساختار نظامی ایران وارد کرده است. در این‌عملیات رهبر جمهوری اسلامی شهید شد؛ رویدادی که در روابط بین‌الملل به‌ندرت رخ می‌دهد و نشان‌دهنده سطح بالای شدت درگیری است. با این‌وجود تغییر فوری در ساختار قدرت ایران رخ نداد و به‌سرعت سازوکار جدیدی برای اداره کشور شکل گرفت. حتی احتمال معرفی رهبر جدید در آینده نزدیک مطرح شده است. این‌مساله نشان می‌دهد که حذف یک‌رهبر الزاما به‌فروپاشی ساختار سیاسی یک‌نظام منجر نمی‌شود.

از همین‌‌رو برخی تحلیلگران معتقدند که عملیات نظامی ممکن است از نظر عملیاتی موفق بوده باشد اما هنوز مشخص نیست که آیا به‌اهداف سیاسی مشخصی منجر خواهد شد یا نه؟

یکی از مهم‌ترین مشکلات این‌جنگ نبود تعریف دقیق از اهداف آن است. در هر جنگی تعیین هدف سیاسی اهمیت حیاتی دارد زیرا این‌اهداف مسیر عملیات نظامی، میزان هزینه‌های قابل قبول و زمان پایان جنگ را مشخص می‌کند.

در این‌بحران اهداف اسرائیل نسبتا روشن‌تر به‌نظر می‌رسد و بر تضعیف تهدیدات ناشی از ایران تمرکز دارد اما در سوی دیگر روایت‌های متفاوتی درباره اهداف آمریکا مطرح شده است. برخی مقامات از نابودی برنامه موشکی ایران سخن گفتند، برخی دیگر به‌مساله برنامه هسته‌ای اشاره کردند و در مواردی نیز موضوع تغییر رژیم مطرح شده است. این‌تنوع در اهداف اعلام‌شده باعث شده که تصویر روشنی از استراتژی کلی جنگ وجود نداشته باشد. چنین وضعیتی از نظر سیاسی ممکن است انعطاف ایجاد کند اما از منظر راهبردی می‌تواند به‌ضعف تبدیل شود.

گسترش درگیری در منطقه

یکی از پیامدهای مهم جنگ احتمال کشیده شدن کشورهای دیگر به‌درگیری است. ایران در پاسخ به‌حملات تلاش کرده دامنه درگیری را گسترش دهد و اهدافی در کشورهای منطقه را مورد حمله قرار دهد. کشورهای حوزه خلیج‌فارس که در سال‌های اخیر تلاش کردند خود را به‌عنوان مناطق امن برای سرمایه‌گذاری معرفی کنند اکنون درمعرض تهدید قرار گرفتند. درگیری‌ها در لبنان نیز شدت گرفته و حملات علیه گروه‌های همسو با ایران در این‌کشور افزایش یافته است.

در همین حال برخی کشورهای اروپایی نیز برای حفاظت از پایگاه‌های خود در منطقه وارد عمل شدند. حتی در مواردی سامانه‌های دفاعی کشورهای عضو ناتو موشک‌هایی را که به‌سمت کشورهای منطقه شلیک شده بود رهگیری کردند. این‌تحولات نشان می‌دهد که جنگ می‌تواند به‌سرعت از یک‌درگیری محدود به‌بحران منطقه‌ای گسترده‌تر تبدیل شود.

شوک انرژی و پیامدهای اقتصادی

یکی از مهم‌ترین پیامدهای اقتصادی جنگ به‌بازار انرژی مربوط می‌شود. ایران تلاش کرده است با ایجاد اختلال در تنگه هرمز جریان صادرات نفت را محدود کند؛ مسیری که بخش بزرگی از صادرات جهانی نفت از آن عبور می‌کند. همزمان برخی زیرساخت‌های انرژی در منطقه نیز هدف حملات قرار گرفتند. این‌حملات شامل تاسیسات مهم تولید گاز مایع و برخی پالایشگاه‌های بزرگ نفت بوده است.

در نتیجه این‌تحولات قیمت نفت افزایش یافته و بازارهای انرژی با نوسان روبه‌رو شدند. قیمت نفت برنت طی مدت کوتاهی بیش از ۱۴‌درصد افزایش یافته و قیمت گاز طبیعی در اروپا نیز جهش قابل‌توجهی داشته است. اگر قیمت نفت به‌حدود ۱۰۰‌دلار در هر بشکه برسد پیامدهای آن می‌تواند به‌کاهش رشد اقتصادی جهانی و افزایش تورم منجر شود.

خطر بی‌ثباتی داخلی در ایران

درکنار پیامدهای منطقه‌ای جنگ می‌تواند اثرات داخلی مهمی نیز در ایران داشته باشد. ساختار جمعیتی ایران متنوع است و بخش قابل‌توجهی از جمعیت این‌کشور را اقلیت‌های قومی تشکیل می‌دهند. در برخی تحلیل‌ها مطرح شده که فشار نظامی ممکن است به‌تشدید ناآرامی‌های داخلی منجر شود. حتی حمایت از برخی گروه‌های شورشی نیز به‌عنوان ابزاری برای افزایش فشار بر حکومت مطرح شده است.

با این‌حال چنین رویکردی می‌تواند پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیری داشته باشد. تجربه بحران‌های منطقه نشان داده که فروپاشی ساختارهای سیاسی می‌تواند به‌جنگ داخلی و بی‌ثباتی گسترده منجر شود؛ وضعیتی که نه تنها ایران بلکه کشورهای همسایه را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

فشار سیاسی در داخل آمریکا

در داخل آمریکا نیز حمایت عمومی از جنگ محدود است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که تنها بخش کوچکی از افکار عمومی از ادامه درگیری حمایت می‌کند. این‌وضعیت درمقایسه با برخی جنگ‌های گذشته تفاوت قابل‌توجهی دارد. ازسوی‌دیگر افزایش قیمت سوخت می‌تواند نارضایتی اقتصادی در داخل آمریکا ایجاد کند. حتی اگر آمریکا از نظر انرژی به‌خودکفایی نسبی رسیده باشد افزایش قیمت بنزین همچنان یکی از حساس‌ترین موضوعات برای رای‌دهندگان محسوب می‌شود. این‌عوامل می‌توانند فشار سیاسی برای پایان دادن به‌جنگ را افزایش دهند.

خطر طولانی‌شدن جنگ

یکی از نگرانی‌های اصلی این‌است که جنگ بدون دستیابی به‌هدف مشخص ادامه پیدا کند. درچنین‌شرایطی ممکن است تلاش برای دستیابی به‌پیروزی کامل به‌گسترش بیشتر درگیری منجر شود. برخی سناریوها شامل تلاش برای نابودی کامل ساختار سیاسی ایران یا تغییر رژیم مطرح شدند اما چنین اهدافی حتی با توان نظامی گسترده نیز تضمین‌کننده موفقیت نیستند و می‌توانند پیامدهای گسترده‌تری برای منطقه ایجاد کنند.

درمقابل برخی تحلیلگران معتقدند محدودکردن اهداف جنگ و پایان دادن سریع‌تر به‌عملیات نظامی می‌تواند گزینه کم‌هزینه‌تری باشد.

جنگی با پیامدهای بلندمدت

تحولات اخیر نشان می‌دهد که عملیات نظامی اگرچه ممکن است از نظر تاکتیکی موفق باشد اما بدون یک‌راهبرد سیاسی مشخص می‌تواند به‌بحران‌های پیچیده‌تری منجر شود. در شرایطی که بازارهای انرژی تحت فشار قرار گرفتند و خطر گسترش درگیری در منطقه وجود دارد تصمیم‌گیری درباره مسیر آینده جنگ اهمیت زیادی پیدا می‌کند. بدون چنین راهبردی حتی موفقیت‌های نظامی نیز ممکن است به‌بی‌ثباتی گسترده‌تر در منطقه و اقتصاد جهانی منجر شود.

آخرین اخبار