جنگ انرژی بالا گرفت
جهان صنعت – درحالیکه تمرکز افکار عمومی جهان بر تحولات خاورمیانه و جنگ جاری علیه ایران معطوف شده همزمان نشانههایی از تشدید تقابل فزاینده میان آمریکا و چین نیز بیش از پیش آشکار شده؛ تقابلی که اینبار نهتنها در عرصه اقتصادی بلکه در پیوند مستقیم با معادلات ژئوپلیتیک منطقه غرب آسیا درحال گسترش است.
آمریکا در تازهترین اقدام خود بستهای از تحریمها را علیه چندین شرکت بزرگ چینی فعال در حوزه پالایش و تجارت نفت اعمال کرد؛ اقدامی که بهطور رسمی با هدف محدودسازی منابع مالی ایران توجیه شد اما در عمل یکی از مهمترین بخشهای زنجیره تامین انرژی چین را هدف قرار داد.
پکن در یکبیانیه کمسابقه و محکم علیه تحریم اخیر آمریکا بهپنجشرکت بزرگ پالایشی خود که در لیست تحریم آمریکا هستند بهلحاظ حقوقی دستور داد که از تحریمهای آمریکا علیه ایران تبعیت نکنند؛ تصمیمی که از منظر بسیاری از تحلیلگران نشانهای روشن از عبور چین از فاز «احتیاط» بهمرحله «مقاومت فعال» دربرابر فشارهای واشنگتن ارزیابی میشود.شرکت هنگلی پتروشیمی بهعنوان یکی از بزرگترین پالایشگاههای مستقل چین با ظرفیت پالایش صدهاهزار بشکه نفت در روز نقشی کلیدی در تامین خوراک صنایع پاییندستی و زنجیره پتروشیمی این کشور ایفا میکند. این شرکت بهویژه در سالهای اخیر بهیکی از خریداران مهم نفت با تخفیف ازجمله نفت ایران تبدیل شده است.درکنار آن شرکتهای شاندونگ شوگوانگ لوکینگ پتروشیمی، شاندونگ جینچنگ پتروشیمی و شاندونگ شنگشینگ کمیکال که عمدتا در استان شاندونگ یعنی قطب پالایشگاههای مستقل چین مستقر هستند بخشی از شبکه موسوم به تیپاتها(پالایشگاههای خصوصی) را تشکیل میدهند که آنها هم سهم قابلتوجهی در واردات نفت خام و انعطافپذیری بازار انرژی چین دارند و پیش از این همگی در مقاطع مختلف آماج تحریمهای آمریکا قرار گرفته بودند اما اکنون بهدستور دولت مرکزی چین میتوانند آشکارا تحریمهای آمریکا را نادیده بگیرند. شرکت هبی شینهای کمیکال نیز بهعنوان یکی از بازیگران مهم در شمال چین در تامین سوخت و مواد شیمیایی برای صنایع سنگین نقش دارد.بنابر اینگزارش مجموع این شرکتها نهتنها از منظر اقتصادی بلکه از نظر راهبردی برای چین اهمیت دارند چراکه بهپکن اجازه میدهند در شرایط تحریم و بیثباتی بازار جهانی منابع انرژی خود را متنوع و قابل کنترل نگه دارد.تقابل فزاینده آشکار چین و آمریکا در شرایطی صورت میگیرد که تحولات اخیر در خاورمیانه بهویژه اختلال در مسیرهای کشتیرانی و افزایش ریسک در تنگههرمز بهطور مستقیم امنیت انرژی چین را تحت تاثیر قرار داده است. چین بخش عمدهای از واردات نفت خود را از کشورهای منطقه تامین میکند و هرگونه بیثباتی در اینمسیر هزینههای اقتصادی و راهبردی قابلتوجهی برای پکن بههمراه دارد.در چنین شرایطی تحریم پالایشگاههای چینی بهدلیل تعامل با نفت ایران عملا بهمعنای هدفقراردادن یکی از مسیرهای حیاتی تامین انرژی چین است؛ موضوعی که واکنش صریح پکن را تا حد زیادی قابل پیشبینی میکرد.های آمریکا نیز میتواند در همین چارچوب تحلیل شود؛ اقدامی که نشان میدهد چین نهتنها بهدنبال حفظ منافع اقتصادی خود است بلکه درحال آزمودن مرزهای نفوذ و قدرت آمریکا در نظام بینالملل نیز هست.
ازطرفی این تحولات درحالی رخ میدهد که گمانهزنیهایی درباره دیدار احتمالی دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا و شی جینپینگ، همتای چینی خود در آینده نزدیک مطرح شده است. بهگفته کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید «در صورت فراهمبودن شرایط» رییسجمهور آمریکا ۱۵و۱۶می(۲۵ و ۲۶ اردیبهشت) با همتای چینی خود دیدار خواهد کرد. پیش از این قرار بود این نشست در ۲می برگزار شود.در چنین فضایی واکنش چین بهتحریمهای آمریکا را میتوان بهعنوان ارسال یکپیام روشن بهواشنگتن نیز تفسیر کرد مبنی بر اینکه پکن حاضر نیست منافع راهبردی خود بهویژه در حوزه انرژی را قربانی فشارهای سیاسی آمریکا کند. بهبیان دیگر چین با این تصمیم پیش از هرگونه مذاکره احتمالی خطوط قرمز خود را بهطور عملی ترسیم کرده است.مجموعه این تحولات نشان میدهد که رقابت میان آمریکا و چین درپی حملات یکجانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی بهایران و درپی آن منطقه خلیجفارس و اقتصاد جهانی را بهتنش و ناامنیکشاندن وارد مرحلهای پیچیده و چندلایه شده؛ مرحلهای که در آن غرب آسیا و بهویژه جنگ علیه ایران بهیکی از میدانهای اصلی تقابل میان چین و آمریکا تبدیل شده است. این در حالی است که دوقدرت بزرگ اقتصادی و نظامی جهان در تعاملات منطقهای، دوجانبه و اقتصادی تنشهای جدی با یکدیگر نیز دارند و در رابطه با موضوع تایوان دوطرف بر لبه درگیری و خصومت حرکت میکنند.در این چارچوب تحریم پالایشگاههای چینی و پاسخ صریح پکن بهآن را نباید یکرویداد مقطعی و واکنشی طبیعی بلکه بخشی از روندی بزرگتر باید دید؛ روندی که از تشدید «جنگ اقتصادی» آغاز شده و بهتدریج درحال پیوندخوردن با معادلات ژئوپلیتیک و امنیتی میان دوقدرت در سطح جهانی است.
