توقفی که جان میخرد
حجت نکونام*– سفرهای جادهای در کشور عزیزمان ایران همچنان یکی از اقتصادیترین شیوههای سفر در کشور به شمار میرود. از تعطیلات رسمی گرفته تا سفرهای کاری، جادهها روزانه میزبان هزاران خودرو هستند. این امر به دلیل افزایش هزینههای حملونقل، سوخت و تاثیر تحریمها در سفرهای هوایی است. مجتمعهای خدماتی و رفاهی در حملونقل جادهای نقشی فراتر از یک توقفگاه ساده دارند؛ آنها بخشی از زیرساخت ایمنی و کیفیت سفر محسوب میشوند هرچند برخی رانندگان صرف زمان در مجتمعهای خدماتی را باعث تاخیر در رسیدن به مقصد میدانند ولی نقش کلیدی مجتمعهای خدماتی در سفرها بسیار مهمتر از تاخیر ایجاد شده در سفر خواهد بود.
تحقیقات انجامشده توسط مرکز پژوهشهای مجلس در سال۱۴۰۴ نشان میدهد مسیرهایی که در هر ۱۰۰ کیلومتر حداقل دو مجتمع رفاهی فعال دارند بهطور میانگین ۱۲درصد کاهش در نرخ تصادفات منجر به جرح و فوت را تجربه کردهاند. توقف کوتاه در مسیر، کاهش خستگی و وجود خدمات امدادی اولیه در این مراکز از عوامل موثر در این کاهش بوده است. مجتمعهای بینراهی با فراهم کردن فضای مناسب برای توقف، نوشیدن مایعات، صرف غذا و تجدید قوا، در واقع به کاهش ریسک حوادث کمک میکنند. به همین دلیل توسعه و استانداردسازی این مراکز باید بخشی از سیاستهای ایمنی جادهای تلقی شود.
کارکرد این مجتمعها اما تنها به ایمنی محدود نمیشود. این مراکز میتوانند موتور محرک اقتصاد محلی نیز باشند. عرضه محصولات بومی، صنایعدستی و غذاهای محلی در مجتمعهای بینراهی، فرصتی برای معرفی فرهنگ مناطق مختلف کشور فراهم میکند و به ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم منجر میشود. بسیاری از مناطق کمتر برخوردار میتوانند با توسعه چنین مراکزی، سهم بیشتری از گردش مالی سفرهای جادهای داشته باشند. یک مجتمع خدماتی استاندارد باید دارای حداقل امکانات ضروری باشد، از جمله سرویسهای بهداشتی تمیز و قابل دسترس، پارکینگ ایمن برای خودروهای سبک و سنگین، جایگاه سوخت، رستوران با کیفیت و قیمتگذاری شفاف و فضای مناسب برای استراحت رانندگان. همچنین توجه به نیازهای کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت از نشانههای یک مجموعه حرفهای و مسوولانه است. ایجاد فضای سبز و محیطی آرام نیز میتواند توقف در مسیر را به تجربهای دلپذیر تبدیل کند.
با این حال هنوز چالشهایی در این حوزه وجود دارد. کیفیت خدمات در برخی مجتمعها یکسان نیست و نبود نظارت مستمر، گاه موجب نارضایتی مسافران میشود. در برخی محورهای پرتردد نیز تعداد مجتمعها متناسب با حجم سفرها نیست و همین موضوع فشار مضاعفی بر امکانات موجود وارد میکند. از سوی دیگر نبود نظام رتبهبندی شفاف باعث شده مسافران پیش از توقف، اطلاعات دقیقی درباره سطح خدمات هر مجتمع نداشته باشند.
کارشناسان پیشنهاد میکنند با تدوین استانداردهای مشخص، اجرای نظام رتبهبندی و تشویق سرمایهگذاری بخشخصوصی، سطح خدمات این مراکز ارتقا یابد. بهرهگیری از فناوریهای نوین مانند سامانههای هوشمند اطلاعرسانی، پرداخت الکترونیکی و نظرسنجی آنلاین نیز میتواند کیفیت خدمات را بهبود بخشد و رقابت سالم میان مجتمعها ایجاد کند. کارشناسان پیشنهاد کردهاند در طرح توسعه زیرساختهای جادهای، مجتمعهای بینراهی بهعنوان بخشی از شبکه «ایمنی سفر» تلقی شوند. اجرای طرح «مجتمعهای هوشمند» که از سال۱۴۰۵ آغاز شده، قرار است با نصب دوربینهای کنترل خستگی راننده، وایفای عمومی، اپلیکیشنهای اطلاعرسانی و امکان ثبت نظر آنلاین مسافران، کیفیت خدمات را ارتقا دهد. وزارت راه براساس این طرح هدفگذاری کرده تا پایان سال۱۴۰۷، بیش از ۸۰درصد مجتمعها به سامانه هوشمند پایش خدمات متصل شوند.
مجتمعهای خدماتی و رفاهی بینراهی فقط ایستگاههایی برای استراحت نیستند بلکه آنها حلقهای حیاتی در زنجیره ایمنی، رفاه و توسعه اقتصادی کشورند. سرمایهگذاری بر این مراکز بهمعنای سرمایهگذاری بر جان انسانها و آینده گردشگری داخلی است. هر مجتمع استاندارد جدید، یک گام کمتر تا تصادف و یک گام بیشتر به سمت سفر ایمن و لذتبخش روی جادههای ایران است. توجه جدی به توسعه و بهبود این مراکز، سرمایهگذاری بر ایمنی جادهها و آرامش خاطر میلیونها مسافر است.
* کارشناس ارشد مهندسی عمران
