توافقی امیدوارکننده اما نامطمئن
نادر کریمی جونی
اولین اعتراض نسبتبه بندهای توافق ایران و ایالاتمتحده از سوی اسرائیل صورت گرفت. در بندهای دوگانهای که از سوی ایران پیشنهاد و از سوی ایالاتمتحده پذیرفته شده و از این بابت پیروزی ایران در این نبرد نابرابر محسوب میشود، بندی به عدم حمله به لبنان و پایان جنگ اسرائیل علیه حزبالله آن کشور اختصاص یافته است. برخی خبرگزاریهای بینالمللی مانند آسوشیتدپرس در اخباری که پس از اعتراض اسرائیل نسبت به برخی مفاد این توافقنامه منتشر کرده، تصریح نمودهاند که از نظر میانجیگران مانند پاکستان، این توافق شامل پایان جنگ در لبنان نیز میشود.
با این حال دفتر بنیامین نتانیاهو در بیانیهای که منتشر کرده همچنان تاکید میکند که مناسبات جنگ لبنان و اسرائیل شامل این آتشبس نمیشود. از این بابت دیروز چهارشنبه ارتش اسرائیل یکی از وسیعترین و پرحجمترین حملات علیه حزبالله لبنان را سامان داد تا نشان دهد که به طور عملی، لبنان و جنگ علیه حزبالله را شامل این توافق و نیز آتش بس نمیداند و از این پس نیز به آن پایبند نخواهد بود. با این همه نمیتوان انکار کرد که توافق صورت گرفته برای آغاز گفتوگوهای صلح و آتشبس یکی از موفقیتهای ایران در این نبرد بوده است. اگرچه پیت هگست در کنفرانس خبریاش که پس از این توافق انجام شد، همچنان لفاظیهای گذشته را تکرار و بر نابودی کامل توان نظامی- دفاعی کشورمان تاکید کرد اما هدف قرار گرفتن حدود ۱۷۰فروند پهپاد و ۳۵فروند هواپیمای نظامی- جنگنده در طول کمتر از ۴۰روز جنگ، نادرستی ادعاهای وزیر دفاع ایالاتمتحده را نشان میدهد. علاوهبراین در حالی که دونالد ترامپ در بیانیه خویش به صراحت درخواستهای ۱۰گانه ایران را مبنای قابل قبولی برای ایجاد صلح ارزیابی میکند و خواستهای ۱۵گانهاش را کنار میگذارد، وزیر جنگ ایالاتمتحده ادعا میکند که این ایران بوده که شرایط ایالاتمتحده را پذیرفته و رییسجمهور آمریکا با ایران به مهربانی رفتار کرده است! البته سابقه غیرقابل اعتماد و فریبکاریهای دونالد ترامپ و همکارانش باعث شده تا بهویژه برای ایرانیان، این سوال مطرح باشد که چقدر میتوان به این بیانیه و تقاضای صلح ارائه شده از سوی رییسجمهور آمریکا اعتماد کرد؟ روشن است که بعد از دو بار خیانت ترامپ به مذاکره، هیچ اعتمادی به وعدههای او وجود ندارد. نکته اطمینانبخش اما در اینباره آن است که معاون اول رییسجمهور ایالاتمتحده، جی دی ونس که از ابتدا هم مخالف جنگ با ایران بود، وارد مذاکرات شده و قرار است مذاکرات صلح و اجرای توافقنامه را راهبری کند. نکته امیدوارکنندهتر آن است که جمهوریخواهان از هم اکنون جی دی ونس را برای شرکت در انتخابات دوره بعدی ریاستجمهوری در نظر گرفته و اگر این توافق بهنتیجه برسد و صلح برقرار شود و رییسجمهور دوره بعد هم به ونس برسد میتوان امیدوار بود که برای ۶تا۱۰سال آینده آرامش بر فراز خاورمیانه و ایران برقرار شود. در عین حال اظهارات مقامات کشورمان نشان میدهد که اگرچه ایران به توافق برای آتشبس پیوسته و ارادهاش بر صلح استوار است اما هیچ اعتمادی به طرف مقابل ندارد و نه فقط نمیخواهد آنچه آمریکاییها در جنگ به دست نیاوردهاند را در مذاکره به آنان بدهد بلکه میخواهد منافع حداکثری خویش را همانطورکه حق دارد، به دست آورد. برخی مخالفان جمهوری اسلامی تاکید میکنند که تهران حتی یکی از این بندهای درخواست خویش را به دست نخواهد آورد ضمن آنکه مجبور خواهد شد تا ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به ایالاتمتحده تسلیم کند و از ادامه فعالیتهای هستهای برای همیشه چشم بپوشد. آنان در اینباره تاکید میکنند که اگر حتی یکی از این بندهای ۱۰گانه را ایران به دست آورد، میتوان او را پیروز جنگ دانست. این مخالفان اما توجه نمیکنند که هماکنون دستکم یکی از شرطهای ایران محقق و حاکمیت ایران بر فراز خلیجفارس و تنگه هرمز پذیرفته شده است. چنانکه دیروز و هنگامی که خبرنگاران از پیت هگست درباره اسکورت کشتیهای تجاری در خلیجفارس از سوی شناورهای آمریکایی پرسیدند، او از دادن جواب صریح به این سوال پرهیز و تنها بیان کرد که ایالاتمتحده آمریکا آزادی کشتیرانی تجاری در خلیجفارس و تنگه هرمز را به دقت زیر نظر خواهد داشت. اختلاف بر سر مفاد توافق و نیل به دستور کار صلح اما از هماکنون و در حالی که هنوز مذاکرات آغاز نشده، شروع شده است. اصلیترین اختلاف البته موضوع غنیسازی و ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است. در حالی که ایران در متن خود محفوظ دانسته و بر تحقق آن تاکید کرده است اما دونالد ترامپ در بیانیهای که پس از پذیرش آتش بس و در حساب کاربری اش و در فضای مجازی منتشر کرده است بر صفر شدن غنیسازی و توقف کلیه فعالیتهای هستهای ایران تاکید کرده است. وی همچنان همان شروط ۱۵گانه خویش را تکرار و بر تحقق آن پای فشرده است. در حالی که وزیر امور خارجه کشورمان بر اعمال نظارتها و محدودیتهای فنی در خلیجفارس از سوی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران تاکید کرده و این امر، حضور نیروهای نظامی سایر کشورهای قدرتمند در تنگه هرمز و خلیجفارس را انکار میکند اما آمریکاییها باز هم تاکید میکنند که حضور شناورهای نظامی آمریکا در خلیجفارس به حالت قبل باز خواهد گشت و ناوهای آمریکایی کنترل تنگههرمز را به دست خواهند گرفت. این امر دومین عامل تنش میان تهران- واشنگتن است که پایداری توافق آتشبس و دستیابی به صلح را به شدت تهدید خواهد کرد. اگر از لفاظیهای ایرانیان خارج از کشور که چندان اهمیتی ندارد و تاثیرگذار نخواهد بود صرفنظر شود و صلح با ایالات متحده و پایداری آن دشمنان بسیار مهم و خطرناکی دارد برخی اعراب حاشیه جنوبی خلیجفارس در کشورهایی مانند عربستان، امارات متحده عربی و بحرین از توافق و کاهش تخاصم میان ایران و ایالاتمتحده به شدت نگران هستند و تصور میکنند پس از برقراری آرامش که حتما به نفع ایران خواهد بود، تهران دشمنی این اعراب در ماههای اخیر را تلافی خواهد کرد. کوچکترین تلافیجویی ایران در اینباره ممکن است اخذ عوارض از فعالیتهای تجاری این کشورها از مسیر خلیجفارس – تنگه هرمز باشد که به افزایش قیمت تمامشده کالاهای صادراتی و وارداتی این کشورها خواهد انجامید. اسرائیل دومین دشمن خطرناک برقراری صلح درباره این توافق است. روشن است که نابودی و محور اسرائیل از جغرافیای زمین، هدف واقعبینانهای نیست و امکان تحقق آن وجود ندارد. به همین دلیل دشمنی اسرائیل و ایران که با دو جنگ اخیر تشدید شده است، در ابعاد گوناگون تداوم خواهد یافت و تلآویو هر چند در ظاهر توقف جنگ را اعلام و IDF ارتش دفاعی اسرائیل پایبندی خویش را به آن بیان کرده اما آنچه بیان نشده این است که دشمنی میان ایران و اسرائیل پایان نیافته و نخواهد یافت. در حقیقت دشمنی ذاتی ایران و اسرائیل که در هر دو سو بر آن پای فشرده میشود، جرقهای است که میتواند هر لحظه انبار باروت خاورمیانه را منفجر کند.

