تعلیق با روش نو
منتقدان امضای تفاهم میان جمهوری اسلامی با آمریکا هرگز آرام ننشسته و با بهکارگیری ترفندهای گوناگون میخواهند این امضا را بیاثر کنند. در درون سرزمین تندروهایی هستند که البته تریبون دارند و نیز خبرگزاریهایی هستند که به گروهها و سازمانهای خاص تعلق دارند. این دوگروه در داخل اگرچه با لحنهای متفاوت اما یک راه را درمینوردند. راهبرد آنها این است که امضای تفاهم بهجایی نرسد تا دولت چهاردهم بیاعتبارتر شود. بهانه تندروها این است که اسرائیل به حزبالله لبنان یورش برده و به این ترتیب بند اول تفاهمنامه نقض شده و باید جمهوری اسلامی به گفتوگوها ادامه ندهد. در آمریکا نیز منتقدان سنتی جمهوریخواهان و نیز از درون جناح ترامپ باور دارند آمریکا به جمهوری اسلامی امتیازهایی داده که بیشتر از امتیازهایی است که گرفته است اما اسرائیلیها بهمثابه سرسختترین خصم جمهوری و منتقد ترامپ در امضای تفاهم با یورش به حزبالله لبنان راه را برای ادامه گفتوگوها دشوار میکنند.
به این ترتیب است که تنها سه روز بعد از امضای مذاکرات برنامه نشست برنامهریزیشده در سوییس بههم خورده و جمهوری اسلامی و مقامهای کاخ سفید بهسوی تندتر شدن در منازعه خاموشنشده پیش میروند. در صورتی که روزنههای تازهای بر پنجره مذاکرات باز نشود و روزنههای موجود نیز تنگتر شوند دور نیست که امضاهای دو رییسجمهور بیاعتبار شود. در چنین حالتی یا در حالتی نزدیک به آن بازهم شاهد تعلیق اینبار بهروش نو خواهیم بود. پیامد این تعلیق و بلاتکلیفی برای اقتصاد کلان ایران فلجکننده و برای ایرانیان بهویژه برای گروههای کمدرآمد نیز کشنده و ویرانگر خواهد بود. بدیهی است در وضعیت بلاتکلیفی بهروش نو بنگاهها بازهم در بلاتکلیفی قرار میگیرند و نمیتوانند حتی برای چندماه آینده برنامهریزی کنند. آیا ادامه بلاتکلیفی و به حداکثر رسیدن سختیهای تورم بر شهروندان را میتوان با همین دست فرمان اداره کرد؟ نمیتوان پیشبینی دقیقی داشت و تابآوری ایرانیان را اندازه گرفت اما میتوان فهمید که ادامه این وضعیت احتمال از هم گسیختن بندهای موجود امید و اعتماد و مناسبات میان مردم و دولت را افزایش میدهد.
نهاد دولت در چنین وضعیتی از یکسو به بیعرضگی متهم میشود و تهمت زده خواهد شد که به آمریکا بیجهت اعتماد کرده است. از سوی دیگر قفلشدن منابع درآمدی و ناتوانی برای پرداختهای ضروری دولت را بهمرز سقوط میکشاند که برای برخی طیفها اتفاق خوبی است. هنر حکمرانی تنها این نیست که کشور و مردم در وضعیت سفید یا سرخ قرار گیرند بلکه هنر حکمرانی این است که از حجم تهدیدها کاسته شده و بر میزان فرصتها اضافه شود.
الان نیز مردم از نهادهای حاکمیتی انتظار دارند که کشور را به دو سر مرز سفید یا سرخ نکشانند و جوری بازی کنند که ادامه نفس کشیدن وجود داشته باشد. باید راههای تازه را برای دور کردن مردم از تعلیق جستوجو کرد و برخی خواستهها را بهمنفعت عمومی گره نزد. جداسازی برخی خواستهها برای عبور دادن کشور از لبه بحران خواسته ایرانیان است.
