تصور نشود با اعلام مذاکرات حضور خیابانی لازم نیست
جهان صنعت _ پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبر انقلاب اسلامی – حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به مناسبت چهلمین روز شهادت حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای در پیامی مکتوب به تبیین مسائل مربوط به مذاکرات اسلامآباد پرداختند. در این پیام مکتوب آمده است: «۴۰روز از یکی از بزرگترین جنایات دشمنان اسلام و ایران و از یکی از سنگینترین داغهای عمومی در تاریخ این ملت میگذرد؛ داغ شهادت جانگداز رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی پدر ملت ایران و زعیم امت اسلامی و پیشوای حقطلبان در عصر حاضر سیدشهیدان ایران و جبهه مقاومت خامنهای کبیر قدسالله نَفْسَهُالزَّکَیَّه. ۴۰ روز است که روح بلند رهبر شهیدمان در جوار قرب الهی میهمان ضیافت اولیاء و صدیقین و شهدا شده و همزمان یا درپی آن، جمع کثیری از یاران فرماندهان و رزمندگان اسلام و هموطنان مظلوم از نوزادان چندروزه تا کهنسالان هم به این فیض عظیم نائل آمدهاند.
۴۰ شب و روز است که خداوند متعال پیشوای این امت را به میقات خود فراخوانده اما این بار برخلاف آنچه در عصر کلیمالله رخ داد، اصحاب رهبر شهید و امت او برای اقامه حق و مقابله با باطل مبعوث شدند و چون کوههای استوار در برابر سامری و گوسالهاش ایستادگی کرده و همچون گدازههای آتشین بر سر متجاوزان و فرعونیان فرود آمدند.
۴۰ شبانهروز است که مستکبران عالم نقابهای فریبنده و دروغین را از رخ برگرفته و چهره کریه و شیطانی قتل و ظلم تجاوز و دروغ تفرعن و کودککشی و استبداد و فساد را به نمایش گذاشتهاند.
در مقابل اما ۴۰ روز و شب است که فرزندان غیور خمینی کبیر و خامنهای عزیز شهید و پیروان اسلام ناب محمدی(صلیالله علیه وآله وسلم) با اهتمام و شجاعتی مثالزدنی در میدانها و خیابانها و سنگرهای رزم حاضر هستند و بهرغم لطمات و خسارتهای هجوم وحشیانه دشمن جنگ تحمیلی سوم را به صحنه حماسه دفاع مقدس سوم تبدیل کردهاند. ملت آگاه و هوشیار ایران گرچه نشان داد در غم بزرگ فراق پیشوای شهیدش داغدار است ولی با تأسی به میراثداران بیواسطه عاشورای حسینی از این داغ، حماسه و از رثاء، رجز ساخت و همه اینها دشمن تا بن دندان مسلح را به حیرت و استیصال انداخته و آزادگان جهان را به تحسین واداشته است. اینبار جهالت و نادانی مستکبران باعث شد که اسفندماه ۱۴۰۴ سرآغاز فصل نوین از قدرتگیری و برآمدن نام ایران و انقلاب اسلامی گردد و پرچم ایران اسلامی نهفقط در جغرافیای خاکی کشورمان بلکه در عمق دلهای حقجویان جهان برافراشته شود.
این مناسبت فرصت خوبی است تا قدری مختصر معرفی رهبر عظیمالشأن به عمل آید. صحبت از مردی است که آنقدر که مشهور بود، شناخته نشد. همه میدانند که قائد شهید ما فقیهی زمانشناس و بصیر مجاهدی خستگیناپذیر و چون کوه استوار و محکم، عالمی عامل و ربانی اهل ذکر و تهجد و تضرع به درگاه ربوبی و توسل به ذوات مقدسه معصومین صلواتالله و سلامه علیهم اجمعین و از عمق جان، مؤمن به وعدههای الهی بودند. از خصوصیات دیگر ایشان ایراندوستی و تلاش مستمر برای استقلال هرچه بیشتر ایران عزیز بود که در کنار آن بر وحدت کلمه و انسجام ملی تاکید داشتند. ایشان عمری را در تلاش برای برپایی نظام اسلامی و قوام و بقای آن طی کردند و در عین حال جمهوری اسلامی بدون مردم از نظر ایشان بیمعنا مینمود. در عین اقتدار و صلابت، بهره وافری از ظرافت در اندیشه و نگرش به امور داشتند. به ظرفیتهای کشور خصوصا جوانان توجه ویژهای مبذول میکردند. به علم و فناوری و پیشرفت در سایه آن اهمیت میدادند. برای خانواده معظم شهدا و جانبازان و ایثارگران عزیز ارج خاصی قائل بودند. در جهات مختلف دارای تجارب گرانسنگ و متراکمی بعضا با سابقه چند دهه بودند و خصوصیات متعدد دیگری که فهرست طویلی را شامل میشود. این روزها در بعضی رسانهها مکررا صحبت از هنر و هنرشناسی و هنرپروری ایشان به میان میآید. این عنصر در عین اینکه به تنهایی میتواند ارزش زیادی را برای شخصیت یک نفر ایجاد کند و مسلما در رهبر عزیزمان به معنی واقعی و در حد عالی وجود داشت، در مقایسه با سایر عناصر وجودی و امتیازات ایشان کوچک به نظر میآید.
بنده بهشخصه از ایشان هنرهای متعددی را سراغ دارم. یک هنر بزرگ ایشان که کمتر موردتوجه قرار میگیرد، هنر تربیت و پرورش اجتماع ازطریق ساخت افکار و روحیات و عواطف تودههای عظیم مردم و گروههای اجتماعی بود.
هنر دیگر ایشان نهادسازیهای هدفمندی بود که بهخصوص در سالهای ابتدایی دوران زعامت و رهبری خود با نظر به افقهای دوردست به آن اقدام کردند.
هنر دیگر ایشان اقدام به قدرتمند سازی ساختار نظامی کشور بود که ملت ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر از آثار مثبت آن مطلع و بهرهمند شدند. همچنین قدرت ابداع و ابتکار در ابعاد مختلف اعم از علمی و راهبردی و سیاستگذاری از دیگر هنرهای ایشان بود که شمهای از آن در تدوین سیاستهای کلی نظام منعکس است و نیز قدرت خلق معانی ازطریق ساخت بهنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد و از آن گفتمان عمومی عمل میآمد و ازجمله، هنری که در اثر صیقل خوردن روح بلند ایشان در شداید و امتحانات و ابتلائات و بهخاطر صبر و استقامت در مسیر حق حاصل شده بود؛ هنر پیشبینی حوادث دوردست بود که المؤمن یَنْظُرُ بنور الله. و هنرهای دیگری که احصاء آن در این مختصر ممکن نیست.
همه این هنرها و مزیتها منشایی جز عنایات خاصه الهی و توجه خاص سرورمان و آباء طاهرین ایشان صلواتالله علیهم اجمعین نداشت. شاید بتوان آنچه این عنایات و توجهات را به سمت آن بزرگوار جلب کرد را در تلاش و مجاهدت بیوقفه و خالصانه او در راه اعلای کلمه حق خلاصه کرد. اما بهطور ویژه غیر از سختیهای مبارزه با دستگاه خائن حکومت پهلوی ایشان از یک فرصت خاص دیگر در مسیر انجام وظیفه بهره زیادی بردند که عموم مردم معمولا از آن اطلاع ندارند. اینطور تقدیر شده بود که سیدجوان بهشدت جویای علم و البته طالب عمل وقتی که پدر بزرگوارش در معرض نابینایی قرار داشت، پس از سالهایی زانو زدن در محضر اساتید عالیمقام همه زمینههای ظاهری پیشرفت علمی و آیندهساز در قم را رها کرده و با اعتماد به فضل الهی خود را وقف پدر کند. تفضل الهی درپی این ایثار اینگونه ظاهر شد که ناگهان سیدعلی خامنهای در سنین قبل از ۳۰سالگی مانند خورشیدی از خراسان سربرآورد و بهزودی یکی از ارکان فکری و مبارزاتی قلمداد شد و همزمان در علوم متداول هم پیشرفتهای قابلتوجهای کرد به طوری که در سالهای دهه۵۰ دستگاه ساواک او را خمینی خراسان خوانده بود. باید بر این نکته تاکید کنم که این روند ترقی باطنی و ظاهری آن بزرگوار در مقاطع بعدی هم ادامه یافت. حال در مقام درسآموزی از رفتار بزرگان و بهخصوص چنین شخصیتی خیلی بجاست که این خصوصیت خیرخواهی خالصانه برای یکدیگر و مواسات را رویه خود سازیم که این ویژگی و توام با آن، نظر به رحمت واسعه الهی داشتن فرقی مهم بین کسی است که تحت پرچم حق ایستاده و آن کسانی که حول پرچم باطل حلقه زدهاند. مسلما پیگیری چنین رویهای گشاینده دربهای آسمان و فرود آورنده انواع امدادهای الهی و غیبی خواهد بود؛ از نزول باران رحمت گرفته تا غلبه بر دشمن و حتی پیشرفتهای علمی و فناورانه.
در این ایام مکررا شنیده میشود که گروههای مختلفی از مردم عزیز، بحق و با حسرت از آن یگانه دوران یاد میکنند و کمکم وجوه بیشتری از گوهر تابناک شخصیت والای ایشان ظاهر میشود. همچنین بنای بر تاسی به افعال خاصی از آن جناب کمکم فراگیر میشود، ازجمله مردم عزیزمان از مشت گره کرده آن جناب در حین شهادت درسها آموختند و اکنون همین مشت گره کرده برای بعضی نوعی نماد مشترک از عقیده شده است. اینگونه است که بار دیگر ثابت میشود که تاثیر شهید بیش از فرد حاضر است و صدای رسای او در دعوت به توحید و حقطلبی و مبارزه با ظلم و تباهی پرطنینتر و پیامش نافذتر از دوره حیات او بوده و همچنین خواهش قلبی این شهید عظیمالقدر که سعادت این ملت و سایر ملتهای مسلمان بود، از قبل به واقعیت نزدیکتر شده است.
برادران و خواهران هموطن امروز و تا این نقطه از حماسه دفاع مقدس سوم به جرات میتوان گفت که شما ملت قهرمان ایران پیروز قطعی این میدان بودهاید.
امروز طلیعه برآمدن جمهوری اسلامی بهعنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف مقابل چشم همگان آشکار شده است. این بیشک نعمتی الهی است که از برکت خون رهبر شهیدمان و سایر شهدای گلگونکفن و هموطنان مظلوم و گلهای پرپرشده مدرسه شجره طیبه میناب و درپی توسلات و تضرعات آحاد ملت به درگاه ربوبی و حضور مجاهدانه ایشان در میادین و محلات و مساجد و بهخاطر جانفشانیهای بیدریغ و بیمنت و خالصانه رزمندگان جان برکف اسلام در سپاه و ارتش و فراجا و سربازان گمنام و مرزداران به ملت ایران ارزانی شده است. این نعمت هم مانند هر نعمت دیگری باید مورد شکر قرار گیرد تا بقا و رشد داشته باشد که لئن شکریم لأزیدتکم شکر عملی این نعمت تلاش بیوقفه برای رسیدن به ایران قوی است.
آنچه در وهله کنونی برای نیل به این شعار و هدف راهبردی رهبرشهید ضروری مینماید، استمرار حضور مردم عزیزمان همانند۴۰روزی است که پشت سر گذاشتند. این حضور یک رکن مهم از منزلتی است که اینک ایران مقتدر در آن استقرار یافته است. بنابراین نباید با اعلام بنا بر مذاکرات با دشمن تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست بلکه اگر بر فرض ضرورتا نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگینتر از قبل به نظر میرسد. مسلما فریادهای شما در میادین در نتیجه مذاکرات موثر است؛ همچنان که عدد شگفتآور و رو به افزایش میلیونی پویش جانفدا برای ایران هم از عناصر تاثیرگذار در این عرصه است. باذنالله تبارک و تعالی در اثر این نقشآفرینیها و استمرار آن چشماندازی که در پیشروی ملت ایران قرار دارد، ظهور دورانی با شکوه و درخشان و سرشار از عزت و سربلندی و غنا را برای ایشان نوید میدهد. رهبر شهید ما وقتی که عهدهدار رهبری شدند، نظام جمهوری اسلامی چون نهالی بود که زخمهای متعددی از دشمنان اسلام و ایران بر آن فرود آمده بود و البته همه را بهخوبی تحمل کرده بود اما وقتی که بعد از قریب به ۳۷سال، کرسی زعامت امت را ترک نمودند، شجره طیبهای که ریشهاش مستحکم و شاخ و برگ آن بر بخشهای مهمی از منطقه و جهان سایهافکن شده است را از خود بهجا گذاشتند. رویکرد دستیابی به ایران هرچه قویتر از مسیر وحدت بین اقشار مختلف جامعه میگذرد که مکرر مورد تاکید ایشان بود. شمه قابلتوجهی از این وحدت در این ۴۰ روز تحقق پیدا کرد، قلوب مردم به هم نزدیک شد، یخهای فیمابین اقشار مختلف با گرایشهای متفاوت شروع به ذوب شدن کرد، همگان زیر پرچم وطن جمع شدند و روزبهروز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده میشود. بسیاری از کسانی که هنوز به اینگونه حضور دست نیافتهاند، قلبا همراه و همسخن با جمعیتهای حاضر در میادین هستند.
این روزها خیلیها نگاهی تمدنی را با چشم دوختن به افقهای دوردست تجربه میکنند و برای خود تصویری نه موهوم بلکه متکی به واقعیات حال و آینده خلق میکنند. این خصوصیتی است که تا اندکی پیش از این در عده کمی که رهبر شهید در راس آن قرار داشتند، دیده میشد. اینگونه است که هر ناظری رشد سریع و معجزه وار این ملت را درک میکند و بیجهت نیست که در این روزها حکیم نامدار دوران و فقیه عالیقدر آنگاه که با شما از این شأن صحبت میفرماید بارها بغض گلو، سد راه کلامش میشود.
در همین مجال به همسایگان جنوبی ایران میگویم که شما در حال دیدن یک معجزه هستید. پس درست ببینید و درست درک کنید و در جای درست بایستید و به وعدههای دروغین شیاطین بدگمان باشید. ما هنوز منتظر واکنش مناسبی ازسوی شما هستیم تا برادری و خیرخواهی خود را به شما نشان دهیم. این صورت نمیگیرد، مگر با اعراض شما از مستکبران که هیچ فرصتی را برای تحقیر شما و استثمارتان از دست نمیدهند. این را همه باید بدانند باذنالله تعالی ما حتما متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمیکنیم. حتما غرامت تکتک صدمات واردشده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد و حتما مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود. ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچ وجه از حقوق حقه خود دست نمیکشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را بهطور یکپارچه درنظر داریم.
در این مقطع تا مرحله وصول به آنچه متعلق به ماست، اولا همه آحاد ملت سعی در مراعات یکدیگر داشته باشند تا از ناحیه کمبودهایی که اثر طبیعی هر جنگی است، فشار کمتری بر اقشار مختلف وارد گردد. البته این کمبودها که بعضا در جبهه مقابل شما خیلی بیشتر وجود دارد، به لطف تلاشهای برادران و خواهران شما در دولت و نهادهای دیگر تا حد قابلتوجهی مدیریت شده است.
ثانیا مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است، در مقابل رسانههای تحتحمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. مسلما آن رسانهها خیرخواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده است. بنابراین یا اساسا مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلا با سوءظن فراوان با هرچیزی که ارائه میدهند، برخورد کنیم.
ثالثا ملت عزیز اگرچه با پایان گرفتن مدت عزای رسمی شهادت رهبر عظیمالشأن خود جامه عزا را از تن بیرون میآورد اما عزم قاطع بر انتقام خون پاک ایشان و همه شهدای جنگ تحمیلی دوم و سوم را در روح و قلب خود زنده نگه میدارد و پیوسته مترصد تحقق آن خواهد بود.
در پایان خطاب به سرورمان عجلالله تعالی فرجهالشریف عرضه میدارم که ما با ایمان به خدای متعال و توسل به ائمه معصومین صلوات الله و سلامه علیهم و با تاسی به رهبر شهید خود در زیر پرچم جنابتان و در مقابل جبهه کفر و استکبار ایستادهایم و در این مسیر شهدای گرانقدری از طبقات مختلف تقدیم راه عزت و استقلال کشور و اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی کردهایم و خساراتی دیگر هم دیدهایم؛ اینک با تمام وجود به دعای خاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشمن چه در صحنه مذاکرات و چه در میدان نبرد دل بستهایم و امید داریم هرچه زودتر هم ما و هم دشمنانمان اثر معجزهآسای آن را مشاهده کنیم، انشاءالله.»
