ترس نفت از گره هرمز
هستی عبادی– مذاکرات نفسگیر میان ایران و آمریکا در اسلامآباد بدون دستیابی به نتیجه مشخص پایان یافت و حالا بازار جهانی نفت خود را برای ماراتن تازهای از افزایش قیمتها آماده میکند؛ آن هم در شرایطی که اختلاف بر سر وضعیت حقوقی تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین گرههای حلنشده گفتوگوها باقیمانده و سرنوشت بازار انرژی و حتی اقتصادهای جهانی بیش از هر زمان دیگری به تعیینتکلیف این مناقشه گره خورده است.
پس از ۴۰روز نبرد با آمریکا و اسرائیل، ایده دریافت عوارض از تنگه هرمز برای ایران حالا دیگر بهعنوان یک گزینه بالقوه اقتصادی و همزمان به یک ابزار ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ مسیری که روزانه حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند و هرگونه تغییر در قواعد آن بلافاصله در قیمتهای جهانی انرژی بازتاب مییابد. اگر بهصورت فرضی امکان اخذ عوارض از عبور نفتکشها وجود داشته باشد، برآورد ظرفیت درآمدی ایران به شکل قابلتوجهی وسوسهانگیز است. با عبور روزانه بیش از ۲۰میلیون بشکه نفت، حتی تعیین عوارضی در حد یکدلار به ازای هر بشکه میتواند درآمدی در حدود ۲۰میلیوندلار در روز و بیش از ۷میلیارددلار در سال ایجاد کند؛ رقمی که در نگاه نخست میتواند بهعنوان یک منبع ارزی مکمل برای اقتصاد ایران تلقی شود بهویژه در شرایطی که صادرات نفت تحتفشار تحریمها قرار دارد.با این حال این تصویر درآمدی بیش از آنکه یک واقعیت پایدار باشد، سناریویی بوده که برای اولینبار از سوی ایران مطرح شده است. از آنجا که تجربههای تاریخی و دادههای میدانی نشان میدهد که هرگونه افزایش تنش در این آبراهه استراتژیک مستقیما به کاهش حجم تردد کشتیها منجر میشود، اگر به کرسی بنشیند، برگ برندهای برای ایران خواهد بود؛ ایدهای که حالا آمریکاییها به شدت در مقابل پذیرش آن مقاومت میکنند.
از سوی دیگر چالشهای حقوقی و بینالمللی نیز این ایده را با ابهام جدی مواجه میکند. تنگه هرمز براساس قواعد حقوق دریاها یک گذرگاه بینالمللی محسوب میشود و اصل عبور ترانزیتی در آن به رسمیت شناخته شده است یعنی اعمال عوارض یکجانبه را بهشدت محل مناقشه خواهد بود. هرگونه تلاش برای نهادینه کردن چنین درآمدی احتمالا با واکنشهای سیاسی، حقوقی و حتی امنیتی از سوی قدرتهای بزرگ و مصرفکنندگان اصلی انرژی مواجه خواهد شد. در چنین فضایی تبدیل عوارض هرمز به یک منبع پایدار بودجهای با ریسکهای جدی در سطح بینالمللی گره خورده است.
درآمدزایی از هرمز؛ واقعیت یا رویا
هاشم اورعی، استاد دانشگاه شریف در همین خصوص به «جهانصنعت» میگوید: ابتدا باید بررسی کرد که آیا این اقدام از نظر قوانین بینالمللی امکانپذیر است یا خیر. اگر فرض کنیم ایران بخواهد عوارضی دریافت کند، تردیدها از اینجا ناشی میشود که بسیاری در سطح بینالمللی معتقدند این مسیر یک گذرگاه طبیعی و بینالمللی است و ساخته دست بشر نیست که کشوری برای آن هزینهای پرداخت کرده باشد و اکنون بخواهد در ازای عبور، عوارض دریافت کند.حال اگر فرض کنیم ایران تصمیم به انجام چنین کاری بگیرد، برآوردها از درآمد سالانه بین ۵تا ۶میلیارددلار تا حتی ۷۰تا۸۰میلیارددلار متفاوت است. البته این ارقام به عوامل مختلفی بستگی دارد ازجمله تعداد کشتیهایی که از این مسیر عبور میکنند که رقم قابلتوجهی است. حدود ۲۰درصد سوخت فسیلی جهان از تنگه هرمز عبور میکند و میزان درآمد نیز به ابعاد و تعداد کشتیها وابسته است.
وی افزود: براساس برخی گزارشها، در مقاطعی مانند درگیریهای اخیر حدود ۳۰۰۰ کشتی در آن سوی تنگه متوقف شده بودند. باید توجه داشت که تنها نفت و گاز مطرح نیست بلکه انواع کالاها نیز از این مسیر جابهجا میشوند. از نظر اقتصادی این موضوع میتواند منبع درآمد قابلتوجهی برای ایران باشد. همانطور که کانال پاناما یکی از منابع اصلی درآمد برای کشور پاناما محسوب میشود. با این حال میزان دقیق درآمد به نحوه اجرای این طرح بستگی دارد. اگر ایران بخواهد چنین سیاستی را اجرا کند و جامعه جهانی نیز آن را بپذیرد، تعیین مبنای دریافت عوارض اهمیت زیادی دارد.
اورعی در ادامه توضیح داد: برای مثال برخی مطرح میکنند که از هر بشکه نفت یکدلار دریافت شود اما چون قانون مشخصی در این زمینه وجود ندارد، سازوکار اجرایی و ضمانتهای آن نیز نامشخص است. همچنین مشخص نیست برای گاز چه معیاری در نظر گرفته شود: براساس مترمکعب، اندازه کشتی یا تناژ آن؟ در حال حاضر واحد اندازهگیری و نرخگذاری مشخص نیست و به همین دلیل نمیتوان رقم دقیقی برای درآمد پیشبینی کرد.به گفته وی با این وجود میتوان گفت درآمدی در حد چنددهمیلیارددلار در سال دور از انتظار نیست؛ رقمی که قابل مقایسه با کل صادرات پتروشیمی کشور است. این در حالی است که در تنگه هرمز سرمایهگذاری اقتصادی مستقیمی انجام نشده است.این استاد دانشگاه شریف تاکید کرد: البته مساله فقط درآمد نیست بلکه اهمیت اصلی در جایگاه ژئوپلیتیکی است که ایران میتواند به دست آورد. در چنین شرایطی این امکان مطرح میشود که ایران بتواند بر عبور و مرور کشتیها تاثیر بگذارد. به همین دلیل کشورهای غربی تاکنون با چنین طرحی موافقت نکردهاند زیرا اقتصاد بسیاری از کشورهای منطقه و حتی اقتصادهای بزرگی مانند چین و هند به باز بودن این مسیر وابسته است. سوال اساسی این بوده که آیا نظام بینالملل حاضر است چنین اختیاری را به کشوری واگذار کند که از نظر برخی کشورها همسو با قواعد رایج جهانی عمل نمیکند؟ در چنین شرایطی اعتمادسازی برای واگذاری مدیریت چنین گذرگاه مهمی بسیار دشوار خواهد بود.
وی گفت: به نظر میرسد برای کشورهای غربی حتی مهمتر از میزان درآمد ایران، جایگاهی است که ایران از این طریق به دست خواهد آورد. گفته میشود این موضوع یکی از عوامل مهم در عدم موفقیت برخی مذاکرات اخیر نیز بوده است. در صورتی که یک توافق واقعی و پایدار با پذیرش جهانی حاصل شود و کشورهای بزرگ این نقش را برای ایران بپذیرند، آنگاه این درآمد میتواند بهعنوان یک منبع پایدار در نظر گرفته شود. البته این امر منوط به وجود تضمینهای قوی و بلندمدت از سوی همه طرفهاست، نه توافقهای موقتی و شکننده.
اورعی در نهایت یک پیشنهاد مطرح کرد و گفت: یکی از سناریوهای میانی میتواند این باشد که ایران عوارض را دریافت کند اما بخشی از درآمد حاصل در قالب سرمایهگذاریهای مشترک بهویژه با کشورهای دیگر مانند آمریکا در پروژههای مختلف صنعتی به کار گرفته شود. در این صورت ضمن حفظ مالکیت درآمد برای ایران، امکان همکاری اقتصادی و کاهش تنشها نیز فراهم خواهد شد.
ابزار بازدارندگی یا نقطه تنش؟
محسن قمصری، مدیر پیشین امور بینالملل شرکت ملی نفت هم میگوید: اکنون برای همگان مشخص شده تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی نیست بلکه بخشی از آبراههای سرزمینی ایران است بنابراین مدیریت ایران بر این آبراه میتواند هم حقوقی و هم منطقی باشد.او به ایلنا گفته است که میتوان پیشبینی کرد اگر مذاکرات اسلامآباد منتج به توافق شود بازار نفت نسبت به آنچه در شرایط جنگ پیش آمد آرامتر باشد البته قاعدتا به صورت سابق نخواهد بود زیرا ایران اعلام کرده در هر صورت مدیریت تنگه هرمز را برعهده خواهد گرفت و این نیز طبیعی است.
سیدحمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآورده نفت وگاز هم بر این باور است که بحران سوخت در جهان و تنگه هرمز دست برتر ایران را نمایان کرد. به گفته او، مذاکرات اسلامآباد برای اولینبار در سطح جامعی برای رفع اختلافات میان ایران و آمریکا برگزار شد که در راستای اثبات و تثبیت حقانیت ماست.️سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای نفت، گاز و پتروشیمی به فشار بر اقتصاد جهان پس از بستهشدن تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: پس از بسته شدن این آبراه بینالمللی قیمت نفت برنت ۵۸درصد، نفت گاز ۷۷درصد، گاز طبیعی در اروپا ۷۱درصد، کود شیمیایی ۴۸درصد، گوگرد ۴۳درصد و بنزین ۴۲درصد افزایش یافته است. قاعدتا بحران انرژی احتمالا همکاری منطقهای بیشتری را تحریک خواهد کرد اما ممکن است روابط دوجانبه بین ایالاتمتحده و ایران را پرتنش کند.
