تخریب خلاق؛ حلقه مفقوده رقابت‌پذیری اروپا

گروه تحلیل
کدخبر: 588690
اکنون که تحولات بزرگ ژئوپولیتیکی اروپایی‌ها را وادار کرده تا درباره چگونگی تضمین رفاه، امنیت و حاکمیت خود دوباره بیندیشند نباید نوآوری را بدیهی تلقی کنند.
تخریب خلاق؛ حلقه مفقوده رقابت‌پذیری اروپا

جهان‌صنعت– فیلیپ اگیون، برنده نوبل اقتصاد۲۰۲۵ در یادداشتی می‌نویسد: اکنون که تحولات بزرگ ژئوپولیتیکی اروپایی‌ها را وادار کرده تا درباره چگونگی تضمین رفاه، امنیت و حاکمیت خود دوباره بیندیشند نباید نوآوری را بدیهی تلقی کنند. این موتور اصلی رشد اقتصادی بدون تنظیم و نگهداری صحیح عملکرد مناسبی نخواهد داشت.

درحالی‌که بحث درباره چشم‌انداز ضعیف رشد اروپا دست‌کم از آغاز قرن جاری ادامه داشته دهه۲۰۲۰ فوریتی تازه به‌آن بخشیده است. تجاوز روسیه به اوکراین نه‌تنها وابستگی خطرناک اروپا به واردات انرژی را آشکار کرد بلکه تغییر دولت در ایالات‌متحده نیز اروپایی‌ها را مجبور کرده است تا دوباره به این بیندیشند که چگونه در آینده رفاه، امنیت و حاکمیت خود را تضمین کنند. علاوه‌براین با پیشتازی آمریکا و چین در هوش‌مصنوعی‌(که به‌طور گسترده به‌‌عنوان فناوری عمومی نسل آینده و هم‌تراز با اینترنت تلقی می‌شود) کم‌تحرکی اروپا به وضعیتی اضطراری تبدیل شده است.

مشکل فقط شکاف درآمد سرانه بین اتحادیه اروپا و ایالات‌متحده نبوده بلکه اروپا مدت‌هاست که از نظر فناوری عقب مانده و به‌‌ندرت دارای شرکت‌های پیشرو جهانی در اقتصاد پلتفرم‌های دیجیتال، هوش‌مصنوعی، رقابت فضایی جدید و سایر بخش‌هایی است که برای رقابت‌پذیری و امنیت در قرن بیست‌ویکم حیاتی‌ هستند.

اروپا که به‌شدت به فناوری‌های پیشرفته تولیدشده در سایر نقاط جهان وابسته بوده و قادر به ایجاد رشدی که برای تامین اهداف راهبردی و تعهدات آینده‌اش لازم بوده نیست نمونه بارزی از این واقعیت است که چرا تخریب خلاق(یعنی کنارزدن شرکت‌های کم‌بازده توسط رقبای نوآور‌) اهمیت دارد. اگر از آن چشم‌پوشی کنید کاهش متوسط رشد تنها آغازی بر مشکلات شما خواهد بود. باوجود موفقیت اروپا به‌‌عنوان یک قدرت تجاری و تنظیم‌گر این قاره همچنان آسیب‌پذیر خواهد ماند مگر اینکه بتواند نوآوری را با سرعت و مقیاسی مشابه آمریکا و چین آزاد کند. از آنجا که هوش‌مصنوعی قادر است علاوه بر ارائه طیف وسیعی از خدمات و کارکردهای تولیدی دانش و ایده‌های جدید تولید کند می‌تواند موتور مضاعفی برای تخریب خلاق باشد که رشد بلندمدت را پیش می‌راند.

هرچه یک اقتصاد به مرز فناوری نزدیک‌تر می‌شود نوآوری پیشرو اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. گرچه افزایش سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه برای تولید نوآوری‌های جهشی ضروری بوده اما کافی نیست. همانطور که ماریو دراگی‌، رییس پیشین بانک مرکزی اروپا و نخست‌وزیر سابق ایتالیا‌ در گزارش خود برای کمیسیون اروپا باعنوان «آینده رقابت‌پذیری اروپا» تاکید کرده این قاره اگر در سه‌حوزه اصلی پیشرفت جدی نکند در نوآوری‌های تدریجی و میان‌رده گرفتار خواهد ماند:

۱.حذف کامل موانعی که مانع ایجاد بازار کاملا یکپارچه کالا و خدمات می‌شود.

۲.ایجاد یک اکوسیستم مالی مناسب برای تشویق ریسک‌پذیری بلندمدت شرکت‌ها از سرمایه‌گذاری جسورانه گرفته تا سرمایه‌گذاران نهادی مانند صندوق‌های بازنشستگی و صندوق‌های مشترک.

  1. پیشبرد سیاست صنعتی حامی نوآوری و رقابت درحوزه‌هایی مانند‌گذار انرژی، دفاع و فضا(ازجمله هوش‌مصنوعی) و زیست‌فناوری‌ها.

اروپا نه‌تنها به بهانه اجرای سیاست رقابت از سیاست صنعتی اجتناب کرده بلکه رقابت میان شرکت‌های موجود در داخل اروپا را اولویت داده و توجه کمی به ورود بازیگران جدید و رقابت خارجی به‌ویژه ازسوی آمریکا و چین نشان داده است. حال آنکه ورود شرکت‌های نوآور از سایر نقاط جهان دقیقا همان چیزی است که تخریب خلاق و رشد سریع‌تر اروپا را ممکن می‌کند. اوایل دهه۲۰۰۰ جوزپه نیکولتی و استفانو اسکارپتا از OECD نشان دادند درحالی‌که جایگزینی شرکت‌های ناکارآمد با شرکت‌های جدید نقش مهمی در رشد بهره‌وری آمریکا داشته اما بیشتر رشد بهره‌وری اروپا درون شرکت‌های موجود رخ داده  و بسیاری از مشکلات امروزه اروپا را می‌توان به همین تفاوت بنیادین نسبت داد.

به‌طورکلی اروپا باید دکترین اقتصادی خود را به‌روز کند چراکه دکترین کنونی آن را به یک‌غول مقررات‌گذار و یک‌کوتوله بودجه‌ای تبدیل کرده است. در اجرای محدودیت‌های پیمان ماستریخت درباره کسری بودجه سیاستگذاران نباید سرمایه‌گذاری‌های محرک رشد را در کنار برنامه‌های جاری هزینه‌ای(مانند بازنشستگی و مزایای اجتماعی) قرار دهند. باید اجازه اجرای سیاست‌های صنعتی با حکمرانی صحیح نیز داده شود به‌ویژه آنهایی که برای تشویق نوآوری و رقابت طراحی شدند. درنهایت کشورهای منطقه یورو باید اجازه داشته باشند به‌صورت مشترک برای سرمایه‌گذاری در انقلاب‌های فناوری جدید قرض بگیرند مشروط بر اینکه انضباط مالی را حفظ کنند.

ترویج تخریب خلاق و نوآوری‌های جهشی نیز نیازمند سیاست‌های مکملی است که به کارگران کمک کند از بخش‌های عقب‌مانده به بخش‌های پیشرفته منتقل و بازندگان کوتاه‌مدت اصلاحات ساختاری جبران شوند. سال‌هاست از الگوی «انعطاف‌امنیتی» دانمارکی دفاع می‌کنم؛ الگویی که در آن دولت حقوق کارگران بیکار را درطول آموزش مجدد و اشتغال دوباره پوشش می‌دهد. انقلابی صنعتی مبتنی بر هوش‌مصنوعی نیازمند چیزی کمتر از این نیست.

این ژوزف شومپیتر، یک اروپایی بود که نقش محوری تخریب خلاق در توسعه اقتصادی را به‌رسمیت شناخت. اروپایی‌های امروز باید آن موضوع را بپذیرند اما باید آن را درگیر، منصفانه و اجتماعی‌پذیر کنند تا درسال‌ها و دهه‌های آینده بتوانند کامیاب شوند.

آخرین اخبار