بینش اقتصادی رهبر سوم
محمدصادق جنان صفت
جنگ نظام جمهوری اسلامی با دوقلوی آمریکا و اسرائیل که از ۹اسفند شروع شده است هنوز ادامه دارد و چشماندازی هم برای پایان آن دیده نمیشود. در این هنگامه و غوغای جنگ که هر دوطرف میگویند آسیب جدی به دشمن زده و از آمادگی خود برای زدن ضربههای بیشتر خبر میدهند، مجلس خبرگان رهبری با رایگیری درباره رهبر سوم، فرزند رهبر پیشین یعنی سیدمجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر سوم نظام جمهوری اسلامی انتخاب و به شهروندان و نیز به جهان معرفی کردند.
پس از اعلام نام رهبری از سوی مجلس نامبرده، شخصیتهای سیاسی و نیز مدیران و روسای نهادهای دولتی و انقلابی لشکری و کشوری با صدور اطلاعیه و بیانیه بیعت خود را با رهبر سوم نشان داده و این کار ادامهدار بود.
درباره اینکه رهبری جدید انقلاب چه اندیشههایی برای اداره کشور دارند هنوز چیزی از سوی ایشان ارائه نشده و تصور این است که دستکم رهبر در کوتاهمدت با همین دست فرمانی که وجود دارد کشور را اداره خواهند کرد. این یک اتفاق منطقی است که در کوتاهمدت چیزی تغییر نکند و همه چیز حتی سیاست خارجی نیز با چرخشهای ناگهانی و تند روبهرو نشود اما به هر حال تغییرات از راه خواهند رسید. با فرض اینکه همه چیزها بر سرجای خود بمانند و ثبات شرایط داشته باشیم شهروندان بهویژه مدیران اقتصادی و نیز فعالان بخشخصوصی علاقهمندند بدانند بینش اقتصادی رهبر سوم برای اداره اقتصادی کشور چیست؟ چند مدل گمانهزنی میتوان در اینباره داشت: گمانهزنی نخست این است که چیزی نسبت به قبل تغییر نخواهد کرد و دولت و دیگر نهادها مطابق با عرف و قانون اقتصاد را اداره خواهند کرد. بهطور مثال اجرای برنامه هفتم توسعه همچنان سرمشق دولت برای اداره اقتصاد خواهد بود.
گمانهزنی دیگر این است که رهبر جدید بینش اقتصادی ویژه خود را دارند و باید دید وضعیت کشور به کدام سو میرود تا ایشان آرمان و آرزوی اقتصادی خود را آشکار کنند. این نیز یک امر منطقی است که با توجه به مجموعه شرایط و پیامدهای جنگ به هرحال باید دید قرار است بینش تازهای بر اقتصاد حاکم شود و این بینش براساس کدام دیدگاه استوار است. آیا رفتار اقتصاد در سطح کلان به سوی آزاد شدن پیش خواهد رفت یا اینکه اقتصاد به سوی تمرکز بیشتر پیش رانده خواهد شد؟
در این روزها که سایه جنگ بر سر ایران و ایرانیان افتاده و چشمچشم را نمیبیند، شهروندان و نیز فعالان خصوصی در انتظارند چشماندازی از آینده نزدیک اقتصاد با توجه به بینش رهبر سوم ترسیم شود تا دستکم در تاریکی راه نروند. واقعیت این است که پیامدهای اقتصادی جنگ بر بازارهای کالا، کار و سرمایه و پول و نیز بر کسبوکار مردم هنوز بهدرستی دیده نمیشود و بهتر است در اینباره روشنگری صورت گیرد. کاهش قدرت خرید شهروندان و نیز نامشخص بودن تغییرات مزد کارگران چیزی است که میتواند آزمون به حساب آید.

