به سوی «اینترنت طبقاتی»
جهان صنعت- درپی شکلگیری اعتراضات در ایران و از عصر روز ۱۸دیماه دسترسی به اینترنت در سراسر ایران قطع شد؛ موضوعی که حق دسترسی آزاد شهروندان به اخبار و اطلاعات را تحتالشعاع قرار داد. با ادامه یافتن این اختلال دسترسی به اینترنت در کشور نگرانیهایی برای جامعه و فعالان سیاسی به وجود آورده و برخی ابراز نگرانی میکنند که مبادا ادامهدار شدن این روند به معنای کلیدخوردن اجرای «اینترنت طبقاتی» باشد که در گذشته و با رفع فیلترینگ یوتیوب در برخی دانشگاهها شاهد جلوههایی از آن بودیم.
در همین رابطه ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در حاشیه نشست هفتگی هیاتدولت بر تلاشهای این وزارتخانه برای برقراری مجدد اینترنت تاکید کرد و گفت: «تلاشهای بسیاری در این مدت انجام شد و با کسبوکارهای مرتبط با اینترنت در تماس نزدیک بودیم و حرفهایشان را شنیدهایم. موضوع اشتغال یکی از شاخصهای مهم و حفظ امنیت کشور است و بر همین مبنا نیز استدلال کردهایم که وضعیت ارتباطات به مسیر عادی بازگردد که این فرآیند از روز سهشنبه آغاز شده و امیدواریم در آینده تکمیل شود و بهبود یابد.»
او که این ادعا را که به اینترنت بینالملل نیاز نداریم، «یک شوخی تلخ» میداند، تصریح کرد: «طرح چنین گزارهای درباره اینترنت بینالملل منتفی شده و امروز فضای مجازی درواقع بخشی از فضای واقعی زندگی مردم است که باید این موضوع را بپذیریم.»
هاشمی در تخمین میزان خسارت وارد شده با قطع اینترنت گفت: «با احتساب آثار جانبی برآورد خسارتها روزانه ۵همت است؛ هرچند وزیران اقتصادی معتقدند که آثار آن به مراتب بیشتر بوده است.»
باوجود این مواضع وزیر ارتباطات اما همین که او عدم دسترسی به اینترنت بینالملل را «یک شوخی تلخ» میخواند، عملا به این معناست که این گزاره دستکم ازسوی برخی مسوولان، با هدف توجیه تداوم روند کنونی مطرح شده و واقعیت این است که مخالفت احتمالی وزارت ارتباطات نیز نمیتواند تاثیر چندانی در طبقاتی شدن اینترنت داشته باشد چنانکه مخالفت رییس دولت با مساله «فیلترینگ» دستکم تاکنون منجربه «رفع فیلترینگ» نشده است!
جالب آنکه ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر پیشین شورایعالی فضای مجازی نیز در این رابطه با ایسنا به گفتوگو نشسته و در سخنانی بحثبرانگیز گفته «این سوال وارد است که اگر اینترنت فیلتر است، چرا برخی مسوولان کشور در توئیتر و اینستاگرام فعالیت دارند؟!»
او میگوید: «وقتی این سوال از برخی مسوولان پرسیده میشود، میگویند اطلاعی ندارند و حتی مدعی میشوند این صفحات متعلق به آنها نیست اما معتقدم اینترنت جزء لوازم زندگی امروز است و مردم باید بتوانند از یوتیوب استفاده کنند.»
جالب آنکه دبیر پیشین شورایعالی فضای مجازی بهنحوی غیرمستقیم از «اینترنت طبقاتی» دفاع کرده و با مثالی مغالطهآمیز گفته «اگر در جامعهای عدهای لباس داشته باشند و برخی بهدلیل فقر لباس نداشته باشند، نباید بگوییم لباس را از کسانی که لباس دارند، بگیریم بلکه باید برای کسانی که لباس ندارند، لباس تهیه کنیم.»
این مثال به این دلیل آشکار مصداق مغالطه است که دسترسی دارندگان سیمکارت سفید نهتنها ناشی از توانایی ویژه و اکتسابی آنان نیست بلکه صرفا ناشی از «تبعیض» است. درواقع اگر فیروزآبادی بهجای آنکه نداشتن لباس را ناشی از «فقر» بداند، ناشی از «تبعیض» میدانست، سخنانش مغالطهآمیز نبود و البته در آن صورت این مثال، تنها به کار رد «اینترنت طبقاتی» میآمد، نه توجیه آن!
عجیبتر آنکه او بلافاصله ادعا کرده که «نگاه من به سیمکارتهای سفید این است که این نوع دسترسی باید به همه شهروندان داده شود، نه اینکه فقط به گروههای خاص تعلق بگیرد. حتی رسانهایها هم نباید در این موضوع استثنا باشند. برآوردی که در زمان مسوولیتم در مرکز ملی فضای مجازی انجام دادیم، نشان میداد که میتوان گام به گام فضا را باز کرد.»
او اما بلافاصله گفته است: «البته این اشکال جدی وجود دارد که فضای اینترنت فضای وحشی است و نباید همه آحاد جامعه به همه بخشهای فضای مجازی دسترسی داشته باشند.»
دبیر پیشین شورایعالی فضای مجازی در بخش دیگری از سخنانش گفته «من با آنچه در فضای مجازی کشور بهعنوان «اینترنت طبقاتی» مطرح میشود، با این واژه بهشدت مخالف هستم.» سخنانی که نشان میدهد او ظاهرا با نفس اعمال تبعیض میان شهروندان در دسترسی به اینترنت مخالف نیست و مخالفتش صرفا با تعبیری است که در این خصوص بهکار میرود!
فیروزآبادی که به اصطلاح یکی به نعل میزند و یکی به میخ در ادامه به دستهبندی کاربران برای اتصال به اینترنت در روزگاری که مسوولیت دبیرخانه شورایعالی فضای مجازی را برعهده داشت، اذعان و تایید کرده که میزان و نحوه دسترسی ۶ تا ۷میلیون کاربر در آن زمان با عموم کاربران متفاوت بوده است.
