ساختار حقیقت یابی در ایران فشل است
جهان صنعت – حالوهوای اینروزهای ایران را میتوان براساس دیدگاهها و چارچوبهای متفاوتی تحلیل کرد. سعید حجاریان از تئوریسینهای شناختهشده جریان اصلاحات هم که با پایگاه خبری-تحلیلی تابناک بهگفتوگو نشسته بهبررسی شرایط فعلی کشور پرداخته است. حجاریان در ابتدا در توصیف شرایط کشور با نقد رویکرد موجود گفت: «حاکمیت نه گذارهای منطقهای را بهدرستی درک کرد و نه تغییرات نسلی و گسست در تحولات ارزشی را. بخشی از تحولات جبری نیستند و محصول عملکرد حاکمیت هستند.» او ادامه داد: «نظام سیاسی ایران طی روندی زمین سیاست را بهحدی ناهموار کرد که عملا فضای سیاستورزی در آن از میان رفت و چیزی نماند جز کاریکاتوری از سیاست.» او سیاستهای حاکمیتی را زمینهساز شکلگیری وضع موجود خوانده و میگوید: «اکنون چیزی بهنام هویّت باقی نمانده و مشخص نیست حاکمیت با چه کسانی طرف شده است. یعنی صنف و حزب و چارچوبی باقی نمانده است.»
در بهکاربردن مفاهیمی مانند «انقلاب» و «کودتا» دقت کنیم
حجاریان با اشاره بهنبود مرزبندی میان برخی طیفهای اصلاحطلب بهعنوان یکی از ایرادها و نواقص فعالیت ایننیروها ادامه داد: «یک نیروی سیاسی فارغ از عنوانی که دارد حتما باید روشن و صریح مرزبندی داشته باشد و پیوسته مرزهایش را بهروز کند. اینمرزها فراوان هستند و لزوما بهاعتراضات اخیر مربوط نمیشوند. اجمالا معتقدم یکنیروی سیاسی در موازنه میان جامعه و حاکمیت باید نگاهاش بهسوی جامعه باشد زیرا نخست باید مردم وجود داشته باشند تا دستگاه حاکمیت بر آنها حکومت کند. بنابراین چنانچه نیرو یا نیروهای سیاسی در دوگانهای انگشت اتهام را بهسوی جامعه گرفتند و آنها را تحمیق و تخفیف و تحقیر کردند باید بهصراحت با آنها مرزبندی کرد.» او با بیان اینکه جامعه مسیر متفاوتی را پیش گرفته بهجنگ ۱۲ روزه اشاره کرد و گفت: «نباید همهچیز را بهچند اطلاعیه رسمی و چند موضع هماهنگشده افراد تقلیل بدهیم و بگوییم تروریستهایی آمدند و کشتند و رفتند. باید مشخص شود مرزبانی و ضدجاسوسی کشور چگونه عمل کردند که تروریستها آمدند و کشتند و رفتند. اینجا نقطه فاصلهگذاری من است حتی با برخی اصلاحطلبان سابق! بهقول آن ظریفِ نکتهسنج باید مراقب صحنهآراییهای خطرناک باشیم!»
حجاریان در رابطه با رویدادهای دیماه با تاکید ایندیدگاه که نباید برای اینحوادث پاسخ از پیش تعیین شده داشت، گفت: «بنیاد سیاست باید بر عقلانیت نقاد باشد و نه تجویزهای یکخطی و موهوم.» او با نقد دیدگاهی که مشکلات را به«جنگ روانی دشمن» و اصطلاحاتی از ایندست مرتبط میداند، ادامه داد: «باید توجه کنیم جنگ روانی که لقلقه زبانهاست باتوجه بهبرخی اقدامات غیرعقلانی اثرگذاریاش بیشتر خواهد شد. مثلا هنوز تکلیف آن جنگنده ۳۵-اف و خلبان زن مشخص نشده و اینقبیل محتواها باعث میشود هیمنه دستگاه رسانه فرو بریزد. بنابراین باید توجه کرد صحبت مکرر از جنگ روانی تبعاتی دارد که ازجمله آن برجستهشدن ناکارآمدیهاست. علاوهبر «جنگ روانی» باید در بهکاربردن مفاهیمی مانند «انقلاب»، «کودتا» و… هم دقت بهخرج دهیم.»
رییسجمهوری از سال۱۴۰۰ در طول رهبری تعریف شد
اینتحلیلگر سیاسی درپاسخ بهاین سوال که چرا اعتراضات دامنگیر قوه مجریه نشد و فراتر از آن رفت، گفت: «این مساله بهساخت قدرت کشور ما مربوط است. برخی روسای جمهور فارغ از مناسبات حقوقی و آنچه در نهادها میگذرد تمایل داشتند خود را در عرض رهبری تعریف کنند. بهعبارتی برای قوه مجریه اصالت قائل بودند و همین امر باعث میشد در جامعه نیز بهعنوان هویتی مستقل خطاب قرار بگیرند.» او ادامه داد:
«اما سنتی از سال۱۴۰۰ بنا گذاشته شد که رییسجمهور را در طول رهبری تعریف میکرد. مثلا آقای رییسی گفته بود من سرباز امام خامنهای هستم و مطالبی از ایندست. نتیجه اینشد که در اعتراضات۱۴۰۱ اصلا کسی ایشان را خطاب قرار نداد. اینمساله تا حدودی درباره آقای پزشکیان هم صادق است. ایشان هم بارها گفته من آمدم زیر همان سیاستها فعالیت کنم.»
حاکمیت افق اصلاحات درونزا را مسدود کرده است
حجاریان در رابطه با ریشهیابی اعتراضات افزود: «نظام سیاسی ما قدرت پیشبینی و پیشگیریاش تحلیل رفته است. دیگر آنکه معضل «کنترل خیابان» و پلیس ضدشورش همچنان در کشور ما لاینحل باقی مانده زیرا اعتراض خیابانی پدیده جدیدی نیست و دنیا آن را هضم کرده و راه کنترل آن را آموخته است.» او تصریح کرد: «مادامکه نظام سیاسی کشور میخواهد معضلات و بحرانها را بهشکل تبلیغاتی حل کند دائما باید منتظر امواج اعتراضی باشد. مشخصا زمانیکه تنها فهم حاکمیت از جوانان «زیست کافهای» و «فعالیت فضای مجازی» آنهاست و حیات اجتماعی و سیاسی را از آنها سلب کرده باید منتظر باشد در نقاط استانها چه با تبلیغات و فراخوان و چه با تصمیم شخصی آنها را در خیابان ملاقات کند.» او تاکید کرد که حاکمیت افق اصلاحات درونزا را مسدود کرده و هیچ نشانهای از تغییرات ملموس و مفید نشان نمیدهد. حجاریان تشکیل کمیته حقیقتیاب را در ساختار و شرایط کنونی ناکارآمد میداند و معتقدست «ساختار حقیقتیابی ایران فشل است.»
