بنزین در محاصره
جهان صنعت – اینروزها هر صفی که مقابل پمپبنزینها شکل میگیرد نگرانیها درباره وضعیت تامین سوخت را بیشتر میکند. هرچند وزارت نفت تاکنون تلاش کرده بنزین مورد نیاز کشور بدون وقفه بهجایگاهها برسد اما تشدید تنشها در تنگه هرمز تهدیدهای دولت دونالد ترامپ و محدودشدن مسیرهای تجاری نشان میدهد که مردم باید خود را برای شرایط سختتری آماده کنند. بستهشدن یا محدودشدن عبور نفتکشها از هرمز تنها مصرفکنندگان آمریکایی، اروپایی و آسیایی را با افزایش قیمت بنزین روبهرو نکرده بلکه ایران نیز باوجود برخورداری از ذخایر عظیم نفتوگاز از پیامدهای این بحران مستثنی نیست. تفاوت در این است که فشار بحران در کشورهای دیگر مستقیما در قیمت جایگاهها دیده میشود اما در ایران ابتدا بهشکل افزایش هزینه واردات، کاهش ذخایر، فشار بر بودجه و در نهایت احتمال محدودیت عرضه یا جیرهبندی ظاهر میشود.
شکاف میان تولید و مصرف
آخرین آمار منتشرشده نشان میدهد در ۲۴روز نخست تیرماه روزانه بهطور متوسط ۱۳۴میلیونو۵۰۰هزارلیتر بنزین در کشور توزیع شده است؛ رقمی که نسبتبه مدت مشابه سال گذشته حدود ۱۱میلیون لیتر افزایش دارد. افزایش سفرهای جادهای، گسترش ترددهای شهری، رشد تعداد خودروها و حضور گسترده خودروهای فرسوده و پرمصرف از مهمترین دلایل افزایش مصرف محسوب میشود.
درمقابل تولید بنزین در ۱۰پالایشگاه کشور حدود ۱۱۱میلیونلیتر در روز اعلام شده است. علاوه بر این روزانه نزدیک به۱۵میلیونلیتر بنزین اختلاطی نیز بهسبد عرضه افزوده میشود و مجموع تولید پالایشگاهی و اختلاطی را بهحدود ۱۲۷میلیونلیتر میرساند. با این حساب حتی با احتساب بنزین اختلاطی میان تولید و توزیع روزانه حدود ۷میلیونو۵۰۰هزارلیتر فاصله وجود دارد.
اگر فقط تولید مستقیم پالایشگاهها در نظر گرفته شود شکاف تولید و مصرف بهبیش از ۲۳میلیونلیتر در روز میرسد. این فاصله تاکنون ازطریق تولید اختلاطی، برداشت از ذخایر خرید از بخش خصوصی و واردات جبران شده است. با این حال هیچیک از این منابع نامحدود نیستند. تولید اختلاطی هزینه بالایی دارد، ذخایر راهبردی برای دورههای بحرانی نگهداری میشوند و واردات نیز در شرایط جنگی، تحریم و محدودیت کشتیرانی بهراحتی گذشته امکانپذیر نیست.
پیشاز تشدید درگیریها مقامهای دولتی اعلام کرده بودند که ایران روزانه بین ۱۳۰تا۱۳۵میلیونلیتر بنزین مصرف میکند درحالیکه تولید داخلی در محدوده ۱۱۰تا۱۱۵میلیونلیتر قرار دارد. برهمیناساس برای متعادلنگهداشتن بازار روزانه حدود ۲۰تا۲۵میلیونلیتر بنزین از خارج تامین میشد. رقم دقیق واردات در هفتههای اخیر بهدلایل امنیتی و شرایط جنگی منتشر نشده اما آمار تولید و توزیع نشان میدهد که کشور همچنان بدون استفاده از ذخایر یا واردات قادربهپاسخگویی کامل بهتقاضا نیست.
اثر بحران هرمز بر بازار سوخت
تنگه هرمز یکی از اصلیترین مسیرهای انتقال نفت خام و فرآوردههای نفتی جهان است. محدودشدن تردد در این آبراه هزینه بیمه و حملونقل کشتیها را بالا برده و عرضه نفت و فرآورده را در بازار جهانی با نااطمینانی روبهرو کرده است. درنتیجه قیمت نفت در ماه جولای یکی از بیشترین رشدهای ماهانه خود از ماه مارس را ثبت کرد و بهای بنزین در شماری از کشورهای مصرفکننده افزایش یافت.
در آمریکا افزایش قیمت نفت و نگرانی از کمبود فرآورده، قیمت بنزین را بالا برده است. در چین نیز دولت سقف قیمت خردهفروشی بنزین و گازوئیل را افزایش داده و گرانی سوخت حتی بر میزان سفرهای تابستانی و مصرف بنزین اثر گذاشته است. کشورهای اروپایی و آسیایی نیز با افزایش هزینه واردات انرژی و حملونقل روبهرو شدند.
با این حال تصور اینکه ایران بهدلیل تولیدکنندهبودن نفت از این بحران مصون بوده اشتباه است. ایران نفت خام تولید میکند اما ظرفیت پالایشگاهی آن متناسب با رشد مصرف افزایش نیافته است. ازسویدیگر قیمت بنزین در کشور بهصورت یارانهای تعیین میشود و افزایش قیمت جهانی مستقیما بهمصرفکننده منتقل نمیشود. بنابراین دولت باید تفاوت میان هزینه واقعی تامین و قیمت فروش را از بودجه عمومی بپردازد. هرچه قیمت نفت و فرآورده در جهان افزایش یابد هزینه واردات بنزین و حفظ قیمت یارانهای نیز سنگینتر میشود.
بحران هرمز یک مشکل دیگر نیز ایجاد کرده است. بخشی از واردات فرآورده ازطریق بنادر جنوبی و بازارهای منطقه انجام میشد. ناامنشدن مسیرها، افزایش نرخ بیمه نفتکشها و محدودیت ورود و خروج کشتیها میتواند زمان و هزینه انتقال محمولهها را افزایش دهد. درنتیجه حتی اگر دولت منابع مالی لازم برای واردات را داشته باشد دسترسی فیزیکی بهبنزین و انتقال آن بهکشور تضمینشده نیست.
روسیه هم بنزین میخرد
یکی از مبادی مورد استفاده ایران برای تامین بخشی از کسری بنزین روسیه بود اما این کشور نیز اکنون با بحران سوخت روبهرو شده است. حملات اوکراین بهپالایشگاههای روسیه بخشی از ظرفیت تولید بنزین و گازوئیل این کشور را متوقف کرده و مسکو را ناچار ساخته برای تامین بازار داخلی خود بهواردات روی بیاورد.
گزارشها از ارسال محموله بنزین از مراکش بهروسیه و افزایش واردات ریلی از بلاروس و قزاقستان حکایت دارد. شرکتهای بزرگ روسی برای خرید بنزین از پالایشگاههای هند مذاکره کردند. این وضعیت برای ایران اهمیت زیادی دارد زیرا نشان میدهد روسیه دیگر نمیتواند مانند گذشته یک تامینکننده مطمئن و دائمی باشد. کشوری که خود برای جلوگیری از کمبود و افزایش قیمت بهواردات اضطراری روی آورده طبیعی است که ابتدا نیاز بازار داخلیاش را تامین کند و صادرات بهشرکای خارجی را کاهش دهد.
بحران روسیه درکنار محدودیت تردد در هرمز گزینههای وارداتی ایران را محدودتر کرده است. درچنینشرایطی افزایش واردات برخلاف گذشته راهحلی سریع و مطمئن نیست. حتی درصورت یافتن فروشنده مشکلات انتقال پول، تحریم، بیمه، حملونقل و تخلیه محموله میتواند تامین بنزین را با تاخیر و هزینه بیشتر همراه کند.
صرفهجویی یا جیرهبندی
برخی کارشناسان معتقدند اگر روند فعلی مصرف ادامه پیدا کند و امکان واردات نیز کاهش یابد دولت ناچار خواهد شد بهسمت تصمیمهای سختگیرانهتر حرکت کند. جمشید عدالتیان، عضو اتاق بازرگانی هشدار داده است که درصورت تداوم کمبود کشور ممکن است راهی جز جیرهبندی سوخت نداشته باشد. بهباور او، افزایش قیمت بهتنهایی مشکل را حل نمیکند زیرا گرانی بنزین بهسرعت هزینه حملونقل و قیمت کالاها را افزایش داده اما لزوما مصرف ضروری را بههمان اندازه کاهش نمیدهد.
بهگفته آنان، جیرهبندی باید آخرین گزینه باشد. دولت پیش از آن باید استفاده از حملونقل عمومی، توسعه سیانجی، تبدیل خودروها بهدوگانهسوز، کاهش مصرف خودروهای دولتی و خروج خودروهای فرسوده را جدیتر دنبال کند. ظرفیت عرضه روزانه سیانجی کشور حدود ۳۵میلیونمترمکعب برآورد میشود درحالیکه مصرف فعلی در حدود ۱۴تا۱۵میلیونمترمکعب است. استفاده از این ظرفیت خالی میتواند بخشی از مصرف بنزین را کاهش دهد.
بااینحال در کوتاهمدت همکاری مردم نیز تعیینکننده است. مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی گفت اگر هر یک از حدود ۲۰میلیون خانوار ایرانی تنها یک لیتر در روز کمتر بنزین مصرف کنند روزانه ۲۰میلیونلیتر صرفهجویی میشود. این رقم نهتنها کسری فعلی میان تولید و عرضه را پوشش داده بلکه فشار بر ذخایر و واردات را نیز کاهش میدهد.
کارشناسان براین باورند که صرفهجویی نباید بهمعنای انتقال همه مسوولیت بهمردم باشد. بسیاری از شهروندان بهدلیل ضعف حملونقل عمومی ناچار بهاستفاده از خودرو شخصی هستند. دولت باید همزمان با درخواست برای کاهش مصرف، اتوبوس و مترو را تقویت کرده، سهمیه سوخت حملونقل عمومی را افزایش دهد و اطلاعات روشنی درباره وضعیت تولید، واردات و ذخایر ارائه کند.
هرچند که واقعیت فعلی را نمیتوان نادیده گرفت که ایران روزانه بیش از توان پایدار پالایشگاههای خود بنزین مصرف میکند، مسیر واردات در هرمز ناامن شده و روسیه نیز با کمبود داخلی روبهرو بوده درنتیجه در چنین شرایطی هر سفر غیرضروری میتواند فشار بیشتری بر شبکه تامین وارد کند. از همین رو هم هست که صرفهجویی امروز تنها یک توصیه اقتصادی یا زیستمحیطی نیست بلکه اقدامی برای دورنگهداشتن کشور از صفهای طولانی، کاهش سهمیه و جیرهبندی اجباری است.
