معمای سرمایهگذاری در پیچوخم سیاست
هیوا زارعی– محمود گودرزی، مدیرعامل بورس تهران، از برنامه انجام ۱۲عرضه اولیه در سال جاری خبر داده و تاکید کرده است که عملیاتی شدن آنها منوط به شرایط بازار خواهد بود. او با اشاره به موفقیت ۷عرضه اولیه سال گذشته که ۱۰۲هزارمیلیاردتومان به ارزش بازار افزوده، از آماده شدن مقدمات بزرگترین عرضه اولیه تاریخ بازار سرمایه مربوط به گروه پتروشیمی تابانفردا خبر داده که قرار است ۵درصد از سهام خود را به ارزش ۴۲هزارمیلیاردتومان در بورس تهران عرضه کند.
باتوجه به اینکه این عرضهها پس از یک تعطیلی طولانیمدت در بازار سرمایه انجام میشوند و بازار همچنان از پیامدهای نوسانی فضای سیاسی کشور در امان نیست، سرمایهگذاران با دودلی آشکاری برای ورود به سرمایهگذاری مواجهند. در چنین شرایطی، پرسش کلیدی این است که آیا عرضه اولیه در مقطع کنونی تصمیمی بجا محسوب میشود و آیا اساسا میتوان به بازدهیچشمگیری از آن امید بست؟
فضای «نه جنگ، نه صلح» دشمن بزرگ بازار سرمایه
در سال گذشته، بورس تهران دوبار در مقاطع حساس تعطیل شد. تعطیلی نخست، دورهای کوتاه طول کشید. اما تعطیلی دوم، به مراتب طولانیتر و تاثیرگذارتر بود. این تعطیلی که از اواخر زمستان آغاز شد و تا اواسط بهار ادامه یافت، بازار را برای بیش از ۸۰روز در حالت تعلیق قرار داد؛ رکوردی که نهتنها در تاریخ بازار ایران بلکه در میان بازارهای درگیر بحران در جهان کمنظیر است.
اما شاید پیچیدهترین وضعیت، شرایط کنونی باشد؛ وضعیتی که در ادبیات سیاسی و اقتصادی از آن با عنوان «نه جنگ، نه صلح» یاد میشود. تنشهاینظامی میان ایران و آمریکا فروکش کرده، اما بهطورکامل از میان نرفته و مذاکرات دیپلماتیک در جریان است اما به نتیجه قطعی نرسیده است.
در چنین فضای مبهمی، مرز بین ریسک و فرصت برای فعالان اقتصادی بهشدت محو میشود.
نااطمینانی، بزرگترین دشمن بازار سرمایه است و در شرایط کنونی، این نااطمینانی به اوج خود رسیده است. سرمایهگذاران نه میتوانند برای یک سناریویجنگی برنامهریزی کنند و نه با خیال آسوده به سناریویصلح و ثبات بیندیشند. این بلاتکلیفی میتواند موتور محرکه بازار را کند کرده و نقدشوندگی را بهشدت کاهش دهد.
امکان تعطیلی مجدد؛ تهدیدی که همچنان پابرجاست
باتوجه به رویهای که در سال گذشته شکل گرفت و باعنایت به اینکه نهادهای تصمیمگیرنده در مواجهه با هرگونه تنش امنیتی، تعطیلی را بهعنوان نخستین و امنترین راهکار برمیگزینند، نمیتوان احتمال وقوع مجدد این رویداد را نادیده گرفت. اگرچه سازمان بورس تلاش دارد با تدوین بستههای حمایتی و شفافسازی اطلاعات، زمینه را برای فعالیت مستمر بازار فراهم کند اما تا زمانی که منشا اصلی نااطمینانیها یعنی مسائل سیاسی و امنیتی حل نشده باشد، هرگونه تعهدی برای تعطیل نشدن، شکننده و غیرقابلاتکا بهنظر میرسد.
عرضه اولیه در شرایط فعلی فرصت است یا تهدید
در یک بازار باثبات و روبهرشد، عرضه اولیه شرکتهای جدید، یکی از نشانههای پویایی و سلامت بازار محسوب میشود و میتواند به عمقبخشی و تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاری کمک کند. اما آیا شرایط فعلی، بستر مناسبی برای چنین اقدامی است؟
نکته منفی و مسلط در این معادله، وضعیت روانی بازار است. سرمایهگذارانی که هنوز از ریسکهای سیستماتیک هراس دارند، تمایل چندانی برای ورود به سهام جدید و ناشناخته از خود نشان نخواهند داد. کاهش نقدشوندگی نیز به این معناست که در صورت عرضه اولیه، احتمال شکلگیری صفهای فروش و ناتوانی سرمایهگذاران در خروج بهموقع از سهام جدید، بسیار بالاست. همچنین قیمتگذاری سهام در بازاری که هر روز با نوسانات شدید دستوپنجه نرم میکند، کاری دشوار و همراه با خطای بالاست که میتواند بهضرر هر دوطرف معامله یعنی ناشر و سرمایهگذار تمام شود.
فرصتهای بالقوه؛ ارزشگذاری مناسب و تامین مالی شرکتها
با این حال، از نگاهی دیگر، میتوان به این موضوع بهچشم یک فرصت نیز نگاه کرد. بازار سرمایه پس از بازگشایی، خلاف پیشبینیهای منفی بسیاری از تحلیلگران که انتظار ریزش سنگین را داشتند، با استقبال مواجه شد. بازار مثبت بود و شاخصها روند صعودی قابلتوجهی را بهثبت رساندند، هرچند با شروع مجدد درگیریها و تشدید تنشهای سیاسی، نوساناتی دوباره به بازار بازگشت و برخی روزها با افت همراه شد اما در مجموع میتوان گفت بازار عملکرد بهتری نسبت به انتظارات اولیه داشته و روند کلی آن همچنان مثبت ارزیابی میشود.
در چنین شرایطی، شرکتهای جدید با بهرهگیری از فضای نسبتا مثبت حاکم بر بازار و با قیمتگذاری متعادل، میتوانند وارد بازار شوند و برای سرمایهگذاران بلندمدت با افق دید چندساله، جذابیت بالقوهای داشته باشند، هرچند نوسانات کوتاهمدت ناشی از تحولات سیاسی ممکن است بازدهی فوری را تحتالشعاع قرار دهد اما ورود شرکتهای باکیفیت در شرایطی که بازار به ثبات نسبی رسیده است، میتواند فرصت مناسبی برای کسب سود در میانمدت و بلندمدت باشد.
از سوی دیگر، خود شرکتها نیز در شرایط سخت تامین مالی ناشی از تحریمها و محدودیتهای بانکی، نیازمند جذب سرمایه از طریق بازار سرمایه هستند تا بتوانند فعالیتهای تولیدی خود را ادامه دهند و عرضه اولیه میتواند مجرایی کارآمد برای این منظور باشد.
بازدهی عرضه های اولیه در ابهام
باید تاکید کرد بازدهی موردانتظار از این عرضهها، بهشدت تحتتاثیر متغیرهای سیاسی قرار دارد و قضاوت درباره آن، کاری بسیار دشوار است. درحالیکه در شرایط عادی، عرضه اولیه میتواند سودهای خوبی را برای سهامداران خود بهارمغان آورد اما در فضای «نه جنگ و نه صلح» کنونی، این بازدهی با ابهام جدی روبهروست.
عرضه اولیه؛ فرصتی برای مشارکت همگانی و شفافیت اقتصادی
کامل ابراهیمیان– بازار سرمایه ایران با بیش از ۹۰۰شرکت و ۵۰صنعت مختلف، بهعنوان یکی از متنوعترین بازارهای منطقه بهشمار میرود. بااینحال، یکی از بزرگترین خلأهای این بازار، نبود شرکتهای بسیار بزرگ دولتی در بورس است. پس از عرضه اولیه هلدینگ خلیجفارس در سالهای قبل، دیگر شاهد عرضه شرکتهای بزرگ در مقیاس جهانی نبودهایم و این در حالی است که شرکتهایی نظیر شرکت ملی نفت ایران، شرکت ملی گاز ایران و پالایشگاههای بزرگ، هنوز خارج از بورس فعالیت میکنند.
عرضه اولیه شرکتهای بزرگ در بورس، مزایای متعددی بههمراه دارد. نخست آنکه شفافیت اطلاعاتی از طریق سامانه کدال، افشای عملکرد مدیریتی و شناسایی ریسکهای مترتب بر شرکتها را ممکن میسازد. وقتی شرکتی در بورس حضور پیدا میکند، موظف است بهطوردورهای صورتهای مالی خود را منتشر کرده و در معرض تحلیل و بررسی تحلیلگران قرار دهد. این امر نهتنها به شفافیت اقتصاد کمک میکند بلکه زمینهساز کاهش فساد نیز خواهد بود. دوم آنکه مشارکت سهامداران خرد در مالکیت شرکتهای بزرگ، امکان تامین مالی طرحهای توسعهای و افزایش سرمایه از طریق بازار را فراهم میکند. این یعنی اقتصاد کشور میتواند بدون اتکا به منابع دولتی یا استقراض از بانکها، پروژههای کلان خود را پیش ببرد. حضور این شرکتها در بورس میتواند جلوی فساد و نبود شفافیت را گرفته و مشارکت سرمایهگذاران را در اقتصاد کشور افزایش دهد.
هرچند اکنون درگیر جنگ و مسائل سیاسی هستیم اما ریسکهای سیستماتیک همواره در ۴۰سال گذشته اقتصاد ایران وجود داشته است. جنگ، تحریم، نوسانات ارزی و بحرانهای سیاسی، همواره بخشی از واقعیت اقتصاد ایران بودهاند. اگر قرار باشد عرضه اولیه به زمان کاهش این ریسکها موکول شود، هیچگاه شاهد عرضه شرکتی در بورس نخواهیم بود. سرمایهگذاران براساس همین ریسکها، قیمتگذاری و تصمیمگیری میکنند و کشف قیمت در هر شرایطی اتفاق میافتد. بازار خود را با شرایط تطبیق میدهد و سرمایهگذاران با در نظر گرفتن ریسکهای موجود، اقدام به خرید یا فروش سهام میکنند بنابراین ریسکها نباید مانعی برای عرضه شرکتهای بزرگ باشند.
تجربه اکثر عرضههای اولیه نشان داده است که در روزهای ابتدایی بازدهی مثبتی برای سهامداران خرد داشتهاند. در بیش از ۹۰درصد موارد، شرکتهایی که عرضه اولیه شدهاند، در کوتاهمدت سودی برای مشارکتکنندگان بهارمغان آوردهاند. این رویهای طبیعی در اکثر بازارهای مالی دنیاست، چراکه معمولا سهامدار عمده با قیمتی جذاب نسبت به ارزش ذاتی، اقدام به عرضه سهام میکند تا مشارکت حداکثری را جلب کند. با این حال، تداوم این بازدهی به عواملی مانند سودآوری شرکت، وضعیت کلان اقتصاد، سیاستهای دولت و مجلس و ریسکهای سیستماتیک بستگی دارد. در نهایت، عرضه اولیه شرکتهای بزرگ را باید گامی درجهت شفافیت اقتصادی و مشارکت همگانی دانست که باوجود ریسکهای موجود، نباید از آن غافل شد.
