بلوغ اجباری بورس
هیوا زارعی – تا پیش از وقایع سال ۱۴۰۴، هر خبری از مذاکره یا درگیری یا تحولات اقتصادی، واکنش فوری و شدید بازار سرمایه را بههمراه داشت و موجی از هیجان، شاخص را بهسرعت بالا و پایین میبرد اما در ماههای اخیر، باوجود تعطیلی ۸۰روزه بیسابقه بورس و تداوم فضای «نه جنگ، نه صلح»، بازار رفتاری متفاوت از خود نشان داده و واکنشها آرامتر و محتاطانهتر شدهاند اما آیا این تغییر، از بلوغ تدریجی بازار نشان دارد یا نتیجه سیاستهای مدیریتی بازارساز است؟ فعالان بازار باید برای عبور از این شرایط چه تدابیری بیندیشند؟
بازار سرمایه ایران همواره تحتتاثیر عواملی قرار داشته که خارج از کنترل فعالان بازار هستند.
ریسکهای سیستماتیک، چه در بعد سیاسی و چه در بعد اقتصادی، بهعنوان مهمترین متغیرهای تاثیرگذار بر روند معاملات شناخته میشوند. طی دوسال اخیر، این ریسکها به ابعاد بیسابقهای رسیدهاند. تعطیلی ۸۰روزه بازار سهام که در تاریخ بازارهای جهانی کمنظیر است، نشاندهنده عمق نااطمینانیهای حاکم بر فضای سیاسی کشور بود. این تعطیلی طولانی، اعتماد سرمایهگذاران را بهشدت تحتتاثیر قرار داد.
فضای «نه جنگ، نه صلح» که همچنان بر روابط منطقهای سایه افکنده، یکی از مهمترین عوامل ایجاد ابهام در بازار است. هرگونه افزایش تنش در منطقه میتواند موجی از نوسان را به بازار تزریق کند و روند صعودی را بهسرعت به نزولی تبدیل کند. ازسویدیگر، ریسکهای اقتصادی نیز بهموازات ریسکهای سیاسی، بر بازار فشار وارد میکنند. کسری بودجه دولت، نوسانات نرخ ارز، تورم فزاینده و تحریمهای بینالمللی، همگی عواملی هستند که بازار سرمایه ناچار به مواجهه با آنهاست. این ریسکها، اگرچه هرکدام بهتنهایی تاثیر محدودی دارند اما درکنار یکدیگر فضایی از نااطمینانی را ایجاد میکنند که تصمیمگیری را برای سرمایهگذاران دشوار میسازد.
واکنش بازار در شرایط کنونی
در گذشته، بازار سرمایه واکنشهای شدید و آنی به اخبار سیاسی نشان میداد. هر خبر مثبت از مذاکرات، شاخص را بهسرعت بالا میبرد و هر خبر منفی از درگیری یا تشدید تنشها، ریزشی سنگین را رقم میزد. این رفتار هیجانی، نشاندهنده تاثیرپذیری بالای بازار از فضای روانی و اخبار لحظهای بود اما آنچه در ماههای اخیر بیش از هرچیز جلبتوجه میکند، تغییر محسوس در این رفتار است. امروز باوجود ادامه تنشها و نبود پیشرفت محسوس در مذاکرات، بازار واکنش متعادلتری نشان میدهد. شدت و سرعت واکنشها به اخبار سیاسی بهمراتب کمتر از گذشته شده است.
برخی از کارشناسان معتقدند این واکنش متعادل، نشانهای از بلوغ تدریجی بازار و افزایش آگاهی سرمایهگذاران است. بهباور آنان، سرمایهگذاران بهمرور دریافتهاند که اخبار سیاسی، هرچند تاثیرگذار، اما اغلب کوتاهمدت و مقطعی هستند و آنچه در بلندمدت ارزش سهام را تعیین میکند، بنیادهای اقتصادی و سودآوری شرکتهاست. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که این واکنش متعادل، بیش از آنکه نشانه بلوغ باشد، نتیجه سیاستهای مدیریتی بازارساز است که تلاش کرده با هدایت نقدینگی و جلوگیری از تشنج در بازارهای موازی، از ریزشهای شدید جلوگیری کند.
صرفنظر از علت، آنچه مسلم است، تغییر محسوس در رفتار معاملاتی بازار است. حجم معاملات در روزهای عادی نسبتا پایدار مانده و خروج سرمایهگذاران حقیقی، باوجود ریسکهای موجود، بهاندازه گذشته شدید نبوده است. این موضوع نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از سرمایهگذاران، باوجود نااطمینانیها، همچنان به بازار اعتماد دارند و حضور خود را حفظ کردهاند. البته نباید از نظر دور داشت که این اعتماد، شکننده است و هرگونه تشدید تنشها میتواند بهسرعت آن را از بین ببرد.
استراتژیهای سرمایهگذاران برای عبور از ریسکها
در شرایط کنونی که ریسکهای سیستماتیک به سطح بالایی رسیدهاند، سرمایهگذاران هوشمند استراتژیهای مشخصی را برای مدیریت داراییهای خود در پیش گرفتهاند. این استراتژیها عمدتا بر کاهش ریسک و حفظ سرمایه در برابر نوسانات احتمالی متمرکز شدهاند. تنوعبخشی به سبد دارایی، یکی از مهمترین راهکارهایی است که فعالان بازار در شرایط کنونی بهکارگرفتهاند. باتوجه به غیرقابلپیشبینیبودن ریسکهای سیستماتیک، سرمایهگذاران حرفهای سعی کردهاند با توزیع سرمایه در صنایع مختلف، از تجمع ریسک جلوگیری کنند. این تنوعبخشی، هرچند نمیتواند ریسک سیستماتیک را بهطورکامل حذف کند اما میتواند شدت تاثیر آن را بر کل سبد سرمایهگذاری کاهش دهد.
تحلیل بنیادی و اجتناب از تصمیمگیری هیجانی، استراتژی دیگری است که در ماههای اخیر موردتوجه جدی سرمایهگذاران قرار گرفته است. در شرایطی که اخبار منفی و مثبت بهسرعت در فضای مجازی منتشر میشوند، بسیاری از سرمایهگذاران تصمیم گرفتهاند بهجای واکنش به شایعات، بر گزارشهای مالی و صورتهای سود و زیان شرکتها تمرکز کنند. شرکتهایی که سودآوری پایدار و کیفیت بالایی دارند، در هر شرایطی میتوانند بازده مناسبی ایجاد کنند و بههمیندلیل، در کانون توجه سرمایهگذاران قرار گرفتهاند. انتخاب صنایع با ریسک عملیاتی کمتر، سومین استراتژی مهمی است که فعالان بازار بهکار گرفتهاند. در ماههای اخیر، شاهد تغییر سبد سرمایهگذاری از صنایع پرریسک جغرافیایی به صنایع داخلی و ریالی بودهایم؛ صنایعی که وابستگی کمتری به واردات و مناطق حساس دارند، با استقبال بیشتری مواجه شدهاند، چراکه ریسک تعطیلی یا اختلال در فعالیت آنها در صورت بروز تنشهای نظامی، کمتر از سایر صنایع ارزیابی میشود.
نقش بازارساز در مدیریت شرایط
در کنار استراتژیهای سرمایهگذاران، نمیتوان از نقش بازارساز در مدیریت شرایط کنونی غافل شد. باتوجه به کسری بودجه دولت و نیاز به تامین مالی، بازارساز همواره تلاش کرده تا فضایی نسبتا پایدار را در بازار سرمایه حفظ کند. این تلاش، گاه بهمعنای هدایت نقدینگی بهسمت بازار و گاه بهمعنای جلوگیری از افزایش بیش از حد قیمتها بوده است. آنچه در ماههای اخیر مشهود بوده، درایت بازارساز در جلوگیری از تشنج در بازارهای موازی مانند طلا و ارز است که به ثبات نسبی بازار سرمایه کمک کرده است.
بااینحال، نباید از نظر دور داشت که بازارساز نیز با محدودیتهایی مواجه است و نمیتواند همواره از ریزشهای شدید جلوگیری کند. در صورت تشدید ریسکها، بهویژه در سطحی که زیرساختهای حیاتی کشور را تهدید کند، بازار طبیعتا واکنش شدیدتری نشان خواهد داد و بازارساز نیز باتوجه به منابع محدود خود، قدرت مهار کامل این واکنش را نخواهد داشت.
باوجود تمام ریسکها و نااطمینانیها، بازار سرمایه ایران همچنان ظرفیتهای قابلتوجهی برای سرمایهگذاری دارد. ارزش جایگزینی و بنیادی بسیاری از شرکتها، باوجود ریزشهای گذشته، همچنان در محدوده تاریخی خود قرار دارد و این موضوع نشان میدهد که بازار از جذابیت نسبی برخوردار است. بهمحض برطرف شدن ریسکهای سیاسی و ایجاد فضای باثباتتر، بازار میتواند به مسیر تعادلی خود بازگردد و بازدهی مناسبی را نصیب سرمایهگذاران کند.
بازار سرمایه؛
از موج هیجان تا استراتژی بالغانه
آرش شهریاری – بیتردید، ریسکهای سیستماتیک چه در بعد اقتصادی و چه در بعد سیاسی، بر بازار سرمایه تاثیرگذارند؛ با این حال شدت این تاثیر، تابعی از نوع و میزان ریسک است. آنچه در ماههای اخیر مشهود بوده، تغییر محسوس در رفتار بازار نسبت به گذشته است. در دوران پیشین، هر خبری از درگیری یا مذاکره، موجی از هیجان را به بازار تزریق میکرد و شاخص را بهشدت بالا و پایین میبرد اما امروز باوجود ادامه تنشها و عدمپیشرفت مذاکرات، بازار واکنش چندانی نشان نمیدهد.
این تغییر رویکرد را میتوان نشانهای از بلوغ تدریجی بازار و همچنین درایت بازارساز در مدیریت نقدینگی دانست. بازارساز با هدف جلوگیری از تشنج در بازارهای موازی نظیر طلا و ارز، تلاش کرده نقدینگی را بهسمت بورس هدایت کند؛ سیاستی که به ثبات نسبی بازار انجامیده است. باوجود ریسکهای موجود، گروهها و صنایعی که سودآوری قابلقبولی داشتهاند، به مسیر صعودی خود ادامه دادهاند. صنعت داروسازی پس از آزادسازی نرخهای ترجیحی و حذف قیمتهای دستوری، سودهای چشمگیری ایجاد کرده و در ماههای اخیر یکی از صنایع پیشروی بازار بوده است. صنایعغذایی، دامپروری، شوینده و سیمان نیز عملکرد مطلوبی داشتهاند و سود زمستان برخی از آنها نسبت به سال قبل دوبرابر شده است. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران بهتدریج از صنایع پرریسک جغرافیایی مانند پالایشی و پتروشیمی که عمدتا در جنوب کشور متمرکز هستند، فاصله گرفته و بهسمت صنایع داخلی و ریالی با ریسک عملیاتی کمتر حرکت کردهاند.
اگر ریسکها به سطحی برسند که زیرساختهای حیاتی نظیر پالایشگاهها و نیروگاهها را تهدید کند، بازار واکنش شدیدتری نشان خواهد داد. باتوجه به اینکه بسیاری از سهمها پس از بازگشایی بازار، بازدهی بالای ۱۰۰درصدی داشتهاند، واکنش منفی احتمالی، واکنشی منطقی خواهد بود. با این حال، این تاثیرات را باید مقطعی و کوتاهمدت دانست زیرا ارزش جایگزینی و ارزش بنیادی بازار همچنان در محدوده تاریخی خود قرار دارد و بهمحض برطرف شدن ریسکها، بازار به مسیر تعادلی خود بازمیگردد. در نهایت، آنچه از رفتار بازار در ماههای اخیر برمیآید، گذار تدریجی از واکنشهای هیجانی به تصمیمگیری مبتنی بر دادههای بنیادی است. سرمایهگذاران با انتخاب سهمهای دارای سود تکرارشونده و باکیفیت و دوری از صنایع پرریسک جغرافیایی، عملا استراتژی هوشمندانهای برای مواجهه با نااطمینانیهای موجود در پیش گرفتهاند. با این توصیف، بازار سرمایه باوجود ریسکهای پیشرو، همچنان یکی از گزینههای جذاب سرمایهگذاری در سالهای آینده خواهد بود.
کارشناس بازار سرمایه
