مجله اکونومیست دستاوردهای ترامپ از حمله به ایران را بررسی کرد:

بزرگ‌ترین بازنده جنگ

گروه بین الملل
کدخبر: 620541
مجله اکونومیست در تازه‌ترین گزارش خود در خصوص پیامدهای جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران آورده است که این درگیری‌ها اوضاع منطقه خاورمیانه را بدتر و آتش‌بسی که از سوی ایالات متحده اعلام شده منطقه را ناامن‌تر از زمان شروع جنگ کرده است.
بزرگ‌ترین بازنده جنگ

جهان‌ صنعت – مجله اکونومیست در تازه‌ترین گزارش خود در خصوص پیامدهای جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران آورده است که این درگیری‌ها اوضاع منطقه خاورمیانه را بدتر و آتش‌بسی که از سوی ایالات متحده اعلام شده منطقه را ناامن‌تر از زمان شروع جنگ کرده است.

در بخشی از گزارش این مجله آمده است این یک توقف مبهم برای یک جنگ مبهم بود. دونالد ترامپ ابتدا تهدید کرد که بمباران آمریکا را آنقدر تشدید خواهد کرد که کل تمدن ایران را نابود خواهد کرد. سپس کمتر از دو ساعت قبل از شروع این حمله برق‌آسا او اعلام کرد که آمریکا و اسرائیل به مدت دو هفته خصومت‌ها را متوقف می‌کنند و ایران اجازه می‌دهد کشتیرانی تجاری از طریق تنگه هرمز از سر گرفته شود. شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان که به میانجیگری آتش‌بس کمک کرده بود در رسانه‌های اجتماعی اعلام کرد که این آتش‌بس فورا لازم‌الاجرا شده است.

با این حال اسرائیل، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی باوجود آتش‌بس، همگی از حملات پهپادی و موشکی بعدی ایران خبر دادند. ایران حمله هوایی به یک پالایشگاه نفت را محکوم کرد. اسرائیل بمباران لبنان را تشدید کرد که به گفته آنها شامل آتش‌بس نمی‌شد اما ایران و شریف اصرار داشتند که لبنان شامل آتش‌بس می‌شود.

در مطلبی دیگر از اکونومیست آمده که آتش‌بس نشان می‌دهد آمریکا چقدر تغییر کرده است. زیرا تجاوز نظامی ترامپ به ایران در مقایسه با حمله آمریکایی‌ها به عراق در سال‌۱۹۹۱ در زمان ریاست‌جمهوری بوش پدر نشان‌دهنده چنین تغییری است. در آن زمان جورج بوش پدر قبل از شروع آتش‌بس به دنبال تایید کنگره و شورای امنیت سازمان ملل بود. این‌بار اما دونالد ترامپ به چنین تشریفاتی تن نداد. همچنین بوش سعی کرد ۴۱‌کشور دیگر را متقاعد کند که به ائتلاف نظامی آمریکا بپیوندند. ترامپ اما جنگ با اسرائیل را آغاز کرد و با سایر متحدان مشورت نکرد. سپس وقتی اوضاع سخت شد از آنها خواست که کمک کنند و وقتی آنها تمایلی نشان ندادند، آنها را بزدل خواند.

دستاورد ترامپ از جنگ

در همین رابطه تیتر اکونومیست با عنوان «دونالد ترامپ، بزرگ‌ترین بازنده جنگ است» را می‌توان در چارچوب یک تغییر عمیق در موازنه قدرت منطقه‌ای و حتی جهانی تحلیل کرد؛ تغییری که برخلاف ظاهر پرهزینه جنگ، در برخی ابعاد به نفع ایران تمام شده است. روایت اکونومیست از یک آتش‌بس مبهم برای جنگی مبهم در واقع نشانه‌ای از فقدان راهبرد منسجم در طرف آمریکایی است؛ وضعیتی که به‌طور مستقیم فضا را برای بهره‌برداری راهبردی ایران باز می‌کند.

از منظر استراتژیک مهم‌ترین نکته این است که آمریکا در این بحران نتوانست یک نظم پایدار پساجنگ تعریف کند زیرا مقایسه‌ای که میان عملکرد ترامپ و جورج بوش پدر صورت گرفته نشان‌دهنده افول چندجانبه‌گرایی راهبردی آمریکاست. در جنگ اول خلیج فارس، ایالات متحده با اجماع‌سازی بین‌المللی و مشروعیت‌سازی حقوقی توانست یک ائتلاف گسترده ایجاد کند. در سناریوی اخیر اما اقدام یک‌جانبه و بدون اجماع نه‌تنها مشروعیت عملیات را تضعیف کرد بلکه باعث شکاف در میان متحدان منطقه‌ای نیز شد. این شکاف یک دستاورد مهم برای ایران محسوب می‌شود زیرا انسجام جبهه مقابل را کاهش داده و امکان مانور دیپلماتیک تهران را افزایش می‌دهد.

در سطح منطقه‌ای تداوم حملات پس از اعلام آتش‌بس نشان می‌دهد که آمریکا حتی در مدیریت متحدان خود نیز با چالش مواجه است. اختلاف نظر درباره شمول آتش‌بس به‌خصوص نشان‌دهنده نبود یک چارچوب هماهنگ امنیتی است. این وضعیت عملا به ایران اجازه می‌دهد که خود را به‌عنوان بازیگری معرفی کند که می‌تواند قواعد میدانی را تحت‌تاثیر قرار دهد حتی در شرایطی که آتش‌بس اعلام شده است. به عبارت دیگر کنترل روایت و میدان به‌طور نسبی از دست آمریکا خارج شده و این یک امتیاز ژئوپلیتیکی مهم برای ایران است.

ریسک ژئوپلیتیکی در بازار انرژی

از منظر اقتصادی نیز نااطمینانی ایجادشده در منطقه خاورمیانه به‌خصوص در ارتباط با تنگه هرمز یکی از کلیدی‌ترین پیامدهای این جنگ است. این نااطمینانی به‌طور مستقیم باعث افزایش ریسک ژئوپلیتیکی در بازار انرژی می‌شود. در چنین شرایطی کشوری که بر گلوگاه اصلی انتقال انرژی تسلط دارد، نه‌تنها یک بازیگر امنیتی بلکه یک بازیگر اقتصادی تعیین‌کننده خواهد بود. ایران در این چارچوب، حتی بدون استفاده حداکثری از ابزارهای نظامی، توانسته حق بیمه ژئوپلیتیکی ایجاد کند؛ مفهومی که به افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه انرژی منجر شده و به‌طور غیرمستقیم قدرت چانه‌زنی ایران را بالا می‌برد.

از سوی دیگر رفتار آمریکا در این بحران به‌ویژه درخواست دیرهنگام از متحدان برای مشارکت نشان‌دهنده کاهش اعتماد به رهبری این کشور است. وقتی متحدان سنتی مانند عربستان یا امارات تمایلی به همراهی کامل نشان نمی‌دهند، این پیام به بازارهای جهانی منتقل می‌شود که ساختار امنیتی منطقه در حال گذار است. در چنین فضایی ایران می‌تواند با ارائه ابتکاراتی مانند مدیریت ساختاری تنگه هرمز یا تضمین امنیت انرژی، خود را از یک ریسک به یک بازیگر ضروری تبدیل کند. این تغییر تصویر، از نظر اقتصادی بسیار مهم است زیرا می‌تواند زمینه‌ساز ورود تدریجی ایران به ترتیبات جدید اقتصادی منطقه‌ای شود.

نکته مهم دیگر تغییر در الگوی تصمیم‌گیری آمریکاست. عدم رجوع به نهادهایی مانند شورای امنیت سازمان ملل یا کنگره به معنای کاهش وزن نهادهای بین‌المللی در مدیریت بحران‌هاست. این وضعیت اگرچه در کوتاه‌مدت بی‌ثباتی ایجاد می‌کند اما در بلندمدت به کشورهایی مانند ایران فرصت می‌دهد تا با ابتکارات منطقه‌ای خلأ حکمرانی را پر کنند. به‌عبارت دیگر هرچه نظم بین‌المللی کمتر نهادینه باشد، نقش بازیگران منطقه‌ای پررنگ‌تر می‌شود.

در نهایت اگر تیتر اکونومیست را مبنا قرار دهیم، بازنده بودن ترامپ صرفا به معنای شکست نظامی یا سیاسی نیست بلکه به معنای از دست دادن توان شکل‌دهی به نظم پساجنگ است. در مقابل، ایران حتی با وجود هزینه‌های سنگین توانسته چند دستاورد کلیدی مانند حفظ اهرم ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز، ایجاد شکاف در جبهه مقابل، افزایش اهمیت خود در معادلات انرژی و به‌دست آوردن فرصت برای تبدیل قدرت نظامی به قدرت اقتصادی کسب کند. در همین رابطه است که برخی تحلیلگران معتقدند این جنگ نشان داد که در دنیای امروز، پیروزی صرفا در میدان نبرد تعریف نمی‌شود بلکه در توانایی تبدیل بحران به فرصت نهفته است. در نتیجه ایران در صورت مدیریت هوشمندانه این شرایط، می‌تواند از یک تقابل پرهزینه به سمت تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای با نفوذ اقتصادی و راهبردی حرکت کند؛ مسیری که شاید مهم‌ترین پیامد پنهان این جنگ باشد.

آخرین اخبار