برزخ بلاتکلیفی متقاضیان مسکن

جهانصنعت– سالهاست که از آغاز پروژههای مسکن مهر در فاز ۸ شهر جدید پردیس میگذرد، این طرح که زمانی بهعنوان یکی از بزرگترین برنامههای خانهسازی دولتی در کشور معرفی شد، اکنون به یکی از نمادهای ناکارآمدی اجرایی و بیبرنامگی در مدیریت طرحهای ملی تبدیل شده است.
در روز چهارشنبه، ۱۵مرداد، جمعی از متقاضیان این پروژهها با برپایی چادر در کنار پروژههای ناتمام و بلوکهای نیمهکارهای که سالها پیش برای آنها ثبتنام کرده بودند، اقدام به تحصن و اعتراض کردند. این اقدام اعتراضی، ضمن بیاعتنایی نهادهای مسوول برگزار شد؛ تحصنی که نهفقط واکنشی به وضعیت فیزیکی پروژهها، بلکه تبلوری از ناامیدی عمیق ساکنان آینده این واحدها از نظام تصمیمگیری و اجرایی کشور است؛ نظامی که نتوانسته در طول بیش از ۱۳سال، تکلیف پروژهای را که با پول مردم آغاز شده، مشخص کند.
یکی از متقاضیان معترض در گفتوگو با «جهانصنعت» گفت: «وقتی ثبتنام کردیم، گفتند پروژه ظرف ۱۸ماه تکمیل و واحدهای شما تحویل داده میشود اما حالا ۱۳سال گذشته، واحدی تحویل نشده و هنوز هم کسی نمیگوید چه زمانی تحویل خواهد شد. ما پولمان را کامل پرداخت کردیم اما فقط وعده شنیدهایم.»
۱۸ماهی که ۱۳سال طول کشید!
بنا بر گفتههای متقاضیان معترض، در زمان آغاز پروژه به آنها وعده داده شده بود که واحدهای ثبتنامی طی ۱۸ماه ساخته و تحویل خواهد شد. این زمانبندی، اگرچه از ابتدا خوشبینانه و بدون توجه به زیرساختهای واقعی کشور به نظر میرسید اما بهعنوان یک وعده، مبنای تصمیمگیری هزاران نفر برای ورود به این طرح شد.
امروز پس از گذشت ۱۳سال، نهتنها وعده ۱۸ماهه محقق نشده، بلکه بخش قابلتوجهی از واحدها همچنان در مراحل ابتدایی ساخت متوقف شدهاند. بسیاری از این پروژهها بدون نما، تجهیزات و تاسیسات زیربنایی و حتی در حد اسکلت باقی ماندهاند.
در این میان، آنچه بیشتر از همه متقاضیان را رنج میدهد، فقط تاخیر در ساخت نیست، بلکه فقدان هرگونه چشمانداز روشن و مشخص از زمان تحویل است. ساکنان آینده این واحدها نهتنها از خانه، بلکه از اطلاعات دقیق، برنامه زمانبندی، و پاسخگویی نهادهای مسوول نیز محروم ماندهاند. به بیان دیگر، بلاتکلیفی مزمن، تبدیل به تنها وضعیت پایدار در این پروژه شده است!
فرسایش اعتماد عمومی و تحمیل هزینه مضاعف به مردم
برای بسیاری از متقاضیان، ثبتنام در پروژه مسکن مهر نه یک انتخاب لوکس، بلکه آخرین امید برای خانهدار شدن در شرایط تورمی و اقتصاد ناپایدار کشور بود. اقشار کمدرآمد، مستاجران، و خانوارهایی که سرمایه محدودی در اختیار داشتند، تمام داراییشان را در قالب آورده اولیه به پروژه تزریق کردند؛ به این امید که ظرف کمتر از دو سال سرپناهی برای خانوادهشان فراهم شود.
امروز با گذشت سالها، این خانوادهها نهتنها خانهای تحویل نگرفتهاند، بلکه زیربار فشار اقتصادی ناشی از اجارهنشینی، تورم شدید و رشد افسارگسیخته هزینههای زندگی، کمر خم کردهاند.
بدتر آنکه با هر سال تاخیر، شرکت عمران پردیس بار دیگر از متقاضیان طلب آورده بیشتر میکند؛ آوردهای که نه برمبنای شفافیت، بلکه با استناد به افزایش هزینههای ساخت مطالبه میشود، بدون آنکه اسناد دقیق یا گزارشهای مالی قابل راستیآزمایی در اختیار مردم قرار داده شود. این شرایط، نهتنها فشار مالی مضاعفی بر دوش متقاضیان وارد کرده، بلکه اعتماد آنها به اصل پروژه و صداقت متولیان را بهشدت تضعیف کرده است.
پاسخگو نبودن نهادهای متولی و سکوت مسوولان
شاید یکی از تلخترین وجوه این بحران، بیتفاوتی نهادهای مسوول و عدم پاسخگویی رسمی به خواستهها و مطالبات متقاضیان باشد. وزارت راهوشهرسازی، شرکت عمران پردیس و سایر نهادهای مرتبط، در برابر پیگیریهای مکرر ساکنان آینده این واحدها، یا سکوت پیشه کردهاند یا پاسخهایی تکراری و فاقد ضمانت اجرایی ارائه دادهاند.
بسیاری از معترضان میگویند که در طول این سالها، بارها به شرکت عمران مراجعه کردهاند، نامه نوشتهاند، تماس گرفتهاند و حتی برخی از آنها در جلسات عمومی حاضر شدهاند اما هیچگاه پاسخی روشن، مستند و مشخص درباره وضعیت پروژه، دلایل تاخیر و جدول زمانبندی تحویل دریافت نکردهاند.
بدتر از آن، به نظر میرسد که مسوولان ارشد وزارت راهوشهرسازی هیچگاه از نزدیک با شرایط واقعی پروژهها و حال و روز متقاضیان روبهرو نشدهاند. این بیتفاوتی ساختاری، نهتنها فرسایش روحی متقاضیان را دوچندان کرده، بلکه به تقویت این باور انجامیده که سیاستهای حمایتی در حوزه مسکن عملا رها شدهاند و متقاضیان باید به حال خود واگذار شوند.
بازخوانی یک ناکامی ملی در حوزه سیاستگذاری مسکن
پروژه مسکن مهر که در زمان خود یکی از پرحجمترین و پرتبلیغاتترین طرحهای دولتی بهشمار میرفت، امروزه بهمثابه سندی از شکست یک رویکرد تمرکزگرا، شتابزده و غیرپاسخگو در سیاستگذاری مسکن شناخته میشود. اصرار بر ساخت انبوه، بدون توجه به زیرساختهای شهری، ظرفیت پیمانکاران، منابع پایدار مالی و نظام نظارت مؤثر، موجب شد بسیاری از پروژهها یا ناتمام بمانند یا با کیفیت نازل تحویل شوند.
اکنون با گذشت چندین سال، پروژههایی نظیر مسکن مهر پردیس در فاز ۸، نهتنها به خانهای برای اقشار ضعیف تبدیل نشدهاند، بلکه به معضلی اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی مبدل شدهاند؛ معضلی که هر روز تاخیر در حلوفصل آن، به خشم و بیاعتمادی عمومی دامن میزند. تحصن اخیر، صرفا یک حرکت اعتراضی محلی نیست، بلکه نشانهای از فروریختن اعتماد عمومی به وعدههای دولتی در حوزههای حمایتی است.
لزوم مداخله فوری و شفافسازی عمومی
در شرایط کنونی، آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، مداخله فوری و قاطع نهادهای بالادستی، بهویژه وزارت راهوشهرسازی و نهاد ریاستجمهوری است. این مداخله باید با هدف حل بحران، نه مدیریت بحران صورت گیرد. لازم است جدول زمانبندی دقیق پروژهها به صورت عمومی منتشر شود، صورتهای مالی مرتبط با پروژه به اطلاع متقاضیان برسد و دلایل تاخیرهای چند ساله به صورت مستند و شفاف توضیح داده شود. لازم است مکانیسمهای نظارت مردمی و رسانهای بر روند اجرای پروژهها تقویت شود تا شاید اعتماد ازدسترفته، بار دیگر بازسازی شود. اعتراض متقاضیان مسکن مهر پردیس، اگرچه در ظاهر به یک پروژه خاص محدود میشود اما در عمق، فریاد خاموش هزاران شهروندی است که در رویای خانهدار شدن، به برنامههای دولتی اعتماد کردند اما اکنون در برزخ بلاتکلیفی و فرسایش روانی گرفتار شدهاند. استمرار این وضعیت، نهتنها اعتبار طرحهای حمایتی را زیر سؤال میبرد، بلکه زمینهساز بحرانهای اجتماعی گستردهتری در آینده خواهد بود؛ بحرانهایی که هزینه آن از هماکنون باید جدی گرفته شود.