امنیت شناسی
کورش الماسی
بنابر شواهد بیشمار در دهههای گذشته، درک کاربردی از چیستی و کارکرد امنیت در برخی ساختارهای تصمیمگیری و اذهان متنفذ وجود نداشته است. شاید به همین دلیل مفهوم و مصادیق امنیت، گرفتار چالشهای متعددی است.
دو نکته حیاتی که هر دلسوزی در عرصه امنیت ملی باید مدنظر بگیرد بدین شرح است: یک، عرصه بینالملل فاقد اخلاق، قانون و کاملا بیرحم است. دو، امنیت، ثبات، توسعه و اقتدار ایران، مطلوب هیچ کشوری نیست. بهعبارتی کاربردی و واقعبینانه، تمامی کشورها بدخواهان بالفعل یا بالقوه ایران هستند بنابراین عرصه روابط بینالملل نه عرصه دوستی و رفاقت بلکه «تقابل بیرحمانه» بر سر منافع ملی(بقا) است. «به دلیل فقدان یک نظام حقوقی و اخلاقی، در عرصه روابط بینالملل و به منظور تحقق منافع ملی، هیچ روشی(زور، دسیسه، نفوذ، جنگ، تهدید، تحریم، تدبیر، ترفند و…) غیراخلاقی و غیرقانونی نیست.» از اینرو عرصه خشن روابط خارجی جایی برای ایدهآلیستهای رمانتیک نیست.
روی سخن این موجز بهسوی دبیر جدید، فهیم و «عالم» شورایعالی امنیت ملی است. به باور نگارنده، جناب علی لاریجانی فرد توانا و آگاه به امور کلان داخلی و بینالمللی هستند بنابراین این موجز صرفا به منظور جلب توجه ایشان به نکاتی است که «شاید» در شرایط خطیر کنونی ایشان را در انجام «وظیفه محوله ملی» یاری رساند.
در این موجز تلاش میشود تا تبیین کلی و مختصری از مفهوم امنیت(ملی) مبتنی بر «منطق بودن» ارائه شود.
تبیین مختصری از منطق بودن
بنابر برخی قواعد فراانسانی و طبیعی، «بودن» پدیدهها، امور، شرایط و… امری دلبخواهی، سلیقهای یا ارادی نیست بلکه بودن مستلزم برخی شروط و ملزومات است. اینکه «مفهوم و وضعیت امنیت» نیز از این قاعده طبیعی مستثنا نیست.
به منظور درک کاربردی و شفاف مفهوم «منطق بودن» چند مثال ارائه میشود. برای اینکه جایگاه و حرکت سیارات تداوم داشته باشد، وجود و اعمال نیروی جاذبه اجتنابناپذیر است. برای اینکه یک بذر یا دانه تبدیل به یک درخت شود و در نتیجه میوه بدهد، الزامی است که آب، نور خورشید، کود و… به طور پیوسته و منظم به بذر یا دانه برسد. یا اینکه آیا ذهن سالم میتواند ادعا کند که یک انسان بدون اکسیژن، آب، غذا، لباس، مسکن و… میتواند زنده بماند؟ یا آیا ذهنی میتواند به کارکرد و ضرورت نهاد مجلس اعتقاد داشته باشد اما نمایندگان را بدون سازوکار رایگیری به معنی اعمال و دریافت نظر شهروندان به مجلس فرستاد؟ و…
تبیین کلی و مختصری از مفاهیم امنیت و ملی
امنیت همانند «عدد یک»، امری غیرکاربردی و تهی است. یک کشور، یک خودرو، یک انسان، یک درخت، یک ملت و… دارای معناست بنابراین مفهوم امنیت، در عبارت امنیت شغلی، امنیت اقتصادی، امنیت معیشتی، امنیت تحصیلی، امنیت دفاعی، امنیت درمانی و… معنا و کارکرد دارد. اینکه مفاهیم معیشت، شغل، امکان آموزش، بهداشت و درمان، توان دفاعی، نشاط و… همگی با مفهوم منافع ملی بیان میشوند. به عبارتی منافع ملی علت و امنیت معلول است. تصور معلول بدون علت غیرکاربردی است. از منظر کاربردی دفع یا تقابل با انواع تهدیدات امنیتی یعنی بهبود معیشت، تقویت توان دفاعی، روابط خارجه بدون تنش، در دسترس بودن و سهولت آموزش، بهداشت و درمان، داشتن مسکن و اشتغال و… است.
در طول جنگ ۱۲روزه، رفتار شهروندان به کاربردیترین شکل یکی از دو عنصر بنیادی امنیت یعنی «قدرت افکار عمومی» را ترسیم کرد. بهعبارتی تغییر یا تحولات سیاسی نه با اراده بیگانگان بلکه با اراده افکار عمومی رقم میخورد. اهمیت تقویت توان دفاعی عنصر دیگری بود که در جنگ ۱۲روزه مشخص شد. بنابه منطق بودن که در بالا به طور مختصر ارائه شد، «حمایت افکار عمومی» و «توان دفاعی» نامحدود «شرط کارآمدی و تداوم هر ساختار مدیریت سیاسی در جهان دانش و فناوری بنیاد معاصر است.»
به باور نگارنده، میزان موفقیت جناب لاریجانی به عنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی، تابع «توجه خاص» به منطق بودن پدیدهها، امور و شرایط است. اگر استدلال منطق بودن را بپذیریم، آنگاه، تنشزدایی در روابط خارجه و خنثی کردن عوامل نفوذی، ملزومات کارآمدی ساختار مدیریت کلان و در نتیجه صیانت از افکار عمومی و تقویت نامحدود توان دفاعی است چرا که در عصر دانش و فناوری، بقای سیاسی و ملی در عرصه روابط بینالملل فاقد اخلاق و قانون، مستلزم مدیریت خرد بنیاد و داشتن توان برتر نظامی، اقتصادی، صنعتی، علمی و… است.
به دلیل اهمیت موضوع چند سطری پیرامون پدیده نفوذ ارائه میشود. حامیان نظام دو دسته هستند: آنهایی که از بقای نظام و کسانی که از ناکارآمدی نظام منتفع میشوند. آنهایی که از ناکارآمدی نظام سود میبرند، مستقیم یا غیرمستقیم هم از اهداف غیرکاربردی حمایت میکنند و هم مسوول تصویب و پیگری اهداف، اندیشهها و راهکاریی هستند که منجر به ناکارآمدی و تضعیف نظام میشوند. ازاینرو حامیان ناکارآمدی، بزرگ، جدی و خطرناکترین چالش و تهدید امنیتی برای نظام و کشور هستند. به این دلیل ساده که این گروهک بانی و مسبب انواع اندیشهها، اظهارنظرها، راهکارها، اهداف و طرحهای ضدملی و در نتیجه ضدنظام هستند. به عبارتی، حامیان ناکارآمدی نظام سرچشمه بینظمی، بیثباتی، هزینههای گزاف، رفتار فرا قانونی و… در عرصههای داخلی و خارجی هستند. به تعبیری لانه امن عوامل نفوذی در جمع حامیان ناکارآمدی نظام است.
بنابر این کشف، خنثی و مدیریت کردن، جمع حامیان ناکارآمدی نظام در کنار «مدیریت ملی» روابط خارجه باید بنیادیترین وظیفه دبیر محترم و عالم شورایعالی امنیت ملی باشد چراکه دیگر زمانی برای مدیریت شعاری وجود ندارد. کارآمدی، تداوم، ثبات و اقتدار ساختار مدیریت کلان بهطور مستقیم تابع فهم و پیگری منافع ملی و خنثی کردن عوامل نفوذی است.
انسجام، همکاری و اتحاد حامیان نظام که از بقای نظام منتفع میشوند با میهن دوستان که از سلامت، امنیت و توسعه ایران فایده میبرند همزمان با خنثی کردن حامیان ناکارآمدی نظام، بیشک بستر مدیریت و حلوفصل تمامی چالشهای امنیتی در عرصههای گوناگون روابط خارجه، اقتصاد، دفاع، فرهنگ، صنعت و… است.
در پایان، پیرو تبیین کلی و مختصر از منطق بودن، «امنیت تابع کارآمدی ساختار مدیریت کلان» است. بنابر این به منظور پرهیز از راهی که آخرین نخست وزیر قبل از انقلاب ۵۷ پیمود، جناب لاریجانی باید به دنبال کارآمد کردن و نه صرفا حفظ ساختار ناکارآمد باشد.