اقتصاد در پیچ بنزین
سارا اصغری – وضعیت کنونی اقتصاد ایران با تورم بالا، تحریمها، محاصره دریایی و آسیب به زیرساختها، یکی از حساسترین دورههای خود را تجربه میکند. در این میان افزایش قیمت بنزین بهتنهایی نمیتواند عاملی تعیینکننده برای نوسانات بازار خودرو محسوب شود چراکه متغیرهای متعددی مانند نرخ ارز، هزینه تولید و انتظارات تورمی در این بازار اثرگذارند. قیمت بنزین فاصله زیادی با ارزش واقعی خود دارد و افزایش پلکانی آن، برخلاف شوکهای ناگهانی، میتواند جلوی قاچاق ۳۰درصدی سوخت را بگیرد.
عبور از پیچ تاریخی اقتصاد ایران
امیرحسن کاکایی، استادیار دانشکده مهندسی خودروی دانشگاه علم و صنعت ایران، در گفتوگویی با روزنامه «جهانصنعت» وضعیت کنونی اقتصاد و صنعت خودروی کشور را یکی از پیچیدهترین و حساسترین ادوار طی چهار دهه اخیر ارزیابی کرد. بهگفته وی، کشور در شرایطی منحصربهفرد قرار دارد که همزمان با طوفانهایی چندگانه دستوپنجه نرم میکند. تورم افسارگسیخته، تحریمهای فلجکننده، محاصره دریایی و صدمات جدی وارده به زیرساختهای حیاتی، همگی دستبهدست هم دادهاند تا فضایی سرشار از عدم قطعیت برای سیاستگذاران و فعالان اقتصادی ایجاد کنند. در این میان، موضوع افزایش قیمت بنزین بهعنوان یکی از گزینههای همیشگی روی میز دولت، بار دیگر بر سر زبانها افتاده است اما کاکایی با نگاهی واقعبینانه تاکید دارد که این متغیر بهتنهایی نمیتواند محرک اصلی تغییرات در بازار خودرو باشد چراکه شبکه علتومعلولی حاکم بر این بازار، از پیچیدگی و چندلایگی بیشتری برخوردار است.
افزایش قیمت بنزین؛ زمزمهها و واقعیتها
کاکایی با اشاره به گمانهزنیهای اخیر درباره دوبرابر شدن قیمت بنزین از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان، این افزایش را از نظر عددی چندان قابلتوجه ندانست و بر این باور است که چنین افزایش قیمتی، بهتنهایی قادر به ایجاد تحولی بنیادین در رفتار مصرفکنندگان یا معادلات بازار خودرو نخواهد بود. به اعتقاد او، حتی اگر پس از این افزایش، شاهد رشد قیمت خودرو در بازار باشیم، نباید این همزمانی را به معنای رابطه علی مستقیم تلقی کرد؛ چه آنکه متغیرهای بیشماری از جمله نرخ ارز، هزینه مواد اولیه، وضعیت تامین قطعات و انتظارات تورمی، هریک به سهم خود میتوانند موتور محرکه قیمتها باشند. بنابراین نسبت دادن هر نوسانی در بازار خودرو صرفا به قیمت بنزین نهتنها سادهانگارانه است بلکه میتواند سیاستگذار را به خطای تحلیلی بکشاند.
شوک تورمی و فاصله عمیق قیمت بنزین با ارزش واقعی
این استاد دانشگاه با ارائه تحلیلی آسیبشناسانه از قیمتگذاری کنونی بنزین یادآور شد: نرخ فعلی این فرآورده استراتژیک، فاصلهای نجومی با بهای تمامشده و ارزش واقعی آن در اقتصاد بینالملل دارد. او با مثالی عینی این فاصله را تشریح میکند: سفری از تهران به مشهد با خودروی شخصی، حدود ۱۰۰ لیتر بنزین مصرف میشود که با قیمت یارانهای فعلی، هزینهای معادل یکمیلیون تومان برای مسافر دربردارد؛ رقمی که در مقایسه با بلیت اتوبوس، قطار یا هواپیما، نهتنها گران نیست بلکه بهشدت ارزانتر تمام میشود. این اختلاف قیمتی به گفته کاکایی، نشانهای آشکار از عقبماندگی قیمت بنزین از نرخ تورم است و این وضعیت، انگیزههای جدی برای مصرف بیرویه و حتی از خودرو برای ابزاری برای تفریح دامن میزند؛ پدیدهای که در هیچ کشوری با اقتصاد سالم دیده نمیشود و خودبهخود به هدررفت سرمایه ملی میانجامد.
قاچاق سوخت و ناکارآمدی روشهای سلبی
کاکایی در ادامه یکی از پیامدهای تلخ و مزمن قیمت پایین بنزین را تشدید پدیده قاچاق سوخت برشمرد و با صراحت اعلام کرد: در سالهای اخیر و در دولتهای مختلف، بهطور میانگین حدود ۳۰درصد از سوخت کشور از کانالهای قاچاق میشود. او در ادامه تاکید کرد: مهار این حجم عظیم قاچاق با روشهای سنتی و صرفا امنیتی مانند لشکرکشی، گشتزنی مرزی و برخوردهای نظامی ممکن نیست بلکه راهحل اساسی، بازنگری هوشمندانه در سیاست قیمتگذاری و حرکت تدریجی اما پلکانی بهسوی نزدیکشدن به قیمتهای منطقهای و واقعی است. به باور او، برنامهریزی دقیق و افزایش مرحلهای قیمت، علاوه بر کاهش صرفه اقتصادی قاچاق میتواند درآمدهای حاصله را نیز به بهبود زیرساختهای حملونقل عمومی معطوف کند و از این طریق مقاومت اجتماعی را کاهش دهد.
اثر افزایش قیمت بر رفتار خریداران خودرو
کاکایی تاکید کرد: رابطه مستقیم و معنادار بین قیمت بنزین و تغییر سلیقه خریداران خودرو در شرایط فعلی وجود ندارد. او با اشاره به تجربه اخیر آمریکا که قیمت سوخت در آن نزدیک به دو برابر شده و بر الگوی خرید خودروهای کوچکتر و کممصرفتر تاثیر گذاشته، خاطرنشان کرد: در ایران به دلیل فاصله بسیار زیاد قیمت بنزین از سطح بینالمللی و همچنین اختلاف آن با قیمت خودرو، افزایش پیشنهادی فعلی آنچنان شوک قیمتی ایجاد نمیکند بهگونهای که مصرفکنندگان را به یکباره بهسمت خودروهای برقی، هیبریدی یا گازسوز سوق دهد. به عبارت دیگر ضریب حساسیت تقاضای خودرو به قیمت بنزین در نقطه کنونی، چندان بالا نیست و مردم همچنان ترجیحات قبلی خود را براساس ظاهر، قدرت موتور یا برند خودرو دنبال خواهند کرد، مگر آنکه افزایش قیمت سوخت در بلندمدت و بهصورت چشمگیری ادامه یابد.این کارشناس صنعت خودرو، بخش قابلتوجهی از تحلیل خود را به ابعاد اجتماعی افزایش قیمت بنزین اختصاص داده و نسبت به تکرار شوکهای قیمتی ناگهانی هشدار میدهد. او با تاکید بر این نکته که هر تغییر قیمتی در حاملهای انرژی، فارغ از توجیه اقتصادی، میتواند به تحریک مطالبات و نارضایتیهای نهفته دامن بزند، یادآور شد: تجربه تلخ آبانماه ۱۳۹۸، یک زنگ خطر دائمی برای سیاستگذاران است. کاکایی ابراز امیدواری کرد: دولت باید با هوشمندی از تکرار آن رویداد جلوگیری کند چراکه در آن زمان، نه فقط خود افزایش قیمت بنزین بلکه سایر عوامل اقتصادی به این موضوع دامن زد و افزایش قیمت بنزین همچون جرقهای عمل کرد.
ضرورت بسته جبرانی و تقویت حملونقل عمومی
به باور کاکایی، هرگونه تصمیم برای افزایش قیمت بنزین، باید در چارچوب یک بسته جامع و شفاف تعریف شود که در آن، منابع حاصل از افزایش قیمت، پیش از هر اقدامی به توسعه شبکه حملونقل عمومی و ریلی اختصاص یابد. او یادآور شد: در قانون هدفمندی یارانهها، تکلیف مشخصی برای ساماندهی حملونقل شهری و برونشهری پیشبینی شده بود اما متاسفانه در عمل، این بخش از برنامه یا به فراموشی سپرده شده یا با کسری بودجه روبهرو بوده است. در شرایط کنونی که قطارهای فرسوده، اتوبوسهای قدیمی و تاکسیهای بیموتور، بخش بزرگی از جابهجایی روزانه شهروندان را بر عهده دارند، هر گونه افزایش قیمت بنزین بدون بهبود همزمان این گزینههای جایگزین، باعث میشود که فشار هزینه مضاعفی بر دوش اقشار کمدرآمد وارد شود و عدالت اجتماعی زیر سوال رود.
عقلانیت ایرانی و توصیه به دولت
این کارشناس خودرو در بخش دیگری از سخنان خود، با ستودن صبوری و درایت تاریخی مردم ایران بهویژه در دوران جنگ تحمیلی، بر این نکته تاکید کرد: اگر دولت بتواند با زبانی صریح و مستند، داستان واقعی قیمت سوخت، ابعاد قاچاق، فاصله قیمتها و نیز مصارف هدفمند درآمدهای حاصل از گرانی را برای مردم تبیین کند، میتوان بر همراهی افکار عمومی حساب کرد. کاکایی معتقد است: ایرانیان اهل گفتمان منطقی و پذیرش تصمیمات دشوار در شرایط بحرانی هستند بهشرط آنکه دولت نیز متقابلا به تعهدات خود عمل کند و این افزایش را بهصورت پلکانی، پیشبینیشده و همراه با شفافیت کامل به پیش ببرد نه اینکه یکباره و غافلگیرکننده، مانند شبیخونی اقتصادی، آن را بر جامعه تحمیل کند.
کلام آخر
در پایان این گفتوگو، کاکایی دوباره به فرضیه اصلی خود بازگشت و آن را با قاطعیت بیشتری تکرار کرد و افزود: افزایش قیمت بنزین در سناریوهای محتمل فعلی، به اندازهای نیست که بتواند افق انتخاب مردم را در خرید خودرو دگرگون کند. خودروهای برقی و گازسوز، هنوز به دلیل کمبود زیرساخت شارژ و جایگاه سوخت، قیمت بالا و عدم حمایت موثر دولت، در حاشیه بازار قرار دارند و افزایش جزئی قیمت بنزین، نمیتواند این شکاف زیرساختی را پر کند. بنابراین برنامهریزی برای تحول در صنعت خودرو، باید فراتر از بحث سوخت و مبتنی بر سیاستهای بلندمدت مانند نوسازی ناوگان، ارتقای استانداردهای آلایندگی، توسعه حملونقل عمومی و مدیریت هوشمند تقاضا باشد تا از این رهگذر بتوان گامی موثر در جهت کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و بهبود کیفیت زندگی شهری برداشت.
