اعتراضات میتواند زمینهساز اصلاحات اقتصادی شود
علی فریدونی- در حالی که درست یک هفته از آغاز اعتراضات معیشتی در بیش از دهها شهر بزرگ و کوچک کشور میگذرد، سرانجام دولت روز گذشته با رونمایی از یک طرح تازه معیشتی بهطور غیرمستقیم به این اعتراضات واکنش نشان داد و سعی کرد که این پیام را به معترضان مخابره کند که در تلاش است بهنحوی از شدت مشکلات و مصائب معیشتی بکاهد؛ طرحی که بهموجب آن قرار است دولت مبلغ کالابرگ را افزایش بدهد و به هر از یک شهروندان دهکهای یک تا هشت، ماهانه یکمیلیون کالابرگ بپردازد و تا چهار ماه نیز این کالابرگها را ارائه کند.
این در حالی است که همزمان اخباری درخصوص افزایش سقف یارانهها تا ۷۰۰هزار تومان نیز مخابره شده است؛ تحولاتی که البته تنها زمانی اثربخش خواهد بود که بتواند دستکم اندکی از فشار معیشتی که بر دوش میلیونها ایرانی سنگینی میکند، بکاهد. بهمنظور بررسی ابعاد این طرح و میزان اثرگذاری آن بر اعتراضات معیشتی یک هفته گذشته به سراغ هادی بهادری رفتیم و از این نماینده پیشین مجلس که هماکنون نیز بهعنوان دانشیار دانشگاه تهران فعالیت میکند در این رابطه پرسوجو کردیم.
حتما از جزئیات طرح معیشتی تازه دولت باخبر هستید. اولا به نظر شما آیا باتوجه به زمان رونمایی از این طرح که درست یک هفته پس از آغاز اعتراضات معیشتی انجام گرفته، میتوان این طرح را بهنحوی واکنش دولت به اعتراضات ارزیابی کرد؟ آیا این اقدام ارتباط مستقیمی با اعتراضات اخیر دارد یا خیر؟ نکته اینجاست که به باور برخی کارشناسان، اجرای طرحهایی از این دست در بازه زمانی کوتاه چندان اثربخش نخواهد بود.
اعتراضات اخیر در عین حال میتواند فرصتی برای یکسری اصلاح رویهها و رویکردهای اقتصادی دولت باشد. یکی از مهمترین این اصلاحات، بازنگری در نظام یارانهای کشور است؛ موضوعی که بیش از دو دهه محل بحث کارشناسان بوده است. اصل اساسی در این حوزه آن است که یارانهها باید بهصورت هدفمند به اقشار نیازمند واقعی اختصاص یابد و بتواند بخشی از مشکلات معیشتی دهکهای پایین را کاهش دهد.
بهنظر میرسد همزمانی اجرای این طرح با شرایط اجتماعی کنونی را نمیتوان صرفا یک تصادف دانست بلکه میتوان آن را فرصتی تلقی کرد که احتمالا مقاومتها نسبت به گذشته کاهش یافته است. این رویکردی بود که باید در دولت اجرا میشد و چندان تفاوتی میان دولت آقای پزشکیان و دیگران وجود ندارد بلکه باید زودتر پیگیری میشد. البته این موضوع که این اقدام پاسخی است به اعتراضات معیشتی را درست نمیدانم زیرا در این فرصت محدود و یکی، دو روزه نمیتوان چنین طرحی را ارائه کرد.
با این حساب آیا بهتر نبود دولت زودتر به ارائه این طرح اقدام میکرد؟
به نظر میرسد از یکسو حمایت مقام معظم رهبری از دولت و اینکه ایشان اعتراض را به نوعی حق مردم میدانند و موضوع اقتصادی بودن نیز مطرح است و از سوی دیگر برخی فرصتطلبها از این موقعیت سوءاستفاده کرده و میخواهند اعتراضاتی را که اتفاقا میتواند منشأ اصلاحات خوبی برای تغییر در برخی رویهها باشد، به بحثهای سیاسی-امنیتی مرتبط کنند و با برخی مسائل بال و پر بدهند و اعتراضات معیشتی مردم را به حاشیه بکشند، معتقدم دولت باید محکم جلوی آنها بایستد و اصلاحات مدنظر خود را اجرا کند.
هرچند اقتصاد ایران با چالشهای ساختاری متعددی روبهرو است از جمله چندنرخی بودن ارز، ناکارآمدی در توزیع یارانهها و مشکلات حوزه سوخت. اصلاح این موارد نیازمند تصمیمات شجاعانه، هوشمندانه و سنجیده است. قطع دست واسطهها و رانتجویان از منابع یارانهای و ارز ترجیحی اقدامی است که بیتردید مورد تایید دلسوزان معیشت مردم قرار میگیرد.
اعتراضات اجتماعی نیز میتواند بهعنوان فرصتی برای تسریع در این اصلاحات تلقی شود، مشروط بر آنکه با آگاهی عمومی و پرهیز از افتادن در دام پروژههای مخرب همراه باشد ضمن آنکه به هر حال نمیتوان این نکته را نادیده گرفت که دشمنان همواره به کشور ما طمع داشته و دوست دارند از هر فرصت و روزنهای که پیدا میکنند به کشور آسیب بزنند بنابراین مردم باید هوشمند باشند و وارد این تلهها نشوند. این کشور خشت به خشت بنا شده است بنابراین باید مراقب باشیم به شکلی ناگهانی آن را تخریب نکنیم.
نکته مهم دیگری که در تحلیل و ارزیابی این طرح دولت باید مدنظر قرار داد این است که اولا به باور بسیاری از کارشناسان، کشور با مشکلات اقتصادی اساسی مواجه است و چنین اقدامهایی نمیتواند رافع آن مشکلات باشد. اتفاقا همین که این بازاریان پایتخت بودند که اعتراضات را آغاز کردند، نشان میدهد علت نارضایتی معترضان صرفا نارساییهای معیشتی نیست بلکه بیثباتی اقتصادی و فضای نامناسب کسبوکار است که باعث شده دست به اعتراض بزنند. از این منظر طرح پرداخت یارانه و کالابرگ که به هر حال تورمزاست را چطور ارزیابی میکنید؟
در پاسخ به این انتقاد که اجرای این سیاستها دیرهنگام است یا صرفا به «پولپاشی» شباهت دارد، باید میان اصل سیاست و زمان اجرای آن تفکیک قائل شد. اگر اصل اقدام درست باشد، زمان اجرا نیز لزوما نادرست تلقی نمیشود. اگر فرض کنیم این اعتراضات رخ نداده بود باید این سوال را مطرح میکردیم که آیا این کار درست است یا خیر؟ اگر درست است و تنها زمان اجرای آن بهدرستی تعیین نشده و باید در زمان دیگری اجرا میشد، آنگاه باز میتوان بحث کرد که اولا چه زمانی باید اجرا میشد و ثانیا حال که این طرح، طرح خوبی است، چگونه میتواند از بار مشکلات بکاهد. معتقدم که کار درستی صورت گرفته است و نظر شخصی من در مورد زمان اجرای طرح نیز این است که در زمان درستی اجرا شده است. به این علت که اگر کسی مطالبه بجایی دارد باید به آن پاسخ داد. کمک مالی به خانوارهای کمدرآمد بهویژه در شرایطی که وضعیت معیشتی دشوار و در آستانه شب عید است، میتواند بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد، ضمن آنکه به هر حال اختصاص ۴میلیون تومان به یک خانوار چهار نفره در دهکهای پایین کمک قابلتوجهی محسوب میشود.
معتقدم که نمیتوانیم از اجرای یک سیاست اصلاحی معقول صرفا بهدلیل ملاحظات سیاسی در اجرای آن یا زمانی که به اجرا درآمده، خودداری کرد. آنچه اهمیت دارد، کارآمدی نظام توزیع یارانهها و تاثیر واقعی آن بر سبد هزینه خانوارهاست. اقتصاد کشور نیازمند تصمیمات اساسی و جسورانه است و اجرای این تصمیمات هرچند پرهزینه و دشوار و اجتنابناپذیر به نظر میرسد. اگر منتقدان راهحلهای بهتری در اختیار دارند باید آنها را بهصورت مشخص و عملیاتی ارائه دهند، نه آنکه صرفا به انتقاد از زمان و نحوه اجرا بسنده کنند. البته من هم به این موضوعات نقد دارم اما باتوجه به شرایط کنونی راهحل دیگری نمیبینم و فکر میکنم باید از اقدامی که انجام شده، حمایت کرد.
