از شوک خرداد۱۴۰۴ تا آتش اسفند
جهان صنعت- صنعت ایران در سال۱۴۰۴ در میانه دو جنگ متوالی تجربهای بیسابقه از شوکهای همافزا را پشت سر گذاشت؛ تجربهای که از تخریب زیرساختهای تولیدی فراتر رفت و به بحرانهای ساختاری عمیقتری دامن زد. در خردادماه جنگ ۱۲روزه با هدف قرار دادن غیرمستقیم چرخه تولید نخستین ضربه را بر پیکره صنعت وارد کرد. در آن مقطع شاخص مدیران خرید (شامخ) به ۹/۴۲سقوط کرد، تعداد فرصتهای شغلی ۸۱درصد کاهش یافت و بیش از ۱۲۰هزار زن شاغل در صنعت، کار خود را از دست دادند اما آنچه بهعنوان «شوک خرداد» از آن یاد شد، تنها پیشدرآمدی برای بحران عمیقتری بود که در ۹اسفندماه رقم خورد. آنچه اکنون صنعت ایران با آن مواجه است نه یک شوک مقطعی بلکه برهمکنش بحران انرژی، اختلال لجستیک و بیثباتی مالی است که در غیاب اصلاحات ساختاری، چشمانداز فعالیت صنعتی در کشور را با تردیدهای جدی مواجه کرده است.
آغاز جنگ ۱۲روزه
جنگ خرداد۱۴۰۴ نقطه عطفی در تاریخ امنیت ملی و اقتصادی ایران محسوب میشود. این درگیری ۱۲روزه اگرچه از نظر نظامی با اهداف مشخصی دنبال میشد اما پیامدهای عمیق و ماندگاری بر پیکره صنعت کشور بر جای گذاشت. تجربهای که نشان داد در جنگهای مدرن، کارخانهها و خطوط تولید به اندازه سامانههای موشکی، هدف راهبردی محسوب میشوند. این گزارش با تمرکز بر جنگ ۱۲روزه خرداد۱۴۰۴ و پیامدهای آن تا پایان سال به تحلیل چشمانداز صنعت ایران در مواجهه با بحرانهای امنیتی میپردازد.
بخش اول: شوک خرداد؛ صنعت در خط مقدم جنگ نامتقارن
جنگ خرداد۱۴۰۴ اگرچه عمدتا با حملات موشکی و پهپادی به اهداف نظامی همراه بود اما آثار غیرمستقیم آن بر صنعت کشور بسیار عمیقتر از خسارتهای مستقیم بود. براساس گزارشهای موجود، شاخص مدیران خرید (شامخ) در خردادماه به ۹/۴۲ کاهش یافت؛ سطحی بیسابقه که نشاندهنده تعطیلی یا فعالیت حداقلی بسیاری از واحدهای تولیدی بود.
در این دوره ۱۲روزه صنعت ایران با سه نوع شوک همزمان مواجه شد:
۱- شوک انرژی: با وجود آنکه ایران از ذخایر عظیم گاز برخوردار است اما ناترازی مزمن انرژی که از سالها قبل وجود داشت در شرایط جنگی به اوج خود رسید. قطعیهای مکرر برق و گاز واحدهای صنعتی را فلج کرد.
۲- شوک نیروی انسانی: آمارها نشان میدهد پس از جنگ ۱۲روزه تعداد فرصتهای شغلی با افت ۸۱درصدی مواجه شد. صنایع «گردشگری و هتلداری»، «تبلیغات» و «پیمانکاری خدماتی» بیشترین آسیب را دیدند. در صنعت قطعهسازی خودرو، نظرسنجی از ۶۰شرکت نشان داد بیش از ۸۰درصد آنها تعدیل نیرو کردهاند یا در آستانه آن قرار داشتند.
۳- شوک روانی و سرمایهگذاری: جنگها حتی اگر کوتاه باشند آثار روانی عمیقی بر فضای اقتصادی میگذارند. نگرانی از ناامنی و بیثباتی، اعتماد سرمایهگذاران را به آینده نامطمئن میکند. بسیاری از سرمایهگذاران داخلی و خارجی، منابع خود را به پروژههایی با امنیت بالاتر منتقل کردند یا از بازار خارج شدند.
بخش دوم: تشدید بحرانهای ساختاری در سایه جنگ
جنگ خرداد ۱۴۰۴ نه یک شوک ناگهانی بلکه تشدیدکننده بحرانهای مزمنی بود که سالها گریبانگیر صنعت ایران شده بود. مرتضی افقه، عضو هیات علمی دانشگاه اهواز معتقد است که بعد از حدود هشت سال تحریم و مصرف منابع جایگزین، ورود اقتصاد به فاز رکودی عمیق، چندان دور از انتظار نبود.
وابستگی به واردات نقطه آسیبپذیر صنعت
یکی از نکات کلیدی که در تحلیلهای پساجنگ برجسته شد، وابستگی شدید صنعت ایران به واردات کالاهای واسطهای و سرمایهای بود. این وابستگی که ناشی از سالها بیتوجهی به توسعه زنجیره تامین داخلی است، ظرفیت اقتصاد برای تابآوری در برابر تحریمها و بحرانهای امنیتی را بهشدت کاهش داده است. بحران نظام بانکی و تامین مالی شبکه بانکی ایران سالهاست که دچار مشکلات ساختاری مزمن است. در شرایط پساجنگ، نیاز به نقدینگی برای بازسازی و ادامه فعالیت، بیش از پیش احساس میشد اما نظام بانکی توان پاسخگویی به این نیاز را نداشت. تامین نقدینگی و سرمایه در گردش برای کسبوکارها، به مثابه خون در رگهای بدن انسان است و صنایع بدون تامین مالی توان ادامه حیات ندارند .
بیکاری زنان؛ بحران در دل بحران
آمارهای پاییز۱۴۰۴ تصویر تلخی از وضعیت اشتغال زنان در صنعت به نمایش گذاشت. براساس آمارهای منتشر شده، بیش از ۱۲۰هزار زن در بخش صنعت، شغل خود را از دست دادند. نرخ بیکاری زنان در این فصل به ۱۶درصد رسید که بالاترین میزان در شش سال گذشته بود. زنان شاغل در صنایع کوچک و کارگاههای شهری که بیش از سایر بخشها در معرض آسیب بودند، قربانی اصلی این بحران شدند.
چشمانداز آینده؛ عبور از بنبست یا سقوط آزاد؟
چشمانداز صنعت ایران در افق ۱۴۰۵ و پس از آن به شدت به سه عامل کلیدی وابسته است:
۱- بازسازی اعتماد: عمیقترین آسیب جنگ خرداد نه در ویرانی کارخانهها بلکه در تخریب اعتماد سرمایهگذاران بود. نرخ تشکیل سرمایه در ایران برای پنج سال متوالی منفی بوده است. بازگرداندن اعتماد، نیازمند ثبات سیاسی، سیاستگذاری شفاف و کاهش تنشهای خارجی است. تا زمانی که سرمایهگذاران از تکرار چرخه جنگ و بحران اطمینان داشته باشند، نمیتوان انتظار تحرک جدی در بخش صنعت داشت.
۲-حل معادله انرژی: ناترازی انرژی در سال۱۴۰۴ وخیمتر شده و حل کامل آن، دستکم هفت سال زمان نیاز دارد. در تیرماه۱۴۰۴کارشناسان پیشبینی میکردند که واحدهای فولادی تنها با ۱۰درصد ظرفیت برق فعالیت کنند! این وضعیت، صنعت را در آستانه تعطیلی قرار داده است.
۳- اصلاحات ساختاری: جنگ نشان داد که اقتصاد ایران بدون اصلاحات عمیق ساختاری، در برابر شوکهای بعدی بسیار آسیبپذیر خواهد بود. کاهش وابستگی به واردات، اصلاح نظام بانکی، بازنگری در سیاستهای انرژی و ایجاد زنجیره تامین مقاوم الزاماتی هستند که دیگر نمیتوان آنها را به تعویق انداخت.
هاشم اورعی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف تاکید میکند که عمده بار توسعه اقتصادی بر دوش صنایع است و باید تمام موانع پیشروی تولید و تجارت زدوده شود .
صنعت در سایه جنگ به کجا میرسد؟
در صورت تداوم جنگ صنعت ایران با سناریویی چندبُعدی از فروپاشی تدریجی مواجه خواهد شد که ابعاد آن را میتوان در سطوح مختلف تحلیل کرد. تجربه جنگ ۱۲روزه خرداد۱۴۰۴ و شوک اسفندماه فقط پیشدرآمدی بر بحران عمیقتری است که در صورت استمرار درگیریها، صنعت کشور را از حالت رکود به مرحله فلج کامل خواهد رساند.
گسست زنجیره تامین مواد اولیه و نهادههای تولید
وابستگی شدید صنعت ایران به واردات کالاهای واسطهای و سرمایهای در شرایط جنگ به نقطه آسیبپذیر تبدیل میشود. اقتصاددانان هشدار دادهاند که اگر سیاستهای مناسب اتخاذ نشود، زنجیره تامین صنعتی کشور با گسست جدی مواجه خواهد شد. در شرایط تداوم جنگ، اختلالات لجستیکی ناشی از حملات به شبکه حملونقل، بنادر و راهها، ورود مواد اولیه و خروج محصولات نهایی را با مشکل جدی مواجه میکند. استانهای صنعتی که در مناطق هدف قرار دارند، عملا از مدار تولید خارج میشوند.
رکود عمیق و کاهش تقاضا؛ توقف چرخهای تولید
یکی از مهمترین پیامدهای تداوم جنگ ورود اقتصاد به رکودی عمیقتر از وضعیت کنونی است. شاخص مدیران خرید (شامخ) در خرداد ۱۴۰۴ به ۹/۴۲ کاهش یافت – سطحی پایینتر از مرز هشدار – و شاخص میزان تولید عدد ۸/۳۴ را نشان داد که پایینترین مقدار ثبتشده از آغاز اجرای این شاخص بود. در صورت تداوم جنگ، این ارقام میتواند به سطوحی برسد که معنای آن تعطیلی کامل بسیاری از بنگاههاست. به بیان دیگر بسیاری از بنگاهها نه توان تامین مواد اولیه دارند، نه انرژی و نه چشماندازی برای ادامه کار.
حذف میلیونی فرصتهای شغلی
تلخترین پیامد تداوم جنگ برای صنعت، نابودی اشتغال است. پس از جنگ ۱۲روزه خرداد تعداد فرصتهای شغلی با افت ۸۱درصدی مواجه شد. در صورت تداوم جنگ، این روند شتاب بیشتری خواهد گرفت. در صنعت قطعهسازی خودرو، نظرسنجی از ۶۰شرکت نشان داد بیش از ۸۰درصد آنها تعدیل نیرو کردهاند یا در آستانه آن قرار دارند. کارشناسان احتمال از بین رفتن ۴۰۰هزار شغل را تا پایان تابستان برآورد کرده بودند؛ با تداوم جنگ، این رقم میتواند به بیش از یک میلیون شغل برسد.صنعت لوازم خانگی که پیش از این نیز با بحران مواجه بود، در آستانه تعدیل گسترده قرار دارد. یکی از مدیران یک شرکت تولیدکننده لوازم خانگی با بیش از ۱۰هزار نیرو گفته بود احتمال تعدیل بین ۳۰تا۴۵درصد از کارکنان وجود دارد.
بیکاری زنان نیز یکی از ابعاد تلخ این بحران خواهد بود. در پاییز ۱۴۰۴ نرخ بیکاری زنان به ۱۶درصد رسید که بالاترین میزان در شش سال گذشته بود. تداوم جنگ، زنان شاغل در صنایع کوچک و کارگاههای شهری را که بیش از سایر بخشها در معرض آسیب هستند، قربانی اصلی خواهد کرد.
