جهان‌ صنعت از دیدار مهم ترامپ با شی در پکن گزارش می‌دهد:

از تایوان تا تنگه هرمز

گروه بین الملل
کدخبر: 628031
برجسته‌ترین مساله پس از نشست میان دونالد ترامپ و شی‌جین‌پینگ در پکن از منظر برخی ناظران غربی این بود که جزیره تایوان با فروکش کردن نگرانی‌ها از احتمال کنار گذاشته شدن حمایت آمریکا، نفسی به آسودگی کشید. پیش از نشست میان روسای‌جمهور چین و آمریکا، تایوان در جایگاه ناظر مضطرب این تحولات قرار گرفته بود.
از تایوان تا تنگه هرمز

جهان‌ صنعت -برجسته‌ترین مساله پس از نشست میان دونالد ترامپ و شی‌جین‌پینگ در پکن از منظر برخی ناظران غربی این بود که جزیره تایوان با فروکش کردن نگرانی‌ها از احتمال کنار گذاشته شدن حمایت آمریکا، نفسی به آسودگی کشید. پیش از نشست میان روسای‌جمهور چین و آمریکا، تایوان در جایگاه ناظر مضطرب این تحولات قرار گرفته بود.

ناظران معتقد بودند تایپه بیم آن دارد که دونالد ترامپِ غیرقابل پیش‌بینی و معامله‌محور در جریان مذاکرات پنجشنبه و جمعه، حمایت سنتی واشنگتن از این دموکراسی جزیره‌ای را که پکن آن را استانی جدایی‌طلب می‌داند زیر و رو کند اما در حالی که رییس‌جمهور آمریکا پس از دیدار با همتای چینی خود، شی جین‌پینگ، از «نشستی عالی» سخن گفت، هنگامی که دو رهبر عصر پنجشنبه در برابر رسانه‌ها ظاهر شدند، ترامپ برخلاف معمول رویکردی محتاط و کم‌حرف در پیش گرفت و از پاسخ دادن به پرسش‌ها درباره تایوان طفره رفت. همچنین در بیانیه رسمی کاخ سفید که بعدا درباره این دیدار منتشر شد، هیچ اشاره‌ای به تایوان دیده نمی‌شد.

پیام قاطع شی به ترامپ

طبق گزارشی که در این خصوص روزنامه گاردین منتشر کرده، شاید ترامپ فضای جلسه را به‌خوبی درک کرده بود زیرا اندکی پیش از این دیدار، شی جین‌پینگ با لحنی قاطع اعلام کرده بود که استقلال تایوان و صلح در تنگه تایوان با یکدیگر ناسازگارند.

شی گفت: «گر این موضوع به‌درستی مدیریت شود، روابط دو کشور چین و آمریکا در مجموع باثبات باقی خواهد ماند اما اگر به‌درستی مدیریت نشود، دو کشور با یکدیگر برخورد کرده یا حتی وارد درگیری خواهند شد و کل روابط چین و آمریکا را به وضعیتی بسیار خطرناک سوق خواهند داد.

در همین رابطه وِن-تی سونگ، پژوهشگر غیرمقیم مرکز «چین جهانی» در شورای آتلانتیک معتقد است که لحن شی برای دیپلماسی در سطح سران به‌طرز شگفت‌آوری قاطع بود. به گفته او، هدف این پیام آن بود که به ترامپ یادآوری شود مساله تایوان همچنان قرمزترین خط قرمز پکن است. سونگ افزود: پیام شی این بود که اگر درباره تایوان درست عمل کنید، دوست خواهیم بود اما اگر اشتباه کنید، ممکن است خیلی زود به دشمن تبدیل شویم.

وزارت امور خارجه تایوان نیز به‌سرعت و با لحنی قاطع به سخنان شی واکنش نشان داد و اعلام کرد: جمهوری چین و جمهوری خلق چین تابع یکدیگر نیستند.

اما فراتر از این جدال لفظی معمول، به گفته ویلیام یانگ، تحلیلگر ارشد امور چین در گروه بحران، تایپه در خفا از نتیجه این نشست خشنود خواهد بود به‌ویژه از سکوت واشنگتن در قبال تایوان.

اگرچه قرار بود ترامپ و شی روز جمعه نیز دوباره دیدار کنند، یانگ معتقد است تمرکز این دیدار بیشتر بر توافق‌های تجاری و سرمایه‌گذاری خواهد بود و تایپه احتمالا تاکنون نفسی از سر آسودگی کشیده است.

یانگ گفت: مقام‌های تایپه ترجیح می‌دهند تا حد ممکن نامی از تایوان برده نشود. برای آنها بهتر است تایوان اصلا مطرح نشود تا اینکه به شکلی مطرح شود که نشانه فاصله گرفتن از سیاست دیرینه آمریکا باشد.

به گفته برخی منابع خبری، پیش از ورود ترامپ به پکن در شامگاه چهارشنبه، انتظار می‌رفت شی جین‌پینگ مساله فروش تسلیحات آمریکا به تایپه را مطرح کند. پکن تایوان را استانی جدایی‌طلب می‌داند، با وجود آنکه هرگز بر آن حکومت نکرده است و همچنان استفاده از زور برای الحاق آن را منتفی نمی‌داند. واشنگتن نیز بدون تایید رسمی ادعای چین، آن را به رسمیت می‌شناسد و سیاست ابهام راهبردی را دنبال می‌کند؛ سیاستی که براساس آن آمریکا می‌گوید ممکن است در صورت حمله به تایوان برای دفاع از این جزیره مداخله کند. ایالات متحده همچنین از طریق فروش تسلیحات، ابزار دفاعی لازم را در اختیار تایوان قرار می‌دهد. پیش از این دیدار، دفتر امور تایوان در چین بار دیگر مخالفت ثابت و صریح خود را با این فروش‌های تسلیحاتی اعلام و روابط نظامی واشنگتن با منطقه تایوانِ چین را محکوم کرده بود.

در ماه دسامبر دولت ترامپ با اعلام بسته تسلیحاتی ۱۱‌میلیارددلاری برای تایوان، خشم پکن را برانگیخت. همچنین گزارش شده که بسته‌ای دیگر به ارزش حدود ۱۴‌میلیارددلار، ماه‌هاست در انتظار تایید نهایی ترامپ قرار دارد در حالی که هفته گذشته گروهی دوحزبی از سناتورهای آمریکایی از او خواستند روند تصویب آن را پیش ببرد.

اکنون رییس‌جمهور آمریکا انگیزه بیشتری نیز برای این کار دارد چرا که پارلمان تایوان روز جمعه پس از ماه‌ها بن‌بست سیاسی، با تصویب بودجه دفاعی ۲۵‌میلیارددلاری(هرچند با کاهش قابل توجه) راه تامین مالی این خریدهای تسلیحاتی را هموار کرد.

علاوه بر این پیش از دیدار ترامپ و شی، برخی تحلیلگران گمانه‌زنی می‌کردند نیاز رییس‌جمهور آمریکا به حمایت پکن برای پایان دادن به جنگ پیچیده و فرسایشی‌اش علیه ایران ممکن است زمینه‌ساز نوعی «معامله بزرگ» شود؛ معامله‌ای که در آن واشنگتن در قبال تایوان امتیازاتی بدهد.

اما لحن بیانیه شی نشان می‌دهد که رهبر چین شاید نخواهد مساله تایوان در چنین چارچوبی قرار گیرد. این ارزیابی را الکساندر هوانگ، رییس اندیشکده تایوانی «شورای مطالعات راهبردی و شبیه‌سازی جنگ» مطرح کرده است.

هوانگ گفت: شی به‌طور علنی از ترامپ نخواست درباره تایوان اظهارنظر یا تعهد مشخصی بدهد. دلیلش این است که شی معتقد است مساله تایوان باید صرفا میان تایپه و پکن مدیریت شود بنابراین درخواست علنی از ترامپ برای اتخاذ موضع یا اقدام مشخص، این تصور را ایجاد می‌کرد که تایوان یک ابزار معامله و بده‌بستان سیاسی است.

ابهام راهبردی در قبال تایوان

در همین رابطه است که برخی تحلیلگران معتقدند دیدار اخیر دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ را می‌توان یکی از مهم‌ترین مقاطع در بازتعریف موازنه قدرت میان آمریکا، چین و تایوان دانست؛ دیداری که اهمیت آن نه در مواضع علنی بلکه در سکوت حساب‌شده طرفین درباره تایوان آشکار شد. از منظر راهبردی، این سکوت نشان‌دهنده نوعی مدیریت بحران کنترل‌شده میان واشنگتن و پکن است زیرا هردو قدرت به‌خوبی می‌دانند که مساله تایوان اکنون حساس‌ترین نقطه اصطکاک در رقابت ژئوپلیتیکی آنها محسوب می‌شود و هرگونه موضع‌گیری تند می‌تواند به تشدید تنش نظامی در شرق آسیا منجر شود.

برای چین، تایوان صرفا یک مساله سرزمینی نیست بلکه نماد وحدت ملی، مشروعیت حزب کمونیست و تکمیل پروژه احیای عظمت چین است. به همین دلیل شی جین‌پینگ تلاش کرد با ادبیاتی قاطع، خطوط قرمز پکن را به ترامپ یادآوری کند، بدون آنکه وارد فضای معامله آشکار بر سر تایوان شود. این رفتار نشان می‌دهد پکن نگران آن است که تبدیل شدن تایوان به موضوع چانه‌زنی میان قدرت‌های بزرگ، جایگاه راهبردی این پرونده را تضعیف کند.

در سوی مقابل، آمریکا همچنان سیاست ابهام راهبردی را حفظ کرده است؛ سیاستی که هدف آن جلوگیری همزمان از دو سناریو است. نخست حمله احتمالی چین به تایوان و دوم اعلام استقلال رسمی از سوی تایپه بنابراین سکوت ترامپ درباره تایوان را باید تلاشی برای جلوگیری از تحریک همزمان پکن و بازارهای جهانی دانست به‌ویژه در شرایطی که واشنگتن به همکاری اقتصادی چین و نیز مدیریت بحران‌های بین‌المللی دیگر نیاز دارد. از منظر اقتصادی، اهمیت تایوان بسیار فراتر از ابعاد جغرافیایی آن است. این جزیره قلب زنجیره جهانی نیمه‌هادی‌ها و تولید تراشه‌های پیشرفته محسوب می‌شود و هرگونه بی‌ثباتی در تنگه تایوان می‌تواند اقتصاد جهانی را با شوکی کم‌سابقه مواجه کند. صنایع فناوری آمریکا، اروپا و حتی خود چین وابستگی عمیقی به تولیدات تایوان دارند. از این‌رو تداوم وضعیت موجود به نفع همه بازیگران اصلی اقتصاد جهانی است.

همچنین تصویب بودجه دفاعی جدید تایوان و احتمال ادامه فروش تسلیحات آمریکایی نشان می‌دهد رقابت ژئوپلیتیکی در شرق آسیا وارد مرحله‌ای از بازدارندگی پرهزینه شده است. این روند نه‌تنها موجب افزایش هزینه‌های نظامی منطقه خواهد شد بلکه سرمایه‌گذاری خارجی، تجارت دریایی و امنیت زنجیره تامین جهانی را نیز تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

به گفته برخی کارشناسان خروجی نشست پنجشنبه آن بود که واشنگتن و پکن فعلا ترجیح داده‌اند رقابت بر سر تایوان را کنترل و مدیریت کنند، نه حل‌وفصل. این وضعیت اگرچه در کوتاه‌مدت از بروز بحران جلوگیری می‌کند اما در بلندمدت به معنای تداوم یک رقابت فرسایشی و پرهزینه در مهم‌ترین نقطه ژئواکونومیک آسیاست.

موضوع ایران در نشست پکن

همچنین تاکید روزنامه گاردین به نیاز احتمالی دونالد ترامپ به همکاری چین برای پایان دادن به جنگ علیه ایران، نشان‌دهنده پیوند خوردن پرونده ایران با رقابت کلان قدرت‌های جهانی است. در واقع تحولات خاورمیانه دیگر صرفا در چارچوب منطقه‌ای تعریف نمی‌شود بلکه به بخشی از معادله بزرگ‌تر میان آمریکا و چین تبدیل شده است. واشنگتن به‌خوبی می‌داند که پکن به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار انرژی جهان و یکی از شرکای اصلی اقتصادی ایران، ظرفیت تاثیرگذاری غیرمستقیم بر تهران را دارد.

از منظر راهبردی، آمریکا تلاش می‌کند مانع شکل‌گیری یک محور منسجم ضدغربی میان چین، روسیه و ایران شود. به همین دلیل کاخ سفید ناچار است در تعامل با پکن، ملاحظات مربوط به ایران، انرژی و امنیت خاورمیانه را هم در نظر بگیرد. در مقابل چین نیز تمایلی ندارد که مساله ایران به جنگی گسترده تبدیل شود زیرا بی‌ثباتی در خلیج فارس مستقیما امنیت انرژی و مسیرهای تجاری پکن را تهدید می‌کند.

از نظر اقتصادی هرگونه تشدید جنگ پیرامون ایران می‌تواند موجب جهش قیمت نفت، اختلال در تجارت دریایی و افزایش هزینه‌های زنجیره تامین جهانی شود. چین، اروپا و حتی اقتصاد آمریکا از این بی‌ثباتی آسیب خواهند دید. به همین دلیل پکن احتمالا از ابزار دیپلماتیک و اقتصادی خود برای مهار تنش استفاده خواهد کرد، بدون آنکه آشکارا در کنار واشنگتن قرار گیرد.

در واقع به گفته برخی ناظران غربی مساله جنگ علیه ایران اکنون تنها یک بحران منطقه‌ای نیست بلکه به متغیری مهم در موازنه ژئوپلیتیکی میان آمریکا و چین تبدیل شده و هرگونه جنگ گسترده می‌تواند تعادل اقتصادی و امنیتی نظام بین‌الملل را تحت‌تاثیر قرار دهد.

آخرین اخبار