ارمغان جنگ ترامپ
علیرضا مهدیه، تحلیلگر توسعه
دونالد ترامپ مدعی شده و همیشه هم بوده که صلح را به ارمغان آورده و میآورد و جنگهای بسیاری را در دنیا به پایان رسانده است؛ جنگهایی که قبل از وی هم کموبیش بودند و بعد از او نیز باقی مانده و اتفاقا ارتقا یافتهاند.
جنگهایی که شاید ترامپ باعث آنها نشده اما بر همه آنها دامن زده و میزند و سبب جنگهای جدیدتر و بزرگتر هم میشود. جنگهایی که از اوکراین به غزه و حالا به ایران رسیده و نزدیک است که چالشها و تهدیدهای بزرگتری برای جهانیان بسازند و جنگهایی که غیر سرباز و ضد سربازی چون دونالد ترامپ پدید آورده و میکوشد با تبحر و توقعات قمارگونه بهنتیجه برساند زیرا او مردی است که عمدتا چیزی از سربازی و سرباز بودن نمیداند و در کل عمرش از خدمت کردن سرباز زده است.
از فرار و نرفتن به جنگ ویتنام و آن هم با معافیت جعلی پزشکی تا افزایش جنگهایی که در ذهنش به همه آنها پایان داده و سایر جنگهای غیرنظامی که ساخته و هنوز هم میسازد؛ جنگهایی که از تعرفه تا نفت کشیده شده و تواناییهای ژئوپلیتیک را با توان بمبافکنهای استراتژیک روبهرو کرده است.
فردی که ظاهرا استاد معامله و با روش مغالطه است و منافعی تولید میکند که امکان این را دارد که حتی به جیب منافع ملی آمریکا هم نرود؛ منافعی که طی همین فعالیتهای قمارگونه ساخته شده و با ژستها و سوگیریهای رسانهای مدیریت میشوند. قمارباز یعنی کسی که ریسک و هزینه و فایده قمار را پذیرفته و فایدههایی در ذهن دارد که به تمامی ریسکها میارزد و تنها زمانی پس میزند که حس کند روی برد نیست و چیزهای بیشتری برای باختن دارد و به آنها نیاز خواهد داشت و نداشتن چیزی برای از دست دادن و در حقیقت باختن یعنی ریسکها و خطرات بیشتر که حتی میتواند قوانین بازی را به هم بریزد و باختهای بزرگ جهانی بسازد. اینکه در دنیای قمار، بلوف حرفهای زیادی برای گفتن دارد و در صورت نداشتن کارت مناسب، این بلوف است که بازی را اداره میکند اما زمانی که بلوفها زیاد شوند، کارتهای سوخته هم بیشتر میشوند و باید با معدود کارتهای باقیمانده بازی را به آخر رساند و حداقل کمتر و بهتر باخت.
در مورد ترامپ این تجمیع قدرت و قمار است که باعث گرایش به تسریع در دسترسی به همه منفعتهای موجود میشود و حاصلی جز اوج گرفتن توهمات نخواهد داشت. پیرو همین تعلقات است که شاید بشود گفت که این شخص دونالد ترامپ بوده که به ایران حمله کرده و خارج از چارچوبهای کلان ایالاتمتحده به این نتیجه رسیده است.
در اینکه ایران فعلی با هر زمان فرق دارد بحث داریم اما باید در ذهن و فکر داشت که آمریکای ترامپ هم با همه آمریکاهای گذشته متفاوت است و ترامپ دوم هم با ترامپ اول تفاوتهای بسیاری دارد اما دونالد دوم هم سرباز و جنگ فهم نیست و جایگاه حزبی وی ابدا همتراز با برند شخصی او نبوده و منافع گروههای مدافع ترامپ هم با ماهیت اصلی جمهوریخواهان فاصله دارد و به همین دلیل است که بهجای تجمیع نظر سربازان و اندیشمندان آمریکایی و غربی، پیرمرد نئوامپریالیستی این تصمیم کور را گرفت که در خاک کشور خودش هم به دنبال برداشتن تاج پادشاهی و خودرایی او هستند.
حالا جهانیان بسیاری وجود دارند که واقعیت ارمغان به ظاهر صلح ترامپ را دیدهاند و باختهایی که از روی میز دونالد تا همه میزهای بههمریخته دنیا کشیده شدهاند و میدانهایی را دیدند که وی را به تئوریهای سختتر مغالطه و نه معامله و معاهده کشانده اما شوربختانه ترامپ هنوز هم در حرکت است تا ارمغان جنگ را به مردمان جهان و آمریکا هدیه کند!

