آسمان کابل زیر آتش اسلام آباد
جهان صنعت – شاید بهترین توصیف برای وضعیت این روزهای خاورمیانه منطقه سورپرایزهاست. دقیقا در زمانی که چشم جهانیان به لشکرکشی ایالاتمتحده و احتمال جنگ ایران و آمریکا دوخته شده بود همسایگان شرقی منطقه را سورپرایز کردند! در پی ماهها تنش و درگیری میان کابل و اسلامآباد پایتخت افغانستان برای دومین بار شاهد حمله هوایی بود. تا اینجای کار ویدیوها و تصاویر بسیار محدودی از کابل به بیرون درز کرده است اما با نگاهی به همان تصاویر محدود نیز میتوان به شدت حمله صورتگرفته پی برد.
واکنشها، روایت و موضع گیریها
حملات جنگندههای نیروی هوایی پاکستان به کابل و ولایتهای قندهار و پکتیا در بامداد روز گذشته که در قالب عملیاتی با عنوان «غضب للحق» اعلامشده نشاندهنده عبور تنشهای مرزی از سطح درگیریهای پراکنده به مرحلهای از تقابل مستقیم و آشکار است.
خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد: «صبر ما تمام شده و اکنون میان ما و شما جنگی نامحدود برقرار است.» در همین حال محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان حملات انجامشده به افغانستان را «پاسخی مناسب» توصیف کرد. وی گفت: «نیروهای پاکستانی به تجاوز آشکار طالبان افغانستان پاسخ مناسب دادند.» ذبیحالله مجاهد، سخنگوی دولت طالبان نیز اعلام کرد: پس از حملات هوایی به کابل، قندهار و چند ولایت دیگر عملیات گسترده تلافیجویانه علیه مواضع نظامیان پاکستانی ازجمله در محورهای قندهار و هلمند انجام شده است.
تغییری معنادار در پیام عملیات
این نخستینبار نیست که اسلامآباد دست به حملات هوایی در خاک افغانستان میزند اما گستره جغرافیایی اهداف از پایتخت تا جنوب و شرق کشور بیانگر تغییری معنادار در سطح و پیام عملیات است. پاکستان این حملات را واکنشی به یورش نیروهای طالبان به پستهای مرزی خود عنوان کرده؛ یورشی که بنا بر ادعای کابل به تصرف ۱۷پست و کشتهشدن ۴۰سرباز پاکستانی انجامیده اما اسلامآباد آن را رد کرده و تلفات خود را دوکشته و سهزخمی اعلام کرده است. این اختلاف شدید آماری بخشی از جنگ روایتها بوده که همزمان با تقابل میدانی در جریان است.
ادعای وزارت اطلاعات پاکستان مبنی بر کشته شدن بیش از ۱۳۳نیروی طالبان و زخمی شدن بیش از ۲۰۰تن در حالی مطرح میشود که طالبان هرگونه تلفات را انکار کردند. در غیاب دسترسی مستقل رسانهای و محدودیتهای میدانی ارزیابی صحت این ارقام دشوار است اما تجربه درگیریهای مشابه نشان میدهد که در چنین شرایطی آمارها اغلب کارکرد بازدارندگی و تبلیغاتی نیز پیدا میکنند. اهمیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که بدانیم تنها چند روز پیش در ۲۲فوریه پاکستان اعلام کرده بود هفتاردوگاه شبهنظامیان را در ننگرهار و پکتیکا هدف قرار داده و ۷۰عضو گروههای مسلح از جمله تحریک طالبان پاکستان و داعش خراسان را کشته است؛ ادعایی که با روایت کابل از کشته شدن دستکم ۱۸غیرنظامی شامل زنان و کودکان در تضاد قرار گرفت.
گزارش سازمانمللمتحد مبنی بر کشتهشدن حداقل ۱۳غیرنظامی و زخمیشدن هفتتن و توصیف این حملات بهعنوان نقض حقوق بشر بُعد حقوقی و بینالمللی بحران را برجسته میکند. اگر این ارزیابیها تثبیت شود اسلامآباد با فشارهای دیپلماتیک تازهای روبهرو خواهد شد بهویژه در شرایطی که مشروعیت بینالمللی حکومت طالبان نیز همچنان محل مناقشه است و کانالهای رسمی پاسخگویی محدودند. در چنین فضایی هر حمله هوایی میتواند به چرخهای از اقدام و واکنش منجر شود که مهار آن دشوارتر از آغازش است.
نگاهی به پیشینه تحولات
این تحولات پس از آن رخ داد که افغانستان روز جمعه حملات خود علیه نیروهای پاکستانی در امتداد مرز مشترک را از سر گرفت. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی دولت طالبان اعلام کرد: پس از حملات هوایی به کابل، قندهار و چند ولایت دیگر عملیات گسترده تلافیجویانه علیه مواضع نظامیان پاکستانی ازجمله در محورهای قندهار و هلمند انجام شده است. نکته قابل توجه درباره این رویداد این است که درعین غیرمنتظرهبودن بههیچعنوان غیرمنتظره نبود! در سالهای اخیر تنش میان پاکستان و دولت طالبان در افغانستان به یکی از پیچیدهترین و مخاطرهآمیزترین مسائل امنیتی در جنوب آسیا تبدیل شده است. اسلامآباد بارها کابل را متهم کرده که به گروههای شبهنظامی مخالف دولت پاکستان بهویژه تحریک طالبان پاکستان یا به اختصار تیتیپی اجازه داده از خاک افغانستان بهعنوان پناهگاه امن استفاده کرده و از آنجا علیه اهداف پاکستانی حملات فرامرزی طراحی و اجرا کنند. مقامات پاکستان این موضوع را نهفقط یک نگرانی امنیتی بلکه چالشی مستقیم علیه حاکمیت و تمامیت ارضی خود میدانند و آن را دلیل اصلی تشدید ناامنی در ایالتهای مرزی میخوانند؛ مناطقی که طی سال۲۰۲۵ بیش از ۶۰۰حمله شبهنظامیان گزارش شده و ماه مارس آن سال به «مرگبارترین دوره در یک دهه» برای این کشور بدل شد.
تکذیبهای مداوم از سمت طالبان
در مقابل طالبان در کابل بارها چنین اتهاماتی را رد کرده یا دستکم از ارائه شواهد قابلقبول خودداری کردند و بهویژه نسبت به ادعاهای پاکستان مبنیبر حمایت از TTP هشدار دادند که ادعاها باعث تشدید فضایی خصمانه شده است. این اختلافات دیپلماتیک به احضار مکرر سفرای دو کشور و قطع موقت یا تهدید به قطع روابط منجر شده اما در سطح عملی نیز به حملات هوایی و درگیریهای مرزی تبدیل شده است. پاکستان در اواخر سالهای۲۰۲۴و۲۰۲۵ چندین حمله هوایی برنامهریزیشده علیه پناهگاههای شبهنظامیان در ولایات پکتیکا، خوست، ننگرهار و کنر انجام داد و مدعی شد که اقدامش علیه اهداف نظامی مشروع بوده است. درمقابل طالبان از کشتهشدن غیرنظامیان در این حملات خبر داد و حکمی یکجانبه از سوی اسلامآباد علیه حاکمیت افغانستان خواند.
در این فضایی که اتهامات متقابل حملات فرامرزی و پاسخهای شدید نظامی به یکدیگر گره خوردند پیامد اصلی بالاتر رفتن سطح بیاعتمادی و تشدید ناامنی در مرزهای مشترک است. شمار بالای حملات امنیتی، تلفات غیرنظامیان و آوارگی جمعی مردم در مناطق مرزی و تحرکات دیپلماتیک کشورهای ثالث برای میانجیگری همه گواه این است که بحران نه فقط امنیت ملی دو کشور را تحتتاثیر قرار داده بلکه تعادل منطقهای را نیز به چالش کشیده است.
قطعی اینترنت و اخبار ضدونقیض در آمار کشتهشدگان
باوجود اینکه تا زمان نگارش این گزارش خبر رسمی مبنی بر قطع اینترنت افغانستان منتشر نشده منابع غیررسمی خبر از قطع سراسری اینترنت دستکم در کابل میدهند. دلیل اصلی که نمیتوان به اخبار آخرین تحولات و از آن مهمتر تعداد کشتهشدگان چندان استناد کرد نیز همین موضوع است.
شاید مهمترین خبر غیررسمی که از زمان حمله نقل محافل شده خبر کشتهشدن مولوی هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان در بمباران روز جمعه کابل باشد. این شایعات زمانی آغاز شد که حساب کاربری «افغان تایمز» در شبکه اجتماعی «ایکس» مدعی شد که براساس گزارشها هبتالله آخوندزاده به همراه فرماندهان ارشد طالبان در حملات هوایی پاکستان به مقر این گروه در کابل کشته شدند.
مولوی هبتالله در دوره حکومتداری طالبان و قبل از رسیدن به معاونت و رهبری این گروه قاضیالقضات بود و صدور بسیاری از فتواهای طالبان توسط او انجام میگرفت.
باوجود اینکه منابع رسمی طالبان تا به این لحظه از تایید خبر کشتهشدن آخوندزاده سرباز زدند تاکنون ارتباطی با وی برقرار نشده و تا لحظه نگارش این گزارش تمام اخبار کماکان ضد و نقیض و تایید نشده باقی ماندند.
سایه تحولات بر معادلات امنیتی آسیای جنوبی
در سطح راهبردی ریشه تنش را باید در مساله پناهگاههای فرامرزی و حضور عناصر ضدپاکستانی در خاک افغانستان جستوجو کرد؛ موضوعی که پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ تشدید شده است. افزایش حملات شبهنظامیان در ایالتهای مرزی پاکستان بهویژه خیبرپختونخوا و بلوچستان فشار داخلی بر ارتش و دولت این کشور را برای اقدام قاطعتر افزایش داده است. درمقابل طالبان حملات هوایی را نقض حاکمیت ملی خود میدانند و برای حفظ انسجام داخلی ناگزیر به پاسخگویی سخت هستند. تلاقی این دو ضرورت امنیتی خطر لغزش به سوی یک درگیری پایدار و کمدامنه اما فرسایشی را افزایش داده؛ درگیریای که نهتنها امنیت مرز مشترک را بیثبات میکند بلکه میتواند کل معادلات امنیتی آسیای جنوبی را تحتتاثیر قرار دهد.
