آرزوهای ما و واقعیتهای چین
یکم- رویافروشی به فعالان اقتصادی و علاقهمندان به مسائل توسعه و اقتصاد سیاسی بیش از یک دهه است که عمر دارد. رویافروشی به این دلیل ممکن شده که در بازار هم تقاضا وجود دارد. بیشترین تقاضا برای خرید رویاهای چینی از سوی واردکنندگان پیدا و پنهانی است که بهویژه از سال۱۳۹۷ با دادن ریال به بانک مرکزی توانستهاند دلارهایی که در زندان چینیها بود را به تصرف درآورده و همه نوع کالا از اسباببازی تا اتومبیل و تجهیزات مهم را وارد کشور کرده و سود هنگفتی بهجیب بزنند.
دوم- چه شده است بر کرسی خشم نشسته و یکسره به داستان ایرانیها و چینیها گیر دادهای؟ مگر چین چه بدی کرده است که توسعه مناسبات با چین را نکوهش میکنی؟ مگر جز این است که در این سالهای سخت چین تحریم آمریکا برای صادرات نفت ایران را شکست و با خرید نفت ایران کشور را از بیارزی کامل رها کرد؟
سوم- حالا چه شده است شما نیز به صف چینی دوستان پیدا و پنهان پیوسته و از رمز و رازهای پوشیده و پنهان رهبران حزب کمونیست چین غفلت میکنی؟ نمیدانم چه میگویی؟ کدام غفلت؟ آیا چین را شریک راهبردی ایران نمیدانی؟ واقعیت تلخ این است که رهبران چین از ایران بهعنوان محلی برای پیمانکاری استفاده کرده و به ایران سرمایه مناسب وارد نکردهاند. چینیها در مجادله ایران و امارات بر سر جزیرههای سهگانه در صف ایران نایستادند؟ چینیها باوجود درک کامل از نیازهای ایران حاضر نشده و نمیشوند در ایران سرمایهگذاری کنند. چرا چین در پاکستان سرمایهگذاری زیربنایی برای ساخت بندر گوادر را انجام داد اما به سوی بندر چابهار ایران نیامد؟
چهارم- اینها همه جواب دارد. بله میدانم جوابش این است که برخی سیاستمداران چینیها را فراری دادند. همان سیاستمدارانی که در ساختار سخت قدرت در جمهوری اسلامی جایی ندارند.
