آتش بازی گازی
هستی عبادی– در حالی که خبرها از حرکت دو نفتکش قطری به سمت تنگه هرمز خبر میداد و نگاه بازارهای جهانی را به این تحول مثبت کرده بود، حمله اسرائیل به مجتمعهای پتروشیمی مبین انرژی و دماوند انرژی در عسلویه، تصمیم برای عبور این کشتیها از این گذرگاه راهبردی را به تعویق انداخت و بار دیگر سایه نااطمینانی را بر بازار جهانی انرژی بازگرداند.
صبح نخستین روز معاملاتی بازارهای جهانی در شرایطی آغاز شد که اروپا و آمریکا بهدلیل تعطیلات عید پاک در وضعیت نیمهتعطیل قرار داشتند و بازارهای آسیایی با استقبال از خبر حرکت دو نفتکش قطری «رشیده» و «الضعاین» حامل LNG به مقصد چین، واکنشی مثبت نشان دادند. این خبر بهعنوان نخستین نشانه از احتمال بازگشایی محدود مسیر صادرات گاز از خلیج فارس پس از هفتهها اختلال در تجارت انرژی تعبیر شد. اما ساعاتی بعد حمله اسرائیل به زیرساختهای انرژی در عسلویه و توقف بخشی از خطوط تولید پتروشیمی، فضای روانی بازار را تغییر داد و گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه این دو کشتی پس از نزدیک شدن به دهانه تنگه هرمز مسیر خود را تغییر داده و عقبنشینی کردهاند.
این تحول نشان داد که بازار جهانی انرژی همچنان بهشدت نسبت به تحولات امنیتی در خلیج فارس حساس است و حتی سیگنالهای محدود بازگشایی مسیر صادرات نیز میتواند ظرف چند ساعت جای خود را به نگرانیهای تازه بدهد.
در عین حال نخستین نشانهها از پذیرش عملی حق ایران و عمان در مدیریت امنیت تنگه هرمز و دریافت عوارض عبور کشتیها از این مسیر راهبردی نیز در حال ظهور است. دادههای ردیابی کشتیها نشان میدهد که دو نفتکش حامل گاز طبیعی مایعشده از قطر به مقصد چین مجوز خروج دریافت کرده بودند؛ اقدامی که در صورت تحقق میتوانست نخستین صادرات LNG قطر به بازارهای خارج از منطقه از زمان آغاز جنگ تلقی شود.
در سیونهمین روز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و بسته شدن عملی تنگه هرمز برای بخش بزرگی از تجارت انرژی، حرکت این دو نفتکش حامل LNG نشانهای مهم برای بازار جهانی گاز محسوب میشد زیرا توقف صادرات قطر طی این مدت نهتنها حدود یکپنجم تجارت جهانی گاز مایع را مختل کرده بلکه قیمت گاز در آسیا و اروپا را نیز بهشدت افزایش داده است.
براساس گزارش بلومبرگ، از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران تاکنون هیچ نفتکش حامل LNG بارگیریشدهای موفق به عبور از تنگه هرمز نشده است. بسته شدن این آبراه حیاتی باعث تعلیق قراردادهای بلندمدت صادراتی شده و کشورهای جنوب و شرق آسیا را در معرض کمبود انرژی قرار داده است.
قطر بهعنوان بزرگترین صادرکننده LNG جهان، نزدیک به ۲۰درصد تجارت جهانی این سوخت را تامین میکند. توقف صادرات این کشور از مسیر تنگه هرمز عملا یکی از ستونهای اصلی بازار جهانی گاز را از مدار خارج کرده است؛ اتفاقی که به گفته تحلیلگران بازار انرژی از نظر اثرگذاری با قطع صادرات گاز روسیه به اروپا در سال ۲۰۲۲ قابل مقایسه است، با این تفاوت که این بار شوک عرضه ابعادی جهانی پیدا کرده است.
در همان روزهای نخست انسداد هرمز، بازار LNG واکنش فوری نشان داد. قیمت گاز در شرق آسیا طی کمتر از دو هفته نزدیک به دو برابر شد و شاخص گازی اروپا نیز جهشی کمسابقه را تجربه کرد. در نتیجه، بازار جهانی وارد مرحلهای شد که تحلیلگران آن را «مزایده انرژی» توصیف میکنند؛ وضعیتی که در آن کشورهای واردکننده برای جذب محمولههای محدود باقیمانده رقابت شدیدی را آغاز کردهاند.
زیانهای میلیارد دلار در یک ماه
برآوردهای اولیه نشان میدهد توقف صادرات LNG قطر طی حدود ۳۸روز گذشته، بین ۴ تا ۶ میلیارد دلار زیان مستقیم برای این کشور ایجاد کرده است. البته این رقم تنها شامل توقف فروش است و هزینههای بیمه، افزایش ریسک حملونقل، تاخیر در تحویل قراردادها و کاهش ظرفیت عملیاتی را در بر نمیگیرد.
با این حال افزایش قیمت جهانی گاز بخشی از این زیان را جبران کرده است. برخی تحلیلگران معتقدند اگر سطح قیمتها در همین محدوده باقی بماند، درآمد سالانه قطر لزوما کاهش شدیدی نخواهد داشت. همین موضوع میتواند یکی از دلایل تلاش دوحه برای ارسال نخستین محمولههای LNG به سمت بازار چین تلقی شود؛ اقدامی که در صورت عبور موفق از تنگه هرمز میتوانست نشانهای از پذیرش شرایط جدید امنیتی و اقتصادی در این مسیر باشد.
اهمیت حرکت نفتکشهای «رشیده» و «الضعاین» تنها به جنبه تجاری آن محدود نمیشود. براساس گزارش بلومبرگ و دادههای رهگیری کشتیها این دو نفتکش که در هفتههای گذشته در خلیج فارس متوقف مانده بودند، به سمت دهانه تنگه هرمز حرکت کرده بودند؛ حرکتی که میتوانست حامل پیامهای ژئوپلیتیکی مهمی برای بازار انرژی باشد.
تحلیلگران سه سناریوی اصلی را درباره این اقدام مطرح میکنند. نخست، احتمال آغاز بازگشایی محدود مسیر صادرات انرژی که در این صورت عبور این کشتیها نشانه کاهش ریسک امنیتی مسیر تلقی میشد. سناریوی دوم، آزمون واکنش ایران به عبور کشتیهای حامل LNG از این مسیر است؛ اقدامی که بیش از آنکه اقتصادی باشد، میتواند ابعاد سیاسی داشته باشد. سناریوی سوم نیز ارسال سیگنال روانی به بازار جهانی گاز است زیرا حتی احتمال عبور این کشتیها میتوانست باعث تعدیل قیمتها شود.
حمله اخیر به زیرساختهای انرژی در عسلویه نیز نشان داد که معادله امنیت انرژی در خلیج فارس همچنان شکننده است. توقف خطوط تولید در برخی مجتمعهای پتروشیمی این منطقه نهتنها بر صادرات محصولات پتروشیمی ایران اثر گذاشت بلکه پیام روشنی به بازار جهانی انرژی ارسال کرد: مسیر بازگشت تجارت انرژی از تنگه هرمز همچنان با عدم قطعیت جدی روبهرو است.
فرصت بالقوه یا چالش زمان جنگ؟
هدایتالله خادمی، کارشناس انرژی در گفتوگو با «جهانصنعت» درباره دریافت عوارض از کشتیها و نفتکشهای تنگه هرمز تاکید کرد: اینکه گفته میشود بتوانیم از تنگه هرمز درآمدی داشته باشیم، در نگاه ساده ایده بدی نیست و میتواند منبعی برای کسب درآمد باشد. اما به نظر من این موضوع را باید سالها پیش مطرح میکردیم تا شاید امکان اجرایی شدنش فراهم میشد. چون چنین مسالهای نیازمند یک سازوکار و مکانیسم بینالمللی است. به هر حال با یک آبراه روبهرو هستیم که بخش عمدهای از نفت و انرژی جهان از آن عبور میکند.
وی با اشاره به اینکه الان در شرایط جنگی هستیم گفت: به دلایل مختلف چه کنترل، چه بسته شدن یا هر عنوان دیگری شاید نتوانم درباره اثرات نظامی آن نظر دقیقی بدهم اما مشخص است که اثرات اقتصادی آن در حال حاضر وجود دارد. این اثرات خود را در پیامدهایی مثل آسیب دیدن زیرساختها نشان میدهد. بنابراین اینکه بخواهیم برای آینده درآمدی را متصور شویم و بگوییم بعدا به چنین عایدیای خواهیم رسید در حالیکه در حال حاضر زیرساختهایمان در حال از بین رفتن است، موضوعی است که نیاز به تامل و بررسی بیشتری دارد.
خادمی افزود: امیدواریم هرچه زودتر شرایطی پیش بیاید که این زیرساختها کمتر آسیب ببینند چراکه اینها در طول چند دهه ساخته شدهاند و بهسادگی قابل جایگزینی نیستند. به نظر من تحقق چنین ایدهای بیش از هر چیز به دوران صلح نیاز دارد، نه زمان جنگ.
این کارشناس انرژی ادامه داد: از سوی دیگر بعید میدانم هر چند اگر چنین اتفاقی بیفتد و این عوارض دریافت شود بتوان گفت که این امر بهتنهایی باعث شکلگیری یک نظم جهانی در حوزه انرژی خواهد شد. در نهایت، این یک مسیر آبی است که میتوان از عبور کشتیها نه فقط نفتکشها در آن درآمدی کسب کرد. اما اینکه بگوییم وارد حوزه تعیینکننده انرژی جهانی شدهایم، محل بحث است.
وی در پاسخ به اینکه آیا این اتفاق میتواند نظم نوینی در حوزه انرژی ایجاد کند، تاکید کرد: اصولا زمانی میتوان از نقش جدی در حوزه انرژی صحبت کرد که زیرساختهای لازم را داشته باشیم؛ یعنی تولید نفت و انرژیمان بالا باشد، امکان صادرات گسترده داشته باشیم، بتوانیم فرآوردههای باارزش تولید کنیم و از خامفروشی فاصله بگیریم. همچنین توسعه میادین مشترک اهمیت دارد تا اجازه ندهیم کشورهای همسایه سهم بیشتری برداشت کنند. اینها موضوعاتی جداگانهاند و هرچند میتوان ارتباطی میان آنها و بحث تنگه هرمز برقرار کرد، اما این ارتباط لزوما اساسی و تعیینکننده نیست.

