-
بازار ارز ایران در وضعیت کنونی را دیگر نمیتوان با ابزارهای کلاسیک و تفسیرهای خطی توضیح داد. مساله اصلی نه ضعف نظارت و نه حتی شوکهای بیرونی بلکه ساختار سیاست ارزی کشور است.
-
آیا اعتراضهای مردم ایران برای جمهوری اسلامی به خودی خود اهمیت دارد یا از آنجا که رسانههای خارجی آن را پوشش میدهند، برای مقامات و رهبران ایرانی با اهمیت و قابلتوجه ارزیابی شده و میشود؟
-
افزایش افسارگسیخته قیمت دلار و رسیدن آن به مرز ۱۴۴هزار تومان نهتنها اقتصاد خرد کشور را تحت فشار قرار داده بلکه صدای اعتراض مردم و کسبه را هم بهوضوح بلند کرده است.
-
سالهاست در ادبیات رسمی کشور از سیاستهای اقتصادی سخن گفته میشود. اما یک پرسش اساسی همچنان بیپاسخ مانده است: آیا امروز در ایران چیزی به نام «اقتصاد قابل سیاستگذاری» وجود دارد؟
-
سالهاست که تورم مزمن و فراگیر زندگی روزمره مردم را در تمامی ابعاد تحتفشار قرار داده است؛ از بازار مسکن و اجارهبها گرفته تا هزینههای خوراک، پوشاک، درمان و حتی سادهترین نیازهای معیشتی.
-
طنز تلخی است؛ ایران جمعیتش به حدود 90میلیون نفر میرسد. عراق جمعیتش به نصف کشورمان یعنی حدود 46میلیون نفر بالغ میشود اما بودجه ایران تقریبا یکچهارم عراق است.
-
تورم در ایران دیگر یک عدد خشک در گزارشهای رسمی نیست بلکه به واقعیتی روزمره تبدیل شده که زندگی میلیونها ایرانی را در تنگنای بیسابقهای قرار داده است.
-
امروز و در پشت درهای بسته نمایندگان دولت و مردم در صحن علنی مجلس شورای اسلامی موضوع نابسامانیهای اقتصادی و گرانیهای رخ داده در جامعه را مورد بررسی قرار دادند.
-
سقوط بیسابقه ارزش پول ملی و رسیدن نرخ دلار به محدوده ۱۳۰هزار تومان تنها یک عدد در تابلوی صرافیها نیست بلکه این نرخ را باید نشانهای عینی از تشدید بیثباتی اقتصاد کلان و فرسایش بنیانهای تولید در کشور برشمرد.
-
در اسفند ۱۴۰۳ هشدار داده شد که حتی بدون وقوع جنگ، صرفا با تداوم و تشدید تحریمها، دولت در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ با بحران جدی در پرداخت حقوق مواجه خواهد شد و ناچار به استقراض از بانک مرکزی میشود.








