استراتژی جدید پوتین برای خاورمیانه
محمدرضا ستاری – بسیاری از کارشناسان معتقدند پس از جنگ اوکراین و انزوای بینالمللی روسیه، این کشور به مرور نفوذ خود را در خاورمیانه از دست داده است. استدلال این کارشناسان معطوف به وقایع قفقاز و تحولات سوریه است. دو منطقهای که روسیه نفوذ گستردهای در آنها داشت اما در نهایت در خصوص قفقاز معادلات در جهت واگرایی از روسیه و در سوریه نیز با سقوط اسد روند تحولات به گونهای متفاوت برای مسکو رقم خورد.
با این حال هستند کارشناسانی که معتقدند روسیه در این شرایط راهبردی جدید اتخاذ کرده و همچنان نقشی مهم در منطقه ایفا میکند.
به عنوان مثال آنا بورشچفسکایا، پژوهشگر ارشدهارولد گرینسپون در موسسه واشنگتن است که به عنوان مشاور وزیر خارجه آمریکا در زمینه استراتژیهای دفاعی در منطقه دریای سیاه خدمت کرده و همچنین مت تاوارس، مقام سابق وزارت دفاع ایالات متحده بهتازگی در مقالهای مشترک در مجله نشنالاینترست معتقد است، روسیه بازی را در خاورمیانه رها نکرده و بسیاری از کشورهای این منطقه همچنان دلایلی برای گسترش روابط خود با مسکو دارند.
در بخشی از این مقاله آمده است: روسیه را در خاورمیانه از پیش بازنده ندانید. برداشت رایج این است که نفوذ روسیه در سراسر منطقه بهسرعت در حال افول است. برای نمونه، مایکل مکفال از دانشگاه استنفورد معتقد است، جایگاه روسیه در خاورمیانه فروپاشیده است اما روسیه همچنان بازیگری فعال در خاورمیانه باقی مانده و ایالاتمتحده باید برای خنثی کردن جاهطلبیهای مسکو در این منطقه اقدام کند.
البته بسیاری از شرکای منطقهای ولادیمیر پوتین در ماههای اخیر تضعیف شده یا از هم پاشیدهاند. شورشیان در دسامبر ۲۰۲۴ بشار اسد را سرنگون کردند. علاوه بر این، جنگی که پوتین بهدلخواه خود در اوکراین آغاز کرد همچنان منابع روسیه را تحلیل میبرد. با این حال این عقبنشینیها هنوز به معنای یک شکست ژئواستراتژیک یا تغییر آرایش منطقهای علیه روسیه نیست زیرا روسیه نهتنها حضور خود را در خاورمیانه حفظ کرده بلکه در آستانه بازگشتی دوباره است. بنابراین این دو کارشناس آمریکایی معتقدند، چنین بازگشتی میتواند به منافع ایالاتمتحده آسیب بزند، به خصوص اگر پوتین با توقف جنگ اوکراین موافقت کند.
در چنین شرایطی اگر غرب نتواند هزینه جنگ اوکراین را به مسکو تحمیل کند، روسیه ممکن است از جنگ بیرون بیاید در حالی که دستکم از سه جهت، جایگاهش در خاورمیانه از گذشته هم قویتر شده باشد.
۳جایگاه برای تقویت نفوذ
نخست آنکه روسیه همچنان در سراسر منطقه نفوذ دارد، بهویژه باتوجه به گسترش روابط مسکو با دشمنان آمریکا. برای مثال شراکت پوتین با ایران همچنان در حال تقویت است؛ دوم آنکه روسیه همچنان حضوری پررنگ در سوریه پس از اسد دارد. به طوری که مسکو پایگاههای نظامی خود را در این کشور حفظ کرده و بهعنوان شریک اقتصادی مهم ایفای نقش میکند و از نفوذ سیاسی قابلتوجهی برخوردار است.
احمد الشرع، رییسجمهور جدید سوریه در حالی که به دنبال تقویت روابط خود با غرب است، هیچ نشانهای از قطع رابطه با روسیه بروز نداده است. الشرع گفته است که در دسامبر ۲۰۲۴ با مسکو به توافقی دست یافته تا روسیه از درگیریها کنار بماند و اجازه دهد اسد کنار گذاشته شود اما حضور خود در سوریه را حفظ کند.
روسیه همچنین حضور خود را در لیبی حفظ کرده است؛ جایی که مسکو بخش عمدهای از داراییهای نظامی خود را از سوریه به آنجا منتقل کرد. همه این عوامل به روسیه امکان میدهد همچنان نیرویی موثر در مدیترانهِ راهبردی باقی بماند و قدرت خود را به جناح جنوبی ناتو، خاورمیانه و آفریقا تسری دهد.
سوم آنکه روسیه روابط اقتصادی و دیپلماتیک قدرتمندی با شرکای آمریکا در سراسر منطقه حفظ کرده است. هیچیک از دوستان آمریکا در خاورمیانه توافق مهمی با روسیه را لغو نکردهاند؛ همچنین هیچیک از شرکای منطقهای آمریکا بهطور قاطع در کنار غرب نایستادهاند تا روسیه را بهخاطر تهاجم پوتین به اوکراین در صحنه جهانی منزوی کنند. برای نمونه، شرکای منطقهای آمریکا اقدامی برای پیوستن به تحریمهای غرب علیه روسیه انجام ندادند.
در واقع شواهد نشان میدهد روابط اقتصادی روسیه با ترکیه و کشورهای حاشیه خلیجفارس پس از تهاجم روسیه به اوکراین در اوایل ۲۰۲۲ تقویت هم شده است. تجارت غیرنفتی روسیه با امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۴ به ۵/۱۱میلیارد دلار رسید که نسبت به سال قبل از آن ۵درصد افزایش نشان میدهد؛ آن هم در حالی که شرکتهای اماراتی همچنان در بخشهای حیاتی روسیه مانند انرژی و حملونقل سرمایهگذاری میکنند.
در آگوست ۲۰۲۵، شیخ محمد بنزاید، رییس امارات متحده عربی، برای تقویت روابط اقتصادی دو کشور به روسیه سفر کرد؛ سفری که پس از مشارکت او در اجلاس بریکس به میزبانی پوتین در کازان روسیه در اکتبر ۲۰۲۴ انجام شد. تازهترین نمونه نیز امضای یک توافق کمسابقه لغو روادید میان روسیه و عربستان سعودی در حاشیه یک مجمع سرمایهگذاری سعودی–روسی در ریاض در دسامبر گذشته است.
در نتیجه میتوان گفت، نفوذ روسیه در سراسر منطقه در آستانه احیاست، به خصوص اگر جنگ اوکراین متوقف شود. چنین وضعی زمان و منابع روسیه را آزاد میکند و به کرملین اجازه میدهد تمرکز خود را دوباره بر خاورمیانه بگذارد. برای قرنها، مسکو درپی کنترل مدیترانه شرقی بوده است؛ هدفی که بسیار فراتر از دوران پوتین ادامه خواهد یافت. حاکمان روسیه همواره مشتاق دسترسی به بنادر آبهای گرم این منطقه و موقعیت راهبردی آن برای اعمال قدرت در اروپا، از جمله جناح جنوبی کنونی ناتو بودهاند.
حفظ پایههای اقتصادی و صنعتی
علاوه بر این، پایه صنعتی دفاعی روسیه همچنان پابرجاست و اگر جنگ اوکراین پایان یابد یا متوقف شود، روسیه ناگهان قادر خواهد بود توانمندیهای بسیار بیشتری به کشورهای خاورمیانه بفروشد. برخی تحلیلگران کیفیت تجهیزات نظامی روسیه را به سخره میگیرند اما بسیاری از خریداران بالقوه با تقاضای انباشته برای تجهیزات روسی مواجهند. همچنین بسیاری از بازیگران خاورمیانه هرگز علاقه خود به تسلیحات روسی را از دست ندادهاند حتی اگر نگران تحریمهای غرب بوده باشند.
در این میان بسیاری در خاورمیانه ایالات متحده را به ریاکاری و استانداردهای دوگانه متهم میکنند و به این نکته توجه دارند که واشنگتن حمایت بسیار بیشتری از کییف کرده تا از شرکای عرب خود. این برداشتها (درست یا نادرست) منطقه را نسبت به روسیه پذیراتر میکند. البته روسیه همچنان نقشی محوری در بازار جهانی انرژی ایفا میکند.
همه این حوزههای وابستگی متقابل، فرصتهایی برای مسکو فراهم میآورد تا روایت خود را در سراسر منطقه ترویج کند؛ از جمله از طریق رسانههای تبلیغاتی مانند راشاتودی و اسپوتنیک عربی که هماکنون روزانه به میلیونها نفر دسترسی دارند.
در سال ۲۰۱۵، راشاتودی عربی در میان سه شبکه پربیننده در مصر، مراکش، عربستان سعودی، اردن، امارات متحده عربی و عراق قرار داشت. در سال ۲۰۲۴، گزارش شده است که راشاتودی عربی به ۹/۴۶میلیون بیننده دستیافته و شمار دنبالکنندگانش در فیسبوک پنج برابر الجزیره یا العربیه بوده است.
در چنین شرایطی برخی از تحلیلگران غربی مدعی هستند، درخواست از پوتین برای پیوستن به هیات صلح به رهبری آمریکا جهت نظارت بر بازسازی غزه، گامی در مسیر نادرست است. در عوض، سیاستگذاران آمریکایی باید هماکنون اقداماتی انجام دهند تا از احیای محتمل نفوذ روسیه در خاورمیانه و شمال آفریقا جلوگیری کنند زیرا جنگ روسیه در اوکراین پیوندهای عمیق میان صحنههای خاورمیانه و اروپا را برجسته کرده است.
در همین رابطه گویا آمریکاییها به دنبال مقابله با مسکو برای نفوذ در منطقه به ویژه مدیترانه هستند. از سوی دیگر واشنگتن به دنبال آن است که در سوریه، جای روسیه را بگیرد چرا که برخی از تحلیلگران آمریکایی معتقدند اگر ایالات متحده نتواند برای مهار روسیه در خاورمیانه اقدام کند، بعدا قادر به مهار آنها در اروپا نیز نخواهد بود.
