یادگار طلایی سینمای کلاسیک
جهان صنعت– رابرت دووال، بازیگر برنده اسکار که از فیلم کلاسیک «کشتن مرغ مقلد» گرفته تا فیلم پرفروش «رفتن در ۶۰ثانیه»، در طیف گستردهای از فیلمها ظاهر شده بود، از دنیا رفت. او بازیگری پرانرژی و زیرکی بود که همیشه با شور و اشتیاق و اعتقاد بازی میکرد. همسر وی، لوسیانا دووال در پیامی در فیسبوک نوشت: «باب در آرامش در خانه و در میان عشق و آرامش درگذشت. برای دنیا، او یک بازیگر برنده جایزه اسکار، یک کارگردان، یک قصهگو بود. برای من، او خیلی ساده همه چیز بود. باب برای هر یک از نقشهای متعددش همه چیز را به شخصیتهایش و به حقیقت روح انسانی که آنها نمایندگی میکردند، بخشید. با انجام این کار، او چیزی ماندگار و فراموش نشدنی برای همه ما به جای گذاشت.» دووال شاید بیشتر با نقش کیلگور با کلاه سوارهنظام در فیلم «اینک آخرالزمان» که در سال ۱۹۷۹ اکران شد، شناخته شود که دو دیالوگ از پرتکرارترین دیالوگهای تاریخ سینما را به همراه داشت – «چارلی موجسواری نکن!» و «من عاشق بوی ناپالم در صبح هستم» اما او همچنین بهعنوان تام هیگن، وکیل در «پدرخوانده» و «پدرخوانده قسمت دوم»، بو رادلی گوشهگیر در «کشتن مرغ مقلد» در آغاز دوران حرفهایاش و بسیاری از نقشهای مکمل در طول دهههای بعدی هم بهخوبی دیده شد. او هفت بار نامزد جایزه اسکار شد و یک بار آن را در سال ۱۹۸۴ برای فیلم «رحمتهای مهربان» در نقش یک خواننده موسیقی کانتری که سعی در غلبه بر اعتیاد به الکل دارد، دریافت کرد.
او سال ۱۹۳۱ در سندیگوی کالیفرنیا متولد شد و در رشته تئاتر تحصیل کرد و پس از طی دورانی کوتاه در ارتش، سال ۱۹۵۵ در مدرسه تئاتر نیبرهود و پلیهاوس در نیویورک (در کنار جیمز کان، جین هکمن و داستین هافمن) ثبت نام کرد و با هکمن و هافمن در یک آپارتمان زندگی میکرد. دووال پیوسته در تلویزیون و تئاتر کار کرد که ایفای نقش در نمایش «چشماندازی از پل» اثر آرتور میلر به کارگردانی اولو گروسبارد در سال ۱۹۶۵ که برنده جایزه شد و اولین نقش سینمایی وی در نقش بو رادلی مرموز در فیلم «کشتن مرغ مقلد» که در سال ۱۹۶۲ اکران شد، از جمله آنهاست. در نهایت آنچه شهرت او را تثبیت کرد، بازی در «مش» فیلم برنده نخل طلای ساخته رابرت آلتمن در نقش فرانک برنز خودبزرگبین بود. دووال که در فیلم جادهای فرانسیس فوردکاپولا با نام «مردم بارانی» (۱۹۶۹) ظاهر شده بود، ارتباط خود را با موج نوی هالیوود با نقش اصلی در اولین فیلم بلند جورج لوکاس در سال ۱۹۷۰ یعنی تمثیل علمی- تخیلی دیستوپیایی «THX 1138» تثبیت کرد. او در دو فیلم اول «پدرخوانده» هم بازی کرد اما به دلیل درخواست دستمزد برای بازی در فیلم سوم انتخاب نشد. او همچنین در نقش کیلگور در «اینک آخرالزمان» در نقشی که در ابتدا برای هکمن در نظر گرفته شده بود هم جلوی دوربین رفت. دووال همچنین به بازی در فیلمهای جریان اصلیتر، از جمله فیلم هیجانانگیز جنگ جهانی دوم «عقاب فرود آمده است» (۱۹۷۶)، طنز خبری- رسانهای «شبکه» (۱۹۷۶) و درام بیسبال «طبیعی» (۱۹۸۴) ادامه داد. او اولین کارگردانی خود را در سال ۱۹۸۳ با فیلم «آنجلو، عشق من»، یک درام نیمهبداهه درباره یک کودک خیابانی رومانیایی در نیویورک انجام داد. باوجود کسب جایزه اسکار برای فیلم «رحمتهای مهربان»، نقشهای اصلی به ندرت به او داده میشد اما او در طول دهههای ۸۰ و ۹۰ حضور پررنگی در نقشهای مکمل داشت و در طیف گستردهای از فیلمها ظاهر شد که فیلم هیجانانگیز گانگستری «رنگها» به کارگردانی دنیسهاپر، فیلم پرفروش «روزهای تندر» با بازی تام کروز (۱۹۹۰) و اقتباس از رمان مارگارت اتوود «سرگذشت ندیمه» (۱۹۹۰) از جمله آنهاست.
در سال ۱۹۹۲ او به تلویزیون بازگشت تا در سریال «برنده جایزه» به کارگردانی ایوان پاسر، نقش استالین را بازی کند. نقش اصلی دیگری در سال ۱۹۹۷، در دومین تلاش کارگردانیاش با عنوان «حواری» به او رسید که در آن نقش واعظی را بازی میکند که معشوق همسرش را میکشد و سومین نامزدی اسکار بهترین بازیگر مرد را برای این نقش دریافت کرد. دووال دو فیلم دیگر را کارگردانی کرد؛ «ترور تانگو» در سال ۲۰۰۲ و «اسبهای وحشی» در سال ۲۰۱۵. او همچنان در طیف گستردهای از فیلمها، از فیلمهای مهیج هالیوودی مانند «مرد زنجبیلی» و «رفته در ۶۰ ثانیه» گرفته تا درامهای چپگرایانه مانند «ما صاحب شب هستیم» و «جاده» ظاهر شد. علاقه دیرینه وی به فوتبال موجب شد تا در درام کمبودجه اسکاتلندی «شلیک به افتخار» در سال ۲۰۰۰ و کمدی «لگد زدن و جیغ زدن» (۲۰۰۵) با ویل فرل همراه شود. دووال در
دهه ۲۰۱۰ هم پیوسته به کار خود ادامه داد و سال ۲۰۱۵ برای فیلم «قاضی» نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد و عنوان مسنترین بازیگر مرد نامزد شده اسکار تا آن زمان را از آن خود کرد. دووال که یکی از مهمترین حامیان جمهوریخواهان هالیوود در طول چند دهه بود، سال ۲۰۱۴ از حمایت این حزب دست کشید. این بازیگر چهار بار ازدواج کرد: با باربارا بنجامین (۱۹۶۴ تا ۱۹۸۱)، با گیل یانگز (۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶)، با شارون بروفی (۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵) و با لوسیانا پدرازا در سال ۲۰۰۵ ازدواج کرد. او فرزندی نداشت.
واکنشها به درگذشت بازیگر «پدرخوانده»
پس از انتشار خبر درگذشت او، چهرههای سرشناس هالیوود به این بازیگر افسانهای ادای احترام کردند. رابرت دنیرو و آلپاچینو همبازیهایش در فیلم «پدرخوانده» در پیامهایی جداگانه یاد او را گرامی داشتند. دنیرو گفت: «خدا حفظت کند بابی. امیدوارم من هم تا ۹۵سالگی زندگی کنم. روحت در آرامش باشد.» آلپاچینو نیز اظهار کرد: «کار کردن با رابرت دووال افتخار بزرگی بود. او ذاتا بازیگر بود؛ ارتباطش با هنر بازیگری، درک عمیقش و استعداد شگفتانگیزش همیشه به یاد خواهد ماند. دلتنگش خواهم شد.» اسکات کوپر، کارگردانی که در آخرین فیلم دووال «چشم آبی روشن» با او همکاری داشت، گفت: «رابرت دووال مهمترین راهنمای هنری من بود. او تهیهکننده و بازیگر نخستین فیلم من «قلب دیوانه» بود و از آن زمان تقریبا هر فیلمنامهای را که نوشتم خواند و من را همراهی کرد. او سرسختترین حامی من بود؛ نه با نمایشهای بزرگ بلکه با صداقت، دقت و عشق به کارش. میراث او بهعنوان یکی از غولهای واقعی بازیگری تثبیت شده است. بدون او نه فیلمسازی که هستم میشدم و نه انسانی که هستم.» مری بدهام که در ۱۰سالگی در فیلم «کشتن مرغ مقلد» در کنار دووال بازی کرده بود، گفت: «او بازیگر بسیار خوبی بود و من همواره تحسینش میکردم.» وایولا دیوس هم که در فیلم «بیوهها» با دووال همبازی بود، نوشت: «این افتخار را داشتم که در فیلم «بیوهها» کنار تو کار کنم. همیشه در برابر تصویرهای قدرتمندت از مردانی که هم آرام و هم مسلط در انسانیتشان بودند، سر تعظیم داشتهام. تو یک غول بودی، یک اسطوره، «اینک آخرالزمان»، «پدرخوانده»، «کشتن مرغ مقلد»، «بخششهای محبتآمیز»، «حواری» و… بزرگی هرگز نمیمیرد و نامت بر زبانها خواهد ماند.»
والتون گاگینز، بازیگر آمریکایی؛ رابرت دووال را استاد خود توصیف کرد و از همکاری با او در فیلم «حواری» در سال ۱۹۹۷ زمانی که ۲۴ سال داشت، یاد کرد: «اینکه توانستم با این مرد کار کنم و او را بشناسم، همچنان مهمترین تجربه زندگی من است. او ستاره راهنمای من و قهرمانم بود. این را میدانست. به من اجازه داد و این امتیاز را بخشید که هنگام کار هرگز از کنارش دور نشوم… سالها پس از آن نیز دوستی عمیقی میان ما برقرار بود. او مجبور نبود چنین کند اما انجام داد و بر روی بسیاری دیگری نیز چنین اثری داشت… ممنون که زندگیام را تغییر دادی.»
آدام سندلر که در فیلم «زرنگ بازی» با او همبازی بود، از او بهعنوان «یکی از بزرگترین بازیگرانی که تاکنون داشتهایم» یاد کرد. مایکل کیتون هم که در فیلم «کاغذ» به کارگردانی رانهاوارد در کنار دووال بازی کرده بود نیز با انتشار پیامی او را «دوست» و «تجسم عظمت در بازیگری» توصیف کرد. جاش گاد نیز نوشت: «یک روز دیگر، یک فقدان بزرگ و جبرانناپذیر دیگر. دووال بیتردید یکی از بزرگترینها بود. از «پدرخوانده» تا «اینک آخرالزمان»، از «حواری» تا «کشتن مرغ مقلد.» او فقط در سینما حضور نداشت بلکه آن را در طول زمان تعریف کرد. روحت در آرامش.»
