راهبرد چین برای توزیع قدرت در معماری نوظهور نظام تسویه بین‌المللی واکاوی شد:

ژئوپلیتیک پوشش ریسک پولی

بهروز حاتمی امین
کدخبر: 642112
یوآن دیجیتال چین سال‌ها با معیار نادرستی مورد قضاوت قرار گرفته است. عمده توجه‌ها تاکنون بر این موضوع متمرکز بوده که آیا کاربران عادی حاضر خواهند شد اپلیکیشن‌های Alipay یا WeChat Pay را کنار گذاشته و از کیف پول دیجیتال تحت حمایت دولت استفاده کنند یا خیر؟ اما تحول مهم‌تر اکنون در لایه‌ای عمیق‌تر از نظام مالی چین در حال وقوع است جایی که پول دیجیتال با ترازنامه بانک‌ها و سازوکارهای تسویه فرامرزی پیوند می‌خورد.
ژئوپلیتیک پوشش ریسک پولی

بهروز حاتمی امین – یوآن دیجیتال چین سال‌ها با معیار نادرستی مورد قضاوت قرار گرفته است. عمده توجه‌ها تاکنون بر این موضوع متمرکز بوده که آیا کاربران عادی حاضر خواهند شد اپلیکیشن‌های Alipay یا WeChat Pay را کنار گذاشته و از کیف پول دیجیتال تحت حمایت دولت استفاده کنند یا خیر؟ اما تحول مهم‌تر اکنون در لایه‌ای عمیق‌تر از نظام مالی چین در حال وقوع است جایی که پول دیجیتال با ترازنامه بانک‌ها و سازوکارهای تسویه فرامرزی پیوند می‌خورد.

از اول ژانویه۲۰۲۶، چین چارچوب مدیریتی جدیدی را به‌اجرا گذاشت که یوآن دیجیتال (e-CNY) را به‌سمت تبدیل شدن به‌پول سپرده دیجیتال سوق می‌دهد. براساس این چارچوب، بانک‌های تجاری موظف هستند مطابق نرخ‌های متعارف سپرده به‌موجودی کیف پول‌های یوآن دیجیتال سود پرداخت کنند، این موجودی‌ها را در مدیریت دارایی‌ها و بدهی‌های خود لحاظ کنند و آنها را تحت پوشش نظام بیمه سپرده قرار دهند. همچنین عملیات مربوط به‌یوآن دیجیتال در محاسبات مربوط به‌الزامات ذخیره قانونی بانک‌ها نیز منظور خواهد شد. این تغییرات از یک‌سو انگیزه اقتصادی مشخصی برای نگهداری یوآن دیجیتال در اختیار کاربران قرار می‌دهد و از سوی دیگر نقش نهادی روشن‌تری برای بانک‌ها در توزیع و گسترش این ارز تعریف می‌کند.

طبق گزارشی که در این خصوص مدرن دیپلماسی منتشر کرده، قابلیت پرداخت سود، ماهیت این آزمایش را دگرگون کرده است. پیش از این، کیف پول یوآن دیجیتال در بازاری که از قبل تحت سلطه ابرپلتفرم‌های خصوصی پرداخت قرار داشت، مزیت رقابتی قابل‌توجهی ارائه نمی‌کرد اما تبدیل آن به‌ابزاری مشابه سپرده بانکی، جایگاهی برای یوآن دیجیتال در درون نظام بانکی ایجاد می‌کند؛ جایگاهی که آن را به‌سپرده‌های توکنیزه‌شده و سازوکارهای تسویه مبتنی بر بانک نزدیک‌تر می‌‌کند. از این منظر ضعف نسبی یوآن دیجیتال در بازار پرداخت‌های خرد ممکن است در نهایت به‌شکل‌گیری نوعی ارز دیجیتال منجر شود که از نظر راهبردی ارزشمندتر باشد.

مرحله بعدی توسعه ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی (CBDC)اکنون به‌سمت زیرساخت‌های مالی در حال حرکت است.

پروژه تحول‌برانگیز

در همین رابطه پروژه mBridge این تحول را به‌خوبی نمایان می‌کند. این پلتفرم چندجانبه ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی با همکاری مقامات پولی چین، هنگ‌کنگ، تایلند و امارات‌متحده عربی توسعه‌یافته و عربستان سعودی نیز در سال۲۰۲۴ به‌عنوان عضو کامل به‌آن پیوست. این پروژه در همان سال به‌مرحله حداقل محصول قابل ارائه رسید و با هدف پشتیبانی از پرداخت‌ها و تسویه‌های آنی فرامرزی از طریق یک بستر مشترک مبتنی بر فناوری دفترکل توزیع‌شده طراحی شد.

یوان دیجیتالی که ویژگی‌های مشابه سپرده بانکی داشته باشد، بسیار طبیعی‌تر از یک ابزار پرداخت خرد شبیه‌پول نقد با چنین محیطی سازگار است. پرداخت‌های شرکتی، تسویه معاملات تجاری و انتقالات بین‌بانکی مستلزم مشارکت بانک‌ها، مدیریت نقدینگی و وجود قطعیت حقوقی هستند. پروژه mBridge کانالی را در اختیار چین قرار می‌دهد که از طریق آن یوآن دیجیتال می‌تواند بدون آنکه در رقابت کیف پول‌های پرداخت داخلی پیروز شود در عرصه بین‌المللی جایگاهی موثر به‌دست آورد.

داستان اصلی در پس این تحولات، پوشش ریسک پولی (Monetary Hedging) است. چین در حالی که همچنان بخشی از نظم مالی موجود باقی مانده، ظرفیت‌های جدیدی برای انجام تسویه‌های مالی ایجاد می‌کند. در سه‌ماهه نخست سال۲۰۲۶، دلار آمریکا همچنان ۱۳/‏۵۷‌درصد از ذخایر ارزی جهان را تشکیل می‌داد در حالی که سهم یوآن چین تنها ۹۹/‏۱‌درصد بود. این ارقام نشان می‌دهد که هرگونه چالش فوری برای سلطه دلار دست‌کم براساس شواهد کنونی، هنوز بسیار دور از دسترس است.

راهبرد پوشش ریسک از طریق افزایش تدریجی مسیرهای جایگزین تحقق می‌یابد. چین پیش از این نیز سامانه پرداخت بین‌بانکی فرامرزی (CIPS) را برای انجام تراکنش‌های مبتنی بر یوآن راه‌اندازی کرده بود. پروژه mBridge لایه دیگری به‌این ساختار می‌افزاید و امکان تسویه مستقیم میان ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی کشورهای عضو را بررسی می‌کند. هر لایه جدید هزینه وابستگی بیش از حد به‌یک کانال خارجی واحد را کاهش می‌دهد.

منطق ژئوپلیتیکی

منطق ژئوپلیتیکی این رویکرد پس از آن آشکارتر شد که سامانه‌های پیام‌رسان مالی به‌ابزاری در سیاست‌های تحریمی تبدیل شدند. شبکه سوئیفت در سال۲۰۱۲، در پی تصمیم اتحادیه اروپا، بانک‌های مشخصی از ایران را از این سامانه قطع و در سال۲۰۲۲ نیز براساس مقررات جدید اتحادیه اروپا، دسترسی برخی نهادهای روسیه را متوقف کرد. این رخدادها به‌دولت‌ها نشان داد که در دوران رویارویی‌های ژئوپلیتیکی، امکان محدودشدن دسترسی به‌شبکه‌های مالی وجود دارد.

این ظرفیت نوظهور را می‌توان اختیارپذیری در تسویه (Settlement Optionality) نامید یعنی در اختیار داشتن چندین مسیر معتبر برای پرداخت و تسویه به‌گونه‌ای که اگر کانال اصلی به‌دلایل سیاسی، مالی یا عملیاتی پرهزینه یا غیرقابل استفاده شد، گزینه‌های جایگزین همچنان در دسترس باشند. این مفهوم بیش از هر چیز به‌تاب‌آوری و قدرت چانه‌زنی مربوط می‌شود. کشوری که از چند مسیر قابل اتکا برای انجام پرداخت‌های بین‌المللی برخوردار باشد، توان بیشتری برای جذب شوک‌ها، مذاکره درباره شرایط و تداوم جریان تجارت خواهد داشت.

آسه‌آن روشن‌ترین نمونه برای مطالعه این ایده به‌شمار می‌رود. این منطقه، اقتصادهایی با سطوح متفاوتی از توسعه مالی، وابستگی تجاری و آمادگی برای به‌کارگیری ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی را در قالب یک فضای اقتصادی فشرده و به‌هم‌پیوسته در کنار یکدیگر قرار داده است.

سنگاپور از طریق پروژه  Project Ubin و طرح‌های مرتبط، آزمایش‌های گسترده‌ای در زمینه تسویه عمده‌فروشی و توکنیزه‌سازی دارایی‌ها انجام داده است. تایلند نیز به‌طور مستقیم در پروژه mBridge مشارکت دارد. اندونزی نخستین مرحله اثبات مفهوم برای دفترکل پول نقد روپیه دیجیتال عمده‌فروشی را تکمیل کرده و فیلیپین نیز از طریق Project Agila کاربردهای ارز دیجیتال عمده‌فروشی بانک مرکزی را آزمایش کرده است. در همین حال کامبوج با راه‌اندازی سامانه Bakong زیرساخت پرداختی مبتنی بر بلاک‌چین ایجاد کرده که بانک‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات پرداخت را به‌یکدیگر متصل می‌کند.

اگر این ابتکارها را در کنار یکدیگر قرار دهیم، مجموعه‌ای از آزمایش‌های پولی را مشاهده می‌کنیم. ارزهای دیجیتال عمده‌فروشی بانک‌های مرکزی، شبکه‌های پرداخت آنی، سامانه‌های پرداخت مبتنی بر کدهای QR و ترتیبات تسویه با ارزهای محلی، هریک با سرعت متفاوتی در حال توسعه هستند. آسه‌آن می‌تواند از این تنوع بهره‌مند شود حتی اگر اعضای آن فناوری‌ها و جدول‌های زمانی متفاوتی را دنبال کنند. قابلیت تعامل‌پذیری این امکان را فراهم می‌کند که تفاوت در میزان آمادگی کشورها به‌فرصتی برای یادگیری و پیشرفت منطقه‌ای تبدیل شود.

پروژه Nexus نیز مسیر موازی دیگری را بر پایه اتصال سامانه‌های پرداخت آنی دنبال می‌کند. هند، مالزی، فیلیپین، سنگاپور و تایلند با تاسیس نهاد Nexus Global Payments در سنگاپور، گام مهمی برای ایجاد یک طرح چندجانبه به‌منظور اتصال سامانه‌های ملی پرداخت آنی برداشتند. اندونزی نیز پس از مشارکت در مراحل اولیه این پروژه، اکنون به‌عنوان ناظر ویژه در آن حضور دارد. معماری این سامانه به‌گونه‌ای طراحی شده است که نحوه اتصال شبکه‌های ملی را استانداردسازی می‌کند و هر کشور تنها با یک بار اتصال، به‌کل شبکه چندجانبه دسترسی خواهد داشت.

در کنار این تحولات توافقنامه چارچوب اقتصاد دیجیتال آسه‌آن (DEFA) نیز لایه‌ای نهادی به‌این روند افزوده است. آسه‌آن در ۲۴ اکتبر۲۰۲۵ اعلام کرد که مذاکرات این توافقنامه عملا به‌پایان رسیده است. انتظار می‌رود DEFA زمینه‌ساز تعمیق یکپارچگی دیجیتال منطقه، توسعه پرداخت‌های دیجیتال، تدوین قواعد حکمرانی داده‌ها و تقویت امنیت سایبری شود. این چارچوب حقوقی می‌تواند محیط سیاستگذاری لازم را برای گسترش قابلیت تعامل‌پذیری میان سامانه‌های پرداخت فراهم کند.

راهبرد پوشش ریسک پولی در آسه‌آن از طریق انباشت تدریجی ظرفیت‌ها در حال شکل‌گیری است. بانک‌های مرکزی این منطقه در حالی که کانال‌های موجود را حفظ می‌کنند، به‌طور همزمان مسیرهای ارتباطی جدیدی نیز ایجاد می‌کنند. این رویکرد بازتابی از عادت دیرینه ژئوپلیتیکی آسه‌آن است یعنی حفظ فضای مانور در میان قدرت‌ها، نهادها و استانداردهای رقیب. همین فشارها در سایر مناطق جنوب جهانی نیز به‌شکل‌گیری پاسخ‌های مشابه منجر شده است. در آفریقا سامانه پرداخت و تسویه پان‌آفریقایی(PAPSS) اکنون ۲۸ کشور و بیش از ۱۹۰ بانک و شرکت فناوری مالی را در بر می‌گیرد. این سامانه امکان انجام پرداخت‌های فرامرزی با ارزهای محلی را فراهم می‌کند و نیاز به‌استفاده از ارزهای سخت خارجی در مبادلات درون‌قاره‌ای را کاهش می‌دهد.

در جهان عرب نیز سامانه Buna توسعه یافته است؛ پلتفرمی برای پرداخت‌های فرامرزی و چندارزی که تحت مالکیت صندوق پول عربی قرار دارد. در سال۲۰۲۲، PAPSS  و Buna تفاهمنامه‌ای امضا کردند که پایه‌های تعامل‌پذیری میان دو سامانه و ایجاد یک درگاه پرداخت مشترک میان آفریقا و جهان عرب را بنا نهاد. اهمیت این توافق در آن است که بحث را از ایجاد شبکه‌های پرداخت منطقه‌ای مستقل به‌سمت طراحی ارتباط میان این شبکه‌ها سوق می‌دهد.

ائتلاف بریکس نیز بعد سیاسی گسترده‌تری به‌این روند افزوده است. این گروه در دوره ریاست برزیل در سال۲۰۲۵، گفت‌وگوها درباره گسترش تجارت با ارزهای محلی و همگرایی سامانه‌های پرداخت کشورهای عضو را پیش برد. در عین حال مقام‌های برزیلی گمانه‌زنی‌ها درباره ایجاد قریب‌الوقوع یک ارز مشترک بریکس را رد کردند و تاکید داشتند که تمرکز اصلی همچنان بر توسعه ابزارهای پرداخت، کاهش هزینه تراکنش‌ها و تقویت اتصال عملیاتی میان اعضاست. اختیارپذیری در تسویه با وجود این هر یک از این پروژه‌ها ماهیت و اهداف متفاوتی دارند.

PAPSS از دل روند یکپارچگی تجاری در سراسر آفریقا شکل گرفته است. Buna برپایه دستورکار ایجاد یک نظام تسویه چندارزی در جهان عرب توسعه یافته است. Nexus بر اتصال سامانه‌های پرداخت آنی تمرکز دارد در حالی که mBridge از یک پلتفرم مشترک مبتنی بر ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی استفاده می‌کند. آسه‌آن نیز به‌طور همزمان چندین رویکرد مختلف را در کنار یکدیگر پیش می‌برد. وجه اشتراک همه این ابتکارها، تلاش برای ایجاد فضای مانور بیشتر در دل یک نظم مالی جهانیِ روزبه‌روز پراکنده‌تر و چندپاره‌تر است.

در آینده ارتباط میان این سامانه‌ها ممکن است به‌همان اندازه خود سامانه‌ها اهمیت پیدا کند. آنچه تعیین می‌کند کدام ارزها امکان جابه‌جایی داشته باشند، چه نهادهایی به‌شبکه دسترسی پیدا کنند، نقدینگی چگونه مدیریت شود و مسوولیت‌های مربوط به‌رعایت مقررات برعهده چه کسانی قرار گیرد، قابلیت تعامل‌پذیری این شبکه‌هاست. از این رو طراحی فنی این زیرساخت‌ها صرفا یک موضوع مهندسی نیست بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکی قابل‌توجهی نیز به‌همراه دارد.

در این مذاکرات بلوک‌های منطقه‌ای نسبت به‌کشورهای در حال توسعه‌ای که به‌صورت منفرد عمل می‌کنند، از قدرت چانه‌زنی بیشتری برخوردارند. این بلوک‌ها می‌توانند حجم تراکنش‌های خود را تجمیع کنند، استانداردهای مشترک تدوین کنند، آزمایش‌های مشترک انجام دهند و درباره موضوعاتی همچون دسترسی به‌داده‌ها، مقررات مبارزه با پول‌شویی، سازوکارهای حل اختلاف و تاب‌آوری عملیاتی، انتظارات و قواعد واحدی ایجاد کنند. در مقابل، کشورهایی که به‌تنهایی وارد این نظام‌ها می‌شوند، احتمال بیشتری دارد که ناچار به‌پذیرش قواعدی شوند که در جای دیگری طراحی شده‌اند.

در این میان آسه‌آن از مزیتی ویژه برخوردار است. این اتحادیه می‌تواند عملکرد mBridge را با Nexus مقایسه کند، همزمان سازوکارهای تسویه مبتنی بر ارزهای محلی را در کنار شبکه‌های سنتی بانکداری کارگزاری (Correspondent Banking) توسعه دهد و از ظرفیت توافقنامه اقتصاد دیجیتال آسه‌آن(DEFA) برای تقویت چارچوب سیاستگذاری پیرامون اتصال دیجیتال بهره بگیرد. نتیجه این روند، شکل‌گیری تجربه‌ای عملی در چندین معماری متفاوت پرداخت و تسویه است؛ تجربه‌ای که تا زمان تثبیت استانداردهای جهانی، سرمایه‌ای ارزشمند برای منطقه محسوب می‌شود.

البته ایجاد مسیرهای جایگزین نیز خود می‌تواند وابستگی‌های تازه‌ای ایجاد کند. تسویه سریع‌تر ممکن است به‌بهای وابستگی بیشتر به‌فناوری خارجی، چارچوب‌های حکمرانی بیرونی یا حتی ارزهای مسلط درون همان پلتفرم‌ها تمام شود. توزیع قدرت در این شبکه‌ها نه‌تنها به‌حجم مبادلات، بلکه به‌عواملی همچون داده‌های تراکنش‌ها، حق اعتبارسنجی، معیارهای دسترسی و توانایی اثرگذاری بر تغییرات آینده مقررات بستگی خواهد داشت. از این رو اقتصادهای کوچک‌تر باید پیش از آنکه پیوستن به‌این سامانه‌ها به‌تصمیمی برگشت‌ناپذیر تبدیل شود، ظرفیت نهادی لازم برای درک و ارزیابی این انتخاب‌ها را ایجاد کنند.

برای کشورهای جنوب جهانی، مفهوم اختیارپذیری در تسویه شکل واقع‌بینانه‌ای از استقلال راهبردی را ارائه می‌دهد. این رویکرد از کشورها می‌خواهد دامنه انتخاب‌های مالی خود را گسترش دهند، ظرفیت‌های منطقه‌ای را تقویت کنند و درباره شرایط اتصال به‌شبکه‌های مالی جهانی با قدرت بیشتری مذاکره کنند. هرچند وزن پولی کشورها همچنان نابرابر است اما طراحی زیرساخت‌های مالی، عرصه‌های تازه‌ای برای چانه‌زنی و اعمال نفوذ ایجاد می‌کند. چرخش راهبردی چین در قبال یوآن دیجیتال یکی از نخستین نشانه‌های این گذار به‌شمار می‌رود. ارزهای دیجیتال در حال حرکت به‌سمت سپرده‌های بانکی، ترازنامه بانک‌ها و سازوکارهای تسویه فرامرزی هستند. همزمان سامانه‌های پرداخت منطقه‌ای نیز در حال گسترشند و به‌تدریج امکان تعامل‌پذیری فراتر از مرزهای خود را بررسی می‌کنند. از این منظر آسه‌آن ممکن است به‌مهم‌ترین آزمایشگاه این تحول تبدیل شود زیرا چندین الگوی متفاوت پرداخت و تسویه به‌طور همزمان در یک اکوسیستم منطقه‌ای در حال توسعه هستند. در عین حال پروژه‌هایی همچون PAPSS، Buna، Nexus و دستورکار پرداختی بریکس نیز نشان می‌دهند که این روند محدود به‌جنوب شرق آسیا نیست بلکه سراسر جنوب جهانی را در بر گرفته است. دولت‌ها در این مناطق می‌کوشند پیش از آنکه رقابت‌های ژئوپلیتیکی هزینه تمرکز بر یک مسیر مالی واحد را افزایش دهند، مسیرهای جایگزین بیشتری برای پرداخت و تسویه ایجاد کنند. با این حال استانداردها، قواعد حاکم بر داده‌ها، سازوکارهای انطباق با مقررات و شیوه‌های حل‌وفصل اختلافات همچنان در حال شکل‌گیری هستند. آسه‌آن و سایر مناطق جنوب جهانی اکنون با فرصتی محدود اما بسیار مهم روبه‌رو هستند تا بر نحوه اتصال این سامانه‌ها به‌یکدیگر و نیز بر چگونگی توزیع قدرت در معماری نوظهور نظام تسویه بین‌المللی اثر بگذارند.

آخرین اخبار