چگونه چین بدون آزادی به نوآوری دست یافت
جهانصنعت– جنیفر لیند، استادیار رشته حکومت در کالج دارتموث و پژوهشگر وابسته در چتمهاوس در یادداشتی مینویسد «اگرچه چین همچنان یک دولت تکحزبی است که مخالفان را ناپدید و ایدهها را سانسور میکند اما توانسته از ژاپن، آلمان و فرانسه عبور کرده و به دهمین اقتصاد نوآور جهان تبدیل شود. این دستاورد که مدتی طولانی غیرممکن تصور میشد نتیجه استراتژی پیشگامانهای است که استبداد هوشمند نامیده میشود. »
یک دهه پیش دولت چین برنامه «ساخت چین۲۰۲۵» که چشماندازی جسورانه برای تبدیل کشور از کارخانه جهان به یک رهبر جهانی در نوآوری بوده را رونمایی کرد. این طرح با تردید گستردهای بهویژه در غرب مواجه شد؛ جایی که اجماع علمی قوی بر این باور بود که استبداد اساسا با نوآوری ناسازگار است. علاوه بر این با پایه فناوری ضعیف، دانشگاههای متوسط و کمبود نیروی انسانی ماهر چین فاصله زیادی با مرز نوآوری جهانی داشت. بسیاری از ناظران نتیجه گرفتند که مگر تغییر سیاسی جدی رخ دهد چین همچنان «کشوری تقلیدکننده» باقی خواهد ماند. باور غلط اینکه نوآوری به آزادی سیاسی بستگی دارد. بهظاهر تحلیلپذیر و مبتنی بر تاریخ بود. همانطور که ساموئلهانتینگتون، دانشمند سیاسی فقید در سال۱۹۹۶ اشاره کرد. ابزارهایی که رژیمهای استبدادی برای حفظ قدرت خود استفاده میکنند مانند سانسور، سرکوب و فساد بهطور طبیعی نوآوری و پویایی اقتصادی را خفه میکنند. شرایطی مانند تحرک بیشتر انسانها و جریان آزاد اطلاعات که نوآوری را ممکن میکند خطر تقویت نیروهایی را دارد که میتوانند رژیم استبدادی را تهدید کنند. میخائیل گورباچف میتوانست این را تایید کند.
همانطور که در کتابم «استبداد۰/۲» نشان دادم رهبران چین راهی برای عبور از این «معضل پادشاه» یافتند. با طراحی مدلی که آن را «استبداد هوشمند» مینامم چین ترکیبی نوآورانه از کنترل سیاسی و بازشدگی اقتصادی انتخابی ایجاد کرده و از تجربههای سنگاپور که هم استبدادی و هم فناوریمحور بود بهره برده است. بهجای سرکوب سختگیرانه حزب کمونیست چین روشهای متنوع و ظریف کنترل اطلاعات را توسعه داده که طبق نظر محقق تونی زیرویی یانگ سانسور را عادی و مردم چین را نسبت به آن بیحس کرده است. رهبران چین بهجای باتوم و اسلحه از ابزارهای دیجیتال مانند هوشمصنوعی، تشخیص چهره و جمعآوری دادههای بیومتریک برای شناسایی، نظارت و پیشگیری از مخالفت استفاده میکنند. اگرچه اعمال زور همچنان رخ میدهد اما همانطور که محقق لینت آنگ توضیح میدهد حزب کمونیست با برونسپاری آن به «زورگیران اجارهای» یعنی افرادی که شاکیان را تهدید و اعتراضات را پراکنده میکنند و تخلیههای اجباری انجام میدهند، مسوولیت خود را انکار میکند.
همزمان دولت چین به بازشدگی انتخابی برخی بخشهای اقتصاد ازجمله دانشگاهها و بخش خصوصی پرداخته و سرمایهگذاری عظیمی در توسعه ظرفیت نوآوری کشور مانند تامین مالی تحقیق و توسعه و ارتقای سرمایه انسانی کرده است. طی دهه گذشته چین کیفیت آموزش عالی خود را بهشدت بهبود داده و نیروی کار فناوریمحور عظیمی ایجاد کرده است. چین شبیه دیگر اقتصادهای نوظهور ازجمله ایالاتمتحده قرننوزدهم است. جوانان بااستعداد چین که زمانی برای تحصیل به خارج میرفتند اکنون میتوانند در داخل کشور آموزش عالی ممتاز دریافت کنند. چین بیشترین تعداد دکترای علوم و مهندسی در جهان را تولید میکند. اکثریت مهندسان شرکت DeepSeek که در سال۲۰۲۳ با مدل هوشمصنوعی متنباز خود جهان را شگفتزده کرد در چین آموزش دیدند.
شرکتهای چینی اکنون در چندین بخش فناوری پیشرفته پیشرو هستند و حتی در برخی حوزهها تسلط دارند. چین بیش از ۸۰درصد ظرفیت تولید جهانی پنلهای خورشیدی را در اختیار دارد. شرکتهای چینی در صنایع خودروهای الکتریکی و باتریهای EV پیشرو هستند و در سال۲۰۲۳ چین ژاپن را پشتسر گذاشت و بزرگترین صادرکننده خودرو در جهان شد. یک شرکت چینی یعنی DJI رهبر بیچونوچرای صنعت پهپادهای تجاری است و بیش از ۷۰درصد بازار جهانی را در اختیار دارد. اگرچه چین همچنان یک دولت تکحزبی بوده که مخالفان را ناپدید و ایدهها را سانسور میکند اما توانسته از ژاپن، آلمان و فرانسه یعنی کشورهایی که مدتها بهعنوان رهبران نوآوری جهان شناخته میشدند عبور کرده و در آخرین شاخص جهانی نوآوری به دهمیناقتصاد نوآور جهان تبدیل شود. چین در معیارهایی مانند تعداد اختراعات، تولید پژوهشهای علمی و فناوری پرارجاع و تولیدات با ارزش بالا در میان نوآورترین کشورهای جهان ازجمله کره جنوبی قرار دارد. برنامه «ساخت چین۲۰۲۵» شاید همه اهداف خود را محقق نکرده باشد اما چین بدون شک به مرز فناوری رسیده است. برخی ناظران هنوز تردید دارند و معتقدند که تشدید سرکوب تحت ریاست شی جینپینگ ظرفیت نوآوری چین را کاهش خواهد داد بهویژه با توجه به سرکوب بخش فناوری که از ۲۰۲۰ آغاز شد و ثروت ملی زیادی را از بین برد اما استبداد هوشمند هدفش حداکثرسازی رشد نبوده بلکه تعادل بین اهداف اقتصادی و بقای رژیم است. برای مثال دولت چین از سال۲۰۲۳ به بعد تا حد زیادی بر بخش فناوری سختگیری کمتری اعمال کرده است. مدل استبداد هوشمند دورههایی از سختگیری و نرمش سیاسی را درنظر میگیرد.
منتقدان اشاره میکنند که چین با موانع رشد دیگری نیز مانند مشکلات جمعیتی، بهرهوری نامتوازن و کند، بدهیهای کلان و بحران بخش مسکن مواجه است. این چالشها واقعی بوده و تاکنون باعث کاهش قابلتوجه رشد شدند اما چین با تبدیل خود به یک قدرت فناوری و تغییر تعادل قدرت جهانی دستاوردی را محقق کرده که بسیاری آن را غیرممکن میدانستند.
لازم به توضیح است که تایید توانایی نوآوری استبداد هوشمند به معنای برتری آن نسبت به دموکراسیها نیست. کشورهای دموکراتیک همچنان دانشگاههایی دارند که ذهنهای درخشان جهان را جذب کرده، شرکتهایی که در مرز فناوری فعالیت و شبکههای فراملی که نوآوری را تسهیل میکنند. در سال۲۰۲۰ دموکراسیها نخستین کشورهایی بودند که واکسنهای کرونا را توسعه دادند. آنها هنوز میتوانند با چین رقابت کنند اما دموکراسیهای غربی دیگر نمیتوانند پتانسیل نوآوری چین یا خطرات ناشی از آن را نادیده بگیرند. چین بهعنوان یک ابرقدرت تهدید نظامی رو بهافزایشی برای تایوان و نفوذ استراتژیک آینده آمریکا در شرق آسیا محسوب میشود. نهتنها موفقیت چین الگویی جذاب برای دیگر استبدادهای هوشمند مانند عربستانسعودی و امارات ارائه میدهد بلکه دولت آن با بهاشتراک گذاشتن فناوریها و استراتژیهای سرکوب مستقیما از دیکتاتورها حمایت میکند.
شی اخیرا اعلام کرد: «هیچ نیرویی نمیتواند توسعه علمی و فناوری چین را متوقف کند!» صحت این ادعا هنوز مشخص نبوده اما یک چیز قطعی است: دموکراسیهای غربی نمیتوانند به سادگی فرض کنند که پیروز خواهند شد.
جنیفر لیند، استادیار رشته حکومت در کالج دارتموث و پژوهشگر وابسته در چتمهاوس، نویسنده کتاب استبداد۰/۲: چگونه صعود چین استبداد را بازآفرینی کرد (انتشارات دانشگاه کرنل۲۰۲۵) است.
