هوش مصنوعی؛ متهم گرانی تراشهها
جهان صنعت – در سالهای اخیر صنعت نیمههادی بارها با بحرانهای مختلفی از جمله اختلال در زنجیره تامین، تنشهای ژئوپلیتیکی، همهگیری کرونا و افزایش تقاضا برای تجهیزات دیجیتال روبهرو شده است. با این حال آنچه امروز در بازار جهانی تراشههای حافظه رخ میدهد، تفاوتی اساسی با بحرانهای گذشته دارد. اینبار تغییری ساختاری در الگوی مصرف و سرمایهگذاری صنعت فناوری شکل گرفته که میتواند برای سالها مسیر بازار سختافزار را تغییر دهد. فروش کامل ظرفیت تولید حافظههای DRAM و HBM سامسونگ، اسکیهاینیکس و مایکرون تا سال۲۰۲۷، نشانهای از آغاز دورانی است که در آن هوشمصنوعی به بازیگر اصلی زنجیره تامین نیمههادیها تبدیل شده و اولویت تخصیص منابع را از بازار مصرفکننده به سمت مراکز داده و شرکتهای فناوری سوق داده است. این تحول، علاوه بر افزایش هزینه تولید محصولات دیجیتال، میتواند تعادل بازار رایانههای شخصی، لپتاپها، تجهیزات گیمینگ و حتی بسیاری از صنایع وابسته را نیز بر هم بزند.
تا چند سال پیش، بازار حافظه عمدتا تحتتاثیر فروش گوشیهای هوشمند، رایانههای شخصی و سرورها قرار داشت اما ظهور مدلهای زبانی بزرگ، پردازش ابری و توسعه زیرساختهای هوشمصنوعی، معادلات را بهطور کامل تغییر داده است. آموزش و اجرای مدلهای هوشمصنوعی به حجم عظیمی از حافظههای پرسرعت نیاز دارد؛ حافظههایی که بتوانند میلیاردها پارامتر را در کوتاهترین زمان ممکن پردازش کنند. در چنین شرایطی شرکتهای بزرگ فناوری حاضر شدهاند میلیاردها دلار سرمایهگذاری کنند تا حتی ظرفیت تولید سالهای آینده کارخانهها را نیز از پیش خریداری کنند. قراردادهای چندساله میان تولیدکنندگان حافظه و شرکتهای فعال در حوزه هوشمصنوعی نشان میدهد رقابت دیگر بر سر خرید محصول آماده نیست بلکه رقابت بر سر تضمین دسترسی به محصولی است که هنوز تولید نشده است. این موضوع از منظر اقتصادی اهمیت بسیار زیادی دارد. زمانی که ظرفیت تولید پیش از آغاز فرآیند ساخت به فروش برسد، عملا سایر بازیگران بازار فرصت رقابت را از دست میدهند و عرضه آزاد بهشدت کاهش پیدا میکند.
هوشمصنوعی؛ موتور محرک یا عامل برهم خوردن تعادل بازار؟
بدون تردید هوشمصنوعی یکی از مهمترین فناوریهای دهه حاضر محسوب میشود و سرمایهگذاری گسترده روی آن میتواند به رشد اقتصادی و توسعه فناوری کمک کند اما توسعه سریع این حوزه هزینههایی نیز به همراه دارد که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. یکی از این هزینهها، فشار بیسابقه بر زنجیره تامین قطعات سختافزاری است. مراکز داده جدید، پردازندههای گرافیکی قدرتمند و سامانههای آموزش مدلهای هوشمصنوعی، همگی به حجم زیادی از حافظههای HBM و DRAM نیاز دارند. این تقاضای عظیم باعث شده تولیدکنندگان حافظه، سودآوری بیشتری را در همکاری با شرکتهای فعال در حوزه هوشمصنوعی ببینند و بخش عمده ظرفیت خود را به این بازار اختصاص دهند. درنتیجه کاربران عادی، تولیدکنندگان رایانههای شخصی و حتی بسیاری از شرکتهای کوچکتر، در اولویت پایینتری قرار گرفتهاند. این تغییر اولویت شاید از نگاه اقتصادی منطقی باشد اما از منظر رقابت بازار، پیامدهای قابلتوجهی خواهد داشت.
فشار تورمی که به مصرفکننده منتقل میشود
وقتی عرضه کاهش پیدا کند و تقاضا همچنان در سطح بالایی باقی بماند، افزایش قیمت تقریبا اجتنابناپذیر خواهد بود. بازار حافظه نیز از این قاعده مستثنا نیست. در شرایط فعلی بسیاری از تولیدکنندگان رایانه و لپتاپ ناچار خواهند شد حافظه مورد نیاز خود را با قیمتهای بالاتری تهیه کنند. این افزایش هزینه، در نهایت به مصرفکننده منتقل خواهد شد و قیمت نهایی محصولات دیجیتال را افزایش میدهد. موضوع تنها به حافظه رم محدود نمیشود. بسیاری از قطعات دیگر نیز بهطور غیرمستقیم تحتتاثیر این وضعیت قرار میگیرند. وقتی هزینه تولید یک سیستم افزایش پیدا کند، قیمت مادربرد، کارت گرافیک، لپتاپ، سرور و حتی تجهیزات ذخیرهسازی نیز تحت فشار قرار خواهند گرفت. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند بازار سختافزار طی دوسال آینده وارد دورهای از افزایش تدریجی قیمت خواهد شد؛ دورهای که شاید از بحران کمبود تراشه در دوران کرونا نیز متفاوتتر و پیچیدهتر باشد.
قراردادهای بلندمدت؛ قفل شدن آینده صنعت
یکی از مهمترین نکات این تحولات، امضای قراردادهای خرید پنجساله توسط شرکتهای بزرگ فناوری است. چنین قراردادهایی نشان میدهد شرکتها دیگر تنها به نیاز امروز خود فکر نمیکنند بلکه برای توسعه زیرساختهای چند سال آینده نیز برنامهریزی کردهاند. این مدل خرید باعث میشود ظرفیت کارخانهها از مدتها قبل رزرو شود و فضای بسیار محدودی برای مشتریان جدید باقی بماند. درواقع شرکتهای کوچکتر دیگر با تولیدکنندگان رقابت نمیکنند بلکه باید با قراردادهایی رقابت کنند که سالها قبل منعقد شدهاند. این روند میتواند قدرت چانهزنی تولیدکنندگان سختافزار را کاهش دهد و وابستگی آنها را به تامینکنندگان بزرگ افزایش دهد؛ موضوعی که در بلندمدت احتمال شکلگیری نوعی انحصار در زنجیره تامین را تقویت میکند.
اگرچه حافظههای HBM و DRAM بیشترین توجه را به خود جلب کردهاند اما بازار حافظههای NAND نیز به تدریج تحتتاثیر همین روند قرار گرفته است. افزایش قیمت SSD در ماههای اخیر نشان میدهد فشار تقاضا تنها محدود به حافظههای مخصوص هوشمصنوعی نیست. رشد استفاده از مراکز داده، ذخیرهسازی ابری و نیاز روزافزون به پردازش اطلاعات، مصرف حافظههای NAND را نیز افزایش داده است. هرچند تعداد تولیدکنندگان این نوع حافظه بیشتر است و هنوز ظرفیت تولید کاملا اشباع نشده اما ادامه این روند میتواند باعث افزایش بیشتر قیمتها شود. برای کاربران عادی این مساله به معنای پرداخت هزینه بیشتر برای ارتقای فضای ذخیرهسازی رایانه یا خرید لپتاپهای جدید خواهد بود.
رقابت فناوری، قربانیان خاموش هم دارد
یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده این وضعیت، تاثیر آن بر شرکتهای کوچک و متوسط است. استارتاپها، تولیدکنندگان تجهیزات صنعتی، شرکتهای فعال در حوزه اینترنت اشیا و بسیاری از کسبوکارهای نوپا، توان مالی رقابت با غولهای فناوری را ندارند. وقتی بخش عمده ظرفیت تولید توسط چند شرکت بزرگ خریداری شود، این دسته از کسبوکارها ناچار خواهند بود یا قطعات را با قیمتهای بسیار بالاتر تهیه کنند یا توسعه محصولات خود را به تعویق بیندازند. بنابراین شکاف میان شرکتهای بزرگ و کوچک عمیقتر میشود و نوآوری نیز ممکن است تا حدی تحتتاثیر محدودیت دسترسی به سختافزار قرار گیرد.
از طرفی افزایش ظرفیت تولید، سادهترین راهحل بهنظر میرسد اما در عمل اجرای آن بسیار دشوار است. ساخت کارخانههای تولید تراشه به سرمایهگذاری چند دهمیلیارد دلاری، تجهیزات فوقپیشرفته، نیروی انسانی متخصص و زمان طولانی نیاز دارد. از زمان تصمیمگیری برای احداث یک کارخانه جدید تا آغاز تولید انبوه، معمولا چند سال زمان لازم است. بنابراین حتی اگر امروز سرمایهگذاریهای جدید آغاز شود، تاثیر آن در کوتاهمدت محسوس نخواهد بود. علاوه بر این، تولید حافظههای پیشرفته مانند HBM از نظر فناوری بسیار پیچیدهتر از نسلهای قدیمی است و همه کارخانهها توان تولید آن را ندارند. همین مساله سرعت افزایش عرضه را محدود میکند.
بازگشت تعادل یا آغاز یک نظم جدید؟
شاید مهمترین پرسش این باشد که آیا این بحران موقتی است یا باید آن را بخشی از آینده صنعت فناوری دانست؟ نشانههای موجود حاکی از آن است که رشد هوشمصنوعی در سالهای آینده نیز ادامه خواهد داشت. شرکتهای بزرگ فناوری همچنان سرمایهگذاریهای سنگینی روی مراکز داده انجام میدهند و رقابت برای توسعه مدلهای قدرتمندتر هرروز شدیدتر میشود. در چنین شرایطی، بعید بهنظر میرسد تقاضا برای حافظههای پرسرعت کاهش محسوسی پیدا کند. حتی اگر ظرفیت تولید افزایش یابد، احتمالا بخش عمده آن نیز توسط پروژههای جدید هوشمصنوعی جذب خواهد شد. بنابراین بازار سختافزار به تدریج وارد مرحلهای میشود که در آن قیمتها، نحوه تخصیص منابع و حتی اولویت تولید، بیش از هر زمان دیگری تحتتاثیر صنعت هوشمصنوعی قرار خواهد گرفت. همچنین تحولات اخیر نشان میدهد صنعت نیمههادی وارد دورهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفا با معیارهای سنتی عرضه و تقاضا تحلیل کرد. هوشمصنوعی نهتنها مصرفکننده بزرگ تراشههای حافظه شده بلکه در حال بازتعریف اولویتهای تولید، سرمایهگذاری و حتی سیاستهای تجاری شرکتهای بزرگ جهان است. فروش کامل ظرفیت تولید حافظه تا سال۲۰۲۷، افزایش قراردادهای بلندمدت، رشد قیمت حافظههای ذخیرهسازی و محدودشدن دسترسی بازار مصرفکننده، همگی نشانههایی از تغییری عمیق در ساختار این صنعت هستند. به بیان دیگر آنچه امروز در بازار حافظه مشاهده میشود کمبود چند تراشه نیست بلکه آغاز رقابتی است که در آن هوشمصنوعی قواعد بازی صنعت سختافزار را از نو مینویسد و آینده اقتصاد دیجیتال را به شکلی متفاوت از آنچه تاکنون تجربه کردهایم، رقم خواهد زد.
