هزینه بی‌تدبیری‌ها بر دوش مردم

سیداصغر ناظم زاده قمی
کدخبر: 603614

سید اصغر ناظم‌زاده

سیداصغر ناظم زاده قمی، حوزه علمیه قم

جان‌باختن و به خون غلتیدن هزاران نفر از شهروندان عزیز و قطع عضو، نابینایی و مجروح شدن  شمار فراوانی از هموطنان عزیزمان در روزهای ۱۸و۱۹دی‌ماه داغی سنگین بر دل هر انسان آزاده و وجدان بیدار نهاده است. این مصیبت تلخ و جانکاه را به محضر حضرت ولی‌عصر‌(عج) و عموم مردم شریف ایران به‌ویژه خانواده‌های داغدار و آسیب‌دیده تسلیت عرض کرده و ازدرگاه خداوند متعال برای آنان صبر و اجر و برای افراد به خون غلتیده رحمت و غفران الهی و برای مصدومان و بیماران سلامتی مسالت می‌نمایم.

در ابتدای سخن لازم می‌دانم تصریح کنم که این واقعه اسفناک صرفا یک حادثه امنیتی نیست بلکه نشانه‌ای آشکار از انباشت خطاها، بی‌تدبیری‌ها و هشدارهای ناشنیده‌ای بوده که سال‌ها بر زمین مانده و مورد غفلت قرار گرفته است. در طول سال‌های گذشته اینجانب و بسیاری از دردمندان و نخبگان حوزه علمیه بارهاوبارها ـ به‌صورت رسمی و غیررسمی ـ در نامه‌ها و بیانیه‌های مختلف با نیت خیرخواهی و دلسوزی هشدار داده‌ایم که وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور مناسب نیست. فقر گسترده، فساد ساختاری، تورم افسارگسیخته، تبعیض، رانت و ضعف تدبیر در لایه‌های گوناگون حکمرانی، مردم شریف ایران را

هر روز گرفتارتر از دیروز ساخته و کشور را دچار بحران‌های عمیق و پی‌درپی کرده است. متاسفانه اما در اغلب موارد این هشدارها با سکوت، بی‌اعتنایی یا انکار مواجه شده است.

اکنون پرسش اساسی این است: مسوول این وقایع نابسامان و ویرانگر کیست؟ و تا چه اندازه مردم نجیب ایران باید هزینه بی‌تدبیری‌ها و بی‌لیاقتی‌ها را بپردازند و با صبر و نجابت این وضعیت را تحمل کنند؟

اینجانب در آخرین نامه‌ای که در دی‌ماه‌۱۴۰۴ به ریاست محترم جمهوری نوشتم صراحتا هشدار دادم که مشکلات و تورم کمرشکن و تهدیدهای بیگانه  اوضاع را از کنترل خارج می‌کند و با صراحت نوشتم  کشور در آستانه فروپاشی قرار دارد و راهکار هم دادم اما مع‌الاسف در روزهای ۱۸و۱۹‌دی‌ماه از یک‌سو عده‌ای معدود و احتمالا خائن و فرصت‌طلب و وابستگان به موساد و داعشی به دنبال سوءاستفاده از شرایط بودند و از سوی دیگر اقدامات بخشی از نیروهای انتظامی و امنیتی منجر به کشته‌شدن هزاران انسان بی‌گناه و مظلوم شد. ما شاهد جان‌باختن جمع زیادی از شهروندان بودیم که اکثرا زیر بار فشارهای اجتماعی، اقتصادی و روانی امروز ایران دیگر توان ادامه حیات آبرومندانه را نداشتند و از وضع موجود به ستوه آمده بودند و در نهایت، کشته و مجروح شدند: «بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت».

امیرالمومنین علی علیه‌السلام که الگو و قائد ماست آنگاه که شنید خلخالی از پای زن یهودی در قلمرو حکومتش کشیده‌اند، فرمود: اگر مسلمانی از این غصه بمیرد، بر او ملامتی نیست. اکنون که هزاران دختر و پسر، زن و مرد شهروند و حتی نیروهای نظامی و امنیتی بی‌گناه و بعضی ‌اطفال خردسال کشته یا در آتش سوخته و جان باخته‌اند یا مجروح شده‌اند، آیا مرگ بر ما روا نیست؟ آیا شرافت، انسانیت، دیانت و اخلاق به ما اجازه می‌دهد که تنها نظاره‌گر باشیم و سکوت کنیم؟

بی‌تردید آنان که با قصد تروریستی، مردم بی‌گناه یا نیروهای امنیتی را به قتل رسانده‌ و به مساجد و حسینیه‌ها و اموال عمومی خسارت زده‌ و به قرآن کریم بی‌احترامی کرده‌اند، از هر دسته و گروهی بوده‌اند باید محاکمه شوند و به مجازات شدید برسند اما آیا این کافی است؟ آیا صدای آنان که با اعتراض به خیابان آمدند و در خون غلتیدند، شنیده شده است؟ یا باز هم «در بر همان پاشنه سابق می‌چرخد؟»

آیا  آنان که با تصمیم‌های نادرست، بر طبل تحریم کوبیدند و ایران را به یکی از فقیرترین کشورها با بی‌ارزش‌ترین ارزهای دنیا تبدیل کردند و اقتصاد کشور را به ورطه ناترازی، فروپاشی و نابودی کشاندند، پاسخگو خواهند بود؟

آیا آنان که وضعیت امنیتی کشور را به‌جایی رسانده‌اند که  عوامل اسرائیل و آمریکا در کشور جولان می‌دهند و چند ماه پیش سرداران و نخبگان این سرزمین راترور کردند، نباید پاسخگو باشند؟ مگر ادعای ما در این سال‌ها این نبود که اگر چیزی نداریم لااقل امنیت داریم! امروز آن امنیت ادعایی کجاست؟

آیا آنان که چنان یأس و ناامیدی به جوانان و نوجوانان تزریق کرده‌اند که از حجاب، از روحانیت و حتی از دین، اخلاق و ارزش‌ها بریده‌اند و به هر فراخوانی پاسخ می‌دهند نباید مورد بازخواست قرار گیرند؟

به راستی ما آنچه را باید می‌گفتیم بارهاوبارها گوشزد کردیم و مکررگفتیم نظام اسلامی و شیعی – که ما مدافع آن بودیم، برای آن زندان رفتیم و برای حفظش تلاش کردیم‌- اگر به ورطه نابودی کشانده شود، مسوولیت آن برعهده همه کسانی است که این تذکرات را نادیده گرفتند و جاهلانه یا خائنانه مسیر خطا را ادامه دادند.

امروز که وضعیت جامعه چنین است و سایه شوم  جنگ از آمریکا و اسرائیل جنایتکار بر سر کشور سنگینی می‌کند شاید تکرار مطالبات بیهوده یا دیرهنگام به نظر می‌آید. با این حال از باب امر به معروف و نهی از منکر و نصیحه لائمه المسلمین باردیگر می‌نویسم و می‌گویم که شاید گوش شنوا  و اثرگذار باشد:

۱- فضای کشور را بازتر کنید. بارها گفته‌ام باز هم می‌گویم‌، زندانیان سیاسی را آزاد کنید، احزاب و مطبوعات مستقل را به رسمیت بشناسید، از محاکمه، مصادره و اعدام بدون طی روند عادلانه قضایی و بدون وکیل جلوگیری کنید و هر روز برای دستگیری افرادی که گناهی جز شعار دادن در خیابان‌ها نداشته‌اند خودداری کنید. بگذارید سایه جنگ و اضطراب از کشور برداشته شود و اجازه دهید مردم، نخبگان و کارشناسان دلسوز سخن بگویند و راهکار ارائه دهند.

۲- برای اقتصاد کشور تدبیری جدی بیندیشید. رانت‌خواران، سهمیه‌بگیران، مفسدان اقتصادی و غارتگران بیت‌المال را‌ – در هر لباس و منصب و موقعیتی که هستند- عزل و محاکمه کنید و با بهره‌گیری از عقلای اقتصادی و کارشناسان مستقل و باسواد، فکری فوری برای معیشت مردم به‌ویژه محرومان بیندیشید.

۳- امروز دیگر اصلاح قانون‌اساسی و برگزاری همه‌پرسی اگر دیر نشده باشد امری ضروری است  تا از بن‌بست‌های ساختاری عبور شود. انتخابات آزاد و واقعی برگزار کنید. نظارت‌های سلیقه‌ای و تنگ‌نظرانه را حذف و از نخبگان، دلسوزان و منتقدان دلجویی کنید و افراد نالایق، متملق، فرصت‌طلب، فرسوده و سالمند بی‌خاصیت را از مناصب حساس کنار بگذارید و میدان را برای افراد عاقل و با تدبیر باز کنید.

۴- فیلترینگ و محدودیت‌های اینترنت را بردارید. امروز عصر سانسور و اختناق گذشته است. قطع ارتباطات و اینترنت- به تصریح کارشناسان‌- روزانه هزاران میلیارد تومان به اقتصاد کشور خسارت می‌زند و ارتباطات علمی و اقتصادی بین‌المللی را مختل  و جامعه را دچار انزوا و افسردگی می‌کند. بدانید اگر ارتباط جوانان، نخبگان و بازرگانان را قطع کنید، دنیا دیر یا زود با روش‌های دیگر این محدودیت را دور خواهد زد.

۵- مشاوران نادان، خائن و فرصت‌طلب را از خود دور کنید. آنان که امروز شما را به بگیر و به بندها و اعدام و قطع ارتباطات بیشتر تشویق می‌کنند، خیر و صلاح شما، حکومت و ایران را نمی‌خواهند و کشور را به نقطه‌ای خواهند رساند که دیگر راه بازگشتی باقی نماند.

خداوند متعال شاهد است که من در سن  هشتادوچندسالگی نه چیزی برای از دست دادن دارم و نه حسرتی برای به دست آوردن. اگر سخن می‌گویم از سر درد مردم و خیرخواهی است، نه انگیزه‌ای شخصی. باور دارم که با عقلانیت، مدارا، بازگشت صادقانه به دین و اخلاق، روی‌ آوردن به مردم و اصلاح ساختار حکمرانی، هنوز هم می‌توان آینده‌ای روشن و شایسته برای ایران و ایرانیان رقم زد.

آخرین اخبار