نفت و تنگه؛ ۲گانه راهبردی ایران
جهان صنعت – همزمان با به نتیجه نرسیدن مذاکرات اسلامآباد و تهدید ترامپ مبنی بر محاصره دریایی ایران، شبکه خبری سیانان در گزارشی با بررسی راهبرد تقابلی جدید ایالاتمتحده در قبال ایران با نقل قول از وی آورده است: ایالاتمتحده نیز گزینههایی در اختیار دارد آنهم بسیار قویتر و گستردهتر. من فقط تصمیم گرفتم از آنها استفاده نکنم؛ هرگز دلیلی برای این کار وجود نداشت تا همین حالا! این تهدید شگفتانگیز به استفاده از نیرویی بیسابقه از سوی دونالد ترامپ در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ باعث شد بازار سهام نزدیک به ۳درصد سقوط کند.
ترامپ شش ماه پیش در دو پست جداگانه در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد که ایالاتمتحده صادرات حیاتی به چین را متوقف خواهد کرد و تعرفه کالاهای چینی را به ۱۰۰درصد افزایش میدهد؛ تهدیدی حداکثری برای بازگرداندن اهرمهای ازدسترفته آمریکا.
امروز ایالاتمتحده با نوعی تهدید اقتصادی بسیار مشابه از سوی ایران روبهرو است مشابه آنچه سال گذشته در قبال چین تجربه کرد. در پاسخ، ترامپ از همان الگوی افراطی که پیشتر علیه چین و سایر شرکای تجاری بهکار برده بود استفاده میکند یعنی افزایش حداکثری تهدیدها، مطالبه بیشترین امتیاز ممکن و در نهایت رضایت به چیزی بیش از نقطه شروع آمریکا.
ترامپ تهدید کرده است که اگر ایران تنگه هرمز (آبراه حیاتی که حدود ۲۰درصد نفت خام جهان از آن عبور میکند) را باز نکند با واکنش شدید مواجه خواهد شد. او روز یکشنبه بار دیگر سطح تهدید را افزایش داد و اعلام کرد که نیروی دریایی آمریکا این تنگه را محاصره خواهد کرد.
مشکل اینجاست که این یک جنگ تجاری نیست بلکه یک جنگ واقعی است و تغییر اخیر در راهبرد میتواند نیروهای بیشتری از آمریکا را در معرض خطر قرار دهد. تا این لحظه تهدیدهای شدید ترامپ علیه ایران کارساز نبوده و خطر تحمیل درد اقتصادی پایدار به مصرفکنندگان و یک جنگ مرگبار که تاکنون جان هزاران نفر را گرفته را افزایش داده است.
الگوی تعرفهای
در یکسالونیم گذشته ترامپ بارها تهدیدهای حداکثری علیه شرکای تجاری مختلف مطرح کرده و نتایج متفاوتی گرفته است. اگرچه او بهدلیل عقبنشینی از برخی تهدیدهای تند خود مانند تصرف گرینلند یا فشار بر برزیل برای کنار گذاشتن پرونده تقلب انتخاباتی علیه ژایر بولسونارو شهرت یافته اما بسیاری از شرکای تجاری در نهایت با شرایط او موافقت کردهاند.
ایران اما در حال پیروی از الگوی چین است. ترامپ در بهار گذشته تعرفهها علیه چین را آنقدر افزایش داد که عملا به یک تحریم کامل کالاهای چینی در آمریکا تبدیل شد. چین در واکنش صادرات موادمعدنی کمیاب که برای طیف گستردهای از صنایع الکترونیکی حیاتی هستند را محدود کرد و کسبوکارها، مصرفکنندگان و حتی ارتش آمریکا را تحت فشار قرار داد.
در نهایت ترامپ عقبنشینی کرد و تعرفهها را در ازای تعهد چین به ازسرگیری صادرات این مواد بهشدت کاهش داد اما چین هرگز بهطور کامل کوتاه نیامد و برگ برنده خود را حفظ کرد، حتی در برابر تهدیدهای مکرر ترامپ برای افزایش دوباره تعرفهها؛ اختیاری که اخیرا دیوان عالی نیز آن را محدود کرده است. ایران نیز بهطور مشابه کنترل تنگه هرمز را بهعنوان مهمترین اهرم خود در برابر ایالاتمتحده میبیند؛ ابزاری برای جلوگیری از یک جنگ وجودی و کشاندن آمریکا به میز مذاکره.
پاسخ اقتصادی ایران
طبق گزارشی که سیانان منتشر کرده بهنظر میرسد ایران شاید با الهام از متحد خود تمایلی به عقبنشینی سریع ندارد. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس ایران در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: از قیمت فعلی بنزین لذت ببرید. با آنچه محاصره نامیده میشود بهزودی دلتان برای بنزین ۴ تا ۵ دلاری تنگ خواهد شد.
تهدید ترامپ به محاصره تنگه هرمز میتواند فروش نفت ایران و درآمدهای چندمیلیوندلاری حاصل از دریافت عوارض را که به تامین مالی جنگ کمک میکرد مختل کند اما همین صادرات نفت ایران در حدود ۲میلیون بشکه در روز با افزایش عرضه در بازار جهانی تا حدی به کنترل قیمتها کمک میکرد.
بنابراین واکنش بازار به تهدید محاصره فوری بود بهطوریکه قیمت نفت برنت شب یکشنبه ۸درصد افزایش یافت و به ۱۰۳ دلار در هر بشکه رسید. به گفته جی هتفیلد، مدیرعامل شرکت اینفرااستراکچر کپیتال ادوایزرز، این محاصره میتواند قیمتها را ۱۰دلار دیگر افزایش دهد.
به گفته او، معاملهگران تهدید محاصره را به گزینه قبلی ترامپ یعنی نابودی کامل زیرساختهای نفتی ایران ترجیح میدهند اما اگر بازار به این نتیجه برسد که جنگ هفتهها یا ماهها ادامه خواهد داشت، قیمت نفت میتواند بهسرعت از ۱۲۰ دلار عبور کند و به بالاترین سطح چهار سال اخیر برسد.
در نتیجه شهروندان آمریکایی باید انتظار افزایش هزینهها را داشته باشند. براساس تحلیل موسسه مودی، یک خانوار معمولی آمریکایی اکنون ماهانه ۲۳۳دلار بیشتر از سال گذشته برای همان کالاها و خدمات هزینه میکند که بخشی از آن ناشی از افزایش قیمت سوخت است.
به گفته جو بروسولاس، اقتصاددان ارشد موسسه RSM، قیمت بنزین در آمریکا که اخیرا اندکی کاهش یافته بود، بهدلیل این محاصره دوباره افزایش خواهد یافت. همچنین قیمت گازوئیل و سوخت جت نیز بالا میرود. این وضعیت میتواند باعث خروج سرمایهگذاران از بازار اوراق قرضه، افزایش بازدهی آنها و در نتیجه افزایش نرخ وام مسکن و هزینه استقراض برای میلیونها آمریکایی شود. انتظارات تورمی نیز همچنان رو به افزایش خواهد بود.
در چنین شرایطی طبق گزارش سیانان کنترل مداوم ایران بر تنگه هرمز به این کشور اهرم قابلتوجهی در جنگ میدهد البته هرچند توان نظامی و رهبری آن آسیب دیده اما همچنان قدرت اقتصادی تاثیرگذاری بر آمریکا و جهان را حفظ کرده است. به همین دلیل بوده که دستکم تاکنون ایران عقبنشینی نکرده است.
جنگ اهرمها
در همین رابطه است که برخی کارشناسان معتقدند، شرایط کنونی نه صرفا تقابل نظامی بلکه شکلگیری جنگ اهرمها میان ایران و ایالاتمتحده است؛ جایی که قدرت واقعی نه در میدان نبرد بلکه در کنترل متغیرهای کلیدی اقتصاد جهانی تعریف میشود. در این راستا مهمترین دارایی راهبردی ایران، تسلط بر تنگه هرمز است؛ گلوگاهی که بخش قابلتوجهی از جریان انرژی جهان از آن عبور میکند و هرگونه اختلال در آن بلافاصله به بازارهای جهانی منتقل میشود.
از منظر استراتژیک، ایران توانسته یک بازدارندگی نامتقارن اقتصادی ایجاد کند یعنی برخلاف الگوی سنتی که قدرت نظامی تعیینکننده است در اینجا ایران با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود هزینه تصمیمگیری را برای آمریکا بهشدت افزایش داده است. تهدید به بستن یا کنترل تنگه هرمز نهتنها یک اقدام نظامی بلکه یک سیگنال اقتصادی است که مستقیما بر قیمت انرژی، زنجیره تامین و انتظارات تورمی اثر میگذارد. واکنش فوری بازار نفت به تهدید محاصره افزایش قابلتوجه قیمتها نشان میدهد که این اهرم تا چه حد موثر است.
از منظر اقتصادی نیز یکی از مهمترین دستاوردهای ایران، ایجاد وابستگی معکوس است یعنی در حالی که تصور میشود ایران تحت فشار تحریمها و محدودیتهای صادراتی قرار دارد، گزارش سیانان نشان میدهد که حتی صادرات حدود ۲میلیون بشکهای نفت ایران نقش مهمی در تعادل بازار جهانی دارد. بنابراین حذف این عرضه بهسرعت قیمتها را افزایش میدهد و به مصرفکنندگان بهویژه در آمریکا فشار وارد میکند. این یعنی ایران حتی در شرایط محدودیت، همچنان یک بازیگر تعیینکننده در بازار انرژی باقی مانده است.
نکته مهم دیگر ناکارآمدی نسبی راهبرد فشار حداکثری آمریکا در این سناریو است. الگویی که ترامپ پیشتر در قبال چین بهکار برد در برابر ایران با محدودیت مواجه شده است. دلیل اصلی این تفاوت، ماهیت ابزارهای ایران است. چین در جنگ تجاری از ابزارهای صنعتی و تجاری استفاده میکرد اما ایران از یک اهرم ژئوپلیتیکی استفاده میکند که جایگزینپذیری بسیار محدودی دارد. بهعبارت دیگر تنگه هرمز یک دارایی غیرقابل جایگزین است و همین موضوع قدرت چانهزنی ایران را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد.
از سوی دیگر تهدید به محاصره تنگه هرمز یک پارادوکس برای آمریکا ایجاد میکند. چنین اقدامی ممکن است بهطور موقت فشار بر ایران را افزایش دهد اما همزمان باعث افزایش قیمت انرژی، رشد تورم و نارضایتی داخلی در آمریکا میشود. افزایش هزینههای خانوار، بالا رفتن نرخ بهره و فشار بر بازارهای مالی همگی نشاندهنده این است که ابزارهای اقتصادی آمریکا در این تقابل هزینههای داخلی قابلتوجهی دارد. این وضعیت فضای بیشتری برای ایران ایجاد میکند تا بدون عقبنشینی فوری، زمان بخرد و شرایط را به نفع خود مدیریت کند.
در سطح کلان ایران در حال حرکت بهسمت تبدیل تهدید به ابزار سیاستگذاری است. به گفته برخی کارشناسان غربی اگر ایران بتواند کنترل تنگه هرمز را از یک ابزار مقطعی به یک سازوکار پایدار اقتصادی مانند دریافت عوارض یا مدیریت ترانزیت تبدیل کند، میتواند یک منبع درآمد مستمر و یک اهرم راهبردی بلندمدت ایجاد کند. این همان نقطهای است که قدرت ژئوپلیتیکی به قدرت اقتصادی تبدیل میشود.
در همین رابطه این تقابل نشان میدهد که ایران با وجود فشارهای نظامی و اقتصادی، همچنان توانسته موقعیت خود را بهعنوان یک بازیگر کلیدی در اقتصاد انرژی حفظ کند. مهمترین دستاورد ایران در این سناریو، افزایش قدرت چانهزنی از طریق اهرمهای غیرمستقیم و تحمیل هزینه به طرف مقابل است. بنابراین اگر این مسیر با دیپلماسی هوشمندانه همراه شود، میتواند به تثبیت جایگاه ایران بهعنوان یک قدرت تاثیرگذار در معادلات اقتصادی و راهبردی منطقه و جهان منجر شود.
