میراث ایران زیر تیغ تخریب
نادر نینوایی– بافت تاریخی شهرها میراث ملموس هویت شهری و نشانههای تمدنی چندین نسل است اما در سالهای اخیر شاهد تخریب گسترده و پیوسته این سرمایههای ارزشمند در بسیاری از شهرهای ایران هستیم. از تهران گرفته تا اصفهان، شیراز، قزوین، ابرکوه و نیکآباد بناهای تاریخی، گذرها، خانههای قدیمی و حتی محلههای کامل در معرض آسیب قرار گرفتهاند. این تخریبها نهتنها زیبایی و ارزش فرهنگی شهرها را کاهش داده بلکه پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و هویتی جدی بههمراه داشتهاند.
در تهران محلههای قدیمی سنگلج و عودلاجان با موج تخریب روبهرو هستند و خانههایی همچون خانه امینلشکر به دلیل کمتوجهی و ضعف سازوکارهای نظارتی از بین میروند. در اصفهان گذر تاریخی کمرزرین در ماههای گذشته با خاکبرداری شبانه مواجه شده که احتمال تخریب لایههای تاریخی دوره سلجوقی و پیشتر را افزایش داده است. شیراز تجربهای متفاوت اما قابلتوجه دارد؛ تخریب خانههای تاریخی، مهاجرت ساکنان و فرسودگی بافت، ضرورت احیای اقتصادی و اجتماعی بافت تاریخی را پررنگ کرده است.
در قزوین محلههای بلاغی و پنبهریسه در سالهای اخیر با خطر خیابانکشی مواجه بودهاند؛ اقدامی که نهتنها بافت فرهنگی را تخریب بلکه جایگاه اجتماعی محله و زندگی روزمره ساکنان را تهدید میکند. ابرکوه شهری با تاریخ بیش از ۴هزار سال هم شاهد تخریب محله نبادان و خانههای تاریخی بوده است. بافت تاریخی نیکآباد نیز با بناهای تاریخی همچون قلعه و ارگ به گفته برخی فعالان میراث فرهنگی خود را در خطر از بین رفتن طی پنج تا ۱۰سال آینده میبیند.
پیامدهای تخریب بافت تاریخی محدود به کالبد فیزیکی نیست بلکه این روند جریان زندگی مردم، اقتصاد محلی، گردشگری فرهنگی و حتی حس تعلق اجتماعی را نیز تحتتاثیر قرار میدهد. فقدان برنامهریزی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، نبود سازوکارهای نظارتی قوی و فشار توسعهطلبانه مدیریت شهری، خطر گسست هویتی را افزایش داده است. به همین دلیل حفاظت از بافت تاریخی نیازمند برنامهای جامع، مشارکت مردم، حمایت نهادهای دولتی، قوانین الزامآور و توجه به اقتصاد و زیست واقعی ساکنان است تا این میراث ارزشمند نهتنها حفظ شود بلکه بهعنوان موتور توسعه فرهنگی و گردشگری شهرها عمل کند.
تخریب و فرسایش بافت تاریخی پایتخت
بافت تاریخی تهران امروز در مرحلهای حساس و هشداردهنده قرار دارد. بناهای ارزشمند و ثبتشدهای که نماد هویت شهری پایتخت هستند، در محلههای قدیمی مانند عودلاجان و سنگلج طی دهههای گذشته با موج تخریبهای گسترده و مداوم مواجه شدهاند. آخرین نمونه این روند، خانه «امینلشکر» در عودلاجان است؛ عمارتی که ستونهای سفیدرنگ و افراشته آن به تلی از خاک تبدیل شد و شهرداری تهران بهعنوان مالک نیمی از بنا، اقدام موثری انجام نداده است. این موضوع نشان میدهد که قوانین مربوط به حفاظت از آثار ثبت ملی هنوز ضمانت اجرایی موثری ندارند. علیرضا ایزدی، مدیرکل ثبت و حریم آثار وزارت میراث فرهنگی در آذر۱۴۰۴ اعلام کرد که بافت تاریخی تهران ازجمله عودلاجان و سنگلج، هسته اصلی و هویتبخش معماری پایتخت هستند. وی افزود که اقدامات مشاور طرح و اداره کل میراث استان تهران برای حفاظت از بافت عودلاجان انجام شده و شهرداری نیز همکاریهایی داشته اما طرح سنگلج هنوز در حال بررسی بوده و نیازمند تعیینتکلیف است. باوجود این وعدهها اما شاهد آن بودیم که خانه امین لشکر فقط مدت کمی پس از این اظهارات تخریب شد.
وضعیت کنونی بافت تاریخی نشان میدهد که مشکل فراتر از تخریب فیزیکی است. ضعف سازوکارهای نظارتی و اجرایی، طولانی شدن فاصله میان طرحریزی و اجرا و کمتوجهی برخی نهادهای مالک باعث شده بخشی از هویت تاریخی تهران در معرض نابودی قرار گیرد. علاوه بر این روند تخریبها پیامدهای اجتماعی قابلتوجهی نیز دارد؛ محلههای قدیمی که زمانی مرکز ارتباطات اجتماعی و زندگی شهری بودند، اکنون با رهاشدگی و تغییر ماهیت به زیستگاه بحرانهای اجتماعی تبدیل شدهاند.
کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند که تنها با ایجاد سازوکار الزامآور برای دستگاههای مالک بناهای تاریخی، اجرای قاطع قوانین، برخورد با تخریبگران و جایگزینی طرحهای بیسرانجام با برنامههای احیای واقعی میتوان امید داشت که تهران هویت تاریخی خود را حفظ کند و از چرخه فرسایش مداوم خارج شود. در غیراین صورت پایتخت به شهری بدل خواهد شد با گذشتهای ادعایی اما بدون شواهد عینی از تاریخ و هویت شهری.
بحران بافت تاریخی قزوین
در سالهای اخیر بافت تاریخی قزوین همواره با چالشهای جدی نظیر خیابانکشی در قلب این بافت مواجه بوده است. تیرماه امسال، بافت تاریخی قزوین در محلههای قدیمی بلاغی و پنبهریسه در معرض خطر جدی قرار گرفت تا بار دیگر مخاطرات و وضعیت بحرانی آن هویدا شود. مدیریت شهری پیشتر بخشهای زیادی از این محلهها را تملک کرده بود و در این مقطع با هدف احداث خیابان انصاری شرقی، زمینه را برای تخریب باقیمانده خانهها و تغییر هویت فرهنگی و تاریخی این مناطق آماده میکرد. محلههای بلاغی و پنبهریسه، با قدمت بیش از هزار سال، از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و تاریخی اهمیت ویژهای دارند و فعالان میراث فرهنگی نسبت به نابودی این هویت هشدار دادهاند.
محمدحسین سلیمانی، فعال میراث فرهنگی با اشاره به اقدامات شهرداری اعلام کرد که برخی پلاکهای تملکشده تخریب و مکانهایی مانند گاراژ ابتدای خیابان سپه و بخشهایی از محدوده بقعه چهل دختران برای اجرای پروژه آماده شدهاند. وی تاکید کرد که احداث خیابان نهتنها منظر تاریخی خیابان سپه، قدیمیترین خیابان ایران را مخدوش میکند بلکه آثار نفیس مانند مسجد- مدرسه حیدریه، حمام صفوی بلاغی، امامزاده آمنه خاتون و بقعه حمدالله مستوفی را نیز در معرض مخاطره قرار میدهد.
سمیه مراقی، فعال میراث فرهنگی نیز گفته که خیابانکشی اثرات اجتماعی منفی نیز دارد. محلههای بلاغی و پنبهریسه پیش از این از امنترین محلههای قزوین بودند و ساکنان اصیل در آن زندگی میکردند اما پروژه مشابهی در انصاری غربی باعث شد محلهها دچار تغییر جمعیتی و فرهنگی شوند. وی هشدار داد که تکرار این روند در انصاری شرقی نیز همان اثرات ویرانگر را به دنبال خواهد داشت.
پیشتر برخی اعضای شورای شهر قزوین از تملک باقیمانده املاک مسیر برای پیشبرد پروژه خبر داده و اصرار داشتند که با جلب نظر وزارت میراث فرهنگی، احداث خیابان عملی شود.
فعالان میراث فرهنگی بر این باورند که توجه به مصوبه شورایعالی معماری و شهرسازی میتواند بافت تاریخی قزوین را حفظ کرده و همزمان زمینه توسعه گردشگری و فعالیتهای فرهنگی در محلههای قدیمی را فراهم آورد. در غیر این صورت احداث خیابان انصاری شرقی تهدیدی جدی برای هویت تاریخی، اجتماعی و فرهنگی این بخش از قزوین خواهد بود. در نهایت باید اذعان داشت که آنچه در قزوین جریان دارد، بدون شک نشانی واضح از مخاطرات بافتهای تاریخی ایران است.
بافت تاریخی ابرکوه در معرض تخریب
بافت تاریخی ثبت ملیشده ابرکوه نیز در فروردین۱۴۰۴ باردیگر شاهد تخریب بود. اینبار تخریبها در محله نبادان (نوادون) انجام شد و هدف ظاهری آن تعریض کوچهها اعلام شد اما اقدامات تا نزدیکی بقعه سیدون علی نقیا، از آثار ملی ثبتشده با شماره ۲۴۵۱ نیز گسترش یافت. در کنار این بقعه، تکیه نبادان قرار دارد که در سالهای گذشته نیز به منظور تعریض بخشی از آن، چندین خانه تخریب شده بود. این اقدامات خسارتهای جبرانناپذیری به بافت تاریخی شهر وارد میکند و مخاطرهای جدی برای هویت فرهنگی و معماری ابرکوه محسوب میشود.
ابرکوه شهری با قدمتی بیش از ۴۰۰۰سال از نظر تاریخی، فرهنگی و طبیعی اهمیت ویژهای دارد. از نمادهای شاخص آن میتوان به سرو ۴۰۰۰تا۵۰۰۰ساله ابرکوه و آثار تاریخی مانند گنبد عالی، مسجد جامع ابرکوه و خانه آقازاده اشاره کرد. علاوهبر این ابرکوه دارای شهر زیرزمینی منحصربهفردی است که به دوره ساسانیان و احتمالا پیش از آن تعلق دارد و شبکهای از تونلها و اتاقها برای پناهگاه، انبار آذوقه و سکونت موقت فراهم کرده است. این مکان نهتنها ارزش تاریخی و معماری دارد بلکه یکی از جاذبههای مهم گردشگری ابرکوه نیز محسوب میشود.
کنشگران و کارشناسان میراث فرهنگی ازجمله الهه ایروانی با انتقاد از تخریبهای سالهای اخیر هشدار دادهاند که این اقدامات در تضاد با تعهدات قانونی و حفاظتی است. خانههای تخریبشده در محلههای صاحبالزمان، جهانستان، درب قلعه و نبادان پیشتر سالم بودند. این امر نگرانیها درباره تخریب آثار تاریخی را افزایش داده است.
دوستداران میراث ابرکوه خواستار اقدامات فوری قضایی و برنامهای جامع برای حفاظت از این بافت تاریخی هستند. این برنامه باید شامل سازوکارهای قانونی، اداری، فنی، فرهنگی و اقتصادی باشد و مشارکت مردم محلی، نهادهای دولتی و سازمانهای مردمی را دربرگیرد. تنها با اجرای چنین اقدامات چندوجهی میتوان امیدوار بود که بافت تاریخی ابرکوه حفظ و بهعنوان گنجینهای فرهنگی و گردشگری احیا شود در غیر این صورت این میراث ارزشمند در معرض فرسایش و نابودی قرار خواهد گرفت.
آینده نامعلوم بافت تاریخی نیکآباد
شهر نیکآباد با حدود ۵هزار نفر جمعیت در شرق استان اصفهان و منطقه جرقویه ازجمله شهرهای با قدمت تاریخی قابلتوجه است که ریشه آن به دوران پیش از اسلام و ساسانیان بازمیگردد. با وجود این پیشینه غنی، بافت تاریخی و بناهای ارزشمند این شهر امروز با تهدیدات جدی مواجه هستند.
نهم دی ماه امسال محمد طاووسی، مدیرعامل انجمن دوستداران میراث فرهنگی نیکآباد هشدار داد که تخریب گسترده بافت تاریخی، ساختوسازهای نامتناسب، متروکه شدن خانههای قدیمی و وضعیت ناپایدار مساجد و قلعههای تاریخی، زنگ خطری جدی برای میراث ملموس شهر بهشمار میرود و در صورت بیتوجهی، طی پنج تا ۱۰سال آینده بخش مهمی از هویت تاریخی نیکآباد از بین خواهد رفت.
با وجود این تهدیدها نیکآباد ظرفیتهای بالقوهای در حوزه گردشگری دارد ازجمله گردشگری خوراک، آئینی و تاریخی. برای بهرهبرداری از این ظرفیتها، برنامههایی شامل ایجاد موزه کشاورزی، موزه مردمشناسی، موزه مفاخر، تعریف گذرهای تاریخی، احیای آسیابها و تونلهای زیرزمینی، مرمت قلعه نیکآباد و تبدیل خانههای تاریخی به بومگردی تدوین شده است. طاووسی تاکید کرد که اجرای این برنامهها نیازمند حمایت جدی دستگاههای دولتی و اجرایی است و در صورت تحقق نیکآباد میتواند به یکی از مقاصد مهم گردشگری استان و حتی کشور تبدیل شود.
بزرگترین تهدید پیشروی میراث تاریخی نیکآباد نبود برنامه کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت است.
ضرورت حفظ و مرمت بافتهای تاریخی
باید در نظر داشت که بافت تاریخی شهرها فراتر از مجموعهای از ساختمانها و گذرهاست. این بافتها نماد هویت جمعی، روایتگر تاریخ و نشاندهنده فرهنگ و سبک زندگی نسلهای گذشته هستند. وقتی بافت تاریخی آسیب میبیند یا تخریب میشود، شهر نهتنها بخشی از حافظه فرهنگی خود را از دست میدهد بلکه پیوندهای اجتماعی و حس تعلق مردم به محیط شهری نیز تضعیف میشود. این واقعیت نشان میدهد که حفاظت از بافت تاریخی نه یک الزام صرفا زیباییشناسانه بلکه یک ضرورت هویتی و اجتماعی است. هویت شهری بدون حضور بناهای تاریخی و عناصر ملموس فرهنگ به چیزی محدود میشود که صرفا کالبدی و فاقد معناست؛ شهری که تنها مجموعهای از خیابانها و ساختمانها باشد، نمیتواند روایتگر تجربه زندگی انسانها در طول زمان باشد.
همزمان بافت تاریخی ظرفیت بالقوهای برای توسعه گردشگری و اقتصاد محلی فراهم میکند. بناها، کوچهها و فضاهای قدیمی میتوانند تبدیل به جاذبههای فرهنگی، موزههای کوچک، گالریها یا مراکز فعالیتهای هنری و بومگردی شوند و به این ترتیب، هم درآمد پایدار برای شهر ایجاد کنند و هم تجربهای منحصربهفرد برای گردشگران ارائه دهند. این امر نشان میدهد که حفاظت و مرمت بافت تاریخی تنها یک هزینه نیست بلکه سرمایهگذاری در آینده فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شهر است. هر بنا یا محلهای که بازسازی، مرمت و بهرهبرداری شود، میتواند نقشی فعال در اقتصاد گردشگری ایفا کند و با ارتقای کیفیت زندگی محلی، مشارکت جامعه و رضایت شهروندان را افزایش دهد.
حفظ بافت تاریخی نیازمند رویکردی جامع است که هم سازوکارهای قانونی و نظارتی قوی داشته باشد و هم مشارکت مردم، نهادهای دولتی و سازمانهای غیردولتی را در بر گیرد. برنامهریزی مستمر، مرمت اصولی و بهرهبرداری هوشمندانه از فضاهای تاریخی میتواند چرخه تخریب را متوقف کرده و ارزشهای هویتی و فرهنگی را تقویت کند. در این مسیر نگاه فعال به بافتهای تاریخی اهمیت دارد. نباید آنها را صرفا بهعنوان باقیماندهای از گذشته دید بلکه باید آنها را بهعنوان بخشی زنده از شهر، قابل استفاده و قابل تجربه برای نسل حاضر و آینده در نظر گرفت.
در نهایت اهمیت بافت تاریخی در دو محور اصلی خلاصه میشود؛ نخست، هویت شهری و پیوندهای اجتماعی که به واسطه تاریخ و فرهنگ شکل میگیرد و دوم، ظرفیتهای توسعه گردشگری و فرهنگی که میتواند اقتصاد محلی و کیفیت زندگی شهروندان را ارتقا دهد. حفاظت از این سرمایهها نهتنها پاسداری از گذشته بلکه تضمین آیندهای پایدار، پویا و غنی برای شهر و ساکنان آن است. هرگونه کوتاهی در این زمینه علاوه بر از دست رفتن میراث ملموس میتواند به گسست اجتماعی و کاهش جذابیت شهر برای گردشگران منجر شود بنابراین برنامهریزی هوشمند و اقدام عاجل برای حفظ و مرمت بافتهای تاریخی ضروری و غیرقابل چشمپوشی است.
