مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها، استارتاپ‌ها و بین‌المللی‌سازی

مینا صمدی کمیجانی
کدخبر: 629207
مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها به‌ویژه برای استارتاپ‌ها به‌عنوان محرکی راهبردی برای نوآوری، مزیت رقابتی و رشد بین‌المللی تبدیل شده است.
مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها، استارتاپ‌ها و بین‌المللی‌سازی

مینا صمدی کمیجانی*- مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها (CSR) از یک دغدغه جانبی کسب‌وکار به‌یک اولویت راهبردی مرکزی برای سازمان‌ها در هر اندازه‌ای ازجمله استارتاپ‌ها و شرکت‌های کوچک و متوسط (SMEs) تبدیل شده است. سه‌سندی که در این مقاله بررسی شدند به‌طور جمعی نشان می‌دهند که CSR دیگر صرفا یک تعهد اخلاقی نیست بلکه محرکی اساسی برای مزیت رقابتی، نوآوری، مشروعیت، اعتماد ذی‌نفعان و رشد بین‌المللی محسوب می‌شود.

این مقاله مهم‌ترین یافته‌های جهان موجود را ترکیب کرده و بررسی می‌کند که چگونه استارتاپ‌ها مسوولیت‌های اجتماعی را در استراتژی‌ها، فرهنگ سازمانی و فرآیندهای بین‌المللی‌سازی خود ادغام می‌کنند.

این مقاله در نظر دارد درک جامعی از رابطه در حال تحول میان استارتاپ‌ها، پایداری، مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها و گسترش کسب‌وکار جهانی ارائه دهد و نتیجه‌گیری می‌کند که استارتاپ‌هایی که مسوولیت‌های اجتماعی را از همان ابتدا در هویت سازمانی و استراتژی‌های بین‌المللی‌سازی خود ادغام می‌کنند احتمال بیشتری برای دستیابی به‌تاب‌آوری بلندمدت، مشروعیت، نوآوری و سودآوری خواهند داشت.

از سال گذشته و همزمان با حملات بیگانگان به‌ایران و مشکلات مستحدثه ناشی از قطعی اینترنت اگرچه بسیاری کسب‌وکارهای مرتبط با اینترنت راکد و بعضا ورشکسته شدند اما برخی دیگر با استفاده از امکانات موجود توانستند تاحدودی براین محدودیت اساسی فائق آیند. در دهه‌های اخیر جهانی‌شدن، پیشرفت فناوری، نگرانی‌های زیست‌محیطی و انتظارات اجتماعی چشم‌انداز کسب‌وکار را به‌طور اساسی دگرگون کردند. امروزه کسب‌وکارها دیگر صرفا براساس عملکرد مالی ارزیابی نمی‌شوند. مشتریان، کارکنان، دولت‌ها، سرمایه‌گذاران و جوامع محلی به‌طور فزاینده‌ای انتظار دارند که شرکت‌ها رفتار اخلاقی، پایداری، آگاهی زیست‌محیطی و تاثیر اجتماعی خود را نشان دهند.

مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها (CSR) به‌عنوان چارچوبی شکل گرفت که ازطریق آن سازمان‌ها می‌توانند اهداف اقتصادی را با انتظارات اجتماعی همسو کنند. اگرچه CSR در گذشته بیشتر با شرکت‌های بزرگ چندملیتی مرتبط بود اما امروزه برای استارتاپ‌ها و شرکت‌های کوچک و متوسط نیز اهمیت فراوانی پیدا کرده است.

استارتاپ‌ها جایگاهی منحصربه‌فرد در اکوسیستم کسب‌وکار دارند. برخلاف شرکت‌های بزرگ و تثبیت‌شده استارتاپ‌ها معمولا دارای ویژگی‌های نظیر منابع مالی محدود، ساختارهای سازمانی انعطاف‌پذیر، تاثیرگذاری قوی بنیانگذاران، فرهنگ‌های مبتنی بر نوآوری، جاه‌طلبی برای رشد سریع و قابلیت گسترش درمقیاس جهانی هستند. این ویژگی‌ها باعث می‌شود استارتاپ‌ها نسبت به‌انتظارات ذی‌نفعان و فشارهای اجتماعی حساسیت بیشتری داشته باشند.

درک مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها

مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها به‌مسوولیت کسب‌وکارها درقبال درنظرگرفتن آثار اقتصادی، زیست‌محیطی، اخلاقی و اجتماعی فعالیت‌هایشان اشاره دارد. ادبیات بررسی‌شده در این اسناد نشان می‌دهد که مفهوم CSR در طول زمان تحول قابل‌توجهی داشته است.

یکی از تاثیرگذارترین چارچوب‌های مطرح‌شده «هرم مسوولیت اجتماعی کارول» است که CSR را به‌چهارنوع مسوولیت به‌نام‌های مسوولیت‌های اقتصادی، قانونی، اخلاقی و بشردوستانه تقسیم می‌کند. براساس دیدگاه کارول، کسب‌وکارها ابتدا باید از نظر اقتصادی پایدار و سودآور باشند تا بتوانند مسوولیت‌های اخلاقی و بشردوستانه سطح بالاتر را انجام دهند.براین اساس در تعاریف گسترده‌تری از مسوولیت‌های اجتماعی مواردی همچون پایداری، مشارکت ذی‌نفعان، حفاظت از محیط‌زیست، رفاه کارکنان، تاثیر بر جامعه، شفافیت و حاکمیت مسوولانه مطرح شدند. به‌همین علت مسوولیت‌های اجتماعی امروزه به‌طور فزاینده‌ای به‌عنوان بخشی یکپارچه از استراتژی اصلی کسب‌وکار تلقی می‌شود و نه صرفا فعالیت‌های خیریه جداگانه.

تحول مسوولیت‌های اجتماعی در استارتاپ‌ها و شرکت‌های کوچک و متوسط

در گذشته تحقیقات مربوط به‌مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها عمدتا بر شرکت‌های بزرگ چندملیتی متمرکز بود زیرا این شرکت‌ها از منابع و دیده‌شدن بیشتری برخوردار بودند. اغلب تصور می‌شد که شرکت‌های کوچک و استارتاپ‌ها فاقد توان مالی و بلوغ سازمانی لازم برای اجرای مسوولیت‌های اجتماعی هستند. تحقیقات جدید با توجه برنقش استارتاپ‌ها تاکیددارند که آنها درواقع ممکن است مزایایی داشته باشند که اجرای موثر مسوولیت‌های اجتماعی را برای آنها امکان‌پذیر می‌کند‌ که ازجمله این موارد انعطاف‌پذیری سازمانی، نوآوری کارآفرینانه، چشم‌انداز مبتنی بر بنیانگذار، روابط نزدیک با ذی‌نفعان، تصمیم‌گیری چابک و انسجام فرهنگی قوی است.

گزارش بنیاد جامعه سیلیکون‌ولی به‌ویژه تاکید می‌کند که استارتاپ‌ها می‌توانند مسوولیت‌های اجتماعی را از همان ابتدا در ساختار خود «نهادینه» کرده نه اینکه بعدا آن را به‌کسب‌وکار خود اضافه کنند.

این ادغام زودهنگام مزایای راهبردی بلندمدتی شامل تمایز برند، وفاداری مشتری، مشارکت کارکنان، جذب سرمایه‌گذار، فرصت‌های نوآوری و تاب‌آوری بلندمدت را فراهم می‌کنند.

مسوولیت اجتماعی به‌عنوان منبع مزیت رقابتی

یکی از موضوعات اصلی در تجارت دیجیتال و جهان فعلی این است که مسوولیت اجتماعی صرفا یک تعهد اخلاقی نیست بلکه منبعی برای ایجاد مزیت رقابتی نیز محسوب می‌شود. این مزیت‌ها عبارتند از مزایای مالی و راهبردی، افزایش سودآوری(شرکت‌های هدف‌محور اغلب از نظر مالی عملکرد بهتری نسبت به‌رقبا دارند)، افزایش ارزش برند(مصرف‌کنندگان به‌طور فزاینده‌ای برندهایی را ترجیح می‌دهند که دارای هدف اجتماعی باشند)، وفاداری مشتری(مشتریان به‌شرکت‌هایی که آنها را اخلاق‌مدار و مسوول اجتماعی می‌دانند پاداش می‌دهند)، بهبود مشارکت کارکنان(کارکنان زمانی انگیزه بیشتری دارند که احساس کنند کارشان تاثیر مثبتی بر جامعه دارد)، جذابیت برای سرمایه‌گذاران(سرمایه‌گذاران تاثیرگذار (Impact Investors) به‌طور فزاینده‌ای به‌دنبال استارتاپ‌هایی هستند که با اهداف پایداری همسو باشند، کاهش ریسک(مسوولیت‌های اجتماعی به‌شرکت‌ها کمک می‌کند ریسک‌های زیست‌محیطی، قانونی و اعتباری را پیش‌بینی و مدیریت کنند) و در آخر فرصت‌های نوآوری که باعث می‌شوند چالش‌های اجتماعی و زیست‌محیطی اغلب موجب شکل‌گیری محصولات، خدمات و مدل‌های کسب‌وکار جدید می‌شوند. درواقع اجرای مسوولیت‌های اجتماعی باید به‌عنوان یک «قابلیت پویا» دیده شود که به‌استارتاپ‌ها در شناسایی فرصت‌های جدید بازار کمک می‌کند.

استارتاپ‌ها و مدل‌های کسب‌وکار هدف‌محور

راهنمای بنیاد جامعه سیلیکون‌ولی تاکید زیادی بر مفهوم «هدف» دارد. استارتاپ‌های هدف‌محور سازمان‌هایی هستند که ماموریت آنها فراتر از حداکثرسازی سود بوده و شامل ایجاد ارزش برای جامعه نیز می‌شود.

براساس این راهنما کارکنان به‌دنبال کار معنادار بوده و مصرف‌کنندگان به‌هدف واقعی و اصیل پاداش می‌دهندو نسل هزاره (Millennials) انتظار دارند شرکت‌ها تاثیر مثبتی بر جامعه داشته باشند. علاوه‌براین مسوولیت اجتماعی به‌طور فزاینده‌ای بر تصمیمات خرید تاثیر می‌گذارد. این راهنما بیان می‌کند که استارتاپ‌ها دارایی‌های منحصربه‌فردی دارند که امکان ایجاد کسب‌وکارهای هدف‌محور را فراهم می‌کند.

رهبری الهام‌بخش: بنیانگذاران استارتاپ‌ها اغلب توانایی بسیج سریع کارکنان حول یک ماموریت اجتماعی را دارند زیرا انها دارای نیروی کار مشتاق بوده به‌طوری که کارکنان استارتاپ‌ها معمولا پرانرژی، انعطاف‌پذیر و ماموریت‌محور هستند. هویت برند نوظهور یا برندهای جوان نیز می‌توانند از همان مراحل اولیه روایت‌های اصیل مسوولیت اجتماعی را در هویت خود شکل دهند. درهمین‌راستا این ویژگی‌ها به‌استارتاپ‌ها اجازه می‌دهد مسوولیت اجتماعی را عمیقا در فرهنگ سازمانی خود ادغام کنند.

مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها و بین‌المللی‌سازی

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای پایان‌نامه دانشگاه آلتو تحلیل نقش مسوولیت‌های اجتماعی در بین‌المللی‌سازی استارتاپ‌هاست. بین‌المللی‌سازی به‌فرآیندی اشاره دارد که طی آن شرکت‌ها وارد بازارهای خارجی شده و فعالیت خود را درسطح جهانی گسترش می‌دهند. به‌طور مشخص مسوولیت‌های اجتماعی به‌طور فزاینده‌ای بر انتخاب بازار، انتخاب شرکای تجاری، روابط با مشتریان، جایگاه‌یابی برند، استراتژی‌های انطباق با قوانین و مدیریت شهرت و اعتبار تاثیرگذار هستند.

با شروع جنگ و محدودیت‌های اساسی اینترنتی مسوولیت‌های اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ رویدادی که چالش‌های اخلاقی مرتبط با فعالیت‌های بین‌المللی را برجسته کرده و شرکت‌هایی که در سطح بین‌المللی فعالیت می‌کنند باید موارد نظام‌های حقوقی متفاوت، انتظارات فرهنگی متنوع، چالش‌های اخلاقی، مقررات زیست‌محیطی و نگرانی‌های مربوط به‌حقوق بشر را هم مدنظر قرار دهند.

* عضو انجمن حسابداران خبره ایران

آخرین اخبار