فشار روانی بر بازار

احسان کشاورز- اقتصاد ایران طی چهاردهه گذشته همواره در معرض تحریمهای خارجی قرار داشته و این مساله به یکی از تعیینکنندهترین متغیرهای سیاست و معیشت مردم تبدیل شده است. با این حال، پرسش اصلی این است که چرا اقتصاد ایران بیش از بسیاری از کشورهای دیگر در برابر تحریمها آسیبپذیر بوده است؟ آیا این صرفا نتیجه فشارهای خارجی است یا باید ریشههای آن را در ساختارهای درونی جستوجو کرد؟
نخستین پاسخ را میتوان در سهم ناچیز ایران از تجارت جهانی یافت. کشوری که حجم صادرات غیرنفتی آن کمتر از ۵۰میلیارد دلار است و نفت نیز جایگاه راهبردی گذشته را از دست داده، نمیتواند در زنجیره ارزش جهانی نقش تعیینکنندهای داشته باشد. به همین دلیل حذف یا کنار گذاشتن ایران از چرخه اقتصاد جهانی برای دیگر کشورها پرهزینه نیست و همین امر تحریمپذیری کشور را افزایش داده است.
آنچه وضعیت را پیچیدهتر کرده، ضعف نهادهای اقتصادی داخلی است. اقتصاد ایران در طول نیمقرن اخیر بر پایه تفکر رانتی و نفتی شکل گرفته و همین امر موجب شده نهادهای اقتصادی، علمی و حتی فناوری فرسوده شوند. سیاستهای دستوری، قیمتگذاریهای غلط، مدیریت دولتی و گسترش شبهدولتیها موجب شده است بخشخصوصی واقعی جایگاهی در اقتصاد نداشته باشد. چنین ساختاری امکان نوآوری، خلاقیت و شایستهسالاری را از بین برده و اقتصاد را به بدنی ضعیف و آسیبپذیر تبدیل کرده که توان مقاومت در برابر فشارهای بیرونی را ندارد.
از سوی دیگر تجربه تاریخی منفی مردم نسبتبه تحریمها موجب شده حتی اخبار مربوط به تحریم نیز اثرات شدیدی بر بازارها بگذارد درحالیکه از نظر فنی برخی سازوکارها مانند «مکانیسمماشه» بهتنهایی نمیتوانند اثرات اقتصادی سنگینی داشته باشند اما ذهنیت عمومی که در گذشته بارها شاهد بیاثر خواندن تحریمها و در ادامه وخامت شرایط بوده، جامعه را نسبتبه هر خبر خارجی حساس و شرطی کرده است. نتیجه آنکه امروز یک خبر میتواند بازار ارز را هزاران تومان جابهجا کند، حتی اگر تحریم واقعی هنوز اعمال نشده باشد.
به همین دلیل، تحلیل وضعیت اقتصاد ایران در شرایط تحریم بدون توجه به دو بعد داخلی و روانی ممکن نیست. ضعف نهادی، حذف بخشخصوصی، سوءمدیریت و بیاعتمادی عمومی همه در کنار فشارهای خارجی قرار گرفته و اقتصاد ایران را در موقعیتی شکننده قرار داده است.
در همین زمینه وحید شقاقی شهری، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی، در گفتوگو با «جهانصنعت» اظهار داشت: ایران بهدلیل سهم ناچیز در تجارت جهانی و فرسودگی نهادهای اقتصادی، بهراحتی تحریمپذیر است. وی افزود: اگر اقتصاد به دست بخشخصوصی سپرده و اعتماد عمومی بازسازی میشد، شدت اثر تحریمها بسیار کمتر میشد. این اقتصاددان همچنین تاکید کرد: کشور با شعار اداره نمیشود و تنها از مسیر اصلاحات ساختاری، پاسخگویی مسوولان و ایجاد امید و اعتماد در جامعه میتوان فشار تحریمها را کاهش داد.
ایران، بازیگر کوچک جهان تجارت
این اقتصاددان در پاسخ به پرسشی درباره چرایی اثرگذاری تحریمها بر اقتصاد ایران اظهار داشت که ایران سهم اندکی در اقتصاد و تجارت منطقهای و جهانی دارد و در زنجیره ارزش تولید نیز جایگاهی به دست نیاورده است. به همین دلیل، حضور یا نبود آن در اقتصاد جهانی چندان محسوس نیست. وی افزود: صادرات غیرنفتی ایران کمتر از ۵۰میلیارد دلار است و معادل همین میزان نیز صادرات نفتی انجام میشود. حال آنکه در دهههای گذشته، به ویژه ۳۰ تا ۴۰سال قبل، ایران و خاورمیانه بهدلیل موقعیت ممتاز در حوزه انرژی اهمیت راهبردی داشتند و غرب بهخاطر وابستگی شدید به نفت منطقه ناچار بود بر ثبات و امنیت ایران تمرکز کند. او تصریح کرد: امروز شرایط تغییر کرده است؛ آمریکا با اتکا به نفت شیل جایگاه نخست جهان در تولید انرژی را به دست آورده و حتی از عربستان و روسیه پیشی گرفته است. اروپا نیز پس از جنگ اوکراین و روسیه، برای ارتقای امنیت انرژی بهسمت منابع جدید حرکت کرده و بسیاری کشورها به انرژیهای نو و تجدیدپذیر روی آوردهاند. چین هم با سرمایهگذاریهای گسترده در این بخش، در آینده نزدیک به جایگاهی ویژه خواهد رسید.
وی بیان کرد: در چنین شرایطی صادرات نفتی ایران ـ معادل یک و نیم تا ۲ میلیون بشکه در روز ـ برای غرب و حتی شرق چندان اهمیت ندارد و به آسانی جایگزین میشود. در حوزه صادرات غیرنفتی نیز رقم ۵۰میلیارد دلار بسیار ناچیز است. برای نمونه چین حدود ۳۷۰۰میلیارد دلار، آمریکا بیش از ۳هزار میلیارد دلار و حتی کشوری کوچک مانند هلند بیش از یک تریلیون دلار صادرات دارند. او تاکید کرد: ایران در رتبه سیام جهان از نظر حجم صادرات قرار دارد و این صادرات عمدتا ارزشافزوده بالایی ندارد. به همین دلیل، اقتصاد ایران در مقیاس جهانی چندان به چشم نمیآید و کنار گذاشتن آن از چرخه تجارت جهانی برای دیگر کشورها اهمیتی ندارد. وی خاطرنشان کرد: هر کشوری که بخواهد تحریمناپذیر شود باید سهمی جدی در زنجیره ارزش تولید و تجارت جهانی داشته باشد اما ایران چنین جایگاهی ندارد و همین امر سبب شده تحریمپذیری بالایی داشته باشد.
اقتصاد رانتی و نهادهای فرسوده
شقاقی شهری در پاسخ به پرسشی درباره اینکه بخش مهمی از مشکلات اقتصادی کشور ناشی از ساختارهای داخلی است نهصرفا تحریمها، اظهار داشت که ما در ۵۰سال اخیر کشور را با تفکر نفتی و رانتی اداره کردیم. نهادهای اقتصادی ما آلوده به تفکر ذاتی نفتی شدند، نهادهای اقتصادی دستکاری شدند و قیمتگذاریهای سنگین و دستوری، همراه با همان تفکر اقتصاد نفتی موجب شد بخش عمدهای از نهادهای اقتصادی و حتی نهادهای علمی و فناوری ما پوسیده و کهنه شوند.
وی افزود: وقتی گفته میشود که ایران با یک آرایش سنگین از سوی غرب مواجه است و هجمه شدیدی علیه کشور وجود دارد، باید در داخل اراده، توان نوآوری، خلاقیت و سرزندگی وجود داشته باشد تا بتواند در مقابل فشارهای بیرونی مقاومت کند. او برای توضیح این موضوع مثالی آورد و تصریح کرد: فرض کنید چند نفر از بیرون قصد حمله داشته باشند و من درون خانه باشم. اگر خودم را بسازم، ورزش کنم و قوی باشم، میتوانم مقاومت کنم، حتی اگر شکست بخورم یا عقبنشینی کنم اما اگر معتاد باشم و نتوانم روی پای خود بایستم، امکان هیچ مقاومتی وجود ندارد. اقتصاد ایران نیز در همین وضعیت قرار دارد.
این اقتصاددان بیان کرد: در ۵۰سال گذشته نهادهای اقتصادی ما با تفکر رانتی و نفتی شکل گرفتهاند. بخش عمده شرکتهای بزرگ ایران امروز در اختیار شبهدولتیهاست. همان مدیران دولتی که در چند دهه اخیر اقتصاد ایران را زمینگیر کردند، امروز با همان تفکرات اشتباه و سطحی خود در راس شبهدولتیها قرار گرفتهاند. اکنون اگر نگاهی به شرکتهای بزرگ کشور بیندازیم، خواهیم دید مدیران آنها همان کسانی هستند که در چهار دهه گذشته اقتصاد را با مشکل مواجه کردهاند اما امروز بهعنوان مدیران شبهدولتی صرفا حقوقهای چندبرابری دریافت میکنند و هیچ نظارتی هم بر عملکردشان وجود ندارد؛ از بانکهای بزرگ تا صنایع فولادی و پتروشیمی، همه در اختیار همین جریان قرار گرفتهاند.
فرصت گمشده بخشخصوصی
شقاقی شهری تصریح کرد که کشور را به دست بخشی نوظهور و عجیب به نام شبهدولتیها سپردهایم؛ بخشهایی که مدیریتشان دولتی است اما مالکیتشان مردمی و هیچگونه پاسخگویی هم وجود ندارد. در نتیجه شرایطی وخیم در اقتصاد ساخته شده و بخشخصوصی عملا جایگاهی ندارد. این یعنی ما با یک ساختار کهنه، فرسوده و بیمار میخواهیم در برابر ساختارهای اقتصادی مقاوم جهانی بایستیم.
وی بیان کرد: اگر قرار بود ایران در مقابل جهان غرب که با آن مشکل ایدئولوژیک و سیاسی دارد مقاومت کند، باید نهادهای اقتصادی خود را سرزنده نگه میداشت و اقتصاد را به دست بخشخصوصی میسپرد تا خلاقیت، نوآوری، شایستهسالاری و زندگی به اقتصاد بیاورد. بسیاری از بحرانهایی که امروز کشور با آنها دستوپنجه نرم میکند- مانند بحران آب، برق، گاز و نشست زمین- یک دلیل بیشتر ندارد و آن، غیبت بخشخصوصی در اقتصاد است.
این اقتصاددان افزود: بخشخصوصی شبانهروز برای پیشرفت و سودآوری تلاش میکند و با خود خلاقیت، نوآوری، شایستهسالاری، منابع مالی و ایدههای نوین میآورد اما بحرانهای امروز ایران حاصل قیمتگذاریهای دستوری، مداخلات دولت و شیوه خرج منابع مالی در دست دولت است. همین مسیر نادرست، ایران را بهسمت بحرانهای بزرگ برده است.
وی خاطرنشان کرد: بحرانهای کنونی تحریمها را برای ایران آسانتر و تبعات تحریمها را بر اقتصاد و معیشت مردم سنگینتر کرده است. مردمی که درگیر بحرانهای متعدد داخلی هستند، با تحریمها فشار مضاعف را تجربه میکنند. مسیر اقتصادی کشور اشتباه بوده است و این مسیر یکشبه هم به وجود نیامده؛ حداقل ۳۰سال است که چنین روندی دنبال میشود. به نظر من، از اواسط دهه۸۰ دوباره اقتصاد به مسیر غلط افتاد. البته پیش از آنهم اقتصاد دولتی بود اما در برنامه سوم توسعه تلاش شد شرایط تغییر کند. در نیمه دوم دهه۸۰، سیاستهای پوپولیستی مانند سهام عدالت و نگاههای عدالتمحورانهای که در عمل به بیعدالتی منجر شدند، کشور را زمینگیر کردند. سپس با تحریمها مواجه شدیم اما به بخشخصوصی نیز اجازه ورود داده نشد و این بخش به دلایل گوناگون آسیب دید و از اقتصاد کنار گذاشته شد.
این اقتصاددان تاکید کرد: بخشخصوصی با قیمتگذاری دستوری، تضعیف حقوق مالکیت، انحصار و نگرشهای امنیتی و سیاسی سرکوب شد، ترسید و از اقتصاد فرار کرد. نتیجه آن شد که امروز بخشخصوصی وجود ندارد و اقتصاد در اختیار شبهدولتیهاست. این شبهدولتیها نیز عمده صنایع بزرگ را در دست دارند. نهادهای دیگر هم که اصلا وظیفهای در اقتصاد نداشتند، وارد اقتصاد شدند و یک اقتصاد ضعیف شکل گرفت.
تحریمها در سایه نهادهای فرسوده
به گفته شقاقی شهری، همزمان با این وضعیت، حلقه تحریمها تنگتر شده است. تنها راهحل، تغییر ریل حکمرانی اقتصادی و سپردن اقتصاد به بخشخصوصی است. اگر چنین نشود، بحرانها روز به روز شدیدتر میشوند. مشکلات امروز مانند قطعی آب و برق و بحران انرژی فقط ظاهر ماجراست و در آینده وخیمتر خواهد شد. او خاطرنشان کرد: من میپذیرم تحریمها هزینهزا هستند و ضربه میزنند اما اگر بخشخصوصی در اقتصاد حضور داشت، شدت اثر آنها بسیار کمتر میشد. مثال روشن آن همان فرد ورزشکار سالم است که میتواند در برابر حمله مقاومت یا آگاهانه عقبنشینی کند و دوباره ضربه بزند درحالیکه فرد معتاد حتی توان ایستادن ندارد.
این اقتصاددان افزود: اکنون ایران در جهانی قرار گرفته که یک فردی مانند ترامپ با قدرت اقتصادی و نظامی در راس آن است و نتانیاهو نیز با افراطگرایی شدید علیه ایران صفآرایی میکند. اروپا نیز بهشدت تضعیف شده و فرمانبردار آمریکاست و سایر کشورها هم یا خود تحت تحریم هستند یا بهدلیل منافع ملی ناگزیرند با آمریکا کنار بیایند. در این شرایط ایران با یک صفآرایی سنگین خارجی روبهرو است اما در داخل نهادی فرسوده و بدون حضور بخشخصوصی دارد. عوامفریبی، توهم و سوءمحاسبات رایج شده و این وضع به کشور آسیب زده است. وی تاکید کرد: کشور با شعار اداره نمیشود. باید اقتصاد به دست مردم و بخشخصوصی سپرده شود. تنها در این صورت است که میتوان فشار تحریمها را کاهش داد و اقتصاد را به مسیر درست بازگرداند.
اعتماد؛ نخستین داروی اقتصاد
شقاقی شهری در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا اخبار تحریم گاهی بیش از خود تحریم بر اقتصاد اثرگذار میشود، اظهار داشت که انتظارات تورمی و اخبار تحریم همیشه کنار خود تحریمها حضور داشته است و این امر ریشه در سابقه تاریخی منفی دارد. در دو، سه دهه گذشته بارها گفته شد که تحریمها «کاغذپاره» است و اثری ندارد اما در واقعیت شرایط اقتصادی بدتر و همین موجب شد ذهنیت عمومی مردم نسبتبه تحریمها منفی شود.
وی افزود: مردم مشاهده کردند که هربار گفته شد تحریم بیاثر است، مدت کوتاهی بعد نرخ ارز چند برابر شد. این ذهنیت تاریخی منفی باعث شده جامعه شرطی شود و امروز به محض شنیدن خبر تحریم یا سازوکارهایی مانند مکانیسمماشه، واکنشهای شدیدی نشان دهد درحالیکه او معتقد بود اثر اقتصادی چنین مکانیسمهایی بهتنهایی نمیتواند بسیار بزرگ باشد اما همین ذهنیت منفی، اثر روانی بزرگی ایجاد کرده و قیمت دلار را ۱۲هزار تومان بالا برده است.
او تصریح کرد: راهکار اصلی برای کاهش اثر اخبار تحریم، بازسازی اعتماد است. مشکل اصلی این است که مسوولان بارها وعده دادهاند و هیچگاه پاسخگو نبودهاند. در دنیا وقتی یک مقام سیاسی یا اقتصادی وعدهای میدهد، اگر خلافش رخ دهد با فشار رسانهها یا پارلمان مجبور به پاسخگویی یا استعفا میشود اما در ایران بسیاری از مدیران وعدههایی دادهاند و پس از نقض آنها هیچ مسوولیتی نپذیرفتهاند. همین مساله اعتماد عمومی را از بین برده است.
این اقتصاددان بیان کرد: نخستین مرحله بازسازی اعتماد این است که هر مقام اقتصادی و سیاسی پای حرفی که میزند بایستد و اگر نتوانست به وعدهاش عمل کند، خود کنار برود. او تاکید کرد هیچ مسوول کشور تاکنون چنین رویهای را نداشته و این فقدان پاسخگویی، بیاعتمادی عمیقی در جامعه ایجاد کرده است.
امید، سپر در برابر تحریم
شقاقی شهری خاطرنشان کرد که مرحله دوم پس از اعتماد، ایجاد امید در جامعه است. همانطورکه بیماری با تغییر سبک زندگی و اصلاح رژیم غذایی به خانواده خود امید میدهد، اقتصاد هم نیازمند تصمیمات سخت و اصلاحات ساختاری است تا مردم نسبتبه آینده امیدوار شوند، حتی اگر نتیجه نهایی در کوتاهمدت حاصل نشود.
وی افزود: دولت باید در حوزههایی چون قیمتگذاری دستوری، حذف رانتها، تقویت حقوق مالکیت، کنار زدن شبهدولتیها و سپردن اقتصاد به بخشخصوصی تصمیمات دشوار بگیرد. این اصلاحات امید و انگیزه ایجاد میکند و مردم حاضر میشوند سختیها را تحمل کنند زیرا باور خواهند داشت که مسیر حکمرانی اقتصادی تغییر کرده و آینده روشنتری در پیش است.
این اقتصاددان تاکید کرد که امید موجب افزایش ظرفیت تحمل جامعه میشود، اعتماد ملی را تقویت میکند و مقاومت در برابر تحریمها را بالا میبرد. اگر چنین اصلاحاتی صورت گیرد، جامعه دیگر با هر خبر خارجی دچار شوک نمیشود اما اکنون که اعتماد و امید وجود ندارد، کوچکترین خبری درباره تحریمها بازارها را دچار تلاطم میکند.
وی در پایان اظهار داشت: کشوری که ساختار اقتصادی آن محکم بنا نهاده شود، با وزش بادهای بیرونی فرو نمیریزد اما اگر ساختمان اقتصاد شکننده باشد، همواره با هر خبر جدیدی دچار بحران خواهد شد.